🤞🤞بسم الله الرحمن الرحیم
متن روضه حضرت رباب
مداح..حاج آرمین غلامی
روضه ملیکه مخدره حضرت رباب سلام الله علیها🌹
درعزای شاه بی سر، مو پریشانی رباب
در کنار نعش پاره، دیده گریانی رباب
غرق درخون دیده جسم ،پاره ی شاه حرم
جان سپردی درعزایش ،ازچه ،بی جانی رباب
تو خزان باغ حیدر دیده ای درکربلا
شاهد افتادن جسمی به میدانی رباب
روی تل دیدی تو شمر بی حیا خنجر بدست
شدجدا سر از تن خورشید تابانی رباب
توحسین را دیده ای در علقمه با چشم تر
بی علمدار آن غریب عصر و دورانی رباب
دیده ای توکودکت را روی دستان پدر
سر زتن گشته جدا، با تیر برانی رباب
آمدی تو درپی فرزند زهرا دلغمین
تا ببوسی جای زهرا حلق عطشانی رباب
آمدی تو در میان قتلگه بهر وداع
جسم بی سردیده ای بر خاک غلتانی رباب
چیده ای اینگونه بوسه از رگ حلق شاه
دیده ای برپیکرش زخم فراوانی رباب
دیده ای تو بر لب قاری قرآن ،چوب کین
از فراز نیزه دیدی، صوت قرآنی رباب
دیده ای تودر مسیر کوفه تا شام خراب
بر فراز نیزه خورشید درخشانی رباب
دیده ای تو در کنار سفره ی قاتل مدام
رأس خونین حسین گردیده مهمانی رباب
دیده ای توطعنه و رقص زنان شام را
گرد سرهای شهیدان ازچه گریانی رباب
با لب محزون سرودی شرح غم «مجنون» چرا
غصه هاداری دگر از شام ویرانی رباب
#آرمین_ غلامی(مجنون)
روضه
جانم.یا حضرت رباب
امان از اون لحظه ای که مولامون امام حسین وقتی دید این طفل رو دستش داره پرپر میزنه عبا رو انداخت رو طفل هی میخواد به طرف خیمه برگرده ( اخه اقامون همه شهدا را به خیمه اورد) اما روای میگه نگاه میکردم( یا صاحب الزمان منو ببخش اقا) 😭چرا حسین مضطر شده ، هی میخواد به طرف خیمه بیاد ولی باز انگار پشیمون میشه ، میگه خوب نگاه کردم دیدم یه خانم جلوی خیمه منتظره ...فهمیدم خانم ربابه منتظره علی جانشه که سیراب برگرده😭
با هر زحمتی مولا علی رو اورد داره با نوک خنجر قبر کوچکی اماده میکنه (قربون بی کسی ات برم حسین) ..یه وقت شنید صدایی از پشت سرش داره میاد
صبر کن حسین جان ..آخه من مادرم ، من ربابم حسین ...اجازه بده برای آخرین بار علی جانم را در آغوش بگیرم
(مادرا هم ناله شوید با خانم رباب.. صدای ناله ات را ببر بالا . ..حالا که میتونی حالا که قوت داری وقتشه صدای ناله اتو ببری بالا ) 😭😭 امروز برای بی اولادین خیلی دعا کنید
ای وااای بی بی جااانم بمیرم برای ان لحظه ی عصر عاشورا ...ااااخخخ وقتی آب را برای این زن و بچه ها اوردن .. ااخخخخ وقتی چشمشان به آب افتاد ای وااای ای وااای
هر کسی ناله ای داره ..یکی میگه باباجون قربون اون لبای خشکیده و ترک خورده ات برم باباااا...بابا چطوری اب بنوشم بابااا... وقتی دیدم لبات از خشکی ترک خورده بود و خون ازش جاری بود😭
ااخخخ یکی صدا میزد عموجااانممم عمو عباس... بیا بین برامون آب آوردن ...عموجانم عموی باغیرتم عموعباسم عمو بیا عموجاااان ( یا باب الحوائج... شفای مریضا و ملتمسین دعا یادت نره)
اوج روضه*
ببین خانم رباب چیکار کرد ، ای واای بگم تو هم خوب ناله بزنیا همدردی کن با بی بی رباب
اومد گهواره خالی علی اصغرش رو برداشت داره هی صدا میزنه علی جااان علی اصغرم ، غنچه نشکفته ام علی ...بیا ببین برامون آب اوردن علی،
فقط بهم بگو علی جاان ... اگه من آب بنوشم..... اگه از سینه ام شیر جاری شه ... بگو به جای اشک خون از چشام جاری کنم اصغرممم😭😭
دشتی آخر روضه*👇👇
خداوندا اگر زهرا نمی سوخت
اگر مسمار در جسمش نمیدوخت
اگر درب حرم نشکسته بودن
اگر دست علی نابسته بودند
دگر تیری گلویی را نمی دوخت
شبانه دامن طفلی نمی سوخت
دگر زینب غریبانه نمی رفت
رقیه کنج ویرانه نمی رفت😭😭😭😭
از هویدای دلت بلند صدا بزن یااا حسیییین یاااا حسیبین
متن روضه حضرت رباب
مداح..حاج آرمین غلامی
🤞🤞متن روضه حضرت رباب
#یکشنبه۸/بهمن
#کرمانشاه
#،حسینیه کرم
مداح.حاج آرمین غلامی👇👇
👆👆بسم الله الرحمن الرحیم
❃﷽❃
#متن روضه رباب/ حضرت_علی_اصغر_
#بامداحی حاج آرمین غلامی
سبک:به سمت گودال از خیمه دویدم من...
