🌸🌺🌸🌺🌸🌺
🖊 [ متن شماره 1626]
✅ متن سخنرانی حاج آقا #علےپناه
✨ نشاط بعداز روضه ✨
بعضی از ما تا احساس می کنیم یک قران مان شده دوهزار می خواهیم با خدا هم درگیر بشویم نعوض به الله می خواهیم جلوی خدا هم قد علم کنیم . طرف تا دیروز نداشت بخورد در همین هیئت ها بود ؛ زد کسب و کارش سکه شد یک قران ش شد دوهزار حالا پاش از هیئت بریده شده هیچی چادر از سرِ زن و بچه افتاده هیچی اعتقادات ش از کف رفته هیچی بازهمه ی اینا تا حدی قابل تحمل است این که به انکار و مسخرِ کردن افتاده است قابل تحمل نیست .
صبح از جلوی در بیت الحسن رد می شود یک پوز خند می زند می گوید : چقدر هیئت چقدر روضه چقد گریه ؟ جمع اش کنید !! این همه پول می دهید که گریه کنید بدید فقرا بخندند !! ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز لذت شرب مدام . تو چرا پول خرید سگ و گربه ات را نمی دهی برای فقرا ؟ تو چرا پول لوازم آرایشی و پارتی گرفتن و دورِ دنیا زدن را نمی دهی به فقرا ؟ ده روز مال امام حسین علیه السلام است خودِ فقرا هم پول ش را خرج می کنند خودِ فقرا هم هزینه اش را تأمین می کنند غیر از این است !!
الان جنوب شهر بیشتر در ش روضه دارد که مردم با فقر و بدبختی و زحمت هزینه های روضه را جمع می کنند . قدم به قدم پرچم قدم به قدم جلسه خودِ فقرا دارند پولِ بساط عزای امام حسین علیه السلام را می دهند . نمی فهمد نچشیده !! بابا خیال نکن از این پیمانه به همه نوشانده اند . والله این رزق را خدا به هر کسی نداده است . به بعضی ها تا می گوید روزی می گوید : منظورش پول است ؛ بله پول هم یک مرتبه ای نازلی از رزق است اما رزق معنای جامع تری دارد .
بعضی ها در همه ی مدت عمر روزی شا نمی شود یک بار با زبان شان بگویند : " صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام " رزق شان نمی شود با چشم شان حتی یک قطره اشک برای حضرت زهرا سلام الله علیها بریزند بعضی ها در همه ی مدت عمر یک بار هم روزی شان نمی شود صورت خود را بزارند روی ضریحِ سیّدالشهدا . ببین خدا چه نونی در دامن ت قرار داده ببین چه عنایتی به تو کرده !! فرمود : بعضی ها وقتی به دنیا می رسند طغیانگر می شوند این حرف ها را از یاد می برند اصلا" خود را محروم می کنند .
از جلوی درب جلسه رد می شود می گوید : این ها افسردگی دارند همه اش گریه همش روضه !! والله مردم عالم بدانید نشاطی که نسیب ما گریه کن ها در این مَحفِل می شود در هیچ جای دیگری دنیا نسیب هیچ احدی نمی شود . غمت از هرچه شادی دلگشاتر ؛ که وقتی برای حضرت رقیه سلام الله علیها گریه می کنید می خواهید از درِ بیت الحسن بیرون بروید می خواهید بال بزنید این قدر نشاط دارید !! این جیگرت می خواهد از هم پاره شود از داغ بچه های سیّد الشهدا اما یک نشاطی نسیب ت می شود یک حالِ خوشی خدا به تو می دهد که این حالِ را هیچ کس هیچ جای دیگر جز در مجلس امام حسین علیه السلام تا حالا تجربه نکرده است .
#سخنرانی
@majmaozakerine
چندنمونه
#متن_سخنرانی
درخواست شما⏫⏫⏫⏫
التماس دعا
@majmaozakerine):
┈•گ꧂•┈
|⇦•من مثل قطره ام...
