eitaa logo
کشکول|محسن مهدیان
4.3هزار دنبال‌کننده
426 عکس
150 ویدیو
3 فایل
روزنامه‌نگار. ارتباط با ادمین @mohsen_mahdian
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️۱۰ قرار رسانه ای در ماه رمضان ⭕️بیایید در این ماه عزیز هم قرار این ۱۰ اقدام رسانه ای باشیم. چه بسا کمتر از خواندن دعا و مناجات نباشد... 🔸یکم. هرجا حق را شناختیم فریاد کنیم و نترسیم. ولو در حد یک کامنت.... 🔹دوم. هرکس هرچه گفت باور نکنیم. ولو با هر اسم و رسمی. با هر میزان ممبر و بر سر هر منبری. 🔸سوم. هرکس حق گفت نصرتش دهیم. ولو در حد یک لایک یا ریشیر. 🔹چهارم. هرجا پای ریختن آبرو دیگران بود بهراسیم. ولو به اسم عدالتخواهی باشد یا انقلابی گری یا هرچه. 🔸پنجم. هر چه دشمن گفت به دیده تردید بنگریم که توصیه قرآنی است. 🔹ششم. در شبکه های اجتماعی هوشیار حاضر باشیم. ناهوشیار همه چی به خوردمان می دهند. به خودمان میاییم و می بینیم ناخودآگاه مان را درگیر کردند. 🔸هفتم. اوقات فراغت مان در شبکه های اجتماعی را تبدیل به جهاد و عبادت کنیم. ولو با یک استوری یا لایک یا کامنت یا ریت یا... در بیان حق یا ایستادن مقابل ناحق. 🔹هشتم. در بیان حق، ناحق رفتار نکنیم. هیچ حقی مجوز ابزار ناحق نیست...ولو برای انقلاب و اسلام و قرآن 🔸نهم. دلسوز مخاطب باشیم. تلاش کنیم شبهه رفع کنیم. چه در گروه فامیلی چه دوستان چه غریبه و چه حتا مخالفان مان 🔹دهم. برای مجاهدت خالصانه و هوشمندانه در تبیین توسل کنیم و برای اهل جهاد دعا. برای هم نیز. @mahdian_mohsen
⭕️پنج ویژگی خوارج برای این روزها چرا خوارج در هر نقطه تاریخ که باشند ویران کننده اند؟ پاسخ ساده است؛ چون در لباس جبهه حق، آلت دست و خاک راه دشمن می شوند. و این روزها نتیجه شدت و عمق جنگ های شناختی، توسعه خوارج زمانه است. فکر می کنید مهمترین تفاوت جنگ های شناختی با جنگ های "اعتقادی و فرهنگی و جنگ سخت" چیست؟ در دیگر جنگ ها فرد یا حذف می شود(ثمره جنگ سخت) و یا از جبهه حق به جبهه دشمن اضافه می شود(ثمره جنگ اعتقادی و فرهنگی) اما در جنگ شناختی(جنگ رسانه ای و تحریف) فرد ظاهرا در جبهه حق است و شعار های انقلابی و عدالتخواهانه می دهد و اما آگاهانه و ناآگاهانه عامل بی مزد و مواجب نقشه آمران خدعه و مکر می شود. اما ویژگی اصلی خوارج چیست؟ کسانی که ظاهرا در جبهه حق اند اما به تعبیر امیرالمومنین تیر در کمان شیاطیند اند؟! 👈این 5 ویژگی برای شناخت این روزهای ما نیز کارساز است. 1⃣یکم. در ظاهر حق مدارند امیرالمومنین در وصف این جریان می فرماید: " خویشتن را به زیور ایمان آورندگان می آرایند و به زیور مردان صالح آراسته می سازند و بدینسان ، تزویر و نیرنگ در عبادت های ظاهری را وسیله معصیت قرار داده اند" نهج البلاغه ، خطبه32. جناب مالک اشتر درباره آنها می گوید: "ای صاحبان پیشانی های پینه بسته و سیاه؛ چنین می پنداشتم که این نماز شما نشانه زهد و بی اعتنایی به دنیا و شوق به خداست..." تاریخ طبری، ج5، ص50 و پیش بینی پیامبر (ص) از این خصیصه خوارج :" دسته اى به روش گفتار انسانهاى نیک سخن مى گویند و قرآن مى خوانند امّا... از دین خارج مى شوند، چنانکه تیر از کمان بیرون مى رود." ( کنزالعمّال ) , ج . 11 / 202 2⃣دوم. ظاهرگرایی محض با شعار ﴿إِنِ الْحُکمُ إِلَّا لِلَّه﴾ (انعام: 57) مقابل قرآن و حقیقت قرآن قرار گرفتند و با همین مبنا به عدالت بدون ولایت رسیدند. تا آنجا که با همین ظاهرگرایی امیرالمومنین و پیامبراکرم را به بی عدالتی متهم کردند. شهید مطهری می گوید خوارج مقدس نما شب نوزدهم رمضان را برای به شهادت رساندن میزان حق، حضرت علی (ع) انتخاب کردند؛ زیرا می خواستند این جنایت را که از نظر آنها عبادت بود، در شب عزیز و مبارکی انجام دهند (مطهری، بی تا، ج4، ص823 ). ابن ملجم ملعون معتقد بود: " على به کارى تن در داد که برخلاف حکم خدا بود ."