🌼 آیتالله بهجت (ره):
هماهنگی و موافقت اخلاقی بین مرد و زن در محیط خانواده از هر لحاظ و بهصورت صددرصد برای غیر انبیا و اولیا علیهمالسلام غیرممکن است. اگر بخواهیم محیط خانه، گرم و باصفا و صمیمی باشد، فقط باید صبر، استقامت، گذشت، چشمپوشی و رأفت را پیشه خود کنیم تا محیط خانه گرم و نورانی باشد. اگر اینها نباشد اصطکاک و برخورد پیش خواهد آمد و همه اختلافات خانوادگی از همینجا ناشی میشود.
📗 در محضر بهجت، ج۱، ص۳۰۰
✅ دستور العمل لازم جهت پیشگیری و درمان #بیماری_کرونا
#دستورات_عمومی
🍀🌴🍀♦️🍀🌴🍀♦️
🌷 امام علی عليه السلام فرمودند :
✅ مومن کسی است که :
👈 کسبش حلال است.
👈 اخلاقش مهربان و رئوف است.
👈 قلبش سالم از کینه و کدورت است.
👈 زیادی مالش را انفاق کند.
👈 زیادی سخنش را نگه می دارد.
👈 مردم از شرّش در امان باشند و به خیرش امیدوارند.
👈 با انصاف با ديگران برخورد مي كند.
📗 نصایح صفحۀ ۲۸۱
☘🌱☘🌹☘🌹
#حدیث_روز
حضرت امام صادق (ع) میفرمایند :
اگر مىخواهى ديدگان تو روشن شود و به خير دنيا و آخرت دست يابى، طمع خود را از آنچه در دست مردم است قطع كن ؛ خود را از ميرندگان بشمار و گمان نكن كه از كسى بهترى ؛ زبان خود را نگه دار، همان گونه كه مال خود را نگه مىدارى .
📚 بحارالانوار ج 13 ص 416
instagram.com/FaAbdulazim
#حدیث_روز
حضرت امام حسن عسکری (ع) میفرمایند :
بی شکّ شما را عمری کوتاه و روزهایی محدود است و مرگ ناگاه و بی خبر سر میرسد ؛ هر کس خوبی بکارد ، سعادت درو کند و هر کس بدی بکارد ، پشیمانی درو کند ؛ کشاورز را همان باشد که افشانده است ۔
📚 بحارالانوار، ج ۷۵ ،ص ۳۷۳
instagram.com/FaAbdulazim
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#عرض_ارادت
همه جا پر از این خجسته نداست
نه ماه ربیع عید خداست
عید لطف و کرامت مهدی است
که طلوع امامت مهدی است
🌺سالروز آغاز امامت حضرت مهدی عج مبارک باد🌺
instagram.com/FaAbdulazim
🌺🍀🌺🍀🌺🍀
🌹 نوبت امتحان ماست...
❇️ عهد؛ میثاق؛ بیعت
⭕️ شیعیان سال ۶۱ هجری (زمان امام حسین)، برای امامشان نامه نوشتند و گفتند بیا که منتظریم و خسته از جور ظالمان؛ بیعت نامه نوشتند، اما بیعت شکستند.
✅ و امروز نوبت امتحان ما شیعیان عصر غیبت است ؛ ما که خود را منتظر و مشتاق ظهور میدانیم.
وقت آن رسیده که بیعت کنیم و پای بیعت خود بمانیم.
🌥 چیزی تا طلوع خورشید نمانده است؛ مبادا که خواب باشی و از قافله یاران امام زمان جا بمانی.
🔸 عهد و میثاق اونقدر مهمه که خدا علاوه بر عهد اَلَست، از پیامبرانش میثاق نبوت میگیرد.
🔸 بیعت اونقدر مهمه که امام حسین پیش از ورود به کوفه، نائبش را برای گرفتن بیعت از کوفیان به این شهر میفرستد...
🔸 بیعت اونقدر مهمه که ما شیعیان عصر غیبت، که دسترسی اختیاری به امام نداریم، اگر ۴۰ صبح با خواندن با توجه دعای عهد با امام تجدید بیعت کنیم، جز یاران امام زمان هنگام ظهورشون میشیم.
🔸 اصلا مگر غیر اینه که امام زمان میثاق الله اند :
"اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ميثاقَ اللهِ الَّذي اَخَذَهُ وَوَكَّدَهُ"
🌷فرصت تجدید بیعت با امام زمان رو از دست نده!
