زمانیکه اربآب خوآستن برن بآلآ سرعلی اکبر اونقدر هول بودن رکآب اسبو گم کردن و از رو مرکب افتآدن
یھ چیزی بگم؟!
خودمونیمآ ولی بمیرم برآی اون آقآی غریبی که روز عآشورآ دشمن بآ خیآل رآحت اعضآی بدنشو جدآ کرد
بیآین بریم در خونه اربآبمون بیآین بگیم آقآ دورم ننداز شآید یه روزی به دردت خوردم