(الاستیعاب ) , ج . 3 / 219 پیشتر نیز یکی از سردمداران خوارج به نام حرقوص بن زهیر در زمان حیات پیامبر اکرم (ص) حضرت را در تقسیم غنایم به عدالت سفارش کرد و سبب برانگیختن خشم حضرت شد (مجلسی، 1404ق، ج 22، ص 38). 3⃣سوم بی بصیرتی خوارج در نهایت بی بصیرتی از شناخت زمان و تقابل حق و باطل بودند و به تعبیر شهید مطهری همین بی بصیرتی باعث می شد آلت دست دشمن شوند. (مطهری، بی تا، ج2، ص37) حضرت علی (ع) در این باره می فرمایند: «شکایت می کنم به خدا، از مردمی که در جهالت و نادانی زندگی می کنند و در گمراهی می میرند» (ابن ابی الحدید، 1378، ج8، خطبه 17). حضرت جای دیگر این ویژگی خوارج را بسیار لطیف و عالی بیان کرده اند: «همانا بدترین مردم هستید؛ تیرهایی در دست شیطانید که از وجود پلیدتان برای زدن نشانه خود استفاده می کند و به وسیله شما، مردم را در حیرت و گمراهی می افکند» (ابن ابی الحدید، 1378، ج8، ص112 ). 4⃣چهارم تکفیر و اتهام به دیگران شهید مطهری نوشتند که خوارج در نهی از منکر دیگران منکر هرگونه منطقی بودند. (مطهری، بی تا، ج4، ص823 و ج 17، ص304). و در بیان این ویژگی خوارج دارند که: "مدعی بودند که همه بد می فهمند و یا هرگز نمی فهمند و همگان راه خطا می روند و اهل جهنم هستند. آنان تنگ نظری خود را به صورت یک عقیده دینی درمی آوردند. . (مطهری، بی تا، ج16، ص325). امیر مؤمنان علی(ع) روحیه خوارج را چنین توصیف کرده است: «آنان مردانی خشن، بدون اندیشه عالی و احساسات لطیف، مردمی پست، برده صفت و اوباش هستند» (ابن ابی الحدید، 1378، خطبه 238). 5⃣پنجم جاهل مقصر و نه قاصر یکی از شاخص های کلیدی خوارج این بود که جاهل مقصر بودند و نه قاصر. به تعبیر دیگر امیرالمومنین بارها به آنها تذکر داده و درباره مشی خطای شان نصحیت کرده بودند اما هیچ توجهی نشد و همچنان دیگران را هتک حرمت و تکفیر می کردند و کار به جایی رساندند که ولایت امیر را به اسم عدالت و حق گرایی زیر سوال بردند. به سخن دیگر می فهمیدند و می دانستند چه خطایی می کنند و مثل عوام جاهل نبودند و اما حاضر نمی شدند از این راه بازگردند. (براى آگاهى بیشتر ر.ک: خطبه 122 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید/7/219). همشهری @mahdian_mohsen
🔴فراتر از سیسمونی... این متن با تاخیر منتشر می شود چون فراتر از یک مصداق است. سوژه سیسمونی را می خواهیم در ابعاد سواد مطالبه به عنوان یک نمونه تحلیل کنیم. اولا روشن است که اصل ماجرا همانطور که فرزند رئیس مجلس نوشت، خطا بوده و قابل دفاع نیست. اما حتما از این خطا بزرگتر رخ داده است که به سختی نیز قابل جبران است و اینهمه ناشی از نقص های جدی در مبانی معرفتی مطالبه گری و اخلاق عدالتخواهی است. به تعبیر رهبری باید برای مطالبه گری پای مجلس اهل علم و اخلاق نشست تا گرفتار خطای مخرج مشترک نشویم.    👈اول از همه اینکه با کدام حجت؟ آیا ما حجت شرعی و قانونی برای سرک کشیدن در زندگی خصوصی مردم داریم؟ می گویند مسوول با آدم عادی فرق دارد. بله فرق دارد. اما این تفاوت حجتی برای سرک کشیدن ماست؟ با کدام منطق؟ کدام مستند دینی و قانونی؟ چه کسی گفته اگر کسی مسوول بود ما حق داریم در زندگی شخصی اش سرک بکشیم؟ مسوول وظیفه دارد ساده زیست باشد و هزار ملاحظه دیگر. خب؟ آیا حجتی است که در پنهانی ترین وجه زندگی مسوول سرک بکشیم؟ اگر باب شود سنگ روی سنگ بند می شود؟ مگر مسوولین ما معصومند؟ حالا چون مسوول شدند باید خطاهای شان را همه ببینند؟ آنهم نه خطای مسوول بلکه خانواده اش. بله. حکومت باید نظارت کند؛ اما حکومت. آنهم به قاعده شفافیت در اموال و دارایی. آنهم نه با جارو جنجال. آنهم نه سرک کشیدن و شنود گذاشتن و بپا گذاشتن. 👈اما فارغ از حجت شرعی، چرا سرک کشیدن خطاست؟ 1⃣یکم. چه کسی گفته خطا در خفا را ما حق داریم علنی کنیم؟ روشن است که ایندو تفاوت دارند. کسی که در خفا خطایی کرده با کسی که بی محابا در علن خطا می کند یکیست؟ آیا ما حق داریم خطای پنهان فرد را علنی نهی از منکر کنیم؟ چرا خطای فرد را اجتماعی کردیم؟ با کدام حجت شرعی؟ این معصیت بزرگ اول. 2⃣دوم. آیا ما از جزئیات مطلع بودیم؟ ایندست مسائل جزئیات فراوان دارد که ما نسبت بدان بی اطلاعیم. اطلاع از جزئیات یک ماجرا برای اینکه ما حکم دهیم بسیار مهم است. به همین دلیل که چون امکان اطلاع از جزئیات وجود ندارد، می گویند نباید در مسائل شخصی افراد قضاوت کرد. این معصیت دوم. 3⃣سوم. چه کسی گفته ما حق داریم آبرو ببریم؟ بردن آبرو خودش یک حکم قضایی است. یعنی با فرض اینکه خطایی اثبات شود اینکه آبروی فرد برده شود خودش حکم مجتهد و قاضی می خواهد. رهبری حتا بعداز حکم قضایی نیز با ریختن آبرو مخالف است. با این توضیح ما با کدام حجت مثل آب خوردن آبرو می بریم؟ آنهم آبرویی که گفته می شود حریم خانه خدا است و از آن دسته گناهانی است که به سادگی بخشیده نمی شود و در همین دنیا چوب خوردن دارد.   ✅اما ماجرا از این نیز عمیق تر است. چرا این خبر انقدر پیچید؟ چرا با ضدانقلاب شکل داد؟ اساسا چرا هیجان ساخت؟ واقعن خرید چند قلم از سیسمونی ولو خطا انقدر باید جاروجنجال بسازد؟ خیر. ماجرا چیز دیگری است. ماجرا اینست که این خبر قرار است یک بازی دیگری را کامل کند. چی؟ ریا کاری پدر. تزویر رئیس مجلس. اثبات اتهامات گذشته که هرکدام جداگانه در دادگاه همه شان رد شده است. پس قرار است خطایی از فرزند به پدر تعمیم یابد و آنهم از خطای پدر به شخصیت و هویت و گذشته اش توسعه پیدا کند. این هیجان سیاه برای اینست که از سیسمونی فرزند به نفاق پدر برسند.    حالا چرا برای ضدانقلاب مهم است؟ چون فراتر از یک فرد باید از رئیس مجلس به حکومت برسند و خطای در پستوی فرزند مسوول را به یک حکومت تعمیم دهند. حالا روشن شد چرا مخرج مشترک سیسمونی گیت با ضدانقلاب شکل می گیرد؟ ✅اما در چنین مواردی که مربوط به حوزه خصوصی مسوول است،چه باید کرد؟ اولا اصل سرک کشیدن خطاست. دوم با فرض اینکه به هردلیلی مطلع شویم باید ناصحانه و دلسوزانه خود فرد را در جریان قرار دهیم و اعتراض کنیم. امر به معروف الزاما افشاگری نیست. و سوم اینکه اگر احساس کردیم فرد نسبت به ماجرا بی توجه است نهادهای نظارتی را مطلع کنیم. و در نهایت بجای افشاگری تلاش کنیم نظارت های نهادی مثل اجرای شفافیت را در نظام قانون گذاری مستقر کنیم. از افشاگری رابین هودی باید به شفافیت قانونی رسید.  @mahdian_mohsen
