6799232_710.mp3
7.64M
بزار سایت همیشه رو سرم باشه...
#مهدی_اکبری
#شب_جمعه
🌱
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
نوحه شب جمعه زبان حال حضرت زهراس
مظلوم حسین جان ۲بار
..........................
شبهای جمعه مادری پهلو شکسته
اید سر قبر پسر با قلب خسته
بر تربت خونبار او محزون نشیته
گوید که ای لب تشنه در خون نشیته......مظلوم حسین جان۲
..............................
امشب به دشت کربلا زهرا رسیده
با سینه ای سوزان با قد خمیده
اشک مصیبت میکند جاری زدیده
گوید که ای لب تشنه در خون تپیده
مظلوم حسین جان۲
..................................
نزدیک دریا بودی و ابت ندادند
ابی به ان طفلان بی تابت ندادند
یک قطره بر ان طفل بی خوابت ندادند
بر ساقی و بر خیل اصحابت ندادند
مظلوم حسین جان۲
.....................................
برخیز و مادر تا کنم یک دم نگاهت
شویم به اشک و خاک و خوناز روی ماهت
خاموش سازم.شعله های خیامت
گردم پناه کودکان بی پناهت
مظلوم حسین جان۲
.......................................
مادر بگو در روز عاشورا چه کردی
با کام تشنه بر لب دریا چه کردی
در خاک و خون تنها در این صحرا چه کردی
با فاطمه با زینب کبری چه کردی
مظلوم حسین جان۲
🕊🕊🕊
🌷به رسم ادبــ🍃
روز خود را با #سلام به تو آغاز میکنم
روزم بــه نـام تــ❤️ـــو مـــادر:
🌷السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ
🍃السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ نَبِيِّ اللَّهِ
🌷السَّلامُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللَّهِ
🌷السَّلامُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ
🍃السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّكِيَّة
🌷ُالسَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ
🍃السَّلامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّه
💠تا ابد اين نکته را انشا کنيد
پاي اين طومار را امضا کنيد🌼
💠هر کجا مانديد در کل امور
رو به سوي حضرت زهرا کنيد🌼
❣ #روزتون_پربرکت❣
karimi-26.mp3
2.1M
#ندبه_های_دلتنگی
بیا مسافر غریب صحرا / قشنگترین یوسف زهرا
گریه کن این روز و شب ها بیا
بیا ای همه کار و کس ما / یه نیم نگاهه تو بسه ما
خوش اومدی به مجلس ما بیا
ما رو برای گریه، کنار خود سوا کن
سینه زن حسینو، از کربلا دعا کن
در بدرم یه عمره، برای یک نشونت
تو روضه ها می گردم، پی نشونه خونت
آقای من کجایی
ببین صدقه ی سرت آقا جون / چه سفره ای پهنه برامون
صدات میاد تو روضه هامون آقا
آقا جمعه اول محرم / قدم بزار رو چشم ما هم
بیا برای ما یک قدم آقا
اگه میشه نیایی، شب علی اصغر
گمون کنم جلو در، نشستی پیش مادر
باید خودت بخونی، روضه قحط آب و
شرم دل عموتو، داغ دل ربابو
آقای من کجایی
#امام_زمان
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
تمام دشت، شیون بود و فریاد
عطش در خیمه ها میکرد بیداد
ز خیمه کودکان بیرون دویدند
سکینه مشک را دست عمو داد
گره در کار ثارالله افتاد
نگاهش باز سوی ماه افتاد
دلم یکباره شور افتاد وقتی
برادر سمت میدان راه افتاد
امام حسین چی کشید تا اباالفضل راه بیوفته سمت فرات
به سوی دشت عباسم روان شد
برای او حسینم روضه خوان شد
زمانی که به خاک افتاد عباس
حسینم ناگهان قدش کمان شد
وقتی برادر روی زمین افتاد،بانَ الانکسارُ فِی وجهِ الحُسین علیه السلام ،آثار شکستگی در چهره ی امام حسین علیه السلام نمایان شد.
