eitaa logo
محفل امام رضایی ها
3.1هزار دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
4.7هزار ویدیو
48 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
مادر شوهرم از روز اول با ازدواج من و جواد مخالف بود مادر شوهرم می‌خواست که خواهرزاده خودش سمیرا زن جواد بشه اما از اونجایی که جواد هیچ علاقه‌ای به دختر خاله‌اش نداشت به خواستگاری من اومد ... از همون روز اول با ازدواج ما دو نفر مخالف بود حتی علنی هم مخالفتش رو اعلام کرد اما خوب جواد می‌گفت این زندگی ما دوتاست و مهم اینه که ما همدیگرو دوست داریم شاید از نظر جواد انقدر ساده بود اما من خیلی می‌ترسیدم آخه عواقب کار را هم باید در نظر گرفت همین اول کاری که مادرش مخالفت می‌کرد منم شک داشتم نسبت به آینده این ازدواج تا اینکه به خاطر علاقه زیادی جواد به خودم راضی شدم و سر سفره عقد نشستم ..... یک سال و شش ماه عقد بودیم تو این دوران خودم متوجه بودم که مادر شوهرم سعی داره بینمون تفرقه بندازه همش از بدی من پیش جواد می گفت و از سن و سالش هم خجالت نمی کشید.. .