eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
👆👆بسم الله الرحمن الرحیم ❃﷽❃ روضه رباب/ حضرت_علی_اصغر_ حاج آرمین غلامی سبک:به سمت گودال از خیمه دویدم من... ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ ربابه دلخسته ، چشاش براه مونده سه ساله با غصه ،تواشک و آه مونده نمــونــده از جونش، خدادیگه جونی نمیره ازیادش،اون پیکره خونی ربابه مظلومه (۴) رفته دیگه یارب، خنده از این لبهاش حسیـــن تورفتی و !ربابه وغمهاش بی تو حسین دنیـــاش،مث یه زندونه گــواه تنهـــاییش، چشمـــای گریونه ربابه مظلومه (۴) سه سال ک موندم ، بیــــای دَمِ  آخـــر سر بزنی امشب ! به غربت همسر ربابه مظلومه (۴) کناره قبرتو، مونده به اشک وآه به وقت جــون دادن،میگه بیا ای شاه پیـــرهن خـــونینت ،ارتو نشـــون داره رباب داره بارون،ازدیده میبــاره ربابه مظلومه (۴) مصیبتی داره، برای یک همسر ببینه تو گـــودال ، یه پیـــکر بی سر رباب وگودال و ، پیکـــرتو بی سر دیده سرخنجر ،،پاره کی حنجر ربابه مظلومه (۴) رباب وتنهایی، غـــروب عاشورا خیمه هامی سوختن از آتیش اعدا رباب دلخسته ، خیلی پریشونه بیاد شـــش ماهــه لالایی میخونه ربابه مظلومه (۴) ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ ⬅️میگفت مسافر بودم از شهری به شهر دیگه میرفتم، وسط جاده، وسط راه ، ماشینم خراب شد، با زن و بچه کوچیکم موندم گوشه خیابون... از ماشین پیاده شدم هر چی دستمو بلند میکردم، بهم اعتنا نمیکردند ماشینا رد میشدند، خدا چه کنم گرماست سوز عطشه،، خدا چه کنم نگام کنند... میگه یه وقت خانمم صدا زد آی مرد، بیا قنداقه بچمو رو دست بگیر.... (آ گرفتی میخوام چی بگم).... گفت قنداقه بچمو رو دست گرفتم اومدم وسط خیابون،،،، میگه یه مرتبه دیدم یکی یکی ماشینها نگه داشتند....ایستادند آقا چیه.. آقا مشکلت چیه... آقا چیزی شده... .....میگه همونجا قنداقه رو بغل گرفتم... شروع کردم گریه کردن... هی گقتم حسین حسین حسین.... مگه حسین قنداقه رو دستش نبود کربلا..... چه کردند با دل ابی عبدالله... چه کردند با جگر گوشه ابی عبدالله.... امان از دل حسین...3 یا حسین3... یه لحظه دلتو ببرم کربلا و التماس دعا...آی حاجت دارا، آی گرفتارا، آی جوون دارا،، ⬅️خدا لعنت کنه حرمله رو .. وقتی مختار قاتلان شهدای کربلا رو گرفت، حرمله رو هم گرفت... صدا زد حرمله تو که اینقدر سنگدل هستی، اینقدر بیرحم هستی، شد تو کربلا دلت بسوزه... ◀️گفت بله امیر یه جا تو کربلا خیلی دلم سوخت.... (کدوم لحظه بود ای نانجیب)... گفت اون لحظه ای دیدم حسین قنداقه علی اصغر رو زیر عبا گرفت داره از میدان بر میگرده... یه قدم سمت خیمه بر میداره .... دو قدم برمیگرده... خدا چه کنه حسین.. مادرش رباب چشم انتظاره... جواب مادر چشم انتظارو چی بده.. زخمــایی که دیدم، تو کربلا خوردی چطور ی ،ای بانو، دووم تو آوردی رباب دلخسته،کربلایی شد دارم میرم زینب،فصل جدایی شد ربابه مظلومه (۴) ✅ حاج آرمین_غلامی حسینیه کرم/یکشنبه۸/بهمن۱۴۰۲ وسخنرانان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مرثیه ی حضرت رباب درعزای شاه بی سر، مو پریشانی