#قسمت_اول #روضه و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شب سوم محرم 99 به نفس حاج مجتبی رمضانی•ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
" اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّه"
"اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"
من مثل قطره ام و تو مثل دريا، مگه نه؟
بايد اين قطره كنه دريا رو پيدا، مگه نه؟
تويِ خواب، خودت بهم گفتي خيلي زود ميآي
قول دادي كه من و مي بري از اينجا، مگه نه؟
به جايِ عروسك اين بار، برا من عصا بيار
دخترِ شامي ميگه: افتادم از پا، مگه نه؟
اينجا بازارش مثلِ كوچه هايِ مدينه بود
صورتم درست شده شبيه زهرا، مگه نه؟
جونِ بابا بگو دل تنگي هامُ چيكار كنم؟
جونِ من بگو من و دوست داري يا، مگه نه؟
رويِ نيزه فهميدم چرا عمو چشماشُ بست
قصه ي گوشواره امُ گفتي به سقا، مگه نه؟
داداشم با پيرهنم ميخواد من و كفن كنه
ديگه وقتِ رفتم رسيده بابا، مگه نه؟
*مگه ميشه دختر بابارو نشناسه، روپوش رو از رويِ تشت زد كنار، بابارو نشناخت...چي شد بابارو نشناخت؟ اول اينكه اين سر زياد چوب خورده بود، هم عُبيدالله بن زياد زده بود و هم يزيد، شايد توي چشم زياد ضربه زدن، وقتي چشم صدمه ببينه قيافه عوض ميشه، دليلِ دوم: اين سر يه شب تا صبح تويِ تنور بوده، خاكستر با خون قاطي شده،دليل سوم: هر منزلي كه استراحت مي كردن، سر رو از نيزه در مي آوُردن، داخل يه صندوقچه ميذاشتن، چهل منزل توقف كردن، يعني چهل بار اين سر رو در آوُردن روزِ بعد دوباره به نيزه زدن، شايد ميخواستن سر رو به نيزه بزنن، جايِ قبل بند نميشد يه جايِ جديد مي زدند...تو بابايِ مني؟ بابايِ من خيلي خوشكل بود...*
|⇦•تو این شبِ تاریک..ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
تو این شبِ تاریک، ستاره مبهوته
خواب می دیدم بازم، سرم رو بازوته
تقصیر من نیست که، اشکم سرازیره
یادِ تو می افتم، خواب از سرم میره
کجای دنیا، اینطوری بابا، جوابِ اشک و میدن
جلو چشایِ، عمه سرت رو، روی زمین کوبیدن
کسی نمی پرسه، از حال و احوالش
پروانه ای رو که، سوخته پر و بالش
ممنون تو هستم، که اومدی پیشم
غصه نخور بابا، خودم فدات میشم
اهالیِ شام، به دخترِ تو، مگه امون میدادن
تو کوچه بازار، هی با اشاره، منو نشون می دادن
حسين...
من و ببر بابا، دورِ تو مي گردم
چشام نمي بينه، عمه رو گم كردم
يادم ميره دردِ، پارگي گوشم
وقتي سَرِ خونيت، باشه تو آغوشم
يه نانجيبي اومد تو خيمه، گوشواره هامُ بُردش
نديدي بابا، چه وحشيونه، خلخال پامُ بُردش
اون بي حيايي كه، كشيده گيسومُ
دستايِ سنگينش، شكسته اَبرومُ
تا ديد عموم رفته، حرفايِ بد ميزد
كارش فقط اين بود، به من لگد ميزد
از ترس و وحشت، لُكنت گرفتم
از وقتي رفتي رقيه ات سامون نداره
* " يا أبتاه! مَن ذا الذي خَضَّبَكَ بدَمائك؟"بابا! محاسنت خوني شده"يا أبتاه! مَن ذا الذي قطع وَريدَك؟" بابا! رگ هايِ حنجرت رو كي بُريده؟...*
خيلي غمت واسم، سخته و سنگينِ
خولي رسيد ديدم، سرت تو خُرجينِ
خسته شدم بابا، از زندگيم سيرم
سه ساله ام اما، ببين چقدر پيرم
كسي نفهميد، بينِ خرابه من چي كشيدم
خسته شدم از اين همه دوري،ديگه بُريدم
*ان شاءالله راه كربلا امسال باز باشه، بريم ازطرف بي بي، رو به رويِ شش گوشه سلام بديم...ياد كنيم شهدايِ مدافعِ حرم رو، ياد كنيم بچه هايي رو كه بابا ندارن...خيلي مراقبت كن تويِ مهموني ها، حضرت آيت الله مرعشي، تويِ يك مهموني بچه هاش رو صدا زد، گفت: بچه ها! اون بچه اي كه اونجا نشسته بابا نداره، خواستيد من رو صدا بزنيد، بابا نگيد، دلش ميگيره...
