eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
شور حضرت رقیه سلام الله علیها جواد محمدی✍️ عرض سلام ، محضر رقیه بانوی عزیز شهر شام عرض سلام ، اون که تو سه سالگی با خطبه هاش کرده قیام ، رقیه عرض سلام ، خدمت شاهی که هستم از ازل براش غلام عرض سلام ، به جلال و جبروت حضرت والا مقام ، رقیه تموم زندگیه من شده این سه ساله رقیه دوریه من ز روضه هات محاله محرم شبای سوم پر شور و حاله رقیه ماه بی همتا رقیه زهرا رقیه سکان دار کل دنیا یکتا رقیه هستیه حضرت زینب حلما رقیه دیده بان روی دوش سقا رقیه شه بانو یارقیه ................................. بند دوم محترمه ، مثل عباس علی تو کربلا باجنمه محترمه ، صاحب غلام و خادم و کنیز و حشمه رقیه محترمه ، جایگاه او رو شونه ی امیر علقمه محترمه ، دست حاجات داره مثل باباش با کرمه رقیه نه تنها تو شهر شام و کوفه قهرمانه چرا که وسعت نام او تا بیکرانه برات اربعینم دست رقیه جانه رقیه فرمانده لشگر بابا یاور بابا دردونه ی علی اکبر دلبر بابا مثل سیبی که از وسط، به دو نیمه شده هستی تو ام ابیها مادر بابا شه بانو یارقیه سبک و شعر جواد محمدی✍
شور حضرت رقیه سلام الله علیها جواد محمدی✍️ عالم همه قطره اندو دریاست رقیه آرام دل عمه و باباست رقیه یک لحظه اگر نیست روی دوش علمدار بر دوش علی اکبر لیلاست رقیه اگه بیام تا حرمت قول میدم برات عروسک بیارم از حال خوب بگم برات مرهمی به زخم پاهات بزارم حال منو خوب میکنه لعن امیه بگم تا جون دارم محشر رقیه‌ست کوثر رقیه‌‌ست ترکیب زهرا و حیدر رقیه‌‌ست کشتی حسین و لنگر رقیه‌ست فرمانده ی کل لشگر رقیه‌ست رقیه جان رقیه جان ........................................... بند دوم بابایی ترین دختر دنیاست رقیه از چهره ی تو فاطمه پیداست رقیه یک لحظه اگر ناز کند بهر عمو جان امضای حرم به دست سقاست رقیه حال منو به غیر تو کیه که اندازه ی تو بدونه تو لحظه ی پل سراط اسم ما قول بده یادت بمونه هر جای دنیا که باشم این دلم فقط برا تو میخونه دنیام رقیه اقبام رقیه دیروزو امروزو فردام رقیه اعلاست رقیه یکتاست رقیه عینا شبیه به زهراست رقیه رقیه جان رقیه جان جواد محمدی✍️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
یا مزن چوب جفا را بر لب و دندان من یا بگو بیرون روند از مجلست طفلان من یا نزن شرمی نما از روی زهرا مادرم یا بزن مخفی ز چشم خواهر گریان من من پی ترویج قرآن آمدم این جا که گشت چوب خزران تو مزد خواندن قرآن من ای ستمگر هر چه می خواهی بزن اما بدان بوسه گاه مصطفی باشد لب عطشان من در احد جد تو دندان پیمبر را شکست باید از چوب تو اکنون بشکند دندان من بارها و بارها پیوسته دید آزارها هم سر خونین من، هم پیکر عریان من سخت تر از چوب تو بر من نگاه زینب است چوب تو نه، اشک او آتش زند بر جان من خواندن آیات قرآن زیر چوب خیزران با خدا این بوده از روز ازل پیمان من من شدم در زیر چوب خیزران مهمان تو مادرم در پای طشت زر بود مهمان من دست "میثم" را از آن گیرم که پیش از بودنش همچنان دست توسل داشت بر دامان من
در كوچه و بازار غربت حق ما نيست هر جای عالم غير عزت حق ما نيست حق پيمبر را ادا كردند الحق ای نامسلمان ها شماتت حق ما نيست شان نزول آيه ی تطهير مائيم كی خارجی هستيم،تهمت حق ما نيست هم سايه اش حتی نديده سايه اش را عمه به گريه گفت غارت حق ما نيست ما اهلبيت خاتم پيغمبرانيم پس در چهل منزل جسارت حق ما نيست ما از شهادت تک به تک باكی نداريم اما خدا داند اسارت حق ما نيست ما را ميان شهر چرخاندند عمدأ اين حد مصيبت در مصيبت حق ما نيست در مجلس نامحرمان بردند ما را نامرد مردم اين خجالت حق ما نيست
گُذرِ روضه از اين مرحله زجر آور بود شرح اوضاعِ بدِ قافله زجر آور بود ريسمان بود و گلوهای زِ گُل نازک تر بيش از آن هُرم تنِ سلسله زجر آور بود بيش از آتش و خاكستر و سنگ لب بام پای كوبی و دَف و هلهله زجر آور بود چند كودک ز روی ناقه زمين افتادند دردِ افتادن از آن فاصله زجر آور بود مثل خُشكيدگیِ صورتِ نيلوفرها اشکِ پاهایِ پُر از آبله زجر آور بود خارجی خواندنِ اولادِ علی و زهرا بيش از هر چه در آن غـائِله زجر آور بود به خُدا بيشتر از بدْ دهنی كردنِ شِمر ديدنِ قَهقَهه ی حرمله زجر آور بود گفتم الشّام وَ الشّام وَ الشّام ،از بس طرزِ توضيح در اين مسئله زجر آور بود
روی نی گیسوی پریشانش آسمان را به گریه می انداخت گریه های سه ساله دختر او کاروان را به گریه می انداخت سنگ از روی بام می آمد سوی اهل امام می آمد آیه انتقام می آمد* این و آن را به گریه می انداخت او علی بود و مثل جدش داشت خار در چشم و استخوان به گلو رد زنجیرها به گردن او استخوان را به گریه می انداخت شانه های امام می لرزید تا موذن اقامه سر می داد آن‌چنان اشک ‌بر زمین‌می ریخت که جهان را به گریه می انداخت می پرانید مستی از سر شب خطبه های منور زینب لبش اسرار بر ملا می کرد خیزران را به گریه می انداخت آه از آن پینه های پیشانی وای از این شیوه ی مسلمانی ناله می کرد مرد نصرانی شامیان را به گریه می انداخت کربلا سر به سر فقط غم بود هرچه گفتند از غمش کم بود روضه ی شام بیشتر اما نوحه خوان را به گریه می انداخت *: وسیعلمون الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
وقتی رسید قافله در مجلس یزید بالا گرفت قائله در مجلس یزید اشک سر بریده در آمد که پا گذاشت زینب میان سلسله در مجلس یزید زینب رسید و دور و برش جمع خسته ای با پای پر ز آبله در مجلس یزید داغ رباب تازه شد آن لحظه ای که دید بالا نشسته حرمله در مجلس یزید با کینه ای به قدمت تاریخ، کفر داشت با دین سر مقابله در مجلس یزید دف ها به روی دست، و کِل می کشید مست مطرب میان هلهله در مجلس یزید بزم شراب بود و چه کردند پای تشت رقاصه ها پِیِ صِله در مجلس یزید ای وای، بین جام شراب و سر امام چندان نبود فاصله در مجلس یزید بالا که رفت چوب، سه ساله بلند شد صبرش نداشت حوصله در مجلس یزید شد اشک چشم، بغض و بدل کرد این چنین آتش فشان به زلزله در مجلس یزید صحبت که از خرید و فروش کنیز شد افتاد باز ولوله در مجلس یزید خون خورد زینب و جگرش پاره پاره شد از دست إبن آکله در مجلس یزید
شامیان خنده به زخم جگر ما نزنید ساز با نالۀ ذرّیۀ زهرا نزنید سر مردان خدا را به سر نیزه زدید مرد باشید دگر سنگ به زنها نزنید به زنان بر سر بازار اگر سنگ زدید دختران را به کنار سر بابا نزنید علی و فاطمه در جمع شما اِستادند پیش چشم علی و فاطمه ما را نزنید به اسیری که بود در غل و زنجیر زدید به یتیمی که دویده است به صحرا نزنید رقص شادی جلو محمل زینب نکنید پای سر بریده به زمین پا نزنید بگذارید برای شهدا گریه کنیم خنده بر داغ دل سوختۀ ما نزنید کشتن فاطمه بین در ودیوار بس است تازیانه به تن زینب کبری نزنید به تماشای سر پاک حسین آمده اید اینقدر دست به هنگام تماشا نزنید سخن «میثم» دل سوخته را گوش کنید دوستان غیر در خانۀ مولا نزنید