🏴 دومین سوگواره نوای ارادت
◾استعداد یابی در زمینههای:
▪️مداحی▪️همخوانی▪️روایتگری
🔸با هدایایی نفیس و متبرک
🔸شرکت برای عموم آزاد است
▫️جهت شرکت در این رقابت عدد ۸ را به شماره
۹۰۰۰۲۶۸۲ ارسال کنید.
https://eitaa.com/navaye_eradat
#ترحیم_خوانی #مادر
آبروی اهل دل از خاک پای مادر است
هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است
آن بهشتی را که قرآن می کند توصیف آن
صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است
آسمان زندگی شد روشن از نور پدر
گلشن هستی مصفا از صفای مادر است
قوت شیر از شیره جان می خوراند طقل را
وین شگفت آید که خون دل غذای مادر است
گرمی آغوش مهرش را ندارد آفتاب
مهربان تر دیگر از مادر خدای مادر است
از دم روح القدس عیسی پدید آمد اگر
باز هم پرورده در ظلّ همای مادر است
اوج گیرد قدر فرزند از دعای خیر او
چون دم عیسی بن مریم در دعای مادر است
قدر و جاهی را که در اسلام دارا شد اُویس
از کمال طاعت و خدمت برای مادر است
امر او را داد رجحان بر ملاقات نبی
چون رضای مصطفی هم در رضای مادر است
بسکه محبوب است مادر داشتن بر هر کسی
مصطفی را دخترش زهرا، به جای مادر است
من که از مهر علی جان و دلم دارد صفا
این صفای باطن من از صفای مادر است
طبع والایم که منت بر نمی دارد ز کس
شرمگین از رحمت بی منتهای مادر است
بهترین منظر به چشم و دل مرا سیمای اوست
خوش ترین آواز در گوشم صدای مادر است
با تضرع چهره بر پایش (موید)سود گفت:
آبروی اهل دل از خاک پای مادر است
✍️: #سیدرضاموید
https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
#ترحیم_خوانی #روضه #تشییع
آی مردم اینجا همه ی شما همت کردید و برای این مرحوم تشییع جنازه ی با شکوهی گرفتید؛ همه بودند و با صدای بلند فریاد می زدید: به عزت و شرف لا الا الا الله، بلند بگو لا اله الا الله، ... امّا این جمعیت کجا بود کوفه، شام غریبان امیرالمؤمنین اون شام غریبانی که اولاً اول امام ما شیعه ها شبونه دفن شد و ثانیاً با صدای آروم می کفتند: لا اله الا الله...
محمد بن حنفیه می گوید: چون برادرانم مشغول غسل شدند، امام حسین آب می ریخت و امام حسن غسل می داد، احتیاج نداشتند به کسی که جسد آن حضرت را برگرداند. هر طرف را که می شستند جسد مطهر آن حضرت می گردید و طرف دیگر ظاهر می شد. بویی خوش تر از مشک و عنبر از جسد مبارکش به مشامشان می رسید.
چون از غسل فارغ شدند امام حسن صدا زد که ای خواهرم حنوط رسول خدا را بیاور ، پس زینب مبادرت نمود و حنوط را آورد؛ چون حنوط را گشودند کل کوفه از بوی آن خوشبو شد. پس آن حضرت را در ۵ جامه کفن کردند و در تابوت گذاشتند. جلوی تابوت را جبرییل و میکاییل برداشتند و عقب تابوت را امام حسن و امام حسین برداشتند.
حیان عنزی می گوید: خادمه امیر المؤمنین به من گفت: چون امیر المؤمنین از دنیا رفت مطابق وصیت او پایین تابوت را بر دوش گرفتیم و جلوی آن خودش حرکت می کرد و ما همان وقت صدای زمزمه ای را شنیدیم همچنان به دنبال جنازه آمدیم تا وارد غریین شدیم ، سنگ سفید نورانی ای ما را به طرف خود توجه داد، بدانجا رهسپار شدیم ، قبری حفر کرده و مرقدی آماده را دیدیم که بر آن نوشته بود: این قبری است که نوح برای جسد پاک علی فراهم کرده است.