يكي از مداحان اهلبيت تعريف ميكنه، ميگه: من رو دعوت كردن مراسم تقدير از رزمندگان مدافعِ حرم، ديدم همه ي رزمنده ها با لباسِ نظامي نشستن، دونه دونه بچه هاشون ميرن بالا با بابا، يه دختر بچه ميكروفن رو ميگيره شعر ميخونه، همه براش دست ميزنن بهش جايزه ميدن،يكي ديگه قرآن ميخونه بهش جايزه ميدن، يكي دعاي فرج ميخونه،نگام افتاد به يه دخترِ چهار پنج ساله ديدم چشماش كاسه ي خونِ، گفتم: عمو! تو چرا نميري شعر بخوني؟ گفت: من بابا ندارم، من بابام شهيد شده، اينا كه ميرن بالا شعر ميخونن به خاطر باباشون ميرن، گفت: عصباني شدم رفتم بالا ميكروفن رو گرفتم، اون دخترِ شهيد رو هم با خودم بردم، گفتم: اين بچه شهيده، كسي صداش نميزنه، ميكروفن رو گرفتم يه شعر خوند، نه تنها همه براش دست زدن، ديدم همه ي بچه هايي كه هديه گرفته بودن اومدن بالا گفتن: هديه ي ما مالِ تو...
من بم
يرم برا رقيه، گفت: عمه! اين بچه ها كجا دارن ميرن، گفت: عمه اينا دارن ميرن خونه هاشون، گفت: عمه! مگه ما خونه نداريم...
4_5796445492829228668.mp3
6.78M
روضه حضرت رقیه
مجتبی رمضانی
@majmaozakerine
#روضه_حضرت_حر_علیه_السلام
┏━━━🔴😭😭😭🔴━━┓
┗━━━⚫️😭😭😭⚫️━━┛
#شب_چهارم محرم
سیدمهدی میرداماد🔴
چرا آواره کوه و بیابانم، نمی دانم
چه می خواهد غم عشق تو از جانم، نمی دانم
*یا صاحب الزمان!نمی دونم بالاخره می بینمت،نمی بینمت؟نمی دونم بالاخره سرم رو روی دامنت میذارم،نمی ذارم؟*
به سمت آسمان رو می کنم هر روز می پرسم
کجایی ماهِ پشت ابر پنهانم؟ نمی دانم
*مولای من!*
تو که هر هفته امضا می کنی پرونده ی مارا
*من فقط یه جمله دارم بگم،شرمنده اتم آقاجان*
تو که هر هفته امضا می کنی پرونده ی مارا
نمی مانم چرا بر عهد و پیمانم، نمی دانم
*چقدر مُحرما اومدم توبه کردم،اما الان سرم رو از خجالت انداختم پایین،بهت قول دادم دیگه گناه نکنم.اما نا امید نباشی، محرم بهاره توبه است،مگه نگفت: خدا اگه بخواد کسی رو هدایت کنه، مسیر کربلا رو نشونش میده. از این گریه کجا بالاتر پیدا می کنی؟ خدا رحمت کنه بزرگان مارو،علمای مارو ، حضرت آیت الله بهجت(ره) رحمة الله علیه نقل می کنن از ایشون، که فرمود:، "نگاه کردم توی مستحبات دیدم هیچی ثوابش از گریه ی بر حسین بالاتر نیست، حتی از نماز شب" این گریه رو به همه نمیدن، این چشم پر اشک رو به همه نمیدن، حتماً دوستت داشته که صدات کرده،امشب اومدی بگی:حسین جان اومدم از نو شروع کنم*
در این عصر غم و تردید آقا با ظهور تو
به جا می ماند آیا دین و ایمانم؟ نمی دانم
