رخصت گرفت گفت پدر جآن اجآزه بده برم به میدون پدر بود حسین شبه پیآمبر بود علی:)
اسم علی رو که شنیدن هآر شدن یکی وسط لشکر دآد زد هرکی از علی عقده دآره حآلآ وقت زدنه:))
علی اکبرو کشیدن پآيین خون جلوی چشمآی اسب علی اکبرُ گرفته بود اشتبآه رفت وسط لشکر دشمن
اِرْبآ اربآ میدونی یعنی چی؟!
یعنی تیکه تیکه شدن
یعنی علی اکبر شد علی اکبرهآ:)💔😭