اما لا یوم کیومک یا اباعبدالله؛ من نمی دونم چرا رسول خدا برای امام حسین حنوط و کفن نداده بود، مگر خود رسول خدا نفرموده بود: حسین از من و من از حسینم، پس چرا برای او کفن نداده بود، کجا بود ببینه کربلا اسب ها رو نعل تازه زدند و بر پیکر حسین...
https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
#ترحیم_خوانی #مادر #چهلم
شد چهل روز ندیدم گل رویت مادر
مرغ دل پرزند هر لحظه بسویت مادر
شد چهل روز که بار غم تو بر دوش است
بی تو ای نور وفا خانۀ ما خاموش است
شد چهل روز مسافر به دل گور شدی
از چه رو این همه از محفل ما دور شدی
شد چهل روز شدم خوندل و محزون گریم
جای خالیِّ تو را مینگرم خون گریم
شد چهل روز که اشک غم من نیسان است
ای امیدم مگر هجران رُخَت آسان است؟
شد چهل روز سیه گشته چه روشن روزم
یاورم رفته و از داغ غمش می سوزم
شد چهل روز که سوز دل من افزون است
خواهر چشم به راهم که دلش پر خون است
✍️: # صیف_الله_آذری
https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
#ترحیم_خوانی #برادر
عجب بوی خوشی دارد برادر
نوای دل کشی دارد برادر
ز جا برخیز و بنگر از فراقت
دل من آتشی دارد برادر
الا ای همدمم ای مهربونُم
الا ای هستی و ای هم زبونُم
تو رفتی ، زیر گِل خفتی عزیزم
غمِ مرگت زده آتیش به جونُم
چرا از پیش ما رفتی برادر
چو شمعی بی صدا رفتی برادر
به آهِ سرد و قلبِ پر غمِ خود
از این دار فنا رفتی برادر
دلی دارم که با غم خو گرفته
ز خوشحالیِ دنیا رو گرفته
ز بس پاشیده چشمم گوهرِ اشک
فضا ، عطر گلِ شب بو گرفته
برادر با دلی آرام رفتی
ز دنیا راحت و خوشنام رفتی
بعالم مرگ حق باشد ، ولیکن
دلم سوزد که تو ناکام رفتی
ببار ای چشم چون ابر بهاری
که گردون می کند ناسازگاری
برادر ، رفتی از پیشم ، ولیکن
بجا مانده ست عکست یادگاری
گُلم را از جفا بُبرید گلچین
عجب رعنا گُلی بُگزید گلچین
چو کردم ناله ای جانسوز ، دیدم
به آهِ سردِ من خندید گلچین
بسوزم از غمت با چشم نمناک
بیایم بر مزارت با دلی چاک
بجا باشد اگر نالم ، عزیزان
گُل عشق و امیدم رفته در خاک
✍️: #امیررضافرجوند
https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
#ترحیم_خوانی #پندیات
ساعتی ای دل بیا در کار خود اندیشه کن
بگذر از ما و منی با حق رفاقت پیشه کن
تا شوی آگه تو از بی مهری دنیای پست
عمر خود را لحظه ای تشبیه سنگ و شیشه کن
تیشه را برداشتی بر ریشهی خود میزنی
از برای قطع نفس خویش کار تیشه کن
دل بر این زیباعروس حجلهی هستی مبند
چون علی او را رها کن راه حق را پیشه کن
دشمنی با کس مکن با دوستان یکرنگ باش
شیر باش و روبهان را تار و مار از بیشه کن
ساربان مرگ است و دارد کاروان عزم رحیل
تا نرفتی تیشهای از بهر خود اندیشه کن
بشنو از «ژولیده» و ژولیدگان یار باش
تا توانی خدمت خلق خدا را پیشه کن
✍️: #ژولیده_نیشابوری
https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
#ترحیم_خوانی #روضه #فرزند
آی پدر و مادر دختر از دست داده، دختر برکت زندگی و شیرینیه زندگیه، می گن دختر غمخوار باباشه، خدا نکنه برای باباش مشکلی پیش بیاد دخترش از همه نگران تره برای باباش، آخه می گن دختر بابائیه، همین طور اگر برای دختر هم مشکلی پیش بیاد بابا برای برطرف کردن مشکل دخترش خودش رو به آب و آتیش می زنه، اگر خدای نکرده دختر شما از یه بلندی به زمین بیفته و شما شاهد ماجرا باشی چکار می کنی؟! بمیرم کربلا سر امام حسین به روی نیزه و مشاهده کرد که رقیه از روی ناقه ای به زمین...
