⭕️ وقتی بخشی از فرمول جدید کمک به جمهوری اسلامی در التهابات دانشگاه شریف تولید میشود!
✍️ دیروز شهردار تهران در حالی به دانشگاه شریف رفت که در هفتههای گذشته در میان دانشگاههای پایتخت بیشتر خبرساز شده بود. خبرسازی شریف البته همانند گذشته برای کسب موفقیتهای علمی دانشجویان و یا اساتیدش نبود بلکه برگزاری چند تجمع با شعارهای رکیک، محور این جریانسازی خبری بود! با این وجود برخی جریانات و عوامل خارج از محیط دانشگاه با سواستفاده از اعتراضات و اغتشاشات اخیر، توانستند فضای سیاسی و فرهنگی دانشگاه شریف را رادیکال و ملتهب کنند. شاید به همین دلیل رفتن به این دانشگاه به صورت خواسته یا ناخواسته مقصد خیلی از مسئولین به مناسبت روز دانشجو نشد.
🔸این موضوع البته از دو طرف قابل تامل است، یعنی از یکسو یک اقلیت سیاست زده و افراطی کار یک دانشگاه را به نقطهای میرسانند که برخی مسئولین محافظهکار که باید در این روزها پاسخگو عملکرد خودشان باشند، عطای حضور در این دانشگاه را به لقایش ببخشند و از سوی دیگر اکثریت دانشجویان از فرصت پاسخگو کردن مدیران ارشد و بیان حرفها و مطالباتشان از مسئولین کشوری باز بمانند.
🔸با این وجود گزینه انتخابی شهردار تهران برای روز دانشجو، دانشگاه شریف بود. رفتن زاکانی به دانشگاه شریف شاید بخش عمدهای از آن به سوابق سیاسی و کاری و روحیات شخصیاش بر میگردد. زاکانی خودش عضو هیات علمی دانشگاه است، سالها فعال دانشجویی بوده، مسئول یکی از مهمترین تشکلهای دانشجویی یعنی بسیج دانشجویی هم بوده است، اهل برگزاری و حضور در مناظرات سیاسی و شاید از همه مهمتر اینکه در تمام این سالها خودش بخش مهمی از جریان مطالبهگری در سطح کشور بوده است. آدمی از این جنس سوابق هم گزینه مناسبی برای رفتن به دانشگاه ملتهب شدهای مثل شریف بود و هم گزینهای بود که توانایی رفتن به این دانشگاه را داشت.
🔸اما زاکانی اینبار در شرایطی به مراسم روز دانشجو رفت که بیش از یکسال از دوران مسئولیتش در شهرداری تهران میگذرد و در کنار سوابق مطالبهگری خود اینک در جایگاه یک مسئول اجرایی باید پاسخگو به دانشجویان درباره عملکردش میبود. زاکانی هم در دانشگاه شریف از عملکردش در شهرداری گفت، او از تلاشش برای خانهدارشدن اساتید دانشگاههای تهران تا کمک به ساخت 180 هزار واحد مسکن برای عموم مردم تهران سخن گفت. از بازگشت میلیاردها تومان به مردم و تلاش برای ساخت کامل مترو تهران در شش سال، رساندن اتوبوسهای پایتخت به پنج هزار عدد در سالهای پیش رو، برنامه بزرگ برای پسماند شهر، تحقق کامل بودجه، کمک به جهش علم و فناوری و نهایتا از برنامههای شهرداری برای ارزان کردن پایتخت سخن گفت. بیان این اقدامات و خدمات که برخی از آنها هم در نوع خود رکورد محسوب میشود و هم برخی از موارد آن فراتر از وظایف معمول شهرداری در پایتخت بوده، البته مانع از بیان اظهارات صریح او در دفاع از انقلاب و تخطئه جریان آشوب و اغتشاش در دانشگاه شریف نشد.
