فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وقتی رییس جمهور یک مملکت به نگرانی و عصبانیت مردمش می خندد... انتقال این عصیان گری اجتماعی به کف خیابان دور از انتظار نیست.
پ.ن:فیلم غم انگیزی است. امیدوارم خبری تسلی بخش از دستگیری این شیطانک ها منتشر شود
@mahdian_mohsen
چرا رهبری مقاومت نکرد؟!/ نقد یادداشت آقای علیزاده
آقای علی علیزاده از فعالان رسانه ای، ضمن تمجید از رهبرانقلاب چند پرسش انتقادی مطرح کرده که قابل توجه است. پرسش ها را در دو عنوان خلاصه می کنم: چرا رهبری اجازه حاکمیت اقتصاد سرمایه داری داد؟ دو. چرا با اجرای اصل 44 خصوصی سازی را باب کرد؟
سوال ها یکدست نیست. اما خیلی کوتاه 3 ملاحظه را طرح می کنم؛ 3 ملاحظه با کلید واژه "مردم".
یکم. سرمایه داری یک سیطره تمدنی است. از این سلطه تاریخی نمی شود فرار کرد. بلکه باید آنرا به اختیار گرفت.انقلاب در دل این تمدن به سمت معنویت و عدالت حرکت کرده است. مهم حرکت است؛ مثل شناگری که خلاف جریان آب شنا می کند؛ اما نمی شود در این دریا زیست و خیس نشد.
مطابق مکتب عرفانی و فقهی امام خمینی، انسان مومن در مواجهه با دنیا، قدرت هضم کردن و به سیطره درآوردن دارد. عالم در خدمت انسان موحد قرار میگیرد و تکنیک در این چارچوب به تعبیر شهید آوینی قلب ماهیت می شود. بیشتر مجالش نیست و بماند. اما نشانه های تحقق این منظومه در یکی از جلوه هایش مردم است. مردمی که سفره شان کوچک می شود اما دل شان نمی لرزد و مقابل استکبار قد خم نمی کنند. این صحنه دیدنی نتیجه تربیت انقلاب است.
دوم. نسبت به مفهوم مردمسالاری دقیقتر شویم. مردم سالاری در مکتب امام مابه ازای دموکراسی نیست. مردم سالاری یک روش حکومت داری نیست. مردم سالاری حقیقت انقلاب است. دراین چارچوب جایگاه مردم تنها در رای دادن نیست. مردم سالاری سلوک تربیتی فرد و جامعه است.
با این مقدمه مردم اراده می کنند و تصمیم می گیرند و انتخاب می کنند. برخی از اشکالاتی که در تاریخ انقلاب می بینیم، نتیجه انتخاب مردم است. رهبر در اینجا صبر می کند و رهنمود می دهد تا مردم نظام ارادی شان تغییر کند. حرمت این انتخاب را نگه داشتن، بسیار مهمتر از به زور بهشت بردن است. مردمسالاری در چارچوب انتخاب است که تعالی و رشد و تربیت انسانی می سازد.
سوم. راه حل مبارزه با استکبار از درون حاکمیت مردم می گذرد. مبازره با استکبار تنها مبارزه رهبر نیست. ولایت جمع ولی با مردم است. اگر مردم بلند شوند، مبارزه محقق می شود. اینجاست که مشارکت مردم در عرصه های اقتصادی و سیاسی خودش مبارزه است. نمی شود به مردم گفت در سیاست آزاد باشید اما در اقتصاد مقابل مالکیت آنها بایستیم. این تناقض درونی جریان های چپ است. پس اصل 44 نه تنها یک آسیب نیست بلکه مسیر رسیدن به جبهه مقاومت ضداستکباری است چرا که مبارزه با امپریالسم را از شعار سیاسی به مقاومت اقتصادی تبدیل می کند. طبیعی است که اجرای نادرست خصوصی سازی از اصل 44 جداست.
یادداشت آقای علیزاده را اینجا بخوانید
https://t.me/jedaal/540
@mahdian_mohsen
یکی پرسید میشه ساده تر بگید؟گفتم مشهد مهمترست یا ماشینی که شما را مشهد میبرد؟گفت مشهد. گفتم ولی بدون وسیله راه به مشهد نداری.
ولایت مثل ایمان است که شما را به عمل صالح میرساند که عدالت است.
اینجا بیشتر توضیح دادم
https://www.mosalasonline.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-7/42965-%D8%AA%D9%82%D8%AF%D9%85-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA
آیا رهبرانقلاب را می شود نقد کرد؟
بعد از ماجرای بنزین و تدبیر رهبری در حمایت از این تصمیم، برخی انقلابیون یک سوال برایشان ایجاد شد. آیا تصمیم رهبری را می شود نقد کرد؟ آتش بنزین نشست؛ اما این سوال همچنان باقی است. بهترین پاسخ مرور دیدارهای دانشجویی رهبری است. ایشان در یکی از دیدارها در واکنش به نقد یکی از دانشجوها می فرمایند: " خیال نکنید من از شنیدن اینجور نقدها ناراحت میشوم؛ نه، من از اینکه این حرفها زده نشود، ناراحت میشوم"
پس از اصل انتقاد عبور می کنیم؛ اما انتقاد از رهبری را باید با ۴ شاخص محک بزنیم. طبیعی است که این متن و ملاحظات برای کسانی است که دغدغه انقلابی گری دارند...
یکم. نقد رهبری نمی تواند بی اعتنا به نظام اندیشه ایشان باشد. باید جایگاه مردم و جمهوریت و ساختارهای انقلاب و مفهوم ولایت و عدالت و غیره را در نظام بینشی رهبری توجه کرد و مصادیق را با ارجاع به همین مبانی مورد پرسش قرار داد. با تراز "لیبرالیسم" و "عدالت خواهی دلبخواهی" و "بی اعتنایی به جمهوریت" و ... نمی شود سراغ نقد رهبری رفت . نقد باید منتهی به انقلابیگری در همان شعارهای راستین باشد.
دوم. عقل حکم میکند که در نقد یک کارشناس در حوزهی تخصص خودش، به علم او توجه کنیم. این ملاحظه متفاوت از ادب و احترام است. ادب که جای خود، اما به حکم عقلانیت در نقد، فردی که علم و تجربه و اطلاعاتش در اداره و رهبری انقلاب بیش از هرکسی است، اظهارات و عملکرد او یک متغیر مؤثر در تحلیل است. روشنست که این ملاحظه نفی نقد نیست؛ اما یک ملاحظه منطقی است.
سوم. اگر در نقد رهبری به مصادیق متعدد رسیدیم، احتمالاً به جهت گفتمانی اختلاف داریم نه مصادیق. اینجا باید نگران شد. باید سطح اختلاف را جای دیگر و در سطح دیگری از اعتقادات حل و فصل کرد.
چهارم و از همه مهمتر؛ نقد باید موجب تقویت نظام اسلامی شود. نقدی که نقشه گفتمانی و انقلابی رهبری را در ابعاد کلانتر بهم بریزد، ناحق است ولو اینکه در ظاهر حق بنماید. گرچه شاخص ولایت، عدالت است؛ اما راه رسیدن به عدالت با ولایت است. نقدی که هیمنه ولایت و نقشه راهبردی اورا تضعیف کند ولو اینکه با شعار عدالت باشد، بی عدالتی محض است.
منبع:جام جم انلاین
@mahdian_mohsen
فرمان سرکوب
درخبرها امده بود که معاون محترم رئیس جمهور در نامه ای خطاب به دستگاه های اجرایی نوشتند که نه تنها از بودجه دفاع کنید که طرح اصلاحی و ترمیمی و غیره هم ندهید. این خبر همزمان با درخواست یک نهادمرتبط رسانه ای است که از رسانه ها خواسته است در شرایط فعلی بودجه را نقد نکنند.
