❣﷽❣
◾️#سینه_زنی_امام_حسین_ع
▪️#سنگین
◾️#آقای_میرداماد
ای كه به خشكی لبات
دریا توسل میكنه
موندم چه جوری داغتو
دنیا تحمل میكنه
سروی كه تنها شاهد
این برگریزونه منم
كوهی كه میخواد پاشه و
دیگه نمیتونه منم
گرم طوافن تا غروب
سرنیزهها دور سرت
وقت نمازِ تیرها
سجاده میشه پیكرت
این موج كه روی تنت
با گریه میریزه منم
زخمات لب وا میكنه
هر بار بوسه میزنم
تو كشتهی اشكی و من
یکچشمه بارونم برات
دیدم كه گریه میكنه
گرگ بیابونم برات
دیده میون موج خون
دریای احساسم تو رو
ای آشناتر از همه
حق میدی نشناسم تو رو؟
زخمت بهم میگه بمون
چشمت بهم میگه برو
سنگم بیاد از آسمون
تنها نمیذارم تو رو
با آه شونه میكنم
زلف پریشون تو رو
با اشک روشن میكنم
شام غریبون تو رو
(سعید پاشازاده)
🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
4_5836992251846200257.mp3
5.63M
ای که به خشکی لبات
واحد سنگین
سید مهدی میرداماد
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
صلوات دوازده امام
جدید
مجالس محرم
بر سیرت نیکوی پیمبر صلوات
برشمس جمال پاک حیدرصلوات
با نیت قربتا الی الله بفرست
بر حضرت زهرای مطهرصلوات
بر روح خدیجه یار پیغمبرمان
برآنکه به فاطمه است مادرصلوات
حقا که امام حسن بود سبط نبی
بر روح و روان سبط اکبرصلوات
جانم بفدای آن حسین مظلوم
لب تشنه بریده اندازاوسرصلوات
بر قامت زینبی که در کرببلا
خم گشته زداغ شش برادرصلوات
بر صاحب غیرت و اَدب عباسش
بفرست به روح این دلاور صلوات
بر حضرت ساجدین که در کرببلا
باطعنه زدند به قلبش آذر صلوات
بر حضرت باقر آنکه با چشمش دید
گلهای حسین بخون شناور صلوات
برحضرت جعفربن صادق بفرست
با نیت پاک بار دیگر صلوات
ای آنکه گره به کارت افتاده بگو
بی وقفه برآن موسی بن جعفرصلوات
برشاه خراسان که ولی نعمت ماست
بر ماه رخ رضا بلندتر صلوات
بر پور رضا جواد مظلوم وجوان
پرپر شده از جفای همسرصلوات
یا رب به نقی که ما هدایت بشویم
بر هادی دین وپور حیدر صلوات
یا حضرت عسگری عنایت فرما
باشد به زبانمان مکرر صلوات
برحضرت صاحب الزمان باد درود
بهر فرج عزیز داور صلوات
بر هرکه محبت حسین در دل اوست
در روضه نموده دیده را تر صلوات
ای کاش بدانیم که خداوند کریم
بنوشته چه اندازه ثواب در صلوات
گر عاقبتت بخیر خواهی گردد
(مداح) بفرست بر پیمبر صلوات
علی اکبراسفندیار(مداح)
#تعجیل_در_امر_فرج_صلوات 👇
( الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ )
-
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
8.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴✨🏴
چشم به هم زدیم و
شش مـــــاه گــــــــذشت...
عمر تو به قد یک آه گذشت😔
السلام علیک یا باب الحوائج
یا شاهزاده علی اصغر🙏
شهادت حضرت علی اصغر( ع ) تسلیت باد 🏴
#روضه شب هشتم
#حاج محمود کریمی
که عمر خویش را با عشق سر کرد
از اوّل عمرش، هوای دردسر کرد
من به کسی از گریهام چیزی نگفتم
یک شهر را چشمان سرخم با خبر کرد
حتماً سرم را میگذارم زیر پایش
از کوچهی ما هم اگر روزی، گذر کرد
هر چند من کمتر برایش کار کردم
مزد مرا هر روز امّا بیشتر کرد
اینبار هم دیر آمدم روضه، ولیکن
مثل همیشه چشم من را زود، تر کرد
اینجا ادای گریه را هم میپذیرند
هر کس نشد مهموم در روضه، ضرر کرد
هر چند ما را عشق او دیوانه کرده
مهر علیاکبرش، دیوانهتر کرد
جان داد وقتی باغبان خسته فهمید
یک لشکر از روی گل باغش گذر کرد
با اکبر او نیزه کاری کرد مثل
کاری که با پهلوی زهرا، میخ در کرد
میریخت بیرون از دهانش لختهی خون
حال پسر، حال پدر را محتضر کرد
أولادُنا اَکبادُنا یعنی پدر را
مقراض اهل کوفه، تقطیع جگر کرد
بالای جسم اکبر خود، داد میزد
زینب که آمد، کار او را سختتر کرد
پیش جوانش داشت، جان میداد امّا
محض حجاب خواهرش، صرف نظر کرد
karimi-78.mp3
24.88M
روضه شب هشتم محرم
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
محمود کریمی
|⇦•رسیده دیگه وقت جهاد اکبر..