🔸این روزها جمهوری اسلامی به مدیرانی بیشتر نیاز دارد که از یک طرف باید صراحت در دفاع از انقلاب و مواضع شفاف در برابر مخالفان داخلی و خارجی آن داشته باشند و از طرف دیگر باید خدمت کارآمد به مردم را هم بلد باشند. امروز سطح و نوع تقابل با دنیای غرب در جمهوری اسلامی به نقاطی رسیده که فقط مدیران که این دو ویژگی را تواما داشته باشند، می توانند به معنای واقعی برای مردم و آینده کشور و انقلاب موثر و مفید باشند.خلاصه مطلب آنکه مدیر تکنوکرات سکولار و مدیر انقلابی ناکارآمد هر دوتا گزینه مناسبی برای ایران قوی نیستند و در شرایط فعلی کشور بیش از گذشته نامفیدند!
🔸دو معیار صراحت در انقلابیگری و کارآمدی در خدمتگذاری به مردم به نظر میرسد برای جریان دانشجویی و جامعه دانشگاهی نیز میتواند محور اصلی باشد. در جبهه انقلاب البته تاکید بر این دو محور باید بیشتر از قبل باشد، زیرا فرمول تولید مقبولیت بیشتر و کسب رضایت مردم و نخبگان جامعه و بازسازی سرمایه اجتماعی انقلاب از نحوه مواجه با این دو معیار و کارنامهای است که برای این دو موضوع از خود باقی میگذاریم، خواهد بود. به همین دلیل باید جبهه انقلاب و مسئولین جمهوری اسلامی اتفاقا هم برای گفتن کارنامه خود در اینباره و غیریت سازی خود با دیگران و هم برای در معرض قضاوت قرار دادن خود و به دست آوردن ارزیابی برای دو موضوع گفته شده، اصرار به رفتن به جوامع دانشگاهی و مخصوصا دانشگاههای مانند شریف داشته باشند. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده در دل همین به ظاهر التهابات دانشگاهها است که اتفاقا گفتمان برتر انقلابی و فرمول واقعی و معیارهای متناسب با شرایط فعلی برای کمک به جمهوری اسلامی تولید میشود. همچنانکه هر زمان دانشگاهها به ظاهر سیاسیتر و ملتهبتر بودند، نه تنها تربیت کادر موثر برای جبهه انقلاب و جمهوری اسلامی موفقتر و بادوامتر بوده بلکه خروجی این تنشها منجر به دست یافتن راهکارهای بهتر برای حل مشکلات کشور شده است .
*مهدی جهان تیغی
ایتا:
http://eitaa.com/joinchat/3093233666C13840b79c5
⭕️ دلیل اصلی و تاریخ صدور فرمان ترور مولوی عبدالواحد ریگی
✔️ پشت پرده مهم سیاسی و امنیتی ترور یک عالم اهل سنت بلوچ
* یادداشت هفتم
✍️ شهادت مولوی عبدالواحدریگی از علمای قدیمی اهل سنت سیستان و بلوچستان که به اعتدال و وحدت خواهی در این منطقه شهره بود از جهاتی بسیار مهم و سرنخ باطن ضدامنیتی تحولات هفتههای اخیر جنوب شرق است.
1️⃣ با شروع اغتشاشات در زاهدان، تهدید و ارعاب علما و نخبگان معتدل اهل سنت از طریق برخی عناصر معلوم الحال تندرو مذهبی در داخل و یک جریان سیاسی تجزیه طلب بلوچ خارج از ایران کلید خورد. هدف برخی از آنها هم این بود که هر کسی به دنبال حل مساله زاهدان غیر از طریق و خارج از هدف گذاریهای سیاسی که مولوی عبدالحمید و اطرافیان او دنبال میکند، باشد باید به نوعی مورد تخریب قرار گرفته و منزوی شود. در خارج از ایران البته تهدید به قتل و ترور آشکارتر صورت گرفت.