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
ربابه دلخسته ، چشاش براه مونده
سه ساله با غصه ،تواشک و آه مونده
نمــونــده از جونش، خدادیگه جونی
نمیره ازیادش،اون پیکره خونی
ربابه مظلومه (۴)
رفته دیگه یارب، خنده از این لبهاش
حسیـــن تورفتی و !ربابه وغمهاش
بی تو حسین دنیـــاش،مث یه زندونه
گــواه تنهـــاییش، چشمـــای گریونه
ربابه مظلومه (۴)
سه سال ک موندم ، بیــــای دَمِ آخـــر
سر بزنی امشب ! به غربت همسر
ربابه مظلومه (۴)
کناره قبرتو، مونده به اشک وآه
به وقت جــون دادن،میگه بیا ای شاه
پیـــرهن خـــونینت ،ارتو نشـــون داره
رباب داره بارون،ازدیده میبــاره
ربابه مظلومه (۴)
مصیبتی داره، برای یک همسر
ببینه تو گـــودال ، یه پیـــکر بی سر
رباب وگودال و ، پیکـــرتو بی سر
دیده سرخنجر ،،پاره کی حنجر
ربابه مظلومه (۴)
رباب وتنهایی، غـــروب عاشورا
خیمه هامی سوختن از آتیش اعدا
رباب دلخسته ، خیلی پریشونه
بیاد شـــش ماهــه لالایی میخونه
ربابه مظلومه (۴)
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
⬅️میگفت مسافر بودم از شهری به شهر دیگه میرفتم، وسط جاده، وسط راه ، ماشینم خراب شد، با زن و بچه کوچیکم موندم گوشه خیابون...
از ماشین پیاده شدم هر چی دستمو بلند میکردم، بهم اعتنا نمیکردند ماشینا رد میشدند، خدا چه کنم گرماست سوز عطشه،، خدا چه کنم نگام کنند...
میگه یه وقت خانمم صدا زد آی مرد، بیا قنداقه بچمو رو دست بگیر....
(آ گرفتی میخوام چی بگم)....
گفت قنداقه بچمو رو دست گرفتم اومدم وسط خیابون،،،،
میگه یه مرتبه دیدم یکی یکی ماشینها نگه داشتند....ایستادند
آقا چیه..
آقا مشکلت چیه...
آقا چیزی شده...
.....میگه همونجا قنداقه رو بغل گرفتم...
شروع کردم گریه کردن...
هی گقتم حسین حسین حسین....
مگه حسین قنداقه رو دستش نبود کربلا.....
چه کردند با دل ابی عبدالله...
چه کردند با جگر گوشه ابی عبدالله....
امان از دل حسین...3
یا حسین3...
یه لحظه دلتو ببرم کربلا و التماس دعا...آی حاجت دارا، آی گرفتارا، آی جوون دارا،،
⬅️خدا لعنت کنه حرمله رو ..
وقتی مختار قاتلان شهدای کربلا رو گرفت، حرمله رو هم گرفت...
صدا زد حرمله تو که اینقدر سنگدل هستی، اینقدر بیرحم هستی، شد تو کربلا دلت بسوزه...
◀️گفت بله امیر یه جا تو کربلا خیلی دلم سوخت....
(کدوم لحظه بود ای نانجیب)...
گفت اون لحظه ای دیدم حسین قنداقه علی اصغر رو زیر عبا گرفت داره از میدان بر میگرده...