*مگه نمیگن:دوره ی آخر الزمان نگه داشتن دین مثل نگه داشتن گلوله ی آتش کف دسته، راست و حسینی بگم. دستت رو از رو سرم برداری می خورم زمین،آقا هوام رو داشته باش، من گریه کن جدتم. خیالم راحت ِ جایی اومدم،که عاقبت به خیری تو همین راهه،آی رفیقای عزیز من! ابی عبدالله سر راه همه ی ما قرار می گیره، یکی از یاران حضرت نقل می کنه،میگه داشتیم می رفتیم سمت کربلا، تو راه یه مرتبه حضرت ایستاد، همه منتظرند دلیل این ایستادن حضرت چیه،حضرت نشون داد یه سیاهی داره از دور میاد،گفت:بایستید این داره به طرف ما میاد،بذارید مارو ببینه، میگه،اومد،اومد،نزدیک ِ حضرت که شد راهش رو کج کرد و رفت، دیدن امام یه دست حسرتی رو هم زد، امام گفت:ما ایستادیم ببینیمش،خودش نخواست،حواسمون باشه راهمون رو از حسین جدا نکنیم،حسین رحمة الله الواسعه است، همیشه دستش رو دراز میکنه، زهیر یه نمونه اش،حُر یه نمونه اش،چقدر زهیر راهش رو عوض کرد،یه جای دیگه خیمه زد، اما ابی عبدالله دستش رو دراز کرد،اینقدر رفت سراغش تا آخر زهیر خودش رو انداخت روی پای حسین، حُر و زهیر این طرف، عبیدالله حُر جفی و هرثمه اون طرف،اینها دست امام رو گرفتند،عبیدالله و هرثمه دست امام رو رها کردن، عمر سعد لعنت الله علیه،شما فکر می کنید امام به عمر سعد راه نشون نداد،دستش رو نگرفت، شروع کرد باهاش حرف زدن،خونه بخوای بهت میدم، امان بخوای بهت میدم،زن و بچه ات تو امان من،بیا برو دست از خون من بردار، بالاترش رو بگم، اما قول بده منو اونجا نکشونی،من می خوام برم و رد شم،بالاترش رو بگم، نگاه کرد دید شمر رو سینه اش نشسته، گفت: اگه پاشی بری قول میدم شفاعتت کنم.امشب ما با این حسین اومدیم در خونه ی خدا رو در بزنیم. مولا یا صاحب الزمان! *
فدای قلب پر مهرت که این شب ها پر از درد است
مُحرَم مثل تو ناحیه می خوانم، نمی دانم
*من اگه هزار سالم گریه کنم مثل شما نمیشه،شنیدم شب و روز برا جدت گریه می کنی، شنیدم، "اَبکِي صَباحَاً وَ مَساءَ" نمی فهمم " بَدَلَ الدُمُوعِ دَمَاً" یعنی چی؟ اما این رو می دونم*
چه می شد اینکه مانند شما خون گریه می کردم
خدا می کرد چون زینب (س) پریشانم، نمی دانم
*حسین... کسی آروم از کنار این اسم رد نشه، بی تفاوت رد نشی، اینقدر محرم ها بیاد و بره، زیر خاک بخوابیم و نتونیم بگیم، هر کی نفس داره،ناله بزنه:حسین....ببرمت سراغ روضه،آخر این غزل قشنگ من و تو رو وصل میکنه،آقاجان!امام زمان!*
شبیه حُر سرم زیر است پشت خیمه ی ارباب
نگاهش می کند امروز مهمانم؟، نمی دانم
شاعر: عباس احمدی
#سید_مهدی_میرداماد
#شب_چهارم_محرم
#روضه_حضرت_حر_علیه_السلام
┏━━━🔴😭😭😭🔴━━┓
@majmaozakerine@
┗━━━⚫️😭😭😭⚫️━━┛
8.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر محبتت به ابی عبدالله راست است علیه روضه اش حرف نزن🖤
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
Seyed.Reza.Narimani.Manam.On.Hasrati(128).mp3
15.54M
سید رضا نریمانی
♩♪منم اون حسرتیه حرم ندیده
♩♪توی زندگیش به غیر غم ندیده
♩♪همونی که خیلی وقته کربلا هیچ
♩♪دیگه خواب کربلا رو هم ندیده
♩♪چشمامو میبندم
♩♪میگریم میخندم
♩♪تنهایی شیدایی
♩♪حرفای رویایی
❁⦿◉⦿❁
کربلا کربلا...