به خاک افتاد هر دو دست ساقی
از قدیم اینجور می خوندند ،میگن امام حسین خم شد،یه چیزی رو بالا آورد هی می بوسید و هی می بویید،هی به صورت می گذاشت،لشکر فکر کردند امام حسین علیه السلام قرآن پیدا کرده. ای فدای دستای قلم شده ات برم برادر.
به خاک افتاد هر دو دست ساقی
سه شعبه بود و چشم مست ساقی
عمود آهنین بر فرق او خورد
رها شد مشک، یعنی هست ساقی
آی مردم وقتی تیر به مشکش زدند،قبلش هنوز امید داشت،وقتی دست راست رو زدند مشک رو به دست چپ گرفت، فحمل القربة بأسنانه وقتی دو دستش رو زدند مشک رو به دندان گرفت،هنوز امید داشت،من وعده ی آب به علی اصغر دادم،اما یه وقت عمود آهن به سرش زدند،چی شد که عباس دیگه نا امید شد، وقتی تیر به مشک اصابت کرد، فَوَقَفَ الْعَبّاس مُتَحَیراً همون جایی که بود ایستاد، نمی دونست باید چه کنه،یه وقت با صورت رو زمین افتاد،شنیدید می دونید،اهل روضه اید،تو همه ی مجلس ها این حرف رو می زنند،وقتی یکی از بالای بلندی روی زمین می افته، اولین کاری که میکنه دستاش رو سپر میکنه،اگه تیر سه شعبه به چشماش باشه،اگه تیر به قلبش فرو رفته باشه،اگه عمود آهن به سرش بزنند،دست در بدن نداشته باشه،با صورت به زمین بیوفته چی میشه؟
عمود آهنین بر فرق او خورد
رها شد مشک، یعنی هست ساقی
صدا زد: رفت بر باد آرزویم
به خاک افتاد مشکم، آبرویم
سکینه با خجالت گفت اما
بگو بابا که برگردد عمویم
***
طفلان حرم بعد تو ماتم زده بودند
خواب همه را بعد تو بر هم زده بودند
با حال پریشان و دل شعله ور از آه
آتش به دل عالم و آدم زده بودند
در خیمه فقط حرف عمو بود عمو بود
عمو بود عمو بود، ولی دیگه نیست
در خیمه فقط حرف عمو بود عمو بود
آه از تو فقط از تو فقط دم زده بودند
عباس من،علمدار سپاه کربلایم:
بعد از تو چه سخت است بخواهم بنویسم
بر صورتشان سیلی محکم زده بودند
آن روز غم انگیزترین روز جهان شد
آن روز ملائک همگی غم زده بودند
نام تو پس از نام حسین بن علی بود
بر سر در هر خیمه دو پرچم زده بودند
انگار علی بود نه انگار تو بودی
سقای حرم میر و علمدار تو بودی
ره والله میگه اولین باریه که اربابِ ما اومد بالاسر عباس ، عباس پاهاشو دراز کرده .. خوابیده .. حسین حلالم کن ..
آمدم آب به خیمه برسانم که نشد
چه قدر غصه و غم خوردم از این غم که نشد
تیرِ نامرد اگر مانع مشکم میشد
میشد این آب شود چشمۀ زمزم که نشد
سعی کردم که نیفتم زِ رویِ اسب ولی
ضربِ آنقدر شتابان زد و محکم که نشد
بگو از من به رقیه که حلالم بکند
به خدا بعضی ها تو جمع ما هستن ، بعضی هایِ دیگه یه حساب دیگه روشون میکنن .. مثلاً میگن فلانی دیگه ردخور نداره کارُ بسپار بهش برو ، تا آخرش انجام میده. بچه ها هم همچین که مشکُ آوردن گفتن برید دیگه بخابید .. عباس با آب برمیگرده .. همینطور که زمین افتاده بود گفت حسین جان میشه بی ادبی کنم. گفت چیه عزیز دلم داداشم، گفت تا حالا یاد داری ازت چیزی خواسته باشم؟ نه عباسم ؛ ولی حالا ازت یه خواهش دارم . چیه عزیزِ دلم؟ داداش یه قولی بهم بده . حسین جان بدنمُ از اینجا تکون نده .. من نمیتونم تو چشمایِ بچه هات نگاه کنم ...
