eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
نه خانواده ی من تا به حال رفته اسارت نه گوشواره اى از بچه هام رفته به غارت . هنوز چادر طفل مرا کسى نکشیده ست کسى به اهل و عیالم نکرده است جسارت . کسى حوالى ما  – شک ندارم این که – ندارد براى قطع سرى از قفا هنوز، مهارت . حسین جان چه بگویم که روسیاه ترینم که من نرفته ام و زینب تو رفته اسارت . که کودکان تو با پاى سنگ خورده ى عریان ز خارهاى بیابان کشیده اند مرارت . که بعد روضه همه زود مى روند به خانه رقیه هم به خرابه ، یزید هم به عمارت . نخوانده بودم اگر من، نبود عین خیالم ولى کنون چه کنم آه با همین دو عبارت . سرت به نیزه ، تنت روى خاک ، آه بمیرم که کهنه پیرهنت هم نیامده ست به کارت * * * ای حرمت قبله ی حاجات ما اباالفضل  . یاد تو تسبیح و مناجات ما اباالفضل  . تاج شهیدان همه عالمی اباالفضل  . دست علی ماه بنی هاشمی اباالفضل . هر که به دردی و غمی شد دچار گوید اگر یکصد و سی و سه بار . ای علم افراشته در عالمین اکشف و یا کاشف الکرب الحسین . سقای دشت کربلا اباالفضل . دستش شده از تن جدا اباالفضل * * * ‌هر کی گرفتاری داره ذکر اباالفضل می گیره . ‌نداره هیچ راه چاره ‌ذکر اباالفضل می گیره . ‌هر کسی یاری نداره ‌ذکر اباالفضل می گیره . ‌اباالفضل ساقی طفلان حسین ‌اباالفضل شیرین تر از جان حسین . ‌ذکر اباالفضل العباس ذکر خدای جلیله . ‌دست اباالفضل العباس تکیه گه جبرئیله . ‌جان به فدای جمالش هر که نسازه بخیلیه . اباالفضل ساقی طفلان حسین اباالفضل شیرین تر از جان حسین * @majmaozakerine
001 Esarat.mp3
15.11M
نه خانواده من تا به حال رفته اسارت زبانحال حضرت زینب سلام الله محمود کریمی @majmaozakerine
4_6035218233940774938.mp3
12M
‍ ‍ @majmaozakerine ⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️ قیام می کنم برسم شام کار را تمام می کنم به شاه نجف سلام می آب و به چشم عدو حرام می کنم من زینبم عقیده ی من آزادگی من اسوه ی مقاومت و بکنم شمشیر اگر به هر بجنگم به راحت با ذوالفقار نسبت من نسبت به عقیله منم. عقیله منم به سید عالمه ی جلیله منم به صوت علی تکلم کنم که الان حیدر این قبیله منم عقیله ی عرب و عجمم آبروی دو جهان حرمم قدم می زنم قدم می زنم به نیابت عباس علم می زنم عجب صحنه ای رقم می زنم و کاخ یزید. را به هم می زنم حق می دهم یزید که این گونه تب کند خب زن ندیده بود مبارز طلب کند عباس اگر که نیست عدو را ادب کند زینب که هست کار علی را عوض کند. علمدار منم علمدار منم ابوفاضل اگر نیست سپهدار من از کربلا شدم مرتضی عقب ننشستم و یعنی کرار منم عقیله ی عرب و عجمم آبروی دو جهان حرمم ز یارم بگم ز یارم بگم من به جز حسین حرفی ندارم بگم از این مقصد و قرارم بگم خطبه خوندم. از ایل و تبارم بگم یادی کنم که حسن در جمل چه کرد قاسم به معرکه زد و با چند یل چه کرد درآن منم منم یل مادر عمل چه کرد قبض روح لشکر و دیدن اجل چه کرد صدا زد صدا صدا زد صدا خدا بود خدا چهل. منزل به خودت بگو مرحبا به عشق حسین شهین عالمین باید زینب بری اربعین کربلا عقیله ی عرب و عجمم آبروی دو جهان حرمم ⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️ ‍ 🏴〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ @majmaozakerine