❁⦿◉⦿❁
خیلی ها بودن تو این روضه که مردن♯♭
ولی دیگه اسمشون رو نیاوردن♯♭
بعضیام رسول ترک تازه میفهمی♯♭
وقتی صد سال بعد مرگ اسمتو بردن♯♭
بعد از مرگ گریونم♯♭
قبرم نیست سامونم♯♭
ای جونم میدونم♯♭
کربلا مهمونم♯♭
❁⦿◉⦿❁
کربلا کربلا...
❁⦿◉⦿❁
♬♩این چیه همه قد دنیا میخوانش
♬♩هی نگو مجنون که لیلیا میخوانش
♬♩وقتی که هزار و خورده سال گذشته
♬♩چجوری ندیده خیلی ها میخوانش
♬♩دستام و شیش گوشه
♬♩انگار تو آغوشه
♬♩اربابم بی تابم
♬♩میدونم باز خوابم
❁⦿◉⦿❁
کربلا کربلا.
Amir Boroumand - Didi Chi Shod (128).mp3
3.03M
دیدی چی شد؟ ازمون گرفتن روضه ها رو!
دیدی چی شد؟ ازمون گرفتن کربلا رو!
دیدی چی شد؛ چه خاکی به سرم شد!
برام حسرت نشستن تو حرم شد؛ دو سه ماهه حرمِ امام رضا نرفتم
سلطانِ قلبم یاد حرم هواییم میکنه؛ هر روز هفته خدا امام رضاییم میکنه
عطر ضریحت؛ دوباره کربلاییم میکنه
هواتو کردم… چی میشه خوب کنی حال منو؟!
شکسته بالم! چی میشه شفا بدی حال منو؟
اومدم آقا که بدی روزی سال منو؛ دو سه ماهه حرم امام رضا نرفتم

خیلی وقته شب جمعه کربلا نرفتم… نکنه بمیرم حرم نبینم!
آخ حسین جانم؛ حسین جانم جانم جانم…
کی مثل من نبضِ حالو روزش کوکه با تو؟
خودم دیدم لحظه لحظه؛ لطف و خوبی هاتو
برام مثل پدر بودی همیشه؛ بدون تو یه ثانیه ام نمیشه!
پدرونه دست تو روی سرم کشیدی؛ بدی کردم انگاری هیچ موقعه ازم ندیدی
فدای مرامت به خدا میخوامت؛ حسین جانم حسین جانم جانم جانم…
@majmaozakerine
برومند
هدایت شده از خادمه اهل بیت مدیریت ابرگروه مجمع الذاکرین 🌺
🖤السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ عَلَیْکَ مِنِّی سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ🖤
لبیک یا حسین علیه السلام ♥️🙏
پیشاپیش حلول ماه محرم الحرام تسلیت باد 🏴
#ابر_گروه_مجمع_الذاکرین_ع