رد خون دستِ ساقی هنوزم رو لبه مشکه
گریه هایِ مشک پاره شبیه بارونِ اشکه
شونۀ زخمیِ نخلی شده تکیه گاه سقا
سویِ خیمۀ ربابه آخرین نگاه سقا
جایِ بوسۀ علی رو همۀ تیرا شمردن
آبرویِ پهلونُ کنار علقمه بردن ..
حسین داره برمیگرده ، اما چجوری ؟ پیاده، سواره اسبم نیست. افسار اسبُ گرفته .. خمیده خمیده داره میاد .. این عمی العباس ؟.. یهو دیدن حسین بغضش ترکید .. خیمۀ عباسُ عمودشُ کشید .. این خیمه نشست .. بچه ها برید آمادۀ اسیری بشید .. ای حسین ..
هر چقدر که دوست داری اربعین تو مسیرِ نجف تا کربلا قدم بزنی ، با همۀ وجودتِ شب تاسوعا رو گریه کردی. ان شالله اربعین پایِ پیاده از نجف تا کربلا هر قدمی که برمیداری یه حسین میگی .. شبِ عباسِ .. کسی هست بی حاجت اومده باشه؟..
هرکی گرفتاری داره ذکر اباالفضل میگیره ..
امشب امتحان کن یه یا اباالفضل بگو حاجتت رو مدنظر بیار ، دستت رو بیار بالا با همۀ وجودت ناله بزن یا اباالفضل ...
خوش به حال رقیه ، که تو عموشی عباس
صدقه میده وقتی زره میپوشی عباس
قربون روی ماهت ، یا قمر العشیره
خدا تو رو یه لحظه از این حرم نگیره
وای داری میری کجا ، وای از دل خیمهها
وای عموجون زود بیا، وای ابالفضل
وای میری سمت فرات ، وای نگرانم برات
وای چرا خیسه چشات ، وای ابالفضل
عمو اباالفضل، صدای آبو میشنوم
عمو اباالفضل، پشت سر تو میدوم
عمو اباالفضل، ببر منو بده نشون
عمو اباالفضل، شاید بسوزه دلشون
عمو اباالفضل ، عمو اباالفضل
"عمو اباالفضل، فدای مهربونیات
عمو اباالفضل، فدای خشکی لبات"
کجای راهی الان ، میبینی شط آبو
بگو بهش شکستی ، خیلی دل رباب و
حتی با ابرا قهرم ، آشتی نمیکنم زود
بارون اگه میومد ، عموم الان پیشم بود
وای جون بابام قسم ، وای بیا دلواپسم
وای بیتو من بیکسم ، وای اباالفضل
وای بیقرارن همه ، وای جَدَّتی فاطمه
وای از دل علقمه ، وای اباالفضل
عمو اباالفضل، تو خیمه اشک نمنمه
عمو اباالفضل، فدا سرت که تشنمه
عمو اباالفضل، فدا سرت نخوردم آب
عمو اباالفضل، بیا به خاطر رباب
عمو اباالفضل ، عمو اباالفضل
"عمو اباالفضل، فدای مهربونیات
عمو اباالفضل، فدای خشکی لبات"
بابا داره میاد و کمرشم شکسته
تازه یه بغض سنگین راه گلوشو بسته
از تو چشاش میخونم ، دست بریده دیده
عَلَمِ روی خاک و مشک دریده دیده
وای یل ام البنین ، وای چرا خوردی زمین
وای حرمله در کمین ، وای اباالفضل
وای حرم آواره شد ، وای عمه بیچاره شد
وای چادرم پاره شد ، وای اباالفضل
عمو اباالفضل، تو رو چطور زمین زدن
عمو اباالفضل، عمود آهنین زدن
عمو اباالفضل، فقط شنیدم آب شدی
عمو اباالفضل، شرمنده رباب شدی
عمو اباالفضل، عمو اباالفضل
"عمو اباالفضل، فدای مهربونیات
عمو اباالفضل، فدای خشکی لبات"
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
رفتیندیدی بعد تو دیگر چه حالی داشتم
گفتم کهمی آیی ولی با خود خیالی داشتم
چشمم بهراه رفته و دلخوش به راه آمدن
امانگاهی مضطرب دل شوره حالی داشتم
گفتی بهعهده وعده ات با آب راهی می شوی
گفتمبرای دیدنت دیگر مجالی داشتم
تا تیرگیبر چهره خورشید عالم رنگ زد
دیگرمیان دست خود یک مشک خالی داشتم
از خیمهبیرون آمدم باید بگویم بعد از این
من یکعموی با وفا و بی مثالی داشتم
قبل ازجدایی سرت آن دست های پیکرت
من شوق دیدارتورا با مشک خالی داشتم
از قافلهجا ماندم و تا دیدمت بر روی نی
با اشکهای دیده ام با تو وصالی داشتم
آه ایعلمدار پدر من از برای وصف تو
در دورهگرد واژه ها وصف محالی داشتم
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
رفتیندیدی بعد تو دیگر چه حالی داشتم
گفتم کهمی آیی ولی با خود خیالی داشتم
چشمم بهراه رفته و دلخوش به راه آمدن
امانگاهی مضطرب دل شوره حالی داشتم
گفتی بهعهده وعده ات با آب راهی می شوی
گفتمبرای دیدنت دیگر مجالی داشتم
تا تیرگیبر چهره خورشید عالم رنگ زد
دیگرمیان دست خود یک مشک خالی داشتم
از خیمهبیرون آمدم باید بگویم بعد از این
من یکعموی با وفا و بی مثالی داشتم
قبل ازجدایی سرت آن دست های پیکرت
من شوق دیدارتورا با مشک خالی داشتم
از قافلهجا ماندم و تا دیدمت بر روی نی
با اشکهای دیده ام با تو وصالی داشتم
آه ایعلمدار پدر من از برای وصف تو
در دورهگرد واژه ها وصف محالی داشتم
آی گریه کنای ابالفضل.جای رقیه رودوش عموجونش عباس بودهمیشه.ولی دلابسوزه برابی بی.همون دخترامامی که تاعموش وباباش بودن احترام داشتن.بعدرفتن باباش وعموش.دامنش روزعصرعاشوراوقتی خیمه هاروآتیش زدن.آتیش گرفت.همون دخترکوچولوکه روصورتش جای نوازش های دست بابابود.بعدرفتن باباش وعموعباسش.جای سیلی گرفت.همون دختری که جاش رودوش عموعباسش بود.جاش خرابه هاشد
خدایابه باب الحوائجی مولامون ابالفضل.بحق دستهای کوچولوی رقیه.همون دستهایی که باطناب بستن.
احدی روامروزازدرخونت ناامیدنکن.بحق چشم انتظاری رقیه گوشه ی خرابه.فرج امام زمانمون وبرسون.بحق دستهای قلم شده ی عباس که دستاشودادتادستهای ماروبگیره.حاجت روامون بگردان
سه مرتبه بگویاابالفضل
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✍جمعه ها دلمان، بهانه میگیرد؛
اما؛
می گذرد!
دلمان، هوايت را می کند؛
اما؛
بی قرارت نیست!
عجب دردیست؛ بی دردی؛
که به جانمان افتاده است🍂.
انگار به نبودنت عادت کرده ایم