یه قدم سمت خیمه بر میداره ....
دو قدم برمیگرده...
خدا چه کنه حسین..
مادرش رباب چشم انتظاره...
جواب مادر چشم انتظارو چی بده..
زخمــایی که دیدم، تو کربلا خوردی
چطور ی ،ای بانو، دووم تو آوردی
رباب دلخسته،کربلایی شد
دارم میرم زینب،فصل جدایی شد
ربابه مظلومه (۴)
✅ #بامداحی حاج آرمین_غلامی
#مجنون_ڪرمانشاهی
حسینیه کرم/یکشنبه۸/بهمن۱۴۰۲
#_ویژه_ذاکرین وسخنرانان
#برای_دیگران_بفرستید
.
🏴١٨ رجب ، سالروز وفات ابراهیم فرزند پیامبر اعظم ( ص)
✍شاعر:محمود تاری (یاسر)
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
اَلسَلام ای خاتم پیغمبران
ای چراغ دیده ی حق باوران
هجده ماه رجب قلبت شکست
گرد غم بر چهره ی ماهت نشست
ای رسول کردگار ذوالمنَن
دیده ای داغ عزیز خویشتن
داغ فرزندی که اشکت را گرفت
شعله اش در آسمان مأوا گرفت
آتشی کز غم به دل ترسیم بود
داغ فرزند تو ابراهیم بود
آه از آن داغی که بر جانت نشست
کودک والامقامت دیده بست
گریه ها کردی برای رفتنش
سخت باشد سخت حتی گفتنش
بس که سوزان شد دلت از این عزا
گفته ای : اُولادُنا اَکبادُنا
ای که آهت شعله ها افروخته
قلب پاکت زین مصیبت سوخته
دادی از کف کودکت را ای رسول
گشته ای از داغ هجرانش ملول
گرچه فرزندت به طفلی جان سپرد
تیر اما بر گلوی وی نخورد
گرچه شد از داغ او قلبت حزین
تشنه لب هرگز نبود آن نازنین
گرچه رفت از دست تو آخر گلت
روی دستانت نشد پرپر گلت
داغ ابراهیم گر آمد پدید
مادر اما طفل خود خونین ندید
کربلا طفلی به خون غلتید و رفت
جامه ی گلگون به تن پوشید و رفت
**
@majmaozakerine
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
🏴بمناسبت ۱۸ رجب رحلت جناب ابراهیم علیه السلام فرزند نبی اکرم صلی الله علیه وآله
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
این چه آشوبی است کآتش دردل ارض وسماست
وین چه غوغایی است کاندر محفل اهل ولاست
هرچه می بیند دلم یادمحرم می کند
نیست عاشورا ولیکن شورعاشورا بپاست
پای تاسرمصطفی میسوزد از داغ پسر
شاهدم فرمودهٔ اولادنا اکبادناست
مصطفی بادیدهٔ تردست برسرمی زند
مرتضی هم ناله دراین تعزیت با مصطفاست
بی نبرد است این شهادت سرفراز است این شهید
گرچه دریثرب ولیکن اوشهید کربلاست
تهنیت برمصطفی گویم بجای تسلیت
اولین یار حسین دربیت ختم الانبیاست
فاطمه گرچه عزادار برادر گشته است
غم ندارد چون حسینش زنده دراین ماجراست
بابی انت و امی درکنار تربتش
برلبان مهدی ز هرا اگرباشد رواست
« سلام الله علیهم اجمعین»
#مصطفی_نظری_طهرانی
@majmaozakerine
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
سه شنبه های جمکرانی
مناجات با امام زمان(عج)
طالبِ خونِ خدا، مَتی تَرانا وَ نَراک
یابنَ مِصباح الهُدی، مَتی تَرانا وَ نَراک
چه شود با تو کنم گریه سرِ قبرِ حسین
در مزار شهدا، مَتی تَرانا وَ نَراک
همه دم ناله ی من أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیاست
می زنم تو را صدا، مَتی تَرانا وَ نَراک
چه شود ببینمت کنارِ بین الحرمین
سر و جان کنم فدا، مَتی تَرانا وَ نَراک
چه شود از گُلِ رویت بدهی یک صدقه
سرِ راهی به گدا، مَتی تَرانا وَ نَراک
می زند تو را صدا از سرِ نیزه ها هنوز
سرِ از بدن جدا، مَتی تَرانا وَ نَراکَ
اللهم عجل لولیک الفرج