2️⃣ اما موضوع به این سادگی هم نیست. شواهدی وجود دارد که یکی از طراحیهای ویژه ضدامنیتی و سیاسی پس از حوادث 8 مهرماه زاهدان، حذف و منزوی کردن جریان اهل سنت انقلابی و وفادارن قوم بلوچ از معادلات مذهبی و سیاسی در سیستان و بلوچستان بوده است. ضلع داخلی گفته شده با ضلع خارجی تجزیه طلب خارج نشین در اینباره منافع مشترک درهم تنیدهای دارد و به همین دلیل خواسته یا ناخواسته همکاریها و همفراییهای زیادی صورت میدهند. دلیل اصلی اصرار بر حذف جریان انقلابی قوم بلوچ و اهل سنت جنوب شرق نیز مانع بزرگی است که این جریان در برابر افراطگرایی مذهبی و سیاسی و واگرایی قوم بلوچ و اهل سنت از جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
3️⃣ اما قضیه ترور مولوی عبدالواحد ریگی اتفاقی ویژهتر است. پس از اعزام حجت الاسلام علی اکبری به عنوان نماینده رهبر معظم انقلاب به سیستان و بلوچستان برای دلجویی و شنیدن نظرات و پیشنهادات گروه های مختلف مذهبی، اجتماعی و سیاسی این استان درباره حوادث زاهدان، جریان ضدانقلاب دچار یک انفعال شدید شد و احساس کرد که همه طراحیهای آنها در حال فروپاشی است. مولوی عبدالواحد ریگی یکی از چهرههای بود که در آن سفر خط شکنیهای را علیه جریان ضدانقلاب و گروههای تندرو مذهبی انجام داد. انتشار اظهارات انقلابی او در دفاع از وحدت شیعه و سنی، امنیت کشور و انقلاب اسلامی در دیدار با حجت الاسلام علی اکبری بر سوءاستفادکنندگان داخلی و خارجی از حوادث زاهدان بسیار سخت تمام شد. دستور ترور مولوی عبدالواحد ریگی همان روز یعنی 23 آبان 1401 پس از دیدار با نماینده رهبری در زاهدان، توسط جریانهای تجزیه طلب بلوچ خارج نشین به صورت رسمی و علنی صادر شد و از عوامل تکفیری و تحریکشده داخلی خواسته شد که این ماموریت را به سرانجام برسانند. موضوعی که البته برای مولوی عبدالواحد ریگی پوشیده نبود و خودش نیز مدتها بود که انتظار چنین تروری را داشت و با این حال تا آخرین لحظه حاضر به عقب نشینی نشد.
4️⃣ شناسایی و سرنخ شهادت مولوی عبدالواحد ریگی برای پیبردن به واقعیت پشت پرده تحولات چند هفته اخیر جنوب شرق بسیار با اهمیت و یک نقطه عطف محسوب میشود. ترور او از همین الان بزرگترین نشانه است که تحولات چند هفته گذشته زاهدان یک باطن ضدامنیتی مهم دارد و بسیاری از هیاهوهای سیاسی ولو با ادعای خیرخواهی یا از این باطن خطرناک سرچمشه میگیرد یا چنین باطن ضدامنیتی را خواسته یا ناخواسته در حال تقویت و توسعه دادن است.
ادامه دارد...
*مهدی جهان تیغی
ایتا:
http://eitaa.com/joinchat/3093233666C13840b79c5
⭕️ جهاد تبیین موثر از دانشگاه شریف تا اعدامها
✍ نحوه جهاد تبیین در هر حادثه و زمانی با اقتضائات خاص خودش همراه میشود و متناسب با رویدادها، برنامه دشمن، ذهنیت افکار عمومی و جبهه خودی در سطح تاکتیک تغییراتی میکند. جهاد تبیین گرچه از یکسو تلاشی برای رفع شبهات و تنویر افکار عمومی بر پایه پاسخگویی علمی و منطقی است ولی از سوی دیگر سطحی از تبلیغ یا شگردهای رسانه، الزام به رعایت اقتضائات و شرایط افکار عمومی و در نظر گرفتن سلیقههای مختلف و... را نیز همراه خود دارد.استفاده از این ابزارها و رعایت ملاحظات نیز رویداد به رویداد متفاوت میشود.
