eitaa logo
💦بُغضِ عشق💦
779 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
434 ویدیو
21 فایل
❁﷽❁ ♥️ عــــاشقانه مـــذهــبے ♥️ ✾ ✒نوشــــــته هایے کہ از دل مـــی آید.. ✾ ارتباط بامدیر: @Aghaghiya 💚 ❥ مُحَــبَّـتـاتـون ❥ @mohbbatatoon 🍃 تبلیغـــات وتبادل ادمینے: @tablighateboghzeeshgh 🌼
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 💦بغضِ عشق۱💦
علیک یارقیّه بنت الحسین(ع) سه ساله دختری ازسلب خاتم(ص) ندیده مثل او فرزندآدم دودست کوچکش باب الحوائج.. مثال مادرش بانوی عالم... (مهدیه_گودرزی) @mahdiyegoodarzi ۲۳
جایِ بازی بِدَوَم هر طرفِ میدان را... آتشی سوخته مَعجر، سر و هم دامان را... سَرِ من میشکند،نیست مرا آغوشی، پدرم کو که ببیند نِگهی حیران را... من عمویم یَلِ هاشم نسبی از حیدر، کو عمویم که کند سینه سپر طفلان را؟؟ دستِ سیلیِ سنان کرده دوچشمم کم سو، خونِ گوشم بچکد هر قدمِ نالان را... لبِ اصغر نه دگر شیر بخواهد...آری، خون و خورشید کند سیر لبِ سوزان را... نیزه، شمشیر وسپر،.. تیر و گودالی پر خون، و نِشان می دهدم دستِ کسی، عریان را... تنِ من پر شده از خِیزر و از آبله ها، چوب وشلّاق زده پایِ منِ لنگان را... سر به نیزه ست...پریشان شده می رقصد مو، لبِ عطشانِ پدر خنده زند گریان را... کُنجِ ویرانه نشستم شبِ غم، تاریکی، عمّه را کو؟...چه کنم وحشتِ این ویران را... با لگد صبح کنم بعدِ تو هر شامم را، نه دگر نیست مرا ناز و لَبی خندان را... نه علی اکبر و قاسم، نه عمویی...غُربت!! کرده آسی دلِ پُر غصِّه یِ بی سامان را... آب ویک سینه ی پُر شیر...بگرید مادر، اصغرم کو که دهم شیر لبِ عطشان را... ای خوشا دربِزند کُنجِ نَمورم بابا، تشتِ سر داده فروغی دلِ در زندان را... نوحه گویت شده ام، مرثیّه می خوانم لیک، ندهد لُکنتِ از ترس،...صدا ترسان را... خسته ام، خواب گرفته ست مرا، میبینم،، پدرم، اصغر و اکبر...صَفی از یاران را... میلِ رفتن به سَرَم،...رفتنِ من آسان نیست،، چاره ای عمّه خدایا بُکند جانان را... (مهدیه_گودرزی) @mahdiyegoodarzi ۲۴_
هدایت شده از 💦بغضِ عشق۱💦
تقدیم به همسران شهدای مدافع حرم سهمِ من دنیایِ ویرانِ بدونِ تو نبود... یک دلِ آماجِ طوفانِ بدونِ تو نبود... سهمِ من دستانِ سردِ یک زمستانِ غریب، باغِ خشک وتارو لرزانِ بدونِ تو نبود... یک پلاک و تکّه هایِ استخوان والبسه، یک وجب خاکِ بیابانِ بدونِ تو نبود... با تو این دل درمیانِ خاکِ قبرت جا گرفت، زنده ایی در خطِّ پایانِ بدونِ تو نبود... پیشِ من می ماندی ای عشقم اگرچندین صباح، شعرِ تلخم رویِ ایوانِ بدونِ تو نبود..‌. (مهدیه_گودرزی) @mahdiyegoodarzi ۲۵
🌸عشق یک دنیای دیگر را نشانم داده است 🌸شورِ شیرین...جانِ تازه...بر روانم داده است 🌸مست می‌گردد نگاهم با خیالِ بودنش 🌸خلوتم را باخودش جمعِ نهانم داده است 🌸سِحر شور انگیز مستانه حضورِ روشنش 🌸نورِ امیدی براین قلبِ خزانم داده است 🌸در سکوتِ زنگ‌ دارِ انزوایِ مفردم 🌸طعمِ شیرینِ غزل را بر زبانم داده است 🌸عاشقی با تو اگر چه سخت و جان فرسا بُود 🌸یک دم عیسی به جسمِ مرده_جانم داده است (مهدیه_گودرزی) @mahdiyegoodarzi ۲۶_