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نوحه راه شام از ناقه افتادن حضرت رقیه (س) الله بوقلب زاری پیکان غم بولوبدی شامین یولی رقیه آواره دی سولوبدی ائللریندن آرالی گزور حسین مارالی قولوندا قمچی ردی ایاقلاری یارالی سه ساله قیز ، گزور یاقیز، آدامسیز یوخ پناهی بو غم کشین ، بلا کشین ، ندور مگر گناهی او خوردا قلبی غمدن دوشوبدی پیچ و تابه الی ئورک باشیندا یوزون قویور ترابه دیور منی خدایا یتور آنام ربابه باتوبدی آی یئتیشدی ستاره نین زوالی قرا گئجه اسیر دیار پر خطردی ائلیندن آشنادن نه وقتدی بی خبردی گهی دوروب ایاقه گهی یئره دوشردی قولی قانادی سئنمیش پرنده نین مثالی امان الله ، آدامسیزلیق، چتیندی هر محندن سه ساله قیز ، قالوب چولده ، دوشوب آیری چمندن قویوبلا چولده آی بابا آنام باجیم ملر منی سالوبلار اوزگه لر کیمی گوزوندن عمه لر منی بو آیدا چخمور از قضا بیر آز ایشیقدا آغلیام ایاقیمون تیکانلارون چکوب جهانی داغلیام آچوب بو کهنه معجری بولوب یارامی باغلیام
✔️راه شام ..... شیعه بی باک ترین مکتبی ایجاد ایلیوب شیعه ویرانه حریتی اباد ایلیوب شیعه حزب شرفی قانیله بنیاد ایلیوب شیعه چوخدان قوشولوب بیعت پروانه لره اگمیوب اگمیجک باشینی بیگانه لره شیعه مستکبر و طاغوتیله پیکاریده دور رمز پیروزی بی وقفه سی ایثاریده دور اوج پرواز و تجلاسی سر داریده دور قلب میداندا گزر جاهد نستوه کیمی شیعه ظلمین قاباقیندا دایانار کوه کیمین شیعه بوینون نه سلاطینه نه تهدیده بورار قاف غیرتده ابوالفضل کیمین خیمه قورار شیعه نون باشیده گئتسه سوزونون اوسته دورار شیعه تاریخ بشرده حرکت باعثی دی یعنی یتمیش ایکی وارسته قانین وارثیدی شیعه عالمده گرک عاطفه فریادی اولا یتیشه بیر یره کی معرفت استادی اولا ئوز زمانینده پیام آور آزادی اولا دوشه زینب کیمی چولدن چوله حقدن دانیشا گلمیه قمچی الیندن دیله حقدن دانیشا کوفه دن شامه وورا باشه حسین وای چاغیرا توش اولاندا آقاسی داشه حسین وای چاغیرا باخا سر نیزه ده قارداشه حسین وای چاغیرا دئیه ای فاطمه ریحانی فدا گوزلروه اوخی قرآن باجوون جانی فدا گوزلروه ای قلم شام یولوندان سوز آچیلدی غمه باخ گئچمه سوزدن دایانوب بو محن اعظمه باخ کاروان اسراده علم ماتمه باخ ناگهان گوردیله گویده مه روشن دایانوب نیزه شاه شهیدان حرکتدن دایانوب نیزه ترپنمدی سعی ایلدی دشمن نه قدر هامی حیرتده قالوب بیربیرینه ائتدی نظر دئدیلر راز امامی تک امام اوغلی بیلر گلدی سجاد باخوب وضعه اولوب حالی غمین اسرادن دئدی یولدا ایتنی واردی یقین اسرادن سان آلوب فورا او دم زینب زار گوردی اول غم زده پروانه لرین هاموسی وار جمع ماتم ده فقط یوخدی بیر اوچ یاشلی نگار مضطرب اولدی اوشاقلار اوجالوب آه و نوا زجر مامور اولوب آهوی گریزانی تاپا گئتدی تاپسون دل ظلمت ده رقیه خانمی دئمورم گوردی نه حالت ده رقیه خانمی قیتروب فورا او ساعت ده رقیه خانمی گلدی دوز گئتدی خانم راس شهیدانه طرف باخدی نه زینبه نه جمع اسیرانه طرف ئورگین قهریله دریای بلایه ووردی راس سلطان جنانیله مقابل دوردی گوردی بیر ایش کی هامی قلبیلری یاندیردی محفلی محفل عشقیله صفا فرض ائله دی چوخ ادبلن یارالی باشه سلام عرض ائله دی دئدی ای شاه سنه روح و روانیم قربان قوریان لبلروه سوز نهانیم قربان باخ منه دردیم آزالسون سنه جانیم قربان تیتریئن دل دوداقیم مشگله سالمیش ئوزومی دانیشا بیلمیورم سن اوخی گوزدن سوزومی آتسا هر بلبلی گر باغ و چمن والله ئولر کیمی صحراده اسیر ائتسه محن والله ئولر قورخودان من کیمی احواله دوشن والله ئولر ئولمدیم گلدیم ئوزونلن بابا صحبت ائلیم