#قسمت_اول / #روضه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۰ به نفس حاج میثم مطیعی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
رسیده دیگه وقت جهاد اکبر
برو میدون ای آیینهی پیغمبر
خواهرها دورتو میگیرن
میگن به غربت ما رحم کن
*آخه زنها آمدند دورش رو گرفتند...
*اِجتَمَعتِ النساء حولَهُ کَالحَلقَه..." همه اومدند دورش رو گرفتند، بچه ها دستش رو گرفتند گوشه لباسش رو گرفتند...همه با هم یه جمله گفتند:
"اِرحَم غُربَتَنا .." علی به غربت ما رحم کن ..*
خواهرها دورتو میگیرن
میگن به غربت ما رحم کن
میگن بابارو تنها نگذار، به بابا رحم کن
تو اولین دلیل لبخندامی
فرماندهی سپاهِ فرزندامی
خدا به همرات ..
با ناامیدی به تو چشم میدوزم
تو داری دور میشی و من میسوزم
خدا به همرات ..
«علی علی علی علیِ اکبر، عزیزِ بابا»
*یه نگاهی انداخت،
"ثُمَّ نَظَرَ علیه،نَظرَةَ آیِسٍ مِنه .." یه نگاه از سر ناامیدی به پسر انداخت"و اَرْخا عَینَیه وَ بَکاء" شروع کرد های های گریه کردن ..
دلش راضی نشد، دست به آسمان بلند کرد...
صدا زد:
"اَللّهُمَّ اشْهَدْ فَقَد بَرَز اِلیکَ اَشبَهُ النّاس خَلقاً و خُلقاً و مَنطِقاً بِرَسولِک .."
خدا شاهد باش شبیه ترین خلق تو به پیغمبر به میدان میره ..
"و کُنّا اِذا اشتَقْنا اِلی نبیِّک نَظَرنا الیک"
(من از خودم میگم:خدا هر وقت دلم برا مادرم تنگ میشد حسنم رو نگاه می کردم .. هر وقت دلم برا علی مرتضی تنگ میشه، عباس رو نگاه می کنم ..) هر وقت دلم برای پیغمبر تنگ میشد علی رو نگاه می کردم...
"و کُنّا اِذا اشتقنا اِلی نبیِّک نَظَرنا الیه"
دلش آروم نشد،شروع کرد نفرین کردن...
"یَابنَ سعد قَطَعَ الله رَحِمَک کَما قطعْتَ رَحِمی.."
خدا لعنتت کنه ..
از پسر دل برید .. پسر وارد میدان شد .. رجز خوند " َانا علیُّ بنُ الحسینُ بنُ علی"
"فَتَقَدَّم نَحوَ القَوم" اومد مقابل لشگر ..
"َفَقَتَلَ قِتالاََ شدیدا...
"وَ هَلَکَ مِنه کثیراََ...
ثُمُّ رَجَعَ اِلی ابیه..."
برگشت مقابل پدر صدازد :
"یا ابَ العطش قَد قَتَلَنی..."
پدر! تشنگی من رو کشت...
ببین با علی اصغر چه کرد؟ با دخترها چه کرد؟
با عباس چه کرد؟
بابا تشنگی من رو کشت .. سنگینی زره من رو خسته کرد .. یه سوالی پرسید آقا در جوابش چه کرد؟صدا زد "فهل شربتَ ماءٍ مِن س"
جرعه آبی اگر هست من بخورم قدرت بگیرم برم جهاد کنم ..
"فَبَکَت حسین علیه السلام..." آقای ما شروع کرد گریه کردن... "وا غوثاه یا بُنَیَّ مِن اَین آتی الماء..." پسرم از کجا آب بیارم؟
"قاتِل قلیلا..."
یه ذره دیگه بجنگ...
" أسرع الملتقى بجدّك محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم..."
چیزی نمونده پیغمبر رو زیارت کنی..