رباب در کنار نعش پاره، دیده گریانی رباب غرق درخون دیده جسم ،پاره ی شاه حرم جان سپردی درعزایش ،ازچه ،بی جانی رباب تو خزان باغ حیدر دیده ای درکربلا شاهد افتادن جسمی به میدانی رباب روی تل دیدی تو شمر بی حیا خنجر بدست شدجدا سر از تن خورشید تابانی رباب توحسین را دیده ای در علقمه با چشم تر بی علمدار آن غریب عصر و دورانی رباب دیده ای توکودکت را روی دستان پدر سر زتن گشته جدا، با تیر  برانی رباب آمدی تو  درپی فرزند زهرا دلغمین تا ببوسی جای زهرا حلق عطشانی رباب آمدی تو در میان قتلگه بهر وداع جسم بی سردیده ای بر خاک غلتانی رباب   چیده ای اینگونه بوسه از رگ حلق شاه دیده ای برپیکرش زخم فراوانی رباب دیده ای تو بر لب قاری قرآن ،چوب کین از فراز نیزه دیدی، صوت قرآنی رباب دیده ای تودر مسیر کوفه تا شام خراب بر فراز نیزه خورشید درخشانی رباب دیده ای تو در کنار سفره ی قاتل مدام رأس خونین حسین گردیده مهمانی رباب دیده ای توطعنه و رقص زنان شام را گرد سرهای شهیدان ازچه گریانی رباب با لب محزون سرودی شرح غم «مجنون» چرا غصه هاداری دگر از شام ویرانی رباب غلامی(مجنون)
روضه نوحه رباب.....mp3
13.55M
🤞🤞صوت روضه حضرت رباب /بهمن #،حسینیه کرم مداح.حاج آرمین غلامی👇👇
🤞🤞بسم الله الرحمن الرحیم متن روضه حضرت رباب مداح..حاج آرمین غلامی روضه ملیکه مخدره حضرت رباب سلام الله علیها🌹 درعزای شاه بی سر، مو پریشانی رباب در کنار نعش پاره، دیده گریانی رباب غرق درخون دیده جسم ،پاره ی شاه حرم جان سپردی درعزایش ،ازچه ،بی جانی رباب تو خزان باغ حیدر دیده ای درکربلا شاهد افتادن جسمی به میدانی رباب روی تل دیدی تو شمر بی حیا خنجر بدست شدجدا سر از تن خورشید تابانی رباب توحسین را دیده ای در علقمه با چشم تر بی علمدار آن غریب عصر و دورانی رباب دیده ای توکودکت را روی دستان پدر سر زتن گشته جدا، با تیر  برانی رباب آمدی تو  درپی فرزند زهرا دلغمین تا ببوسی جای زهرا حلق عطشانی رباب آمدی تو در میان قتلگه بهر وداع جسم بی سردیده ای بر خاک غلتانی رباب   چیده ای اینگونه بوسه از رگ حلق شاه دیده ای برپیکرش زخم فراوانی رباب دیده ای تو بر لب قاری قرآن ،چوب کین از فراز نیزه دیدی، صوت قرآنی رباب دیده ای تودر مسیر کوفه تا شام خراب بر فراز نیزه خورشید درخشانی رباب دیده ای تو در کنار سفره ی قاتل مدام رأس خونین حسین گردیده مهمانی رباب دیده ای توطعنه و رقص زنان شام را گرد سرهای شهیدان ازچه گریانی رباب با لب محزون سرودی شرح غم «مجنون» چرا غصه هاداری دگر از شام ویرانی رباب غلامی(مجنون) روضه جانم.یا حضرت رباب امان از اون لحظه ای که مولامون امام حسین وقتی دید این طفل رو دستش داره پرپر میزنه عبا رو انداخت رو طفل هی میخواد به طرف خیمه برگرده ( اخه اقامون همه شهدا را به خیمه اورد) اما روای میگه نگاه میکردم( یا صاحب الزمان منو ببخش اقا) 😭چرا حسین مضطر شده ، هی میخواد به طرف خیمه بیاد ولی باز انگار پشیمون میشه ، میگه خوب نگاه کردم دیدم یه خانم جلوی خیمه منتظره ...فهمیدم خانم ربابه منتظره علی جانشه که سیراب برگرده😭 با هر زحمتی مولا علی رو اورد داره با نوک خنجر قبر کوچکی اماده میکنه (قربون بی کسی ات برم حسین) ..