⚠️پاسخ به چند سوال درباره سرک کشیدن به زندگی خصوصی افراد در ادامه یادداشت فراتر از سیسمونی: https://eitaa.com/mahdian_mohsen/667 1⃣سوال اول: اگر افشاگری در خصوص زندگی شخصی غلط است چرا جمهوری اسلامی در زندگی شخصی مردم سرک می کشد؟ خب این سوال فرضش یک ادعاست. ابتدا باید ادعا را اثبات کرد و بعد پاسخ داد. یعنی مدعی اول باید بگوید منظور از سرک کشیدن جمهوری اسلامی در زندگی مردم چیست؟ چون حکومت وارد زندگی شخصی افراد نمیشود مگر در جایی که پای صیانت از جمع مطرح باشد. مثل نظارت بر تراکنش های بانکی که صیانت از نظام مالی در کشور است. ضمن اینکه اتفاقا از بسیاری از کشورهای دیگر عقب هستیم و بخش عمده ای از اقتصاد ایران غیررسمی است که دلیلش همین عدم اشراف است. 2⃣سوال دوم. اگر افشاگری و سرک کشیدن به زندگی شخصی بد است چرا امیرالمومنین آبروی ابن هرمه را ریخت؟ پاسخ در خود سوال است. اول اینکه خطا نه تنها اجتماعی، بلکه مربوط به مسوولیت کارگزار بوده است. اتفاقا حضرت تاکید دارد بر نظارت های مخفی و علنی بر کارگزارانش. اما نظارت بر چه؟ بر عملکرد. نه سرک کشیدن به زندگی شخصی. دوم و مهمتر اینکه اینجا افشاکننده خود قاضی است. حاکم شرع است. حکومت است. نه هرکس و ناکسی که بدون علم هرچه دید را سر دست بگیرد و بخواهد نقش حکومت را بازی کند. راست و دروغ ببافد بنام افشاگری. همه بحث سر اینست که قضاوت کردن و حکم دادن کار قاضی است و وظیفه ما در نظارت عمومی در چنین مواردی مطلع کردن نهادنظارتی است. 3⃣سوال سوم اگر سرک کشیدن بد است چرا قالیباف در مناظرات به ماجرای واردات سیسمونی دختر وزیر اشاره کرد؟ اولا کار بد، بد است و ربطی به این و آن ندارد. اینکار خطاست از هرکس هم سر بزند خطاست. ولی آن ماجرا ربطی به سرک کشیدن نداشت. دختر وزیر برای خودش سیسمونی نیاورده بود. اساسا کسب وکارش قاچاق سیسمونی کودک بوده و آنرا هم قالیباف سرک نکشیده که بفهمد، سخنگوی قوه قضائیه پیشتر اعلام کرده بود. 4⃣سوال چهارم. اگر سرک کشیدن بد است چرا خبرگزاری فارس حساب پیرمردی که دروغ گفته بود را چک و منتشر کرد؟ بازهم خطا از هرکس باشد خطاست. ولی اتفاقا ماجرای پیرمرد تایید این ملاحظه است. در ماجرای پیرمرد، روشنست که خبرنگار امکان و دسترسی به حساب بانکی کسی را ندارد که بخواهد منتشر کند و این درخواست نهادنظارتی و مسوول و قانونی بود که منتشر شود. طبیعی است که خبرنگار صحت ماجرا را با اتکا به منبع خبر سنجیده و منتشر کرده است. وظیفه ذاتی خبرنگار. ولی همین هم وقتی مدیران خبرگزاری متوجه شدند به قاعده همین اصولی که گفته شد، خبر را از خروجی حذف کردند. اتفاقا این ماجرا، تایید آنچه گفته شد است. 5⃣سوال پنجم. خطای خانواده آقای قالیباف علنی بود نه خفی؟ این سوال ناشی از اینست که فرد فکر می کند چون ماجرا در فرودگاه بوده پس علنی است. خیر. روشنست که اگر هرکدام از ما آنجا بودیم اساسا همسر و فرزند و داماد قالیباف را نمیشناختیم چه رسد به اینکه تشخیص دهیم الان این چند قلم سیسمونی است و از کجا آمده و یا چه و چه. این اطلاعات جز با سرک کشیدن بدست نمی آید. به همین دلیل با دروغ ها و ادعاهای خلاف ممزوج شد. مثل اینکه اصلا برای خرید سیسمونی رفتند. اضافه بار داشتند و ۲۰ چمدان و ملک در ترکیه و وچه و چه که همگی تکذیب شد. 6⃣سوال ششم. آیا مردم حق ندارند بر زندگی مسوول نظارت کنند؟ حتمن حق دارند. اما اولا مسوول نه فرزند و همسر‌ . علت هم روشن است برای نوشتن خطای خانواده بر فرد ، خیلی جزییات باید بررسی شود که اساسا چنین قضاوتی را ناممکن می کند. دوم نظارت باید بر عملکرد باشد و هرانچه از زندگی مسوول در علن است و جلوی چشم مردم است. از عملکرد گرفته تا آندسته از اموری که بر عملکرد تاثیر دارد مثل نوع ماشینی که رفت و امد می کند که جلوه اشرافی گری نباشد. 7⃣سوال هفتم. اگر سرک کشیدن بد است پس ماجرای حقوق های نجومی چیست؟ دقت کنیم بحث حقوق های نجومی بیش از انکه مربوط به کسی باشد که گرفته، مربوط به سازمانی است که پرداخت کرده است. به تعبیری مشکل از نهاد پرداخت کننده است و افشاگری در اصل بیان یک تخلف سازمانی بود و این مورد ثبت شده و مورد نظارت سازمان بازرسی و دیوان محاسبات و دیگر نهادهای نظارتی است. ضمن اینکه اساسا برای شفافیت درامد، قانون داریم. 8⃣سوال هشتم. اگر سرک کشیدن بد است پس چرا درباره زندگی احمد خمینی عده ای اعتراض کردند؟ خیلی روشن است. به زندگی خصوصی احمد خمینی کسی ورود نکرد. بلکه عکس هایی که خود او منتشر ساخته بود، باعث قضاوت و تحلیل شد. آنهم اشرافی گری سیداحمد را کسی به پای پدر و پدربزرگ نگذاشت. @mahdian_mohsen
⛔️9 مخرج مشترک ویرانگر رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان فرمودند که برای مطالبه گری مراقبت کنید با دشمن مخرج مشترک پیدا نکنید. اما در مراقبت از این مخرج مشترک شوم چه باید کرد؟ ✅این 9 مورد را مرور کنیم: 1⃣یکم. مطالبه گری بی مبنا شعار عدالتخواهی را چه کسی در این عصر به بروز و ظهور کشاند؟ امام خمینی با شکل گیری انقلاب. پس پی گیری چنین ارزشی را هم باید از مکتب امام گرفت. با این توضیح لازمست پیش از مطالبه گری، نظام اندیشه و مبانی انقلابی مان را تقویت کنیم. نسبت ولایت با عدالتخواهی. نسبت قانون با عدالتخواهی. نسبت مصلحت با عدالت خواهی و ... در غیر این صورت عدالتخواهی شبه مارکسیستی یا عدالتخواهی خوارجی و متحجرانه، در دامن مخرج مشترک با دشمن خواهد نشست. 2⃣دوم.مطالبه گری غیراخلاقی مطالبه گری که در آن اخلاق رعایت نشود بدون تردید همسفره با شیطان است؛ ولو با نیت های خیرخواهانه و انقلابی باشد. روح و معنای مطالبه گری انقلابی همین اخلاق و شریعت است. کسی که بی اعتنا به اخلاق باشد، عدالتخواهی اش ظالمانه است. 3⃣سوم. مطالبه گری کور مطالبه گری که به علت های عمیق و اصلی توجه نمی کند و تنها مصادیق را فریاد می کند، مطالبه اش کور است. این مدل مطالبه گری چون علت ها را نمی بیند قدرت فهم اصل و فرع را ندارد و فرع را جای اصل و برعکس فریاد می کند. چنین مطالبه گری تنها به یک داد زن تقلیل می یابد. 4⃣چهارم. مطالبه گری خیال انگیز مطالبه گری خیال انگیز، آرمانگرایی بدون واقع بینی است. کسانی که بی اعتنا به واقعیت ها برای رسیدن به آرمان ها، فریاد می کشند سهم بالایی در ناامیدی خود و دیگران دارند. این دسته کمک می کنند غرض دشمن محقق شود و آنهم ناامیدی از اصلاح و حرکت است. 5⃣پنجم. مطالبه گری در بن بست مطالبه گری که در آن هیچ راه حل معقول و متکی بر واقعیت و کارشناسی ارائه نمی شود، مطالبه گری در بن بست است. مدلی که هیچ روزنه روشن و شفافی از امکان اصلاح نشان نمی دهد. 6⃣ششم. مطالبه گری کاریکاتوری این مدل مطالبه گری فقط سیاهی ها را می بیند و قدرت دیدن سیاهی در کنار زیبایی ها و دارایی ها را ندارد. از منظر این مطالبه گری آدم ها یا صفرند یا یک و با هر خطا شمر می شوند و در نتیجه جز معصوم کسی در دایره جبهه حق نمی ماند. 7⃣هفتم. مطالبه گری شتابزده مطالبه گری که هرچی دید و هرچه دستش رسید را سر دست می گیرد و پیش از آنکه نسبت به درستی آن علم پیدا و تحقیق کند دست به افشاگری می زند. 8⃣هشتم. مطالبه گری سوپرمنی مطلبه گری که هدفش تنها و تنها شهرت و لایک و فیو و ممبر است. این نوع مطالبه گری هدف نهایی اش اینست که بت من و سوپرمن شود و برای این راه تلاش می کند همه نهادهای نظارتی و قضائی را تعطیل معرفی کند تا از خود یک قهرمان دست ساز بسازد. 