عمق ماجرا زمانی درک می شود که متوجه باشیم دولت محترم، بودجه 99 را با درآمدهای به غایت موهوم بسته است و سال آینده کسری بودجه ای گسترده و بسیار متفاوت از گذشته خواهیم داشت. این درحالی است که دولت به وظایف قانونی خود در حوزه اصلاح سیاست های مالیاتی و افزایش درآمد حاصل از این بخش عمل نکرده است و همچنان سوداگران بازار مسکن و طلا و ارز و غیره از مالیات معاف و سلبریتی ها و پزشکان و غیره با مجوز دولت از مالیات فراری اند.
وضعیت اسفبار بودجه یک سوی ماجراست و دستور جلوگیری از نقد مصیبت بزرگتری است. تحریم اگر هیچ ثمری نداشته است، برای تکنوکرات های وطنی فرصتی فراهم کرد تا به بهانه های امنیتی مانع انتقاد شوند. خصلت ذاتی جریان تکنوکرات مردم گریزی است. دهها نمونه از این خصلت آشکار را می توان فهرست کرد که مهمترینش در روزهای اخیر تکبربنزینی است. این فرمان سرکوب ریشه در همین تکبر ساختاری دولت دارد که تصور می کند نه تنها مردم رعیت اند که می شود شبانه تصمیم گرفت و مردم را شوک زده کرد، بلکه می تواند در اتاق های تاریک، سندی در ابعاد بودجه را تصویب و نقد کارشناسان و رسانه ها را سرکوب کند.
اما مجلس نباید سکوت کند. مجلس در ماجرای بنزین شکایت داشت که از راس افتاده است؛ اما اگر از اصل نیافتاده، میدان آزمون اینبار بودجه است. رد کلیات بودجه یک پیام به دولت است که بجای امنیتی کردن جداول اعداد و ارقام، باید به وظیفه اش برای اصلاح ساختاری بودجه و ایجاد تناسب با شرایط تحریم عمل کند.
@mahdian_mohsen
🌷امان از یک خون...
خبر مرحوم #تابنده که رسید، زیر لب دعای مغفرت کردم؛ اما به دل گفتم امان از یک خون...
🔸یکم. اغتشاش زیاده دیده بودم. اما این یکی فرق می کرد. موتورهای ناجا را در یک نقطه جمع کرده و آتش زده بودند. کل خیابان قرق جمعی از اراذل بود. یکی با قمه وسط خیابان راه می رفت. آن سوتر دیگری زنجیر به دست ایستاده بود. دیگری عربده می کشید. کنار ایستادم و تماشا می کردم. فرمانده ناجا به یکی از اراذل نزدیک شد و تاخواست حرف بزند، جاهل ارشد، به تندی گفت "عقب بایست. خط قرمز ما اول امیرالمومنین و بعد هم نورعلی تابنده است." این صحنه از ذلت را برای اولین بار می دیدم. به غایت دلم سوخت.
فردای آنروز فیلمی منتشر شد از گفت وگوی فرمانده ناجا با نماینده دراویش. بی عزتی ناجا آنجا هم دلسوزی داشت.
🔸دوم. با جمعی از رفقا منزل شهید حدادیان رفتیم. پدر شهید از فضائل محمدحسین گفت تا رسید به رذائل این جمعیت داعشی. از مثله کردن محمد حسین که گفت جانمان به لب رسید، اما واپسین جمله اش تیر آخر بود:" به ما گفتند اگر خون پسر تو نبود فرمان تیر صادر نمی شد. خون محمدحسین فتنه را جمع کرد."
🔸سوم. دیروز از کنار بیمارستان مهر عبور کردم. عده ای اطراف بیمارستان تجمع کرده بودند. ناجا هم با اقتدار حضور داشت. تحرکی صورت نگرفت و بدون شعار و فریاد بعد چند ساعت متفرق شدند.
