فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❣من واقعا با تمام وجودم اعتقادم اینه که، جنگ ما مملوء بود از بهشتیانی که بهشت مشتاق دیدارشان بود.
🌷 سردار دلها
@mahman11
♥️ تفسیر جمله معروف
"لبخند بزن بسیجی"
در این تصویر
🔹 لبخندِ فرمانده (:
ماندگارتریـن یادگار ،
در کوچه باغهای خاطراتمان است ...
#سپهبد_شهید_قاسم_سلیمانی
#جمع_رزمندگان
#لبخند_بزن_برادر
@mahman11
#طنز_جبهه
📌 وقتی که ورقه های امتحانی شهید شدند
🔹️ مقطع سوم راهنمایی که آن موقع میگفتند سیکل درس میخواندم.
◇ قرار شد همراه تعداد دیگری از رزمندگان امتحان بدهیم امتحان به اصطلاح امروز دانشجویان به صورت «اُپِن بُوک» به معنی اجرای آزمون جزوه باز بود.
◇ البته جبهه معلم نداشت و بچه های قدیمی و کلاس بالایی در سنگرها برای سال پائینی ها کلاس درس میگذاشتند
◇ خلاصه با این سلیقه های مختلف تدریس و معلم های جورواجور ، امتحان را دادیم و ورقه ها را جمع کردند و بردند .
◇ موقعی که می خواستند ورقه ها را به پشت جبهه به مدرسه ای در اهواز منتقل نمایند، یک خمپاره روی ماشین حامل ورقه ها اصابت میکند و ورقه ها آتش می گیرند .
◇ وقتی برای گرفتن نتیجه به مدرسه مراجعه کردیم ، گفتند ورقه های شما همگی شهید شده اند و همانجا امتحان دیگری از ما گرفته شد.
#درس_خواندن_در_جبهه
#هفته_دفاع_مقدس
@mahman11
📌 دختر شهید : بهشت زهرا سر مزار پدرم نرفتید
🔹️ فضه سادات حسینی در روایتی ویژه از دیدار خصوصی جمعی از خانوادههای شهدا با رهبر انقلاب در حاشیه دیدار فعالان دفاع مقدس می گوید:
🔹ماجرای درد دل صمیمانه یک دختر شهید با رهبر انقلاب:آقا گفتند حتما توفیق نداشتم!
◇ اتفاق جالب [این دیدار خصوصی] برای من گفتگوی دختر شهید مدافع امنیت شهید پوریا احمدی با حضرت آقا بود.
◇ آقا سراغ مادرشان را گرفتند که نبودند. بعد با دختر شهید صحبت کردند.
◇ دختر شهید به حضرت آقا گفتند که شما رفتید بهشت زهرا (سلام الله علیها) اما سر مزار پدر من نرفتید!
🔻 آقا هم بالبخند به او گفتند: توفیق نداشتم حتما و فرمودند: انشالله اگر دوباره به آنجا رفتم میروم.
#قهرمانان_وطن
#لبیک_یا_خامنه_ای
#شهید_پوریا_احمدی
@mahman11
5.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸یاد باد آن روزگاران یاد باد
🌹ای راهیان کربلا وقت پیکار است...
🔰مداح: حاج صادق آهنگران/ در جمع رزمندگان استان سمنان قبل ازعملیات والفجر هشت ،حمیدیه
@mahman11
🌹 دو ماه ازشروع جنگ تحميلی گذشته بود. يك شب بچه ها خبر آوردند
كه يك بسيجی اصفهانی در ارتفاعات كانیمانگا تكه تكه شده است.
بچه ها رفتند و باهر زحمتی که بود بدن مطهر شهيد را درون كيسه ای گذاشتند و آوردند.
آنچه موجب شگفتی ما شد، اینکه در وصيت نامه اش نوشته بود:
خدايا! اگر مرا لايق يافتی، چون مولايم اباعبدالله الحسين (ع) با
بدن پاره پاره ببر...🌹
واژهای جز مقدس
لایق پسوند جنگ ماست...
@mahman11