eitaa logo
مآهلین -
48 دنبال‌کننده
24 عکس
6 ویدیو
0 فایل
دور افتاده‌ایم ، آنقدر دور که هرچه انتهای جاده‌ی ِشب را سپری میکنم ، باز هم دستِ دلم به تو نمی‌رسد . - فاقد محتوای خاص ، صرفا دلی - کپی ؟ حلاله - یه صلوات بفرست https://harfeto.timefriend.net/17236722538307
مشاهده در ایتا
دانلود
گریه میکرد و شعر میخواندم شعر میخواند و گریه میکردم شعر میشد هر آنچه میگفتم اشک می شد هر آنچه میکردم
ساز برداشتم سخن گفتم عود آلوده کرد بویش را کاش می شد دو تار مویش را بنوازم کمی گلویش را
روی دوشم فرشته ها با هم به لبانش اشاره میکردند دخترک های توی نقّاشی همه ما را نظاره میکردند
روی لب هاش طعم‌ وسوسه و توی چشمش پر از تمنّا بود من که یوسف نبودم از اول او ولی کاملا زلیخا بود
دست بردم به لمس لب هایش مردمک ها عمیق تر میشد هر چه حسم دقیق تر میشد رنگ لب ها رقیق تر میشد
دست بردم به هیچ انگاری پنجه‌ام در فضای خالی رفت توی ذهنم زنی خیالی بود توی ذهنم زنی خیالی رفت
رفت با کوله‌باری از حسرت ماند از او خاطرات لعنتی اش من به دنیای سرد خود رفتم او به دنیای جیغ و صورتی اش
بگذریم از گذشته ها دیگر هر چه که بوده دوستش دارم دوستش دارم و نمیداند و چه بیهوده دوستش دارم
ناگهان در جهان بی روحم دختری را غریق غم دیدم دختری که درون چشمانش تکّه ای کوچک از خودم دیدم
چشم در چشم‌های خیسم گفت باز داری چه می‌کنی بابا من کنار تو ام، نمی بینی ؟ پس چرا گریه می‌کنی بابا
عشق هم مثل هر چه داشتمش بازی عمر بود و باختمش پیر مردی درون آینه بود که من اصلا نمی شناختمش