🔹خون محمدحسین 2 اثر جدی داشت.
🔸اول اینکه ناجا به خودش آمد که قهریه است و هیبتش. مماشات یعنی به مسلخ بردن امنیت. اگر تساهل ورزد، انگاه پلیس مورد تعرض راننده لندکروز قرار می گیرد و دختر چهارشنبه ای، گشت ارشاد را به تمسخر می کشد و در رشت زن مست مامور ناجا را مورد هتک قرار می دهد. عملیات تروریستی بنزینی با خودآگاهی مقتدرانه ناجا جمع شد. اولین درس از خون محمدحسین، خاک ریختن بر آتش افروزی جهالت است.
🔸اما اثر دوم و مهمتر.
می گفت خط قرمزمان امیرالمومنین است؛ اما همان ها که حیدر حیدر می گفتند را به خون کشیدند.
می گفت چنان لطیفند که پر پر شدن یک گل را تاب نمی آورند ولی عربده کشان روی مردم قمه کشیدند.
می گفت آزادی های مدنی مهمترین اصل سیاسی ماست اما به روی مخالفان تیغ کشیدند.
می گفت قانونگرایی، اما برخورد با درویش سارق را تاب نیاوردند و اعتراض شان را به خیابان کشیدند.
خون محمدحسین نقاب انداز بود.
حرف آخر.
در روزگاری از انقلاب قرار داریم که نقاب ها یکی پس از دیگری می افتد؛ از نقاب عرفان های جهل زده تا نقاب تکنوکرات های غربزده. این رشد یک جامعه است که نفاق رخت می بندد و ظلم های آشکار می شود؛ هرچند پایش خون ها و هزینه ها داده می شود.
جام جم آنلاین
@mahdian_mohsen
✅به روایت تاج زاده...
غرض این یادداشت آقای تاج زاده نیست. هدفم #سواد_رسانه است. یک اصل مهم رسانه ای در این روزها #چالش_روایت هاست. روایت چیست؟ خوانش شما از موضوع. خوانش و یا روایت شما از مسائل می تواند کاملا متفاوت از واقع و حقیقت باشد. روایت، قدرت قلب واقع دارد. به تعبیری می تواند حقیقت را با نعل وارونه به ضدخودش تبدیل کرد.
نحوه سیاست ورزی تاج زاده را مرور کنید و ببینید چطور حقیقت در عالم سیاست می تواند وارونه شود.
یکم. تصمیم و روش گرانی بنزین باعث شد مردم احساس غریبگی کنند و به جهت فشار علی حده اقتصادی به خیابان ها بریزند. طبیعی بود که عصبی باشند و روشنتر اینکه خناسان خارجی و داخلی کمین کنند. در ابتدا چه انتظاری داشتیم؟ رسانه های انقلابی دولت و اصلاح طلبان را به خط کنند و خون هایی که ریخته شد را از آقایان روحانی و زنگنه طلب کنند. اما آقای تاج زاده چه می کند؟ بدون هیچ اشاره ای به علت خروش معترضین، علت اصلی ریختن خون ها را به عدم تحمل گفت وگو تقلیل می دهد. از این جا به بعد، اوست که مطالبه می کند نه دیگران.
دوم. موجی از مطالبات علیه اصلاح طلبان ناکارآمد شکل گرفته است. مدعی روشن است. کافیست عملکرد شورای شهر و مجلس و دولت یک بار مرور شود.
اما تاج زاه چه خوانشی از این سطح بی لیاقتی دارد؟ او معتقد است دولت منتخب هیچ کاره است و قدرت به دست دولت سایه است. برای اینکه کسی از او سوال نکند که بالاخره دولت سایه کجاست، سطح دعوا را هم یک گام جلوتر می برد ومی گوید اساسا انتخابات را باید تحریم کرد چون نمی شود تغییری ایجاد کرد.