🍀♦️🍀♦️🍀
🍀♥️🍀♥️🍀♥️🍀
💐قال الامام الحسن العسکری علیه السلام :
📝نحن حُجَجُ اللهِ عَلی خلقه و جَدّتُنا فاطمةٌ حُجّةُ الله علینا ؛
🔸ما حجت های خدا بر آفریدگانش هستیم و جدة ما فاطمة سلام الله علیها حجت خدا بر ما است.
📚تفسیر اطیب البیان ج 13 ص 226؛
📚عوالم العلوم ،ج 11 ،ص 5
🍃🍁🌿🍃🍁🌿🍃🍁🌿🍃🍁🌿
🥀🌱🥀🌱🥀🌱🥀
🌷یکی از اصحاب و دوستان امام حسن عسکری(ع) به نام ابوهاشم جعفری حکایت کرد :
روزی امام(ع) سوار مرکب سواری خود شد و به سمت صحرا و بیابان حرکت کرد و من نیز همراه حضرت سوار شدم و به راه افتادم و حضرت جلوی من حرکت می کرد، چون مقداری راه رفتیم ناگهان به فکرم رسید که بدهی سنگینی دارم و بدون آنکه سخنی بگویم، در ذهن و فکر خود مشغول چاره اندیشی بودم.
در همین بین امام(ع) متوجه من شد و فرمود : ناراحت نباش، خداوند متعال آن را اداء خواهد کرد و سپس خم شد و با عصایی که در دست داشت، روی زمین خطی کشید و فرمود :
ای ابوهاشم! پیاده شو و آن را بردار و ضمناً مواظب باش که این جریان را برای کسی بازگو نکنی، وقتی پیاده شدم، دیدم قطعه ای طلا داخل خاک ها افتاده است، آن را برداشتم و در خورجین نهادم و سوار شدم و به همراه امام(ع) به راه خود ادامه دادم.
باز مقدار مختصری که رفتیم، با خود گفتم : اگر این قطعه طلا به اندازه بدهی من باشد که خوب است، ولی من تهیدست هستم و توان تامین مخارج زندگی خود و خانواده ام را ندارم، مخصوصاً که فصل زمستان است و اهل منزل آذوقه و لباس مناسب ندارند، در همین لحظه بدون آنکه حرفی زده باشم، امام(ع) مجدداً نگاهی به من کرد و خم شد و با عصای خود روی زمین خطی کشید و فرمود :
ای ابوهاشم! آن را بردار و این اسرار را به کسی نگو، پس چون پیاده شدم، دیدم قطعه ای نقره روی زمین افتاده است، آن را برداشتم و در خورجین کنار آن قطعه طلا گذاشتم و سپس سوار شدم و به راه خود ادامه دادیم.
پس از اینکه مقداری دیگر راه رفتیم، به سوی منزل بازگشتیم و امام عسکری(ع) به منزل خود تشریف برد و من نیز رهسپار منزل خویش شدم.
بعد از چند روزی طلا را به بازار برده و قیمت کردم، به مقدار بدهی هایم بود -نه کم و نه زیاد- و آن قطعه نقره را نیز فروختم و نیازمندی های منزل و خانواده ام را تهیه و تأمین کردم.
✍️منبع : چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن عسکری(ع)، عبدالله صالحی
🌹🌿🌹🌿🌹🌿
🍀♥️🍀♥️🍀♥️
روزی مستنصر بالله، خلیفه عباسی به سامرا رفت.
اطرافیان به آگاهی اش رساندند که قبر امام حسن عسکری علیه السلام مورد توجه مردمان است، ولی قبر پدران او ؛ یعنی خلفای عباسی را ویرانی و کثافت فرا گرفته است.
از این رو به او گفتند : شما پادشاهان دنیا هستید و نباید قبر پدرانتان به این حال باشد و کسی هم به زیارت آنها نیاید. دستور دهید کسی این کثافت ها را پاک کند و آنها را مانند قبور امامان علویان بسازد تا مردم به زیارت آنها نیز بروند.
خلیفه در پاسخ گفت : «این عزت امامان شیعه و آبادانی مزار آنها، امری آسمانی و از طرف خداوند است و اجبار مردم به کاری فایده ندارد»
✍️منتهی الآمال، ج 2، ص 763.
☘⚘☘⚘☘⚘