9⃣نهم. مطالبه گری فریبنده این نوع مطالبه گری یک فریب بزرگ برای ایجاد خطای ادراکی است چرا که با ساخت تعمیم های ناروا، یک جز و مصداق را گرفته و به کل تعمیم می دهد. این مدل مطالبه گری روش اصلی خناسان و رسانه های شیطانی است که با کنار هم قرار دادن چند مصداق تلاش می کنند همه چیز را سیاه تصویر کنند. ✅و در نهایت؛ اگر قرار باشد این 9 خطای فاحش را در یک گزاره خلاصه کنم چنین خواهد بود: اگر نقطه پایان یک مطالبه را گذاشتیم و در نهایت مخاطب از گذشته و آینده انقلاب ناامید شد بدانیم که به اسم عدالت و عدالتخواهی، بزرگترین ظلم را رقم زده ایم. فرقی هم نمی کند نیت مان عدالتخواهی یا انقلابی گری یا اصولگرایی یا اصلاح طلبی است؛ هرچه باشد مخرج مشترکش، طاغوت است ولاغیر. @mahdian_mohsen
🔴خبری از فتنه نیست.... فرمان صادر شد؛ بدون هرگونه ظاهرسازی دروغین. از همان ساعات اول؛ حمله به پایگاه بسیج، تخریب ساختمان سازمان تبلیغات، آتش زدن اموال عمومی، کتک زدن مامور ناجا، آدم کشتن با سلاح گرم و.... سازمان رسانه ای شیطاین از همان ابتدا و بلافاصله پس از واقعی سازی قیمت ها، پرچم تجزیه طلبی و آشوب و آتش و تخریب را بالا برد و بی محابا فرمان اغتشاش را بدون هرگونه رنگ ولعابی صادر کرد. پرده ها افتاده و مرزبندی ها روشن است؛ این مهم را دست کم نگیرید. اینها ثمره جامعه رشد یافته است. جامعه ای که در آن دشمن از مرحله نفاق گذشته است و بی پرده دشمنی می کند، جامعه ای بلوغ یافته است. گذشت تیر 78 وخرداد 88 و دی ماه 96 که لازم بود عمارها بایستند و روشنگری کنند تا غبار فتنه بنشیند و مرز حق و باطل روشن شود تا نامردم از صف مردم جدا و بی حیثیت شود. امروز میداندار اصلی مردمند. عمار نه از میان مردم که نماد این مردم است. امروز اغتشاش هست اما فتنه نیست. آتش هست اما غبار نیست. دشمن هست اما نفاق نیست. فیلم های رسانه های آشوب را رصد کنید. آشوبگر در حلقه بی اعتنایی مردم رسواست و همه چیز شفاف و عیان. وقتی مردم رشد یابند جریان خصمانه نفاق تبدیل به جریان دشمنی آشکار می شود؛ خالص سازی جبهه حق منجر به خالص سازی جبهه باطل میشود. ثمره آگاهی مردم، یارگیری دشمن از ارذل و اوباش است. وقتی مردم نباشند، ناچار باید آدم اجیر کنند و مزدور به خدمت بگیرند. چنین مردمی فخر دارند و قیمتی اند. اما مردم معترضند. معترضند به تصمیم هایی که نمی توانند پیشبینی کنند و به وعده هایی که نمی دانند چقدر وفا می شود. حق هم دارند؛ حق دارند نگران باشند. این نگرانی شان بی حساب نیست. هنوز خاطرشان نرفته است که بارها و بارها مدیران وقت چشم در چشم مردم دوختند و همه چیز کتمان کردند و اما شبانه قیمت ها را بالا بردند. یادشان نرفته که وقتی عصبی شدند در پاسخ شنیدند "من هم صبح جمعه فهمیدم". تلخی آن پنهانکاری و تکبر دیوان سالارانه همچنان باقیست. باید حافظه تاریخی مردم را ترمیم کرد. راز و رمزش نیز در شفافیت صادقانه با مردم است. در گفت وگو و پاسخگوئی صمیمانه است. باید اقناع کرد. باید هر روز مقابل دوربین نشست و با مردم سخن گفت. هیچ شبهه و نگرانی نباید بدون پاسخ بماند. و البته نظمیه باید میدان دار باشد و عدلیه جریان سوداگر و فرصت طلب را افشا و محاکمه و بی آبرو کند. همان که رئیس جمهور محترم گفت و اقدام کرد...این اراده امتداد میخواهد و استمرار. همشهری @mahdian_mohsen
برای تحلیل یک اثر به ثمره اش توجه کنیم. کلا اثر یک اثر مهمتر از خود اثر است. خاصه وقتی اثرش در میانه میدان جنگ حق وباطل است. چه برای سلام فرمانده و چه هرچه. حتا توییت و یا متن و کامنت خودتان را هم با این روش محاسبه کنید....حتا یک لایک تان. اینکه ثمره نهایی اش در جنگ حق و باطل چیست. ابعاد محاسبات تان را تغییر می دهد اینطور در تحلیل یک اثر موفق، از متن اثر به فرامتن و حتا بالاتر، از دست صاحب اثر به منشا اثر میرسیم @mahdian_mohsen
❤️قصه خیابان مجاهدین... قدیمی ها بخاطر دارند؛ سر کوچه و پس کوچه های شهر جمعیتی هرزه و الوات بودند که صبح و شام کارشان کفتری نشستن و رخ کشیدن و  زنجیر چرخاندن و لغز خواندن وسبیل تاب دادن بود. اهل محل هم از این قماش جاهل امنیت نداشتند و نوامیس شان در معرض تعرض بود. شهر نیز طاعون زده از طاغوت بود و  تهی از نظمیه و عدلیه. اما در مقابل جمعی بودند مدافع اهل محل که شهرت شان بود به مرام ولوتی گری.. گذشت و گذشت تا اینکه خمینی آمد. خمینی لوتی های قلندر محله را جمع و برای شان مرشدی کرد و یاد داد که اوباش اصلی از قماش جاهلان سبیل چرب کرده نیست. سرحلقه اوباش، جائری است مستبد که باید حیثیت اش را به خاک کشید. همین هم شد.. هرچند بدین جا نیز ختم نشد. هرچقدر این بچه ها بزرگتر شدند، خمینی هم عمیق تر از این مبارزه جانانه وتاریخی گفت.... اینبار توضیح داد که شرق و غرب عالم هرچه غیر خداست طاغوت است و این همه مقابل طینت بی آرایش و بی آلایش توده های مردم صف کشیده اند.   خمینی یاد داد که خدایگان شرارت ابلیس است و ظهور ابلیس روی زمین شیاطینی اند که سرسلسله اوباشند و برای ایستادن مقابل این جبهه سراسر  پلیدی و پلشتی باید مجاهد بود. مجاهدی که از زنجیرهای درون رهیده و بر سیاهی بیرون تاخته است؛ و با این عبور و مرور بود که خیابان مجاهدین شکل گرفت. خمینی از قلندارن لوتی شهر، جوانمردان پهلوان ساخته بود و به همان میزان که بچه های خیابان مجاهدین بیشتر و بیشتر شدند، شرارت اوباش هم توسعه یافت. اما مقصد همان بود. همان تعرض . همان پرده دری. همان ظلم و ستم و چپاول....تاجایی که اوباش اغتشاش محله ها و اراذل تروریست شهر نیز اجیر و مزدور اول اوباش عالم شدند.  همان ها که رسانه تحریف می زدند و قلب واقع می کنند، آدم می کشند و خون میرزند و شهر را به آتش می کشند و برای تحریم سفره مردم، کاسه لیسان را اجیر می کنند....     تروریست های دیروز خیابان مجاهدین تهران غریبه نیستند و حلقه تکمیلی همان تروریست های رسانه ای و سیاسی اند که شب و روز در دسیسه برای ذهن وقلب مردم اند. حاج حسن مدافع حرم بود؛ همان حرمی که فرمود جمهوری اسلامی است و البته جمهوری اسلامی جز مردم ایمانی نیست. اینان نیز مردم را نشانه گرفتند. اما قصه بچه های خیابان مجاهدین، قصه شاگردان خمینی است که  وسعت آن نه به ایران انقلابی که به وسعت انقلاب در تاریخ است. عصر خمینی شکل گرفته است و امتداد خیابان مجاهدین به ابدیت است.انشالله.  همشهری @mahdian_mohsen
❤️یک حیرت؛ فاصله ما و رهبری حرف باقی مانده از سلام فرمانده یک اعتراف است؛ اعترافی از جنس حیرت. با موج سلام فرمانده خیلی ها حیرت زده شدیم. گوئی باور نداشتیم و شگفت زده شدیم. همه چیز مثل یک فیلم سریع از جلوی چشممان گذشت. انگشت به لب سوال کردیم واقعا چنین فرزندانی داریم؟ برخی نیز که ماجرای این روزها با محاسبات ذهنی شان فاصله داشت به معجزه پناه بردند و گفتند و نوشتند که حتما معجزه ای رخ داده است. قبول کنیم که از جامعه نوجوانی تصویری کج و معوج ساختیم. تصویری که در یک جنگ ذهنی-تروریستی، رسانه های شیطانی برای مان ساختند؛ ناخواسته باور کردیم. این شگفتی یک فرصت است؛ فرصتی برای تغییر و اصلاح نگاه ها. همین زاویه نگاه بدبینانه است که در سطوح مختلف از نظام تصمیم گیری سیاسی تا برنامه ریزی تربیتی باعث شده است روی این جامعه پرشور نوجوانی حساب نکنیم. گوئی دوره ای است که تنها باید گذاشت و گذر کرد. در گوشمان گفتند و در چشممان کردند که نوجوان امروز با ساسی مانکن پیوند خورده است و هویتش را تتلیست ها شکل دادند. در ظاهر ماندیم و چشممان سوی عمیق دیدن ندارد. البته اولین بار نیست شگفت زده ایم؛ با علی لندی هم حیرت زده شدیم. نوجوانی که قصه اساطیر این مرز و بوم را جابجا کرد. و صدالبته بی خبر از اطرافیم؛ واگرنه هر روز باید بهت زده باشیم و سرگشته. اما این حیرت فاصله ماست با رهبری. آنچه او می بیند و ما تلاش نکردیم ببینیم. وقتی سالها پیش درس دادند و فرمودند: " جوان دهه_هشتادی که نه جنگ را،نه امام را،نه انقلاب را دیده اما همان مفاهیم را با همان روشن بینی، با همان اقتدار که در ابتدای انقلاب یک جوان فهمیده ای دنبال میکرد،امروز این ما دارد دنبال میکند." و از این بالاتر فرمود: " امروزی که در سن شانزده هفده سالگی است،در موارد بسیاری،از آن زمانِ دوران جوانیِ امثال این حقیر تا بیست و پنج،بیست و شش سالگی و شاید بعد از آن،امروز مسائل را بهتر میفهمد." و این همه به برکت خوان معنوی انقلاب خمینی است که انسان ساز است. همین. @mahdian_mohsen
⭕️ماجرای اصلی عنکبوت مقدس ماجرا فراتر از خانم امیرابراهیمی است. او در حالی از صاحبان جشنواره مدال می گیرد که فیلم عنکبوت مقدس پائین ترین امتیاز را در میان مخاطبین جشنواره کسب می کند. این تعارض یعنی ماجرا تنها هنر بازیگری نیست. هرچند عجیب است؛ خانم امیرابراهیمی به خاطر دارد که در آن روزهای تلخ، بیشترین کسانی که در شکستن زنجیره انتشار نامردی و ظلم سهم داشتند جامعه مومنین بودند. طبیعی هم بود؛ حکم شرع و اخلاق و مروت و رافت همین بود. به همین دلیل است که انتقام امروز او از صاحب و حقیقت رافت عجیب و دردناک است. او مدال گرفت اما نه برای هنر بازی کردن که بازهم برای هنر بازی خوردن. اما عنکبوت مقدس دقیقا چه ماموریتی دارد؟ این فیلم درباره سعید حنایی قاتل زنجیره ای زنان مشهد در اواخر دهه 70 است. پیشتر فیلم سینمایی عنکبوت به کارگردانی ایرج زاد به این سوژه پرداخت. اما تفاوت ایندو چیست؟ رویا کریمی مجد خبرنگار فراری که سالها پیش با سعید حنایی در زندان وکیل آباد مشهد مصاحبه کرده است درباره تفاوت ایندو می گوید که مهمترین نکته ای که در فیلم عنکبوت ساخته ایرج زاد سانسورشده است نقش دین و مذهب و شهر مقدس مشهد است. با این مقدمه مساله روشن است. ماجرا پروژه اصلی رسانه های ضدایرانی در بهره گیری از خطای تعمیم است؛ به همین دلیل است که بی اندازه مورد تشویق ایران اینترنشنال و بی بی سی و مسیح علی نژاد قرار می گیرد. چون اینبار خط شکنی در خطای تعمیم رسانه ای به ساحت اعتقادات است. سیاست راهبردی رسانه های شیطانی این روزها صرفا انتشار اخبار دروغ نیست. بلکه تمرکز و تاکید وتکرار یک خبر تلخ و تعمیم آن از جز به کل است. پروژه اصلی اینست که سعید حنائی را خروجی هویت دینی مردم ایران معرفی کنند. تا امروز امثال فرهادی تلاش کردند با تمرکز بر خطاها، ظلم حکومت را نتیجه بگیرند و البته هربار هم از این مزدوی صله گرفته اند. بعدها با این قاعده از حکومت فراتر و بر مردم ایران تاختند و از وطن فروشی دکان ساختند. ولی اینبار این تعمیم را به دامن هویت حقیقی مردم کشاندند و برای لکه دار کردن اعتقادات و ایمان مردم به اهل بیت مدال گرفتند و حال آنکه خاک بر چهره درخشان خورشید می پاشند. @mahdian_mohsen