نقل شده شبی رقیه از روی ناقه به زمین افتاد یک دختر سه ساله آن هم نیمه ی شب ناخودآگاه از روی شتر به زمین بخورد، خدا می داند؟ آیا این دختر دیگر توان راه رفتن را داشته باشد یا...؟
و از آن شبی که از روی ناقه افتاد دختر بچه های دیگر و گاهی زینب به او کمک می کردند تا راه برود . همه ی بدن رقیه درد می کرد. این طفل سه ساله را پس از گرسنگی و تشنگی چه منزل سوار بر ناقه و گاهی پیام تا شام آوردند.
رقیه در خرابه شبی سر از خواب برداشت، آنقدر گریه کرد و پدر را طلب کرد که صدای گریه اش به گوش یزید ملعون رسید؛ دستور داد سر بریده ی پدرش را برایش ببرید، سر بریده ی امام حسین را برای رقیه آوردند، دو دست کوچکش را به صورت پدر گذاشت، سر را برداشت، به سینه چسباند و با اشک و با سوز و گداز با سر بریده ی پدر سخن گفت:
« یا ابتاه ! من الذی خضبک بدمائک؟ »
یا ابتاه ! من الذی قطع وریدیک؟
یا ابتاه ! من الذی ایتمنی علی صغر سنی؟
یا ابتاه ! من للیتیمه حتّی تکبر...؟
یا ابتاه ! لیتنی توسدت التراب و لا اری شیبک مخضباً بالدماء »
یعنی: « ای پدر جان! چه کسی تو را به خونت رنگین کرد؟
ای پدر جان ! چه کسی رگ های گردنت را برید؟
ای پدر جان ! چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟
ای پدر جان ! دختر بی پدر به چه کسی پناه ببرد تا بزرگ شود؟
ای پدر جان ! کاش نابینا بودم تا این منظره را نمی دیدم.
ای پدر جان ! کاش خاک را بالش زیر سر قرار می دادم، ولی محاسن تو را خضاب شده به خون نمی دیدم.»
با سر بریده مشغول سخن گفتن بود که ناگهان دیدند همین طور که دارد حرف می زند و سر بابا در دامن رقیه است صدای یتیم حسین ضعیف تر شد و کم کم دیدند صدای دختر نمی آید.
https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
#ترحیم_خوانی #فرزند
قصه ی مرگ تو را ناگه شنیدن زود بود
در عزایت جامه اندر تن دریدن زود بود
آخر ای جان پسر ای میوه ی قلب پدر
در دیار نیستی منزل خریدن زود بود
اشک حسرت از دو چشم مادرت هر صبح و شام
از غم هجر رخ ماهت چکیدن زود بود
جان شیرین تر ز جانت از جفای روزگار
در شباب زندگی بر لب رسیدن زود بود
مادر بیچاره ات دائم کند آه و فغان
بهر او داغ غم مرگ تو دیدن زود بود
دیده بگشا با برادرهای خود برگو سخن
نطق تو خاموش از گفت و شنودن زود بود
بی کس و تنها و بی یاور در این کنج لحد
دور از اهل و عیالت آرمیدن زود بود
✍️: #محمودژولیده
https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
#ترحیم_خوانی #پندیات
با خدا خواهی شوی نزدیک از خود دور باش
قهر کن با تیرگی آنگه رفیق نور باش
هر کجا رو آوری طور است موسایی بجو
بی خبر موسی تو خود هستی مقیم طور باش
حور زیبایی ندارد پیش زیبایی دوست
محو روی دوست شود کمتر به فکر حور باش
گر چه در خود از خدا مامورها داری به کوش
خود برای خود به دفع هر خطر مأمور باش
مار آزارد زنیش و مور ماند زیر پا
خوی آدم خوش بود نه مار شونه مور باش
این سخن را از امیرالمؤمنین دارم به یاد
هر مصیبت تا لب گور است فکر گور باش
گاه دیدار خدا از پای تا سر چشم شو
و زنگاه غیر او تا چشم داری کور باش
هر کجا دیدی که خواهند از خدا دورت کنند
تا قدم داری از آن دور از خدایان دور باش
بر طناب دار خود “میثم” چو میثم بوسه زن
نه به زر پابند نه تسلیم حرف زور باش
✍️#: #غلامرضاسازگار
https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
#ترحیم_خوانی #پندیات
سال ها گفتیم و خندیدیم و از خود غافلیم
