eitaa logo
ماهـ‌ِ پنهان
1.3هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
1.8هزار ویدیو
61 فایل
﷽ تِب فراق تو بیچارهـ کرد دنیـا را بدۅن تو به دل ما قرار بی‌معناسـت🌱💙 . . •شـروط:🌸 •| @Penhaan |• . . •پای مکتبِ حـاج قاسـم:)🌿 •| @deltange_o_o |•
مشاهده در ایتا
دانلود
درست از همان روزهایی که کمی از دنیای خیالات فاصله میگیری و پا به پله اول عاقلی می‌گذاری، دستت می آید که نه! آنجور که خیال میکردم نیست! 🍰زندگی هرچند باید شیرین باشد ولی با خیالات چیزی درست نمی شود زندگی هیچ وقت مثل تخیلات این نویسنده های مجازی پیش نمی رود؛ اما به معنای تلخی اش هم نیست. 💡حالا که فهمیده ای زندگی حساب و کتاب دارد و روی ابرهای تخیل نمی شود خانه ساخت، هول برت می‌دارد که پس فرمول زندگی چیست؟ اگر این خانه های آب نباتی که زیاد بازنشر می‌شوند زندگی واقعی نیستند، پس طعم شیرین زندگی را کجا پیدا کنم؟ از کجا شروع کنم؟ 💝رمان شیرین"من نه ما" بین این همه داستان های خیالی از زندگی های خیالی داستان زندگی یک زوج واقعی است که در کوچه پس کوچه های شهرمان زندگی می کنند. دختر و پسر جوانی که شبیه به هرکدام از ما، بزرگ شده و قد کشیده اند و حالا پا به زندگی مشترک می گذارند درست مثل ما با سوالات و مجهولات از زندگی جدید پیش رو نه زیاد ثروتمند هستند، نه آنچنان زیبا، نه تمام لحظاتشان پراز خنده است و نه همه کارهایشان درست… گاهی خطا می‌کنند، گاهی اخم دارند و گاهی لبخند، گاهی کدورت دارند و گاهی با مشکلاتی روبرو هستند؛با اینهمه زندگیشان شیرین است.چون کلید زندگی مشترک را یافته اند: "من نه! ما" 🔆زهرا و محمد را با خواندن این کتاب دنبال کنید، خصوصا اگر مجرد هستید😉 داستان این زندگی برعکس خیالات بادکنکی، لذتی مانا را نصیب ذهن تان می‌کند و شیرینی یک زندگی معمولی اما دوست داشتنی را به شما می چشاند و به کمکتان می آید 👌
رفقاےجان🌸 😍😍 https://eitaa.com/joinchat/3266117720C15977d4acc ڪانال دوممون افتتاح شد 🎊🎉🎊🎉🎊🎉🎊🎉🎊🎉🎊🎉🎊 حمایتش ڪنید🤩🤩🤩
هدایت شده از ماهـ‌ِ پنهان
وقٺــ اذانہ✨🌤 نمازمون سرد نشــہ رفیق:)🌱🌈 دعا ڪنیم برای ظہور آقاے بہــار🌸🍃 +الّلهُمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّکَ‌الْفَرَج 💚 بریم رفیق وایســیم پشٺــ سرِ امام زمانمـوݩ😍😍🌻 📿 🌸🌳🌸🌳🌸🌳🌸🌳🌸🌳🌸🌳🌸 بہ احٺرام اذان🦋تا یڪ ربع از گذاشتن پسټ معذوریم😇🕊 🤲🏻
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
من مثنوی عشق، غزل هایم تو دردیست به جان‌و‌دل،مداوایم تو دل‌از کف من برده‌ای،ای آیت‌عشق در شام سیه،امید فردایم تــو!❤️ ✨🕊 ❤️ ·٠•●@Mahepenhanamm●•٠·
شهیدابراهیم هادی.attheme