🔸 به عنوان مثال موضوع اعدامهای اخیر با نوع و میزان شبهاتی که مطرح شده نیازمند جهاد تبیین است. در موضوع اولین اعدام پس از اغتشاشات تبیین مساله محاربه از دیدگاه فقه، شرع و عقل موضوعیت پیدا کرد. در موضوع اعدام دوم، باوجودی که فرد قاتل دو نفر را با چاقو و بیرحمانه کشته و چهار نفر دیگر را نیز زخمی کرده ولی باز هم عدهای از سلبریتیها با وقاحت از اعدام او انتقاد میکنند و برای افکار عمومی شبهه آفرینی و تردید سازی میکنند.خب طبیعی است که اینبار جهاد تبیین متفاوت از موضوع اول هست. در این جهاد تبیین جدید شما با پدیده حامیان قاتل رو به رو هستید و با جنگ رسانهای مواجه هستید که روایتش از قاتل و خانواده قاتل شروع و ختم میکند و اساسا به مقتول و خانواده مقتول کاری ندارد. با پدیده هوشمندی رو به رو هستید که فریبکارانه در موضوع اعدامها احساسات اشتباه و غلط را میخواهد بر احساسات درست و بر عقلانیت جامعه غالب کند.
🔸 اما گاه جهاد تبیین در یک موقعیت و مکان خاص نیازمند اقتضائات خود میشود. به عنوان نمونه در حوادث اخیر دانشگاه شریف با رفتارهای زشت و افراطی یک اقلیت معترض خیلی زود تبدیل به مکانی شد که اقتضائات خاصی برای جهاد تبیین به خود گرفت.
🔸 به اعتقاد نگارنده با حضور شهردار تهران به مناسبت روز دانشجو در این دانشگاه یکی از تجربههای موفق جهاد تبیین رقم خورد و تحلیل چرایی این موفقیت به درک جهاد تبیین موثر کمک خواهد کرد.
1⃣ اولین اثر این جهاد تبیین در خارج از دانشگاه خود را نشان داد. آنجای که طیف بزرگی از چهرههای اصلی اغتشاشات در داخل و خارج به صورت هماهنگ مجبور به واکنش منفعلانه و تخریب فرد جهادگری که برای تبیین به دانشگاه رفته بود شدند. در این میان ورود فوری رسانه های همچون ایران اینترنشال که عملیات رسانه ای خودش را در توییترش با عنوان خبر فوری از حضور شهردار تهران در دانشگاه شریف شروع کرد، و یا بی بی سی فارسی که به جای نقد محتوا مجبور شد بر روی حاشیه های سبک و سخیف تمرکز کند، نشانههای اثربخشی جهاد تبیینی بود که در دانشگاه شریف روز دانشجو شکل گرفت.
2⃣ معترضین در دانشگاه شریف احساس شکست کردند و در پاسخگویی مناسب به لکنت افتادند. اقلیت معترض در هفتههای گذشته در دانشگاه شریف به هر دلیل و مصلحتی در مواقع هوچیگری، توهین و ابراز رفتارها و گفتارهای بیمنطق پاسخ قاطع و محکم دریافت نکرده بودند. شریف به نقطهای رسیده بود که ضمن رعایت قواعد گفتگوی علمی صمیمانه و آزاد اندیشی، برای دفاع از انقلاب باید گاهی صدا رساتر و شفافتر از معمول میشد و قاطعیت و شفافیت در معرفی و هدف قرار دادن دشمن خارجی و تقبیح دنباله روی از آن با صراحت بیشتری بیان میشد.
3⃣ سومین دلیل موفقیت به ویژگیها و کارنامه تبیینگر بر میگردد. زاکانی با بیش از دو دهه حضور در بالاترین سطح مطالبهگری و مبارزه با فساد اقتصادی و سیاسی برای اکثریت دانشجویان که دنبال مطالبه گری و مبارزه با فساد هستند، یک گوینده معتبر و مشروع و مقبول به حساب میآید. ضمن اینکه دکتر زاکانی در کنار مطالبهگری و مبارزه با فساد، در بیان عملکرد خود در شهرداری نیز دست پر بود و با بیان رکوردها و انجام وظایف فراتر از معمول مدیریت شهری برای حل مسایل اجتماعی، اقتصادی و معیشتی اثر بخشی کلامش را افزایش داد. خلاصه اینکه باید این روزها بیشتر کسانی به دانشگاهها بروند که خود کارنامه مشخصی در مطالبه گری، اصلاح گری و کارآمدی داشته باشند.
4⃣ موضوع مهم دیگر این بود که در مراسم روز دانشجو دانشگاه شریف با جامعه مخاطب گزینشی برخورد نشد. امروز نیز جهاد تبیین موثر با بخشی کردن جامعه و عدم رو به رو شدن واقعی با سلایق مختلف و عدم گفتگو انتقادی و صریح با مخالفین موثر جبهه مقابل اتفاق نمیافتاد. ماحصل این مواجهه حقیقی، حتما منجر به تولید بصیرت و گفتمان برتر خواهد شد.
*مهدی جهان تیغی
ایتا:
http://eitaa.com/joinchat/3093233666C13840b79c5
⭕️ نگاهی تحلیلی به جمعیتهای تکراری در جمهوری اسلامی
✔️ تصویر استقبال مردم خراسان جنوبی از رئیسی چه نکته جدیدی برای امروز کشور دارد؟!
✍️ سفر رئیسی به خراسان جنوبی در قالب دور دوم سفرهای استانی حاوی تصاویری از حضور مردم در استقبال از رئیس جمهور محترم بود که نباید از کنار آن به راحتی گذشت.
1️⃣ شاید قبل از شروع بحث این نکته مورد پیشداوری قرار بگیرد که سفر رئیس جمهور به یک استانی همانند خراسان جنوبی که بخشهای قابل توجهی از آن از مناطق محروم یا کمتر توسعه یافته کشور محسوب میشود و اکثریت مردم آن به صورت سنتی از مدافعان پایدار و پای کار انقلاب هستند و همواره در انتخاباتها نیز در بالاترین سطح مشارکت در کشور بودهاند و همچنین بنا به برخی دلایل اجتماعی و سیاسی به آیت الله رئیسی نیز علاقه مندی سنتی و قدیمی داشته و همچنان دولت فعلی را مطلوب و همراه خود میدانند و امیدوار به فعالیتها و برنامههای او هستند؛ بنابراین تصاویر استقبال مردم خراسان جنوبی از رئیس جمهور چه نکته خاص قابل توجه و جدیدی و حتی مفیدی برای امروز کشور دارد؟! اما نکته دقیقا همینجاست؛ وقتی درباره ایران و وضعیت او سخن میگوییم باید وجود چنین واقعیتهایی را دید که اتفاقا بسیار گستره قابل توجهی را هم شامل میشود. اشتباه بسیاری از محافل تحلیلگر در داخل و خارج از ایران ندیدن و چه بسا درک دقیق نداشتن از وجود چنین گسترههای مردمی و اجتماعی است که در سرتاسر کشور پراکنده است و به نوعی تمام نقاط ایران را هم در بر میگیرد. حتی در کلان شهرهای بزرگ ایران نیز همین معادله به نوعی حاکم است و مناطق و محلات مهمی از این شهرها نیز با چنین واقعیتهای جمعیتی و انسانی رو به رو هستند. این گستره بزرگ با هر تحلیلی وجود حقیقی دارد، گرچه رسانه شبانه روزی و ثابت ندارد، ولی در اجتماعات ایران اکثریت هست، زندگی میکند و اتفاقا در بزنگاههای کشور بیش از همه تاثیر گذار است.