زجریدن محضر پاکونده شکایت ائلیم وار یادوندا دئیریدون منه مرضیه مرام ایندی بیر دقت ائله ای ئورگی داغلی امام هر جهتدن باخاسان فاطمیه اوخشیورام عمری تک خارین الیلن گل عمریم سولدی بیر گوزوم قانی آزیدی اودا تکمیل اولدی ثانی ِ ثانی بیابانیده تاپدی منی تک من دئدیم یوخدی الیمده سند ملک فدک دئدی تکرار اولا یثربده کی برنامه گرک ووردی بیر سیلی او دم جانیمی سالدی خطره یوخودی دوره ده دیوار یوزوم دگدی یره اوچ گئجه سن ساچیمی هورمدون الان منه باخ آخی آغوشیده یر وئرمدون الان منه باخ کوچه ده گر آنووی گورمدون الان منه باخ سپمیشوک حق یولونا هر ایکیمیز قان یارالی فاطمه سینه دن اما من ایاقدان یارالی سرنوشتی عجب اوخشور بو ننه ایلن نوه نین اودا اللرده ئولوب ئولملیم منده یقین ولی بیر فرق ائدروک عاقبت ای سرور دین اونا حیدر ائلیوب غسل کفن بوکدی گئنه من قرا معجر ایچینده گئدرم قبر ائوینه
كتاب ابو مخنف نیز دقیقا متن لهوف وارد شده است و ترجمه آن از ابومخنف چنين است: زينب دختر علي بن ابي طالب ـ عليه السّلام ـ برخاست و گفت: «سپاس خداي را كه پروردگار جهانيان است و درود خدا بر پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و همه خاندان او باد. راست گفت خداي سبحان كه فرمود: سزاي كساني كه مرتكب كار زشت شدند زشتي است، آنان كه آيات خدا را تكذيب كردند و به آن ها استهزاء نمودند. اي يزيد آيا گمان مي بري اين كه اطراف زمين و ‌آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتي و راه چاره را بر ما بستي كه ما را به مانند كنيزان به اسيري برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و داراي مقام و منزلت شده اي، پس خود را بزرگ پنداشته به خود باليدي، شادمان و مسرور گشتي كه ديدي دنيا چند روزي به كام تو شده و كارها بر وفق مراد تو مي چرخد، و حكومتي كه حق ما بود در اختيار تو قرار گرفته است، آرام باش، آهسته تر. آيا فراموش كرده اي قول خداوند متعال را گمان نكنند آنان كه كافر گشته اند اين كه ما آنها را مهلت مي دهيم به نفع و خير آنان است، بلكه ايشان را مهلت مي دهيم تا گناه بيشتر كنند و آنان را عذابي باشد دردناك» آيا اين از عدالت است، اي فرزند بردگان آزاد شده [بردگان آزاد شده ی رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله] ، كه تو، زنان و كنيزگان خود را پشت پرده نگه داري ولي دختران رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ اسير باشند؟ پرده حشمت و حرمت ايشان را هتك كني و صورتهايشان را بگشايي، دشمنان آنان را شهر به شهر ببرند، بومي و غريب چشم بدانها دوزند، و نزديك و دور و وضيع و شريف چهرة آنان را بنگرند در حالي كه از مردان و پرستاران ايشان كسي با ايشان نبوده و چگونه اميد مي رود كه مراقبت و نگهباني ما كند كسي كه جگر آزادگان را جويده و از دهان بيرون افكنده است، و گوشتش به خون شهيدان نمو كرده است. (كنايه از اين كه از فرزند هند جگر خوار چه توقع مي توان داشت) چگونه به دشمني با ما نشتابد آن كسي كه كينه ما را از بدر و احد در دل دارد و هميشه با ديدة بغض و عداوت در ما مي نگرد. آن گاه بدون آن كه خود را گناهكار بداني و مرتكب امري عظيم بشماري اين شعر مي خواني:فاهلوا و استهلوا فرحاً ثم قالوا يا يزيد لا تشل و با چوبي كه در دست داري بر دندانهاي ابو عبدالله ـ عليه السّلام ـ سيد جوانان اهل بهشت مي زني. چرا اين شعر نخواني حال آن كه دل هاي ما را مجروح و زخمناك