سوم. درماجرای زدن پهپاد آمریکایی و گرفتن کشتی انگلیسی در حالی که همه در جشن و غرور ناشی از این اقدام هستند، خوانش تاج زاده اینست که با این وضعیت کشور، این قبیل توفیقات در بهترین حالت ما را کره شمالی می کند. یعنی یک خوانش به غایت منفی از غرور ملی.
چهارم. وقتی همه در داخل سخنان ترامپ را تاکید بر توان داخلی قلمداد می کنند و از عدم مذاکره می گویند، تاج زاده از دوگانه مرگ و زندگی می گوید که اگر مذاکره نکنیم باید خون دهیم. او این خوانش را فرض می گیرد و یک گام جلوتر می رود که نظر همه مردم همینست و چرا رفراندوم برگزار نمی کنید؟
در چنین مواردی باید توجه داشت که نباید در زمین بازی معارض بازی کرد. هر نوع گفت وگو و نقدی با اتکا به خوانش معارض منجر به مسلط شدن آن روایت می شود.
باید گفت حرف تان درست؛ اما سفره خالی فقرا و خون معترضین گردن شماست. پاسخگو باشید.
@mahdian_mohsen
✅مهمترین شاخص انتخابات برای این روزها
می گفت "با یکی بحث کردم که چرا باید به نامزد ما رای دهی." پاسخ داد: "من اگر هم رای دهم به شماها رای نمی دهم." ادامه داد: "با خنده به دل گفتم همان بهتر که رای ندهی."
چند نفر از من وشما چنین هستیم؟ باخودمان خلوت کنیم. اگر قرار باشد مردم به شما رای ندهند، همان بهتر8 که پای صندوق هم نباشند؟ اگر در دلمان چنین گذشت یعنی دستمان به دست امام و رهبری نیست. انقلاب اسلامی را متوجه نشدیم. جمهوریت، کلیدی ترین شاخص است. اسلام را هم روی زمین، مردم محقق می سازند. قرنها اسلام داشتیم، اما مردم قیام کردند و آنرا محقق ساختند و سر دست گرفتند و به چشم آوردند. نامزدی، انقلابی است که تلاش کند مردم پای صندوق بیاید ولو به او رای ندهند.
این روزها ضدانقلاب داخل و خارجی از تاجزاده تا مسیح علی نژاد با نسخه پمپئو و اندیشکده های صهیونیستی تلاش می کنند مردم را از حضور پای صندوق ناامید سازند. در داخل نیز برخی باکوته فکری تصور می کنند پیروزی در مشارکت پایین است. کسی که پیروزی و کارامدی را در غیبت مردم بداند انقلابی نیست ولو شعارش شب و روز آرمانی باشد.
از 9 دی چه در خاطر دارید؟ فقط فتنه؟ من 9 دی را جمهوریت می فهمم. همه مردم آمدند. سبز و زرد و آبی و غیره آمدند بگویند حق ندارید به سیدالشهدا توهین کنید. 9 دی را در تاریخ نخوانید. آخرینش راه پیمائی بعد از آبان تلخ. مردم عصبانی از دست دولت و نگران از سفره خالی، آمدند تا بگویند هرچه هست خاک و نظام ماست.
مشروعیت همه ما به حضور مردم است. هر انگیزه ای با هر اعتقادی باید از مسیر مردم بگذرد. اگر نمی توانیم حرف مان را به همین مردمِ رنگین کمانی بزنیم و پیروزی را از دل جمهوریت نمی دانیم، یعنی روزگار و زمانه ما نیست.
برخی تصور می کنند مردم سالاری یک روش، میان دهها روش حکومت داری است. مردم سالاری حقیقت انقلاب است. رهبری فرمود وقتی حضور مردم را می بینم دست خدا را می بینم. می فرماید مفهوم ولایت یعنی "ولی" به علاوه "مردم". انشالله عمق ماجرا روشن است.