یه وقت شنید صدایی از پشت سرش داره میاد صبر کن حسین جان ..آخه من مادرم ، من ربابم حسین ...اجازه بده برای آخرین بار علی جانم را در آغوش بگیرم (مادرا هم ناله شوید با خانم رباب.. صدای ناله ات را ببر بالا . ..حالا که میتونی حالا که قوت داری وقتشه صدای ناله اتو ببری بالا ) 😭😭 امروز برای بی اولادین خیلی دعا کنید ای وااای بی بی جااانم بمیرم برای ان لحظه ی عصر عاشورا ...ااااخخخ وقتی آب را برای این زن و بچه ها اوردن .. ااخخخخ وقتی چشمشان به آب افتاد ای وااای ای وااای هر کسی ناله ای داره ..یکی میگه باباجون قربون اون لبای خشکیده و ترک خورده ات برم باباااا...بابا چطوری اب بنوشم بابااا... وقتی دیدم لبات از خشکی ترک خورده بود و خون ازش جاری بود😭 ااخخخ یکی صدا میزد عموجااانممم عمو عباس... بیا بین برامون آب آوردن ...عموجانم عموی باغیرتم عموعباسم عمو بیا عموجاااان ( یا باب الحوائج... شفای مریضا و ملتمسین دعا یادت نره) اوج روضه* ببین خانم رباب چیکار کرد ، ای واای بگم تو هم خوب ناله بزنیا همدردی کن با بی بی رباب اومد گهواره خالی علی اصغرش رو برداشت داره هی صدا میزنه علی جااان علی اصغرم ، غنچه نشکفته ام علی ...بیا ببین برامون آب اوردن علی، فقط بهم بگو علی جاان ... اگه من آب بنوشم..... اگه از سینه ام شیر جاری شه ... بگو به جای اشک خون از چشام جاری کنم اصغرممم😭😭 دشتی آخر روضه*👇👇 خداوندا اگر زهرا نمی سوخت اگر مسمار در جسمش نمیدوخت اگر درب حرم نشکسته بودن اگر دست علی نابسته بودند دگر تیری گلویی را نمی دوخت شبانه دامن طفلی نمی سوخت دگر زینب غریبانه نمی رفت رقیه کنج ویرانه نمی رفت😭😭😭😭 از هویدای دلت بلند صدا بزن یااا حسیییین یاااا حسیبین متن روضه حضرت رباب مداح..حاج آرمین غلامی 🤞🤞متن روضه حضرت رباب /بهمن #،حسینیه کرم مداح.حاج آرمین غلامی👇👇
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
زمینه شهادت موسی بن جعفر ع بنداول؛ بیقرارم.ناله دارم دل من گرفته ازغم چش گریون.غم زندون تمومی نداره دردم تن من نحیف و خستس زیربار غل و زنجیر جونمو گرفتن اینجا با کتکهای نفسگیر پره بارونه چشام بیشماره غصه هام زیر تازیانه ها میگذره ثانیه هام یاباب الحوائج یاموسی بن جعفر بنددوم؛ اینهمه سال.توسیاهچال دل من پوسیدخدایا همزبونم.دل وجونم کجایی رضای بابا دل من تنگه خدایا برای گلای باغم چقده براه بشینم دخترم بیاد سراغم دیگه توی سجده ها فقط این شده دعام ای خدای مهربون ازتومرگمومیخوام بندسوم؛ وقت افطار.مثل هربار بیقراره عالمینم بی اراده.من به یاده لبای خشک حسینم اسیرم اگرچه عمری توی قعراین سیاهچال دیگه زیره نعل تازه نشده تنم لگدمال من عزاداره غمه غریب کرببلام روبه کربلا میدم دوباره باز یه سلام
4_5798508803708164336.mp3
2.61M
