کربلآ میخوای عآقبت بخیری میخوای شهآدت میخوای هرچی میخوای امشب برو سرآغ اربآب و توبه و قول وآقعی بده که عوض بشی
روز چهارم | طفلانِ حضرت زینب (س)
از قدیم گویند عشق را خواهی بسنجی
عهد و ایمانش بسنج،
آنکه پایِ دینِ خود جان میدهد عاشق تر است!
اما من گویم آنکه در رهِ معشوق خود
فرزندان خود را نیز فدایی میکند عاشق تر است..
آنکه علاوه بر تمام قلبِ خود،
دو پاره تنِ خویش را قربانی کند عاشق تر است!
آن حین که گفت برادر را به جانِ زهرا
واضح است که از همه اهل حرم،
زیـنب عاشق تر است!
رَجَزِ پسرش بر قلبش شوری انداخت
گفت گویا پسرم در رهِ حسین
از مادرش هم عاشق تر است!
صدایِ گریهِ اهل حرم رفت بالا..
گفتند به زینب بگویید که بیاید و نیامد
چون از همه عاشق تر است!
گفتند بیا خاکش کن پسرت را کشتند،
اما نیامد که نبیند عرقِ شرمِ برادر را زیرا
او از همه عاشق تر است..
محدث گر بگردی تمامِ کُتبِ تاریخ را
نتوان یافت چو زینب که از همه عاشق تر است(:
بسم الله..
سلام
زینب هستم و اولین باره اینجا صحبت میکنم..
از آشناییتون خوشوقتم!
شعری نوشتم بندهٔ حقیر..
گفتم شاید قشنگ باشه بذارمش اینجا.
میدونم یکم پیش شعر بود محتوا ها.. اما این فرق میکنه.
بهتر در این جهان، بجز روضه نیست کار
عمر! ای رذل آخر تو را، با فاطمه(س) چیست کار
گفتند خشم او، ز آسمان عجب تر است!
لرزِ زمین و باد، بیش از تحمل است!
آخر مادر ما، هر چه را داشت گذاشت،
تا که خون بر زمین مسجد چکید،
دست از دفاع بر نداشت!
گر مادرِ آب آنجا نبود، خاک ها میمردند
بچه یتیم های شهر، بدون سایه سرشان میمردند
دستش چو پیچکی، نازک چو برگ گل
دور علی(ع) پیچیده بود، ترسان زِ ضرب و جور
وای از مصیبتا! وای از تحملا!
هر چه کرد آن بی گهر، نتوانست حریف دستان مادرم شود!
گفتند که باید شکست، باید برید، باید خمید..
چوب را بر گرفت، آن ناپاک زاده ی پلید
زورت به بازوی مادر من زهرا(س) رسید؟
دیگر علی(ع) دستی، که او را نگه دارد ندید..
دستی شکست، آهی برید، دادی نبود..
غیرت مردانِ این شهر،به کجا رفته بود؟
خون پاکی که زمینِ مسجد را آب داد
مادر به ما درس شهادت را چنین ها مشق و انشاء داد!
آری امان از دل زهرا سلام الله علیها
که حسینش همچو خود او، غریب ماند و تنها..
کوفیان رفتند و تنهایش گذاشتند..
در این زمانه همچون دیگران سر از بالین خواب، بر نداشتند.