حرف تمام است.
کسی که امروز دغدغه حضور مردم را نداشته باشد، قدرت هم بگیرید به دهها بهانه از جمله بهانه مصلحت مردم به پنهانکاری می رسد. کسانی که امروز از شفافیت در مجلس گریزانند، با پروژه تکرار می کنم و پا گذاشتن بر جهل مردم به قدرت رسیدند.
اول شاخص برتر انقلابی گری تلاش برای مشارکت حداکثری مردم است. مشارکتی که البته با ایجاد دوقطبی های هیجانی و غیرواقعی شکل نگیرد.
منبع:جام جم آنلاین
@mahdian_mohsen
🔴خون...رستاخیز...انتقام
کدام انتقام بشما تسکین می دهد؟ قرار است چه چیز رقم بخورد که جبران این خون شود؟ یک یا دو یا ده عملیات تهاجمی علیه شرارت و خباثت که انتقام خون حاج قاسم نیست. پس رستاخیز این خون تاکجاست؟
اجازه دهید یک نکته معرفتی را مرور کنیم.
اطرافتان را مرور کنید. دوست و آشنا از دیروز نه تنها معنوی، بلکه حماسی شده اند.
جامعه ما دینی است. اما بین «جامعه دینی و مومنانه» با «جامعه حماسی و آرمانی» تفاوت است. جامعه حماسی و آرمانی، جامعه رشد یافته دینی است. مردم ما برای قیام درونی و بیرونی نیازمند آرمانی شدن هستند. جامعه ای که آرمانش ضعیف شود قدرت قیام ندارد.
اما جامعه آرمانی چطور ساخته می شود؟ تنها با خون.
جهاد با قتال متفاوت است. جهاد اعم از قتال است. جهاد و مجاهدت در همه زمینه هاست. هر نوع تلاشی که منجر به تحقق دین شود، جهادست. تلاش برای رشد علمی برای مقابله با دشمن نیز جهاد است. اما آرمانی شدن جامعه نیازمند خون است. نیازمند شهادت. فراتر از مجاهده، مقاتله می خواهیم. شهادت یعنی مقاتله و اوج جهاد که ایثار و بذل جان است.
چنین فرمود حضرت روح الله که "رمز پیروزی ملت ما شهادت طلبی بود". فرمود: "ملت با خون حیات یافت." فرمود "اگر عشق به شهادت نبود، الان در زندان طاغوت بودیم." تاکید داشت "این عشق به موت است که همه مسائل اسلام را حل می کند."
هر گاه این کشور نیاز به تقویت آرمان داشت، خون یک شهید دستگیر یک ملت شد. از شهدای هسته ای تا شهدای مدافع حرم تا شهدای پرنمادی چون حججی و امروز خون حاج قاسم.
خون معجزه می کند. مقاتله، سرعت مجاهده را چند ده برابر می کند.
اما پرسش نهائی؛
قرارست چه چیزی رقم بخورد که چنین رستاخیزی نیاز بود؟ بازگردیم به پرسش اول؛ کدام انتقام تخلیه این خروش آتشین است؟ این میزان تجمع و انبان قدرت معنوی و حماسی برای کدامین گام نهائی است؟
امروز و فردا و یک و یا دو و یا ده عملیات، جبران این خون نیست. این خون قیمت یک رستاخیز در ملت است تا حماسی و آرمانی بمانند. روح انتقام تا آخرین میخ بر تابوت متجسد شیطانی و شقاوت و شرارت باید ادامه یابد. افق این رستاخیز یک انسجام مستمر برای واپسین گام ظهور است.
استمرار این خون نیز به خون خواهد بود.
صبح صادق زده و ضربت آخر مانده ست...
@mahdian_mohsen
شهید مطهری به نقل از حکمای قدیم، تعبیری دارد بنام استسباع.
