شما گلایه دارید که وسط چت کردن یه دفعه ول میکنن میرن ، من یه بار داشتم تایپ میکردم یهو دیدم یارو دیلیت اکانت کرد
امروز یه پیرزنه بهم گفت وای به عاقبتت حتی از بغلت که رد میشم گرمای اتیش جهنمو حس میکنم :))))))))))
معلم دوران دبیرستانم رو تو خیابون دیدم بهش گفتم یادته همیشه بهم میگفتی هیچی نمیشی؟ میبینی الان کارت گیر منه؟ کار دنیا رو میبینی اقای مرادی؟ گفت باشه مجیدی حق با توئه من زود قضاوت کردم فقط دستت درد نکنه زود شیشه رو پاک کن داره چراغ سبز میشه.
هدایت شده از گسترده ⁴ ساعته
آریان با عصبانیت: «به چی نگاه میکنی؟ حواست کجا بود که زدی مچاله کردی ماشینو؟!»
رها با پررویی: «اولاً صداتو بیار پایین، دوماً از قصد که نزدم، سوماً فدای سرم! اصن برو درست کن خسارت میدم.»
آریان با تعجب: «دختر به این پررویی ندیدم! حیف که دیرم شده وگرنه بلد بودم چیکار کنم...»
https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
بزن رو لینک خوشگله😍
هدایت شده از گسترده ⁴ ساعته
پارتی از آینده
داد زد: «سکوتت جواب منه! پس هنوزم میبینیش!»
با گریه گفتم: «حاجرضا فقط چندبار باهاش حرف زدم، بهخدا کاری نکردم...»
پرید وسط حرفم: «دروغگو!» و قبل از اینکه بفهمم چی شده، دستش بلند شد...
رفت، در اتاقو محکم بست. من موندم، رو زمین، با دستِ خونآلود، و یه فکر که تو سرم میچرخید: بالاخره، بعد از این همه مدت، شاید این پایان بد، شروع یه چیز تازه بود.
رمان سرای یِلدیز
https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
ساعت 18 پاک شه