💠مَھدآ⁷²¹💠
وقتی حرمت رو دارم... از خواب متنفر می شم.... دلم می خواد بنشینم و زیارتت رو بخونم... دلم می خواد فق
نمیدانم آغاز دلبستگی ام کجا بود
از کِی نامت شد طپش دل ما...
تا چشم باز کردیم ،
تو مرهم زخم های نا گفته مان بودی.
گره که به کارمان می افتاد،
گره گشا بودی.
آواره اگر میشدیم ،
پناه مان فقط روضه ها ی تو بود.
و چه حق گفته اند:
"حسین امن ترین تکیه گاه نوکر هاست"