میگوید برخی حیوانات وقتی مقابل یک حیوان درنده قرار می گیرند، مستسبع میشوند یعنی اراده و همه چیز خود را از دست می دهند و از ترس بلعیده شدن، بدتر به سمت حیوان وحشی حرکت می کنند.
بزدلان داخلی را شبیه همین حیوان مستسبع ببینید، بلکه بدتر. چون غیر غریزه اش، فکرش نیز تعطیل می شود.
@mahdian_mohsen
❤️راز محبوبیت کرار...
راز این قلب های شرحه شرحه و داغدار چیست؟ انقلابی و غیرانقلابی کوه حزن و آتشفشان نفرت اند. چرا؟
حاج قاسم را کرار می شناسیم؛ به اشداء علی الکفار؛ اما با یک تفاوت. او "اشداء علی الکفار" را از دل "رحماء بینهم" یافته بود. یکبار یکفنر اشداء علی الکفار است. یکبار رشد می کند و هم اشداء الکفار است و هم رحماء بینهم. اما یکبار فرد چنان تعالی می یابد که اشداء علی الکفار را از دل رحماء بینهم می یابد. غضبش از درون رحمت است. مبارزه با دشمن را از دل محبت به مردم می فهمد. از دل وحدت ولائی به تلاش برای عزت و استقلال می رسد.
این راز محبوبیت حاج قاسم است؛ فاصله "مردی" تا "جوانمردی".
بیائید مرور کنیم...
🔸"وعده صادقش" بعد از شهادت شهید حججی را کنار "قول مردانه اش" به دختر شهید مدافع حرم ببینید. وقتی گفت: "زینب جان، قول میدهم بدن پدرت را پیدا کنم" و دو ماه گذشت تا ...
🔸مدافع غیرتی حریم اهل بیت را وقتی ببینید که به کمک سیل زده ها می شتابد و می گوید:"امروز دفاع از سیل زده ها دفاع از حرم اهل بیت است."
🔸مرد تمام عیار جنگ و قتال را کنار این جمله خالصانه ببینید که: "سینه سپاه برای مردم سپر است و برای ما بالا و پایین شهر فرقی نمی کند."
🔸روی دیگر تجسم اقتدار و هیبت را در رفتار معلم گونه اش ببینید:"همین دختران کم حجاب دختران من هستند...این ها همه مردم ما هستند. بچه های ما هستند."
🔸مبتکر جنگ های پارتیزانی وقتی پیرمرد عرب را گرفتار سیل می بیند می گوید: "تنهایمان فدای شما. اگر دست و پای این مردم را هم ببوسیم، کار مهمی نکردهایم."
🔸مقابل مفسدین داخلی دژ سهمگین است اما اعتراض می کند نکند "کولبرها را با قاچاقچی ها یکی بگیرید."
🔸با اشرار داخلی برخورد قاطع می کند اما باجوانمردی خانواده یشان را جمع می کند و در یک منطقه امکانات می دهد و از آنها در نبود مردهایشان مراقبت می کند.
🔸علیه جریان های انحرافی و غربگرای داخلی اعلام موضع می کند اما وقتی یکی از آنها موضعش را ولو ظاهری اصلاح می کند نامه ای در تمجید می نویسد که: "هرکس با انقلاب است اهل حق است و باید دستش را بوسید"
🔸نماد مجاهدت و انقلابی گری است اما به انقلابی ها توصیه می کند:"آنچه اهمیت دارد رابطه حزب اللهی ها با غیرحزب اللهی هاست نه رابطه خودشان با هم. "
🔹حاج قاسم ظهور اسما جمال و جلالی الهی است. راز محبوبیت سردار در هیبت "جامعیت" اوست. او جمع اضداد بود. این سطح از شیدایی، عمق الهی دارد. عشق به او، عشق به "هو" ست.
@mahdian_mohsen