"فیسقیك بكأسه الأوفى شربة لا تظمأ بعدها أبدا..." پیغمبر یه آب گوارایی از کاسه های بهشتی به تو بده که دیگه تشنه نشی .. ولی من میدونم خیلی برای تو سخته...*
میدونم جنگیدن خیلی بی آب سخته
با این جوشن توو گرمای آفتاب سخته
اما آبی نمونده دیگه
حتی یک قطره واسه اصغر
برو میدون که سیراب میشی، از حوض کوثر
یه عده گفتن اومده پیغمبر
دلهرهای افتاد میون لشکر
فدات شه بابا
اما همین که اسمتو فهمیدن
برای کشتن تو نقشه چیدن
چه بُغْضی دارن!
*پسرم! اینا علی رو دوست نداشتن...
علی رو دوست ندارن و دوست نخواهند داشت.. هر چی بهشون گفتم چرا من رو میکشید؟ آخرش گفتند:
"بُغضاً لِابیک.."
ما بابات رو دوست نداریم...*
اگه زخمی برداشتی بیا سمت من
*علی از خدمت بابا برگشت میدان...*
"خَرَجَ الی مَوضِعِ النِّزاع وَ قاتَلَ اَعظَم القِتال.فَرَماهُ
تیری زدند .. علی بیهوش شد روی یال های اسب افتاد .. فقط یک جمله شنیده شد...
"یا ابَتا علیکَ منی السلام"
بابا خداحافظ...
"هذا جدّی یُقرِئکَ السلام"
پیغمبر بهت سلام می رسونه...
پیغمبر یه پیغامی داره...
"وَ یَقولُ لک، عَجّلِ القُدومَ عَلَینا..."
حسین زودتر بیا..
|⇦•رسیده دیگه وقت جهاد اکبر..
#قسمت_پایانی / #روضه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۰ به نفس حاج میثم مطیعی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
اینجا کار علی تمام نشد..
" فَاحتَمَلَه الفَرَس الی مُعَسکَرِ الاعداء..."
اسب راه رو اشتباه رفت.. خون گلو و پیشانی علی جلوی دید اسب رو گرفت.. به جای اینکه به سمت بنی هاشم برگرده و علی رو بر روی زمین بگذاره ..
"فَاحتَمَلَه الفَرَس الی مُعَسکَرِ الاعداء..."
اسب راه رو اشتباه رفت...
"فَقَطَّعوهُ بِاَسیافِهِم اِرباََ اِرباََ..."
دو طرف ایستادند .. کوچه باز کردند .. گفتند زحمتی نداره .. پیغمبر کربلا داره میاد .. شمشیرها رو بالا بردند .. از جلوی هر کی رد میشد یه شمشیر به قلب حسین می زدند...
فَقَطَّعوهُ بِاَسیافِهِم اِرباََ اِرباََ..."
علی رو ریز ریزش کردند...
اگه زخمی برداشتی بیا سمت من
چرا داری میری خیمهگاه دشمن؟
مراقب خودت باش اینجا
کوچه وا میکنن نامردا
انگار این کوچه وصل میشه به، مدینه بابا
سیلی زدن به گونههای مادر
لگد زدن به آیههای کوثر
بمیرم واسهش ..
توام قدم قدم تو کوچه بردن
با حوصله تنت رو ریز ریز کردن
*آی علی بردنت کوچه ریز ریزت کردند ..
آی مادرم با هزار زحمت بلند شد ..
دنبال حیدر می دوید ..
غلاف شمشیر بالا می آمد .. پایین می آمد .. مادرم علی رو رها نمی کرد ..
در وسط کوچه تو را می زدند
کاش به جای تو مرا می زدند
چرا گوشه چشمت شده کبود
به من بگو مگر علی مرده بود؟!
وای من و وای من و وای من
میخ در و سینه زهرای من ..*
پاشو ای عمرم، تا جون نداده بابا
به پیش چشمام، پاتو نکش رو خاکا
صورت به صورتت میذارم، اما آروم نمیشم بابا
تازه جوونِ من شد پهلوت، شبیه زهرا ..
کنارِ پیکر تو سرگردونم؟!
چه جور تو رو به خیمه برگردونم؟
عزیزِ جونم...
"فَاَقبَل الیه فِتیانِه .."
برگشت سمت خیمه ها صدا زد:
"یا فتیةَ بنی هاشم! اِحمِلوا اَخاکم.."
جوانان بنی هاشم بیایید ..
کنارِ پیکر تو سرگردونم...؟!
چه جور تو رو به خیمه برگردونم؟
عزیزِ جونم ..
چه کرده با تو کینهی این لشکر
نمونده دیگه چیزی از این پیکر
عزیزِ جونم ..
«علی علی علی علی اکبر، عزیز بابا»
شاعر: سید مهدی سرخان
شاعر بند پایانی: محمدرضا رضایی
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
Shab08Moharram1400[03].mp3
23.47M
|⇦•رسیده دیگه وقت جهاد اکبر..
#روضه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۰ به نفس حاج میثم مطیعی •✾•
●━━━━━━───────
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین