eitaa logo
🕋💫ظهور نزدیک است💫🕋
3.6هزار دنبال‌کننده
72.4هزار عکس
81.1هزار ویدیو
436 فایل
🔥فتنه‌رابایدباروشنگری خاموشكرد. 💎 هرجاروشنگری بود،فتنه‌انگیزدستش كوتاه میشود ❤باخامنه ای کسی نگرددگمراه اودرشب فتنه میدرخشدچونماه @yazdanp_m @mahdyyonfatematazzahra https://eitaa.com/mahdyyon313 تلگرام @MAHDYOON313 @mahdyyon https://t.me/mahdyyon313
مشاهده در ایتا
دانلود
7.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 : آدم گـاهـی درسـت نمی‌شـود مگـر اینکه بِبـُرند و داغ کنـند تـا درسـت شـود . . . 🚨اینها همش جنبه رحمت هست . . .‼️ ☫به‌خانواده(حَـرَم‌ُاللّٰه)بپیوندید👇 https://eitaa.com/joinchat/591069262C3d0348cb71
💠آیت الله حائری شیرازی: 🌱حرفی که به کسی یا فرزندت می‎زنی، دانه است و فکر او زمین. ببین در این زمین چقدر بذر می‎توان پاشید؟ اگر در یک‎متر زمین یک کیلو گندم پاشیدی، همه دانه‎ها سبز نمی‎شوند، تازه اگر هم دربیایند، همدیگر را خفه می‎کنند. 💢موعظه زیاد، باعث می‎شود که حرفها همدیگر را لِه کنند، همدیگر را بپوشانند. ࿐❁☘❒◌🌙◌❒☘❁࿐ 🏡@Khanehtma
✍اجازه نده دنیا ۵ چیز را از تو بگیرد: ❶ لحظہ پاڪ بودنت باخدا. ❷ نیڪے بہ والدین. ❸ محبت بہ خانواده‌ات. ❹ احسان ونیڪے بہ اطرافیانت. ❺ اخلاص در ڪردارت. ┄┅═✧❀🦋❀✧═┅┄ @Roye_mahe_khoda
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
. ⁉️چگونه در مقابل شیطان ایستادگی کنیم؟ ⁉️ کلید آن چیست؟ 🎙استاد مؤمنی ┄┅═✧❀🦋❀✧═┅┄ @Roye_mahe_khoda
🌷 ⁉️درخواست عجیب حاج اسماعیل دولابی"ره" از شهید ابراهیم هادی خانه ساده حاج اسماعیل دولابی در حوالی میدان خراسان سال‌ها محل آمد و رفت اهالی محل و طلبه‌ها بود، می‌آمدند و از کلام ساده، اما پر مغز او درس اخلاق و عرفان می‌گرفتند. یکی از این افراد، شهید جاویدالاثر «ابراهیم هادی» بود. وی پهلوان کشتی ایران و از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب بود. امیر منجر همرزم شهید هادی در کتاب «سلام بر ابراهیم» خاطره دیدار وی با مرحوم حاج اسماعیل دولابی را چنین نقل کرده است: سال اول جنگ بود. به مرخصی آمده بودیم. با موتور از سمت میدان سرآسیاب به سمت میدان خراسان در حرکت بودیم. ابراهیم عقب موتور نشسته بود. از خیابانی رد شدیم. ابراهیم ناگهان زد به پشتم و گفت: امیر نگهدار. من هم سریع آمدم کنار خیابان. با تعجب گفتم: چی شده؟! گفت:اگر وقت داری برویم دیدن یک بنده خدا! من هم گفتم: باشه، کار خاصی ندارم. با ابراهیم وارد یک خانه شدیم. چند بار یاالله گفت. وارد اتاق شدیم. چند نفری نشسته بودند. پیرمردی با عبای مشکی و کلاهی کوچک بر سر بالای مجلس بود. به همراه ابراهیم سلام کردیم و در گوشه اتاق نشستیم. صحبت حاج آقا با یکی از جوان‌ها تمام شد. ایشان رو کرد به ما و با چهره‌ای خندان گفت: آقا ابراهیم راه گم کردی؟ چه عجب از این طرف‌ها! ابراهیم سر به زیر نشسته بود. با ادب گفت: شرمنده حاج آقا، وقت نمی‌کنیم خدمت برسیم. همین طور که صحبت می‌کردند فهمیدم ایشان، ابراهیم را خوب می‌شناسد. حاج آقا کمی با دیگران صحبت کرد. وقتی اتاق خالی شد رو کرد به ابراهیم و با لحنی متواضعانه گفت: آقا ابراهیم ما را یک کم نصیحت کن! ابراهیم از خجالت سرخ شده بود. سرش را بلند کرد و گفت: حاج آقا تو رو خدا ما رو شرمنده نکنید، خواهش می‌کنم اینطوری حرف نزنید! بعد گفت: ما آمده بودیم شما را زیارت کنیم. ان‌شاء‌الله در جلسه هفتگی خدمت می‌رسیم. بعد بلند شدیم، خداحافظی کردیم و از اتاق بیرون رفتیم. بین راه گفتم: ابراهیم! این بنده خدا را کمی نصیحت می‌کردی. سرخ و زرد شدن نداشت! با عصبانیت پرید تو حرفم و گفت: چه می‌گویی، تو اصلا این آقا رو شناختی؟! گفتم: نه، راستی کی بود؟! جواب داد: این آقا یکی از اولیاء خداست. اما خیلی‌ها نمی‌دانند. ایشان حاج میرزا اسماعیل دولابی بود. سال‌ها گذشت تا مردم حاج آقای دولابی را شناختند. تازه با خواندن کتاب «طوبی محبت» فهمیدم که جمله ایشان به ابراهیم چه حرف بزرگی بوده است. ┄┅═✧❀🍂🌸🍂❀✧═┅┄ @Roye_mahe_khoda
🌷 شیطان می‌تواند مبدأ لذات انسان‌ را تغییر دهد؛ آن‌وقت نقطه‌مختصّات لذتش، با فرد دیگر متفاوت می‌شود. هر دو می‌خورند، هر دو می‌نوشند، هر دو می‌خوابند، ولی این‌ها در دو عالم اتفاق می‌افتد. یکی از شجرۀ طوبی می‌خورد و دیگری از شجرۀ زقوم. یکی خوابش هم ذکر است و دیگری مسجدش هم بازی است. ✍️ سید محمدمهدی میرباقری ┄┅═✧❀🍂🌸🍂❀✧═┅┄ @Roye_mahe_khoda