eitaa logo
کانال شهدایی 《 ماهِ من 》
10.9هزار دنبال‌کننده
20.8هزار عکس
7.6هزار ویدیو
235 فایل
http://eitaa.com/joinchat/235732993Ccf74aef49e گروه مرتبط با کانال http://eitaa.com/joinchat/2080702475Cc7d18b84c1 بالاتر از نگاه منے آه "ماه مـــن " دستم نمےرسد بہ بلنداے چیدنتـــ اے شہید ... ڪاش باتو همراه شوم دمے ...لحظہ اے «کپی آزاد» @mobham_027
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی ؛ سراسر آزمون است و شهادت مُهر قبولی ...
از خط ولایت جدا نشوید و چادر ،این هدیه حضرت زهرا (س)را که امانتی دست شما هست را پاسداری کنید (فرازی از وصیت نامه شهید مدافع حرم سجاد طاهر نیا) 🌹💖✨
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
به نام حضرت فاطمہ زهرا (س) حساس بودند... فقط نام ڪافی بود تا چشـمانشان بارانـے شــود ...😭
کانال شهدایی 《 ماهِ من 》
🌴 : رسيدگی به مردم🌴 🌸راویان:جمعی از دوستان شهيد «بندگان خانواده من هستند پس محبوبترين افراد نزد من کساني هستند که نسبت به آنها مهربانتر و در رفع حوائج آنها بيشتر کوشش کنند»1 عجيب بود! جمعيت زيادی در ابتدای خيابان شهيد سعيدی جمع شده بودند. با ابراهيم رفتيم جلو، پرسيدم: چی شده!؟ گفت: اين پسر عقب مانده ذهنی است، هر روز اين‌جاست. سطل آب کثيف را از جوی برمی‌دارد و به آدم‌های خوش تيپ و قيافه می‌پاشد! مردم کم کم متفرق می‌شدند. مردی با کت و شلوار آراسته توسط پسرك خيس شــده بود. مرد گفت: نمی‌دانم با اين آدم عقب مانده چه کنم. آن آقا هم رفت. ما مانديم و آن پسر! ابراهيم به پسرک گفت: چرا مردم رو خيس ميکنی؟ پســرك خنديد و گفت: خوشــم مياد. ابراهيم کمي فکر کرد و گفت: کسي به تو ميگه آب بپاشی؟ پسرك گفت: اون‌ها پنج ريال به من ميدن و ميگن به کی آب بپاشم. بعد هم طرف ديگر خيابان را نشان داد. ســه جوان هرزه و بيکار می‌خنديدند. ابراهيم می‌خواســت به سمت آن‌ها برود، اما ايستاد. کمی فکر کرد و بعد گفت: پسر، خونه شما کجاست؟ پسر راه خانه‌شان را نشان داد. ابراهيم گفت: اگه ديگه مردم رو اذيت نکنی، من روزی ده‌ريال بهت ميدم، باشــه؟ پســرک قبول کرد. وقتی جلوی خانه آن‌ها رسيديم، ابراهيم با مادر آن پسرک صحبت کرد. به اين ترتيب مشکلی را از سر راه مردم بر طرف نمود. 1- حديث قدسي امام صادق(ع)7