2️⃣ اما در فضای مجازی این گستره بزرگ جمعیتی و اجتماعی عمدا تلاش میشود که در معادلات سیاسی و راهبردی کشور به حساب نیاید و یا کوچک نمایی یا معمولی به نظر برسد. بنابراین بیایید مجددا جنگ اخیر رسانهای که در بالاترین سطح جهانی آن علیه ایران اجرا شد را با هم بنگریم. اکثریت تصاویر پخش شده در جنگ رسانهای اخیر در یک قاب بسته از برخی میادین، خیابانها و امکان خاص و محدود به عمده کلان شهرها و اندکی از این تصاویر هم متعلق به برخی از شهرهای کوچک است که آنجا هم بیشتر حادثه و یا رویداد چالش برانگیزی اتفاق افتاده و در غیر اینصورت خبری از اعتراضات چشمگیر در آن شهرها نبوده است. در تمام طول این نزدیک به سه ماه جنگ بزرگ رسانهای علیه ایران چند خبر و تصویر از شهر زابل در سیستان و بلوچستان یا از شهر نهبندان در خراسان جنوبی دیدید؟ یا مشابه این شهرها در شرق، غرب، شمال، جنوب، مرکز ایران در حال اعتراض، مشابه آنچه چهارراه ولیعصر یا شهرک اکباتان در تهران اتفاق افتاد، مشاهده کردید؟! هیچ و تقریبا زیر صفر! نه تنها به لحاظ کمی و عددی بلکه به صورت کیفی نیز فاصله آنقدر بزرگ است که تصور اعتراضات مشابه را سخت میکند.
3️⃣ اما قبل شروع بند سوم این نکته را باید گفت که منظور نگارنده از این نوشته این نیست که رضایت عمومی در کشور در سطح بالایی قرار دارد، منظور دغدغه و رسیدن به درک درست و مطابق با حقیقت از سطح عمق نارضایتی و ناامیدی مردم و برآورد درست از مطالبات اصلاحی و فهم صحیح از نوع واکنش اکثریت مردم به وضعیت فعلی، اتفاقات ماه های اخیر و و آینده کشور است. حال برگردیم و دوباره به صحنه اتفاقات اخیر در کشور نگاهی بیاندازیم؛ نه تنها هیچ تصویر تثبیت شدهای از این گستره بزرگ جمعیتی و جغرافیایی که گفته شد در جنگ رسانهای اخیر نیست، بلکه، هم دشمن این تصویر مهم و حقیقی را عمدا حذف کرده، و هم ما ناخودآگاه یا از سر غفلت یا از عدم هنرمندی در نشان دادن آن یا بدتر از همه از سر انفعال و کم به حساب آوردن این واقعیت بزرگ نسبت به آن کوتاهی کردهایم. عجیبتر اینکه خیلی از تحلیلگران و سیاستمداران نیز به همین مساله و ادراک ناقص مبتلا شدهاند و یا به تعبیر درست تر در همین دام ذهنی گرفتار شدند. بسیاری از نسخههایی که این روزها چه برخی خودیها و چه سیاست زدگان و یا برخی منفعلان برای اداره و آینده کشور تجویز میکنند، با بیتوجهی به گسترههای جمعیتی تکراری در جمهوری اسلامی ارائه میشود. خوبتر که بنگریم تمام بحث و گفتارشان و عزم و جزم شان یا درباره و در تلاش برای درک آن قابهای بسته است یا تحت تاثیر افراطی از آن اقلیت قرار دارند. برخی نیز اساس همهی نگرش ها و رویکردهایشان را همان تصاویر رسانهای و دور از اکثریت قرار دادهاند که اتفاقا عمدتا در خارج از ایران تدوین میشوند. باید بپذیریم تعداد قابل توجهی از نخبگان و فعالین کشور با رسانه زدگی، زیست مجازی، زندگی در محیط های خاص شهری