زِ عشقش کسی پُر کند جامِ دل را، زِ زنجیرِ نفسش رها می کند او... چو حُرّی که شد مستِ از باده یِ نور، به تشنه شرابش عطا می کند او.. (مهدیه_گودرزی) @mahdiyegoodarzi ۲۷
هدایت شده از 💦بغضِ عشق۱💦
عاشق نشدی،از دل تنگت خبری نیست من معتقدم بی خبران را خطری نیست نه خون دلی،اشکی ونه حسرت وآهی در سنگدلان میل و سرِ دردِسری نیست (مهدیه_گودرزی) @mahdiyegoodarzi ۲۸
هدایت شده از 💦بغضِ عشق۱💦
چو بغضی می کشی مارا به سمت جاده های شب نسوزد چون دل عاشق کسی درشعله های تب پر از آوای وحشیِ هزاران مرغ دریایم سکوتم رانَدم اما،به گریه های بی سبب غریو هلهله ی مردمان هور و کارونم غرور از پا نیندازد زنان خطّه ی عرب چو مردادی ترین ظهر جنوب پهنه ی بندر ز نخل شعر من چیده هزاران خوشه ی رطّب به عشقی که نگویم راز سر بر مُهرِ او را فاش به چشمم دیدم این دنیا، عذاب نارِ بولهب (مهدیه_گودرزی) @mahdiyegoodarzi ۲۹
مادرم ،عاشق، ولی عاشق ترم من بر حسین... هم چو سقّا میکنم جانانِ خود قربانِ او... هر دوفرزندم فدایِ تار مویی از حسین... ماه ومهتابم نَیَرزد شمسِ جان تابانِ او... (مهدیه_گودرزی) @mahdiyegoodarzi 30
هدایت شده از 💦بغضِ عشق۱💦
علیک یااباعبدالله الحسین(ع) قلبم از پیله ی تنگ و قفسش سوخته است هر شب جمعه نگاهم به حرم دوخته است اشک آذوقه ی آن ره که توانم را نیست اشک هم عشق_حسین( ع)_دردلش اندوخته است شمعدان و مه و پروانه و شب ، بینیدم منم آن سوخته دل ، کز جگر افروخته است پاکبازی به سر و دست و جوان دادن بود عشق شیدایی محضش ز تو آموخته است (مهدیه_گودرزی) @mahdiyegoodarzi ۳۱
(‌ع)🍃 می روم ،که گریه هایِ کودکانه را بس است... کُنجِ خیمه...خنده های فاتحانه را بس است... می روم که سینه را سِپر کنم به جانِ یار، پا و چکمه، ضربه های ظالمانه را بس است... می روم چو قاسمی دلیر سویِ رزمِ حق، رویِ سینه آن نگاهِ جابرانه را بس است... یکّه تازِ لشگری شوم به قتلِگاهِ عشق، رقصِ چوب و سوت و دستِ شادمانه را بس است... بر لبانِ شمرِ یاوه گو زنم سکوتِ خون، ِ مو به مُشت و طعنه های عامدانه را بس است... ننگ باد زندگیِ تحتِ امرِ سگ صفت، عصرِ کفر و شرک و ظلمِ جاهلانه را بس است... (مهدیه_گودرزی) @mahdiyegoodarzi ۳۲
یک زِره اندازه ات پیدا نشد امّا کنون... قامتت از اکبرم گویا که رعنا تر شده ست... نوش کردی چون عسل جامی ز قُربِ ذاتِ حق، حینِ وصلت جانِ من رخساره زیباتر شده ست... (مهدیه_گودرزی) @mahdiyegoodarzi ۳۳
هدایت شده از 💦بغضِ عشق۱💦
علیک یا بقیه الله عج فصلی بخوان،تازه تر از آنی که مال ماست این قصّه ی تکراری هر روز وسال ماست فصلی بخوان،رو به تمام شرقی دنیا این کهنه کال بی ثمر،شعرشمال ماست گاهی که قدر قطره ای بر خاک میباری گل میکند بذری که بس دور از خیال ماست دوده گرفته سنگ° فرشِ زیر پای ماه رفتن چه پیچیده ترین فعل وسوال ماست از روزهای داغ وسرد این خزان بپرس اینکه چرادنیا، تمام قیل وقال ماست وقتی سهیم پنجره،آدینه،شب،باشی گریه نصیب هر دقیقه،شور وحال ماست شاید شکوه معجزه باران کند او را روی تن شهری که می گویند مال ماست (مهدیه_گودرزی) @mahdiyegoodarzi ۳۴