78.3K
•تم • علمدار‌ڪمیل🥀🥀🥀 ·٠•●@Mahepenhanamm●•٠·
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ماهـ‌ِ پنهان
من مثنوی عشق، غزل هایم تو دردیست به جان‌و‌دل،مداوایم تو دل‌از کف من برده‌ای،ای آیت‌عشق در شام سیه،ا
برای شهید شدن ، گاهی یک خلوت سحر هم کافیست..💞 🤍دل که شهید شود 💛زندگی که شهید شود ❤️در نهایت انسان،شهید میشود ✅اول شهیدانه زندگی کن؛ تا شهید از زندگی بروی... ؛ ✨🕊✨
•﷽• ❌مراقب باشیم از ارزش محورے به شخصیت محورێ منحرف نشیم‼️ اینجاست که افراد دچار تعصبات بۍ مورد مێ شن... 😔 ✌️🏻 🌱 ·٠•●@Mahepenhanamm●•٠·
•﷽•🥀 ۼمـ عشڨٺ بيابۆن پࢪوڕمـ ڪـرد فڕاغݓ مرغ بێ بال و پرمـ ڪرد بھ مو گفتے صبوࢪے کن صبورے صبوࢪے ترفہ خاکے بر سࢪمـ ڪـرد... 💔 💔 ✌️🏻 🌻
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹🕊بسم الله القاصمـ الجبارین🕊🌹 🕌رمـــــان 🕌قسمٺ که هر چه بیشتر شانه ام را میکشید، بیشتر درآغوش ابوالفضل فرو میرفتم...😫😫😫😭😭😭 جسد ابوجعده🔥 و بقیه دور اتاق افتاده.. و چند نفر از رزمندگان🌟.. مقابل در صف🌟🌟🌟 کشیده بودند تا زودتر از خانه خارجمان کنند... مصطفی🌸 سر ابوالفضل🕊 را روی زمین گذاشت،.. با هر دو دست بازویم را گرفته و با گریه😭❤️ تمنا میکرد تا آخر از دل کندم... و به خدا قلبم روی سینه اش جا ماند که دیگر در سینه ام تپشی حس نمیکردم...😭🥀🕊 در نیروهای مقاومت مردمی از خانه خارج شدیم.. و تازه دیدم... کنار کوچه جسم بی جان🌷مادرمصطفی🌷 را میان پتویی پیچیده اند... نمیدانم مصطفی با چه دلی این همه غم را تحمل میکرد.. که خودش سر پتو را گرفت، رزمنده دیگری پایین پتو را بلند کرد.. و غریبانه به راه افتادیم...😣😭😞💞😖😭 دو نفر از رزمندگان.. بدن ابوالفضل🕊👣 را روی برانکاردی قرار داده.. و دنبال ما برادرم رامیکشیدند... جسد چند تکفیری... در کوچه افتاده و هنوز صدای تیراندازی از خیابان های اطراف شنیده میشد... یک دست مصطفی به پتوی خونی مادرش چسبیده..😭🌷 و با دست دیگرش دست لرزانم را گرفته بود..😭❤️ که به قدمهایم رمقی نمانده..و او مرا دنبال خودش میکشید. سرخی غروب🌆 همه جا را گرفته.. و شاید از مظلومیت خون شهدای زینبیه🌷💚 در و دیوار کوچه ها رنگ خون شده بود.. که در انتهای کوچه.. مهتاب 🕌💚✨ پیدا شد و چلچراغ اشکمان😭💞😭 را در هم شکست... تا رسیدن به آغوش حضرت زینب (س) هزار بار جان کندیم.. و با آخرین نفسمان تقریباً میدویدیم تا پیش از رسیدن تکفیری ها در حرم شویم... گوشه و کنار صحن عده ای پناه آورده و اینجا دیگر مردم زینبیه از هجوم تکفیری ها بود... گوشه صحن... ادامه دارد.... 🌹نام نویسنده؛ خانم فاطمه ولی نژاد 🕌 ·٠•●@Mahepenhanamm●•٠·
: