#سلام_امام_زمانم♥
کاش در نافلهات نام مرا هم ببری!
که دعای تو کجا! عبد گنهکار کجا؟🌷
مولای من، چشم وجودمان خیره به نورِ حضور شماست، و دست استغاثه
و روی حاجتمان، متوسل به درگاهتان
تا خداوند طلعت رشیدتان را به ما بنمایاند🌹
گفتم که از فراغت عمریست بیقرارم
گفت از فـــراق یاران من نیز بیقرارم
گفتم به جز شما من، فریاد رس ندارم
گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم
#السلام_ای_حضرت_عشق
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤
@mahman11
_
" لاتريدحاجاًمتعباًومنڪسرالقلب . .؟! ″
-امامحـسینجانم . .
زائرخستهودلشڪستہنمیخواهۍ؟💔..
صلیاللهعلیکیاأباعبدالله❤️
#اربابم_حسین
@mahman11
9.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسینِ من...
آشوبِ جهان و جنگِ دنیا به کنار..
بحرانِ ندیدن تورا من چه کنم..؟!
#احوالات_راهیان_نور
#چذابه
@mahman11
جانباز شهید مدافع حرم"حمیدرضا ضیایی" شهیدی که لحظهای راه جهاد و شهادت را رها نکرد
📌شهید حمیدرضا ضیایی متولد سال ۱۳۴۸ بود که در سن ۱۵ سالگی با دستکاری کردن شناسنامه اش به جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافت و در گردان ادوات لشکر ۱۰ سید الشهدا(ع) به عنوان دیده بان مشغول جهاد در راه خدا شد.
🔸حمیدرضا در سال ۱۳۶۶ در سن ۱۷سالگی در عملیات والفجر ۱۰ در کردستان عراق از ناحیه دو پا مجروح شد و سرانجام از ناحیه پای چپ به درجه جانبازی نائل شد اما ذره ای خلل در انگیزه و رشادتش برای مقابله با دشمن ایجاد نشد.
🔹پس از جنگ، او راه جهاد و شهادت را رها نکرد و با ظهور تروریست های تکفیری در سوریه به دفاع از حرم اهل بیت علیهم السلام شتافت. وی ۶ مرحله به سوریه اعزام شد.
▪️او مدتی فرمانده تیپ پیاده بود و پس از آن مسئول اطلاعات تیپ و اواخر هم مسئول ادوات تیپ زینبیون بود. حمیدرضا فرماندهای مدبر، مجرب و کار آزموده، و نیرویی کار بلد و بسیجی مخلص بود و انس زیادی با قرآن داشت.
▫️ او در فراغ همرزمانش می سوخت و بیقرار بود.وی در آخرین سال عمرش، زیارت حج تمتع را رفت و بعد از آن به زیارت عتبات عالیات رفت و برات شهادتش را از امام حسین(ع) گرفت .
🔻سرانجام در آخرین مرحله پاکسازی داعش در البوکمال سوریه در ۲۹ آبان ۱۳۹۶ بر اثر شلیک تک تیرانداز داعشی ۳۰ سال پس از جانبازی اش به آرزوی خود که شهادت بود رسید. او جزو آخرین شهدای آزادسازی سوریه از سیطره داعش است.
@mahman11
غیبت ممنوع! خاطره ای از شهید محمد گرامی
📌حاج محمد اهل امر به معروف و نهی از منکر بود، یعنی همیشه سعی در ارشاد و راهنمایی دیگران داشت، بخصوص در مورد نزدیکانش.
🔸یادم می آید یک بار من خیلی راحت در یک مجلس مهمانی شروع کردم به غیبت کسی.وقتی از مجلس برمی گشتیم، محمد گفت:" می دانی که غیبت کردی. حالا باید برویم در خانه شان و تو بگویی این حرف ها را پشت سرش زده ای."
🔹گفتم:" این طوری که آبرویم می رود!"
گفت:" تو که از بنده ی خدا این قدر می ترسی و خجالت می کشی، چرا از خدا نمی ترسی؟"
▪️این حرفش باعث شد من دیگر نه غیبت کننده باشم نه شنونده ی غیبت.
#شهید_محمد_گرامی
@mahman11
🌱 ابراهیم هر وقت اسم مادر سادات به زبان می آورد بلافاصله میگفت: سلام الله علیها.
یکبار در زورخانه مرشد بخاطر ایام فاطمیه شروع به خواندن اشعاری در مصیبت حضرت زهرا کرد.
ابراهیم همینطور که شنا میرفت باصدای بلند گریه می کرد و آنقدر گریه کرد که مرشد مجبور شد شعرش را تغییر دهد. روزی که از بیمارستان مرخص شد حدود ۸ نفر از رفقایش حضور داشتند ابراهیم گفت وسط اتاق پرده بزنید تا خانم ها نیز بتوانند بیایید می خواهم روضه حضرت زهرا بخوانم.
#شهید_ابراهیم_هادی❤️
@mahman11
🔆حیف نیست این زبانی که می تواند شهادت بدهد که این ها ده شب فاطمیه نشستند و گفتند: یازهرا (س)، یاحسین (ع) ... آن وقت گواهی بدهد که مثلا ما شنیدیم فلان جا لهو و لعب گفته، بیهوده گفته...!!
احتیاط ڪن!
🌷 #شهید_سیدمجتبی_علمدار
📚برگرفته از کتاب علمدار
@mahman11
🏴🕊
بہ قول #حاج_مهدے_رسولے:
این خانواده یا شفا میدن
یا شفاعت میکنن؛
رَد خور ندارن:)
اگه ازشون شفایی خواستیم
و ندادن بہ این دلیلہ کہ
شاید اون دنیا بہ شفاعتشون
بیشتر نیاز داریم!
درست مثل یہ پدر که اول
میبینه کجا بہ چي بیشتر
نیاز داریم:)!
@mahman11
🦋
جنگنرم،مردمیخواهد!
خواهرم!برادرم!
خیلیحواستبهسنگرتباشد
چادرت،غیرتت،ایمانت..
همهوهمهراهدفگرفتهاند💔
همهرا
دشمنجنگنرمرا
ازجنگسختجدیترگرفتهاست..!
#شھید_محسن_حججی
@mahman11