eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5832623836314469079.mp3
1.04M
🔊 حکایت شنیدنی پیرمرد کشاورز و امام رضا علیه السلام 🔘 هیئت احرارالحسین علیه السلام 🔷 🎤 حاج حيدر خمسه @majmaozakerine
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔅اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي الامامِ التّقي النّقي  و حُجَّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثري الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اولیائک
◾️ زمینه حضرت رقیه(س) 🎤 با اجرای حاج سیدمهدی میرداماد 📝 شعر و سبک از حمید رمی تنهای تنها بودم تنها با غم ها بودم تو روی نیزه بودی من روی خاکا بودم نمیدونم چطور گذشت فصل عذاب نمیدونم چطور گذشت روز رباب نمیدونم چطور گذشت بزم شراب با اینکه صدات کردم با اینکه نگام کردی از پا دیگه افتادم با اینهمه نامردی ..................................................... آخر این فراقه اما رو قلبم داغه بابا دشمن بی رحم انداختم از رو ناقه نمیدونم چطور گذشت با ساربان نمیدونم چطور گذشت زخم زبان نمیدونم چطور گذشت دست سنان فدا سرت این زخما بابا تو جبران کردی همینو من میخواستم که پیش من برگردی ...................................................... دختر تنهای تو مونده بابا پای تو چادر نمازم خاکی شد مثل موهای تو نمیدونم چطور گذشت روز و شبا نمیدونم چطور گذشت فاصله ها نمیدونم چطور گذشت شام بلا همش با وضو بودم همش دعاگو بودم همش توو بازار شام به فکر عمو بودم
زمان زمان عجيبي ست، امتحان سخت است طي زمانه ي بي صاحب الزمان سخت است ببخش عزيز خدا! جان ندادم از هجرت چقدر منتظرت جانعزيز و جانسخت است "و لا تُري و أري الخلق" اين چه تقديري ست تو را نديدن و ديدار اين و آن سخت است گريستم كه مشرف شوم به پابوست بدون گريه رسيدن به آسمان سخت است رسيده است شب اكبر و زمان نماز براي من چقدر لحظه اذان سخت است و روضه را پدر يك شهيد مي فهمد چقدر غصه ي دل كندن از جوان سخت است تو را قسم به غم بعدك العفا ي حسين بيابيا و خودت روضه را بخوان سخت است مرا زيارت پايين پا مبر امشب چرا كه پيش پدر خواندن از جوان سخت است ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
نوبت رزم شیرِ مردان شد از سرِ خیمه‌ها پناهی رفت رو به میدانِ جنگ با هیبت پسرِ شاه مثل شاهی رفت باد، تابی به زلف او انداخت دست در گردنِ عمو انداخت بغض غم، پنجه در گلو انداخت پیش چشمانِ ماه، ماهی رفت ای به قربان روی زیبایت اندکی صبر کن که بابایت خیره مانده به قدّ و بالایت پدرش تا کشید آهی، رفت اشبَهُ النِّاس به پیمبر گفت رو به ده‌ها هزار لشگر گفت نعره‌ای زد أنَا ابنُ حیدر گفت رنگ از صورت سپاهی رفت دست پرورده‌ی یلی هستم خسته و تشنه‌ام ولی هستم من علی وارث علی هستم هر کس از ترس سمت راهی رفت رقص شمشیر او تماشایی ساخت از خونِ کشته دریایی می‌رود مثل باد هر جایی گه یمین و یسار گاهی می‌رفت با هر آنچه که می‌رسید زدند چون علی بود پس ندید زدند بر سرش ضربه‌ای شدید زدند چشم‌های علی سیاهی رفت از آنچه ضربه با وی کرد اسب را سمت خیمه‌ها هِی کرد قسمتی از مسیر را طی کرد اسب در راهِ اشتباهی رفت گَلّه‌ای گرگ‌ها به دنبالش گفتنی نیست حال و احوالش غرق خون است یال و کوپالش یوسف این‌بار در چه چاهی رفت؟ نیزه‌داران چه زود می‌آیند عدّه‌ای با عمود می‌آیند تیغ‌ها هِی فرود می‌آیند نوبت سنگ و چوب‌ها هم شد وایِ من ولوله است دور و برش جنگ یا هروله است دور و برش چقدر حرمله است دور و برش غرق در تیر، سبط خاتم شد کربلا دشت‌های قمصر بود پُرِ گلبرگ‌های پَرپَر بود آسمان و زمین معطّر بود ارباً‌اربا ذبیحِ اعظم شد آمده بر سرت پسر، بابا سر نهاده به روی سر، بابا (می‌کشد آه از جگر،بابا)2 عمّه‌اش دید و وقت ماتم شد ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
الموت اولی من رکوب العاری مردن بهتر از ذلت است و خواری از ما نداری غیر از این انتظاری   مثل شهید بی گناه کربلا  سازش با اهل ستم نمیکنیم   پیش کسی به جز خدا و اهل بیت تا به ابد سر را خم نمیکنیم   ای که شده از غمت ناله مادر بلند از سر بر نیزه ات شیعه شده سربلند ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️