من آمده ام گدای این در گردم(۲)
در بحر عنایتت شناور گردم
با دست تهی آمدنم عیبی نیست
عیب است که با دست تهی برگردم
{آی قربونت برم من گدام ذات گدا گداییه من اگه دستم خالی باشه عیب نداره ولی اگه با دست خالی برگردم... ، آی قربونت برم مجلس رو بی ناله بر ابی عبدالله و اصحاب باوفاشون تموم نکنم ، آقایی از بالای دارالاماره هی میگفت نیا... ، خیلی این ناله ها برکت داره ها ، آقایی از بالای دارالاماره هی میگفت نیا نیا... اما بمیرم یه نفرم هی میگفت بیا ، بیا ببین مادرت اومده کنار علقمه ، ای حسین...
آی امام زمان خیلی منو ببخش...
دست و پا میزد حسین
زینب صدا میزد حسین
من نمیدونم ، روضه خونا میگن زینب دید نیزه دادا دارن میزنن ، لا اله الا الله، شمشیر دارا دارن میزنن برادرشو ، تا اینجاش آدم میتونه قبول کنه مردم ، رفقا ، ولی غم دل من اینه ، اینجا میگن یه عده پیرمردا با عصا حسین رو میزدن ، هی میگفتن اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلَی الله... همه برا تقرب به خدا حسین رو میزدن...
حسین...
آااااای
با اکبر و با اصغرش
{ها عجب قافله ای اومده کربلا}
با اکبر و با اصغرش
با خواهر غم پرورش
{یه نفر دیگه هم آورده}
آخ! ، با آن سه ساله دخترش
حسین به کربلا رسید
(مردم سیه بر تن کنید(۲)
شال عزا بر تن کنید
حسین به کربلا رسید...)(۲)
جانم حسین جانم حسین...
{آی برادر جان سلیمان زمانی
خیلی بردی روضه رو جلو چرا؟
آخ آخه تا فردا زینب یه گودال رو دید دلش شور زد ، حسین جان اینجا چه سرزمینیه داداش چرا اینجا گوداله...
زینب رفت توو روز عاشورا
خواهش میکنم
برید کنار ، من خودم خاکش میکنم
(یه جوری ناله بزن برای مادرش تسلی باشه...)
خواهش میکنم
برید کنار ، من خودم خاکش میکنم
(خیلی داغ زیاده ها...)
حسین جان
روی زمین رهاییُ
رو خاک کربلاییُ
نمیذارن ادا کنم
این واجب کفاییُ
{حسین جان نمیذارن بدنت رو دفن کنم ، آی آی ، تا انتهای مجلس ناله بزنن ، من روضه امشبم رو اینجوری بخونم هر موقع عمه سادات میخواست از محمل پیاده بشه همه جوونا میاومدن ، علی اکبر میاومد ، قاسم ، همه میاومدن ، سردمدارشون دسته گل ام البنین میاومد ، همه دور زینبو میگرفتن ، آی امان از این روزگار ، چرا؟ ، آخه روز یازدهم همه رو سوار ناقه ها کرد ، همچین که اومد سواره ناقه بشه دید دیگه محرمی براش باقی نمونده ، یه جمله به ابی عبدالله گفت ، صدا زد مَحرَمِ زینب ببین نامحرمان گرد منن
من به صورت میزنم ، اینها همه کف میزنن
حسین...
برسه صدا کربلا...
حسین...
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
➖➖➖➖➖➖➖
تنها بودم یادم بودی
هر جا من از پا افتادم بودی
در این دنیا من چون کاهی
آقا همچون کوهی پشتم بودی
ای جانم ای جانم ای ماه تابانم
بی تو سرگردانم آقای من
ای تسکین دردم میدونم بد کردم
کاری کن برگردم آقای من
ای آقای من ...
روح ایمان سیدی مولا حسین جان(۴)
زینبم من یک جهان دارم فدایی
ریشهی صبر من از صبر خدایی
زینب من بانی غمهای عالم
نوجوانهایم شهید کربلایی
هر چه دارم نذر تو کردم برادر
میدهم جان در ره عشق تو خواهر
من بمیرم از غمت تا روز محشر
ای حسین جان
روح ایمان سیدی مولا حسین جان(۴)
زینب است کو عصمت حق شد نشانش
لاله میبارد ز باغ آسمانش
زینب از کو هستی زهرا و حیدر
فاصلهاش تربیت نوجوانش
روح ایثار در دو عالم شد بنامش
خطبه میخواند شامیان محو کلامش
هی سلام آسمانها بر مقامش، ای حسین جان
روح ایمان سیدی مولا حسین جان(۴)
@majmaozakerine
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
سیدنا المظلوم، سیدناالعطشان
سیدنا الغریب غریب غریب غریب...
ای که در قتلگاه افتادی، بی سر و بی پناه افتادی
مادرت برات ناله میزد، ای که با سوز و آه افتادی
سرت شده جدا، ذبیح بِالقَفا
غریب کربلا، حسین حسین حسین
سیدالشهدا، سید الشهدا یا مقطع الاعضا...
مونده روی زمین، پیکر تو رها
السلام علی مَن دَفَنَ اَهلَ قُری
خواهرت اگه دید، رفته شام بلا
ریگ و رَمل بیابون، برات گرفتن عزا
همه منتظرن، مادرش برسه
کاش صدای برادر، به خواهرش برسه
دست قاتل اگه، به سرش برسه
آخ خدا به داد، موی دخترش برشه
@majmaozakerine
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین