eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مرثیه شام غریبان و گودال تنها شدی و لشکر خونخوار می رسد بوی سقیفه و در و دیوار می رسد از زخم های سوخته ی بی شماره ات حسی شبیه لحظه ی مسمار می رسد با مادرم بگو که دختر پرده نشین تو از کربلا به کوچه و بازار می رسد 😢😢ا😢😢 ای یادگار مادر پهلو شکسته ام من بی دفاع، خسته کنارت نشسته ام هستند قاتلان تو همخون دوّمی ای کشته ی جنایت ملعون دوّمی گودال سرخ پر شده از عطر سیب تو رفته به نیزه صورت شیب الخضیب تو از موی تو نشانه در انگشت شمر بود دیدم محاسن تو که در مشت شمر بود این زلف را که خاک بر آن لانه کرده است یادش به خیر مادرمان شانه کرده است از تو لب و سر و دهن از داغ سرخ شد از من تنم به ضربه ی شلاق سرخ شد از من زمان غارتمان سر شکسته اند از تو به نعل تازه چه پیکر شکسته اند بس تیر و نیزه ای که به جسمت شکسته اند ذبح تو را همه به تماشا نشسته اند ناچار می شوم که رهایت کنم حسین فکری برای خیمه و غارت کنم حسین از من سر تو فاصله دارد چه ها کنم با کینه ای که حرمله دارد چه ها کنم آیا به خواهر تو اسیری روا بود؟ با لشکری که بد دهن و بی حیا بود ای وای من زمان خداحافظی شده ای پاره تن زمان خداحافظی شده
‍ ‍ ‍ روضه جانسوز شب نهم " یا کاشِفَ الْکَرْب، عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْن، اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِ اَخْیکَ الْحُسَیْن" عباس "بابُ الحسینِ" هر وقت میری کربلا،قبل از اینکه بری حرم ابی عبدالله،اول میری حرم اباالفضل اجازه می گیری بعد وارد حرمِ سید الشهدا میشی،اینکه شب تاسوعا،قبل از شب عاشوراست،دلیلش همینِ،امشب عباس اومده وسط،به من و تو بگه:هر حرفی داری به من بزن،هر حاجتی داری بگو،من باب الحوائجم،فردا شب دیگه همه برا حسین گریه کنن،فردا شب دیگه کسی حاجت نیاره،فردا شب دیگه کسی مریض نیاره،درد نیاره،گرفتاری نیاره،فردا شب شبِ آخرِ حسین و زینبِ،امشب هر کار داری،تو می دونی و عباس،حالا با این حالت بگو: " یا کاشِفَ الْکَرْب، عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْن، اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِ اَخْیکَ الْحُسَیْن،...." *امام زمان می فرمایند:مجلسی که به نام عَموم باشه خودم رو میرسونم...شب تاسوعایی نمیشه دعامون این نباشه: "اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن...." میگه:شاگردای علامه بحرالعلوم دیدن روز تاسوعا،علامه عمامه از سرش برداشته،پا برهنه تو بین الحرمین،هی به سر میزنه،هی میگه:"علی العباس واویلا.." گفتن:آقا! شما عالمید،مو سفید کردید،این همه شاگرد،چرا اینجوری عزاداری می کنید؟ علامه فرمود:برید کنار،شما ندیدید اونی که من دیدم..چی دیدی آقا؟ میگه: دیدم روز تاسوعا حجة بن الحسن،سرِ برهنه،هی به سر میزنه،هی میگه:"علی العباس واویلا.." حالا دستت رو بذار رو سرت،اگه 9 شب دست رو سرت نذاشتی،امشب بذار،اصلاً یادت باشه،از امشب به بعد،دست رو سر گذاشتن از عباس به بعد باب شد،تا عباس بود کسی دستش رو روی سرش نذاشت،این دست رو سر گذاشتن یعنی:چه خاکی به سرم شد،چه بلایی سرم اومد... زینب تا دید عباس رفت،دو تا دست رو سرش گذاشت.... "یاصاحب الزمان،اَلغوثُ اَلاَمان......." اگر شبی ز جمالش نقاب بردارد فَلَك نگاه خود از آفتاب بردارد به غیر نام ابالفضل هیچ نامی نیست كه اینچنین ز دلم اضطراب بردارد *تو سخترین لحظات فقط کافیِ،بگی: یا اباالفضل..آدم بی اختیارم میگه،انگار ما اینجور بزرگ شدیم... فقط من و تو اینجوری نیستیم ،ابی عبدالله هم کربلا هر وقت گیر می کرد،می گفت: یا اباالفضل..عباس کجاست؟...* {خروشِ رود و دریا، یا اباالفضل.. پناهِ اهلِ دنیا، یا اباالفضل.. به حق دستایی که قلم شد بگیر این دست ها را یا اباالفضل..} "سقای دشتِ کربلا،اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل آبی رسان بر خیمه ها اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل" سیدمهدی میر داماد ◾️◾️◾️◾️◾️◾️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5811897960526513531.mp3
616.8K
*شور قتلگاه سیدالشهدا(ع)* *بند اول* داداش؛ای پاره پاره تن روو خاک؛افتادی بی کفن دشمن؛خیره شده به من سایه ی سرم بلند شو از جا رحمی کن به حال طفلت آقا میبینی که دشمنت میخنده به غمای  خواهرت واویلا واویلا؛تن تو جا به جا واویلا؛به خاک کربلا واویلا؛چقدر شکسته ای واویلا؛به زیر مرکبا... ///آه؛ای وای برادرم.../// *بند دوم* میزد؛خنجر به حنجرت پیش؛چشمای مادرت با پا؛میزد به پیکرت... بعد تو داداش میشم آواره سر و کارم توو کوچه بازاره سرتو جلوم میگیره خولی دشمنت سر به سرم میزاره... واویلا؛امون از شهر شام واویلا؛بازار و ازدحام واویلا؛با سنگ ما رو زدن واویلا؛از روی پشت بام... ///آه؛ای وای برادرم.../// *بند سوم* امان؛از دست این سنان منو؛میزد چه بی امان شده؛طفل تو نیمه جان... یکی داره دستامو میبنده بابا شمر به لکنتم میخنده سر و کارمون به بازار افتاد دیگه هیچی نمیگم شرمنده... پر دردم؛بیا کلافه ام بهم ریخت؛بابا قیافه ام از دستم؛همه خسته شدن بابایی؛دیگه اضافه ام... ///آه؛بابا بیا بیا...//// *مهدی ندرخانی-کرج*
  حرم تشنه‌ی آبشاری که داری و زینب اسیرِ و قاری که داری دلِ اهلبیت از حضورِ تو قرص است از این جذبه‌ی اقتداری که داری تو هرجا که هستی حرم هم همانجاست همه گِردِ تو در مداری که داری علی هستی از اَلفَراری که دارند علی هستی از تار و ماری که داری  پُر از صولتی تو/پُر از غیرتی تو/پُر از همتی تو/همه ماتِ این ذوالفقاری که داری/همه بنده‌ی اعتباری که داری/ دیاری که داری/بهاری که داری/ دلِ استواری که داری/و دیوانه‌یِ بیشماری که داری/بس است این غباری که داری/ که صاحب نسب تو/امیرِ ادب تو/یل منتجب تو/و واجب تو و مستحب تو/فقط روی لب تو بگو با دل بی قراری که داری امیری حسین فنعم الامیری اگر رویِ دوشش عَلَم را بگیرد دعاهای زینب حرم را بگیرد برای سرودن از آقاییِ تو خدا باید اینجا قلم را بگیرد زمین تا که چیزی بگیرد زِ دستت کفِ خاکی از این قدم را بگیرد گره‌های کور مرا می‌گشاید اگر چشم اهل کَرَم را بگیرد به دل جا بگیرد/نفسها بگیرد/و بالِ  مرا لطفِ آقا بگیرد/و دستِ مرا پیش زهرا بگیرد/سه ساله به دوشش چه خوش جا بگیرد/نشد در حرم سر به بالا بگیرد/از این سینه‌ها هرچه غم را بگیرد/غبارِ پَرِ چادری محترم را بگیرد/غرورِ حسین است و نورِ حسین / به کف ذوالفقارِ دودَم را بگیرد/و دم را بگیرد امیری حسین فنعم الامیری  کسی پیش امواج دریا نماند به پیش تو طوفان صحرا نماند به لشکر بگویید اگر می‌تواند که حیرانِ آن قد و بالا نماند به جبریل گویید اگر می‌تواند که مبهوت آن چشم زیبا نماند چه خوش میدهی جان به تیغت به میدان چنان میزند سر سری جا نماند چنان میزند سر/چنان میزند پَر/چنان میزنی تو به لشکر مکرر/چو حیدر/از این سر به آن سر/از اول به آخر/که یک تَن در آنجا نماند برای تماشا نماند/و آنکه به ترسی دچار است به فکر فرار است/و زار است بگو زیر این دست و پاها نماند به رویِ لبت غیرِ این بیتِ غَرا نماند امیری حسین فنعم الامیری  دگر این برادر برادر ندارد چرا پیکرِ تو بجز پَر ندارد تو خوردی زمین خواهرت هم زمین خورد دعا کُن تَرَک آیِنه بر ندارد دلت آمد این خیمه‌ها را نبینی مگر این حرم چند دختر ندارد؟ گرفته است زهرا به دامن سرت را کسی تا نگوید که مادر ندارد نفسها پریشان/همه زار و گریان/به فکر عمو جان/رباب است حیران/فقط فکرِ باران/علی تشنه بی جان شده وقت غارت/اسارت /جسارت/نه جانی توانی/بجز خنده آن جمعِ لشکر ندارد/پدر دست بر سر زمین خورده دیگر/و خواهر که می گفت با نوامیس خیمه/کسی با خودش چند معجر ندارد حسن لطفی
Shab18Safar1400[06].mp3
2.2M
🎙ابالفضل باوفا، علمدار لشکرم 🔺بانوای: حاج سید مجید بنی فاطمه @majmaozakerine
ساکنان نه فلک حیران ز کار زینب است در سما فوج ملائک با شعار زینب است ای سلیمان از چه مینازی به جاه و حشمتت صد هزاران چون سلیمان ریزه خوار زینب است نهضت سرخ حسینی پایدار از نام اوست سکه ی صبر و متانت با عیار زینب است عزت دخت علی بین، همت زینب نگر سیّد سجاد در هر جا کنار زینب است داد قربانی دو کودک در منای کربلا احسن احسن فاطمه آموزگار زینب است زن بدین لحن و بلاغت زن بدان شرم و حیا فتح شام و کوفه هر دو شاهکار زینب است لحظه ای در شام بر غاصبگران فرصت نداد انهدام کاخ ظلم از اقتدار زینب است زن بدان عزم و صلابت زن بدان قلب قوی بر ستمکاران شدن تسلیم عار زینب است گرچه دور افتاده از قبر برادر قبر او در عوض روح حسین شمع مزار زینب است کربلا خواهی اگر از زینب کبری بگیر چون کلید کربلا در اختیار زینب است نوحه خوانی گر کنی (خوشزاد) تقوی پیشه کن نوحه خوانی در حقیقت یادگار زینب است شاعر : سید حسن خوشزاد
آسمون سرخ و زمین و خون گرفته لیلی بر دامن، سر مجنون گرفته کربلا داره زیر آفتاب می‌سوزه انگار علقمه است، فقط بارون گرفته بارون تیر و بارون مَشک و بارون خون و بارون اشک، وای وای بارون اشک یک شه تنها، وای وای بارون خون چشمای سقا، وای وای پاشو پهلوون جای تو رو زمین نیست اباالفضل من اون قد و بالا که می‌شناختم این نیست اباالفضل رخ تو نگین، پیکر تو رکاب عقیله رکاب اون رکاب و نگین اون نگین نیست اباالفضل اول ای قمر چشمت زدن بعدش تیر و بر چشمت زدن از رسم عدو من چی بگم از اون طرف اول می‌زنن، دست می‌اندازن بعدش می‌شینن، دست می‌ندازن با هلهله و کنایه و طعنه و کف سقای حرم برادرم، سقای حرم برادرم * اونقدر بد بود خبر که خصم جلاد هی مقدمه چید تا خبر بهم داد ابتدا دستت، بازم دستت، سپس مشک تا بالاخره، چشام بر نعشت افتاد دست و پا از ما، خنده از اعداء تو نکوب بازو، تا نکوبم پا، وای وای سعی نکن پاشی، آخه داداشی، وای وای این‌جوری بدتر، داری می‌پاشی چرا ساغی‌ام ریخته‌ای مثل ساغر اباالفضل گذشتی از آب یا گذشت آبت از سر اباالفضل همون‌قدر که داد مزه از تو برادر شنیدم ببین سوخت من و دیدن تو برادر اباالفضل داداش گلم با این حساب بگم داداشِ گل، یا گلاب دست تار من در عوض، ماهم دیدم تو غضه نخور، راحت بخواب با من پاسخ طفل رباب من خودم یه جور می‌برم آبش می‌دم سقای حرم برادرم، سقای حرم برادرم ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️