باسمه تعالی زمینه مدحی حضرت موسی ابن جعفر‌ علیه السلام نور خدا در تو عیان جود تو مافوق بیان جز به تو ای صاحب من رو نزنم بر دگران ای صفای عالم گره گشای عالم ما همه دردیم و تویی دوای عالم پنجره ی رو به خدا شاهی و ما جمله گدا از سر مهر از سر لطف کن نظری ای صنما یا باب الحوائج یا موسی ابن جعفر 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ جلوه تو شمس و قمر با تو دعا دارد اثر دست تو هم دست خداست عشق گداهای سحر از همه بالاتر سروده زیباتر از تبار حیدر ندیده ام آقا تر یار علی یار خدا بنده ی بیدار خدا ای که شدی در همه عمر رونق بازار خدا یا باب الحوائج یا موسی ابن جعفر شعر و سبک:
ابرا همه می‌بارن از آسمون میارن، پیراهن عزا رو دیدن همه هوای طوفانِ گریه‌های معصومه و رضا رو عمری، اسیر بند، بی‌جرم و بی‌گناه روزا شبیه شب، شب‌ها همه سیاه اینه نماز عشق، قد قامت الصّلاة نفَس نداره شهر، نداره زندان، جان قفس پُر از فرشته‌س، به‌ جای زندان‌بان امشب دیگه راحت از دست صیّاد شد مرغ از قفس پَر زد، زندونی آزاد شد یا بابَ‌الحوائج، یا موسی بن جعفر... **** اون آتشِ نهفته داغ جوون گرفته، جونش رو دست آخر از بس دلش رو سوزوند لحظه‌ به‌ لحظه می‌خوند، پهلو شکسته مادر مادر تو کوچه دید، دشمن رو سر راه خورشید رو می‌سوزوند روی کبود ماه اینه نماز عشق، قد قامت الصّلاة راه محبّت رو تا آخرش رفته دو گونه‌ی نیلیش، به مادرش رفته زندون پُر از عطر علی و اولاد شد مرغ از قفس پَر زد، زندونی آزاد شد یا بابَ‌الحوائج، یا موسی بن جعفر... **** رسمه توو سینه‌زن‌ها حُسن ختام نوحه، گودال و اشک و ناله‌س امّا گریز امشب با اذن عمّه‌ زینب به روضه‌ی سه‌ساله‌س سرسخت، شبیه کوه، کوتاه، مثل یه آه ویرونه با صداش، شد قتلگاهِ شاه اینه نماز عشق، قد قامت الصّلاة هر دو بدن تشییع، با غل‌ و زنجیر شد نه تنها این آقا، سه‌ساله هم پیر شد شبیه ویرونه، زندون بغداد شد مرغ از قفس پَر زد، زندونی آزاد شد یا بابَ‌الحوائج، یا موسی بن جعفر... ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
اشک های ستاره ها می‌ریخت کهکشان هم به گریه افتاده از نحیفیِ پیکر خورشید آسمان هم به گریه افتاده جسم او ذره ذره آب شده تازیانه چه کرده با بدنش!؟ این که افتاده گوشه‌ی زندان پیرُهن‌خالی است یا بدنش!؟ حجم بال و پرش پُر از زخم است جای سالم نمانده در پَرِ او قفسش بس که کوچک و تنگ است هی به دیوار می‌خورد سرِ او درد تا مغز استخوان می‌رفت بازویش را اگر تکان می‌داد می‌توانست شب بخوابد اگر درد پهلو کمی امان می‌داد وای از آن دم که آرزو باشد لحظه‌ای آه حسرتی بکشی غل و زنجیر فرصتی ندهند نفسی هم به راحتی بکشی دمِ " عجِّل وفاتی " لب او زنده کرده است داغ زهرا را ظاهراً عادت نگهبان‌هاست بی جهت می‌زدند آقا را آه! با هر تنفسش می‌شُد حس کنی دردِ در جِناقش را بشکند دست سِندی کافر... خُرد کرد استخوان ساقش را با هزاران عذاب جان داد و با هزاران عذاب تشییع شد روی یک تخته پاره‌ای کوچک بدن آفتاب تشییع شد باز هم جای شکر آن باقی است مصحف‌اش را بهم نریخت کسی طرح لب‌های نازنینش را با نوک پا بهم نریخت کسی لحظه‌ی جان سُپردن او را خواهرش روی تل نمی‌دیده با عصا هیچ نامسلمانی به سر و صورتش نکوبیده احدی در پی غنیمت نیست پیرهن از تنش کسی نَکِشید بعد جان دادنش خدارا شُکر مرکبی روی پیکرش ندوی شاعر، بردیا محمدی ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️