نمودي و اصل و ريشة ما را با ريختن خون ذرية رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و ستارگان روي زمين از آل عبدالمطلب بريدي، آن گاه پدران و نياكان خود را ندا مي دهي و گمان داري كه نداي تو را مي شنوند. زود باشد كه به آنان ملحق شوي و آرزو كني كاش شل و گنگ بودي نمي گفتي آنچه را كه گفتي و نمي كردي آنچه را كردي. بارالها بگير حق ما را و انتقام بكش از هر كه به ما ستم كرد و فرو فرست غضب خود را بر هر كه خون ما ريخت و حاميان ما را كشت. اي يزيد! به خدا سوگند نشكافتي مگر پوست خود را، و نبريدي مگر گوشت خود را و زود باشد كه بر رسول خدا ـ صلي الله عليه
 و آله ـ وارد شوي در حالتي كه بر دوش داشته باشي مسئوليت ريختن خون ذرية او را، و شكستن حرمت عترت و پاره تن او را، در هنگامي كه خداوند جمع مي كند پراكندگي ايشان را، و مي گيرد حق ايشان را «و گمان مبر آنان را كه در راه خدا كشته شدند مردگانند، بلكه ايشان زنده اند و نزد پروردگار خود روزي مي خورند.» و كافي است تو را خداوند از جهت داوري و كافي است محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ تو را براي مخاصمت و جبرئيل براي ياري او و معاونت. و بزودي آن كس كه كار حكومت تو را فراهم ساخت و تو را بر گردن مسلمانان سوار نمود، بداند كه پاداش ستمكاران بد است و در يابد كه مقام كدام يك از شما بدتر و ياور او ضعيف تر است. و اگر مصايب روزگار مرا بر آن داشت كه با تو مخاطبه و تكلم كنم ولي بدان قدر تو را كم مي كنم و سرزنش تو را عظيم و توبيخ تو را بسيار مي شمارم، اين جزع و بي تابي كه مي بيني نه از ترس قدرت و هيبت توست، لكن چشمها گريان و سينه ها سوزان است. چه سخت و دشوار است كه نجيباني كه لشكر خداوندند به دست طلقاء (آزاد شدگان) كه حزب شيطانند، كشته گردند و خون ما از دستهايشان بريزد، و دهان ايشان از گوشت ما بدوشد و آن جسد هاي پاك و پاكيزه را گرگهاي بيابان سركشي كنند، و كفتارها در خاك بغلطانند (كنايه از غربت و بي كسي آنها). اي يزيد! اگر امروز ما را غنيمت خود دانستي زود باشد كه اين غنيمت موجب غرامت(ضرر) تو گردد در هنگامي كه نيابي مگر آنچه را كه از پيش فرستاده اي، و نيست خداوند بر بندگان ستم كننده، به خدا شكايت مي كنيم و بر او اعتماد مي نماييم. اي يزيد! هر كيد و مكر كه داري بكن، هر كوشش كه خواهي بنماي، هر جهد كه داري به كار گير، به خدا سوگند هرگز نتواني نام و ياد ما را محو كني، وحي ما را نتواني از بين ببري، به نهايت ما نتواني رسيد، هرگز ننگ اين ستم را از خود نتواني زدود، راي توست و روزهاي قدرت تو اندك و جمعيت تو رو به پراكندگي است،‌در روزي كه منادي حق ندا كند كه لعنت خدا بر ستمكاران باد. سپاس خداي را كه اول ما را به سعادت و مغفرت ثبت كرد و آخر ما را به شهادت و رحمت فائز گرداند، از خدا مي خواهيم كه ثواب آنها را كامل كند و بر ثوابشان بيفزايد، و براي ما نيكو خلف و جانشين باشد، كه اوست خداوند رحيم و پروردگار ودود، و ما را كافي در هر امري و نيكو وكيل است.»[4] به گزارش ابنا٬ مخاطبان گرامی می‎توانند برای مطالعه بيشتر به "منتهي الامال شيخ عباس قمي"٬ "تاريخ الرسل و الملوك طبري" و "نفس المهموم، شيخ عباس قمي" مراجعه نمایند. پی‎نوست:[1] . جعفري، سيدحسين محمد، تشيع در مسير تاريخ، مترجم سيدمحمدتقي آيت اللهي، چاپ10، ص80.[2] . فاطمه دختر حسين ـ عليه السّلام ـ فرموده هنگامي كه ما را با آن وضع رقت بار وارد مجلس يزي