دل به دنبال هوس ها ما به دنبال دلیم
روز و شب دیوانه ی نفسیم و مست حُبّ مال
بدتر از این، این که پنداریم عقل کاملیم
دل به قصر سنگ، خوش کرده نمی دانیم خود
عاقبت یک قبضه ی خاکیم یا مُشتی گلیم
بارها کُشتیم خود را با دم تیغ هوی
نفس دون را پرورش دادیم و خود را قاتلیم
نوح، ما را خواند و طوفان کلّ عالم را گرفت
کشتی از ما دور شد ما نیز دور از ساحلیم
عیب خود نادیده، دائم عیب مردم گفته ایم
خلق را در خواب غفلت خوانده، از خود غافلیم
گه به دور کعبه می گردیم و گاهی دور بت
گه مرید حقّ شده گاهی اسیر باطلیم
آب و خاک و آفتاب و ابر بود و ما، که ما
دانه ای بر خود نکشتیم و به فکر حاصلیم
بارها منزل عوض کردیم تا پیری رسید
همچنان در فکر تجدید بنای منزلیم
بس که “میثم” شانه ی ما خسته از بار خطاست
در اطاعت ناتوان و در عبادت کاهلیم
✍️: #غلامرضاسازگار
https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
#ترحیم_خوانی #پدر
««نـــوحـــه زبـــان حـــــال در ســوگ پـــــــــدر»»
دنیا ز چه رو بردی از تن تو قرارم را
در دست خزان دادی یکسر تو بهارم را
تو یار منی بابا = دلدار منی بابا تو یار منی بابا = دلدار منی بابا
*
در راه تو بنشینم شاید که تو برگردی در آینه می بینم شاید که تو برگردی
تو یار منی بابا = دلدار منی بابا تو یار منی بابا = دلدار منی بابا
بابا ز فراق تو محزون و گرفتارم
چون ابر بهاری بین از دیده گهر بارم
تو یار منی بابا = دلدار منی بابا تو یار منی بابا = دلدار منی بابا
بابا بنگر امشب جای تو بود خالی
ای بلبل خوش الحان بگشای پرو بالی
تو یار منی بابا = دلدار منی بابا تو یار منی بابا = دلدار منی بابا
https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e
#ترحیم_خوانی #مادر
گلی گم کرده ام مانند مادر
که همتایش در عالم نیست دیگر
گلم را بود ای مردم نشانی
به سینه داشت قلب مهربانی
گل من بی نظیرو ساده دل بود
پیِ خوشبختی ام یکدم نیاسود
گل خوش عطر وبویم بود مادر
که با تیر اجل گردیده پرپر
میان این خلایق آنچه دیدم
ز مادر مهربان ترمن ندیدم
مرا آرام جانم بود مادر
رفیق مهربانم بود مادر
میان خانه مادرها چو شمعند
بدور او همه پروانه جمعند
ازآن روزی که شمعم آب گردید
دل پروانه ها بیتاب گردید
نگو مادر بگو حور و فرشته
که خانه باحضور او بهشته
الهی خانه بی مادر نگردد
الهی نخل آن بی بَر نگردد
مرا یاد آید آن دوران دیرین
به زانویش نمودم خواب شیرین
چه غمهایی که در دل کرد مادر
به زیر خاک منزل کرد مادر
چو مادر رفت دردم بی عددشد
بمیرم خانه اش زیر لحد شد
دریغا با دل زار و حزینم
کنار قبر مادر می نشینم
بخوانم با نوای بی نوایی
الهی بشکند دست جدایی
مرا باور نبود اینگونه مادر
سر قبرت زنم برسینه و سر
تودستت زین جهان کوتاه گردید
برایم داغ تو جانکاه گردید
فــدای مهــربانی و دل تو
بمیرم زیر گِل شد منزل تو
بخواب آرام مادرجان که فردا
شفاعت از تو خواهد کرد زهرا
تو که از عاشقان اهل بیتی
تو کز دلدادگان اهل بیتی
تو که مولا علی را دوست داری
نمودی بهر زهرا سوگواری
شنیدی قصۀ تیر و کفن را
تو نالیدی غریبی حسن را
برای نور عینش گریه کردی
تو بر داغ حسینش گریه کردی
بــرای زینبیــنش غـصه خــوردی
چو زینب یاحسین گفتی ومُردی
الهی که زحق گردد عنایت
کند زهرا زتو مادر شفاعت
بگو «مداح» زمادر مهربان تر
خداوند است واهل بیت ومادر
✍️: #علی_اکبر_اسفندیار_«مداح»
https://eitaa.com/joinchat/3428122659C786854d92e