ای عشق چه زیبایی
ای مرد چه تنهایی
گریهکن حلقهی اشکت باران
سینهزن دستهی عشقت طوفان
موج عزای تو خروشان
مقصد عالم ای شاه جوانمرد
با دل زهرا داغ تو چهها کرد
سیدالعطشان، ارباب غریبم ...
ای عشق چه زیبایی
ای مرد چه تنهایی
دریا خروشان شد
صحرا گلستان شد
آمده با لشکر ایمان، سلطان
قافلهی قبله و قرآن، ای جان
دشت بلا آمده مهمان
نیزه و تیغ و سنگ و سم مرکب
دیده به راهِ آرامش زینب
سیدالعطشان، ارباب غریبم ...
ای عشق چه زیبایی
ای مرد چه تنهایی
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
علی عمو رفته برات آب بیاره
عمو اگه قولی بده ردخور نداره
جونی نمونده تو تنت مادر بمیره
از این خیمه به اون خیمه شدم آواره
لالا گلم تشنۀ آبه لالا لالا علیم بخوابه
گریه نکن مادر لالایی گریَت داغ قلب ربابه
یه چشمم اشکه، یه چشمم خونه
دلم بیتابه برات میخونه
عجب رسمیه رسم زمونه
شیرخواره میره مادر میمونه...
لالا لالایی...
علی مادر بدون تو زود میمیره
بمیرم سرت با سر نیزه درگیره
ببین چطور دلخوشیمو ازم گرفتند
جای گهواره تو دستام غل و زنجیره
لالا علیم از نی نیفته لالا لالا گل نشکفته
بخواب عزیزم روی نیزه واست مادر لالایی گفته
یه چشمم اشکه یه چشمم خونه
دلم بیتابه برات میخونه
عجب رسمیه رسم زمونه
هنوز رو نیزه لبات خندونه
عجب رسمیه رسم زمونه
شیرخواره بره مادر میمونه
لالا لالایی...
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
سوختم از آتشت آه چه سوزان تبی
همچو لب خشک تو هیچ ندیدم لبی
نیست زبانت که خود شرح دهی مطلبی
خواب به چشمان من بی تو نیاید شبی
سینۀ بی شیر من میدهی ای گل خراش
مادر غم پرورت زنده نمیبود کاش
قلب ربابی مگر کاین همه داری تلاش
گریه نکن اصغرم، اصغرم آرام باش
مادر از این حال تو سینه ز غم میدرد
آمده بابا تو را جانب میدان برد
تا که عدو را مگر بر سر رحم آورد
گرچه به جان هم بُوَد جرعۀ آبی خَرد
ای گل بی جان تو را حرمله سیراب کرد
آن لب بی رنگ تو سرخ چو عناب کرد
تیر سه شعبه عجب چشم تو در خواب کرد
داغ تو ای اصغرم قلب مرا آب کرد
گریه مکن ای اصغرم،اصغرم ای اصغرم...
گریه مکن لای لای...
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
بگو که یک شَبه مردی شدی برای خودت
و ایستادهای اکنون روی پای خودت
نشان بده به همه چه قیامتی هستی
و باز در پیِ اثبات ادعای خودت
از آسمانیِ گهواره روی خاک بیفت
بیفت مثل همه مردها به پای خودت
(پدر قنوت گرفته تو را برای خدا) ۲
(ولی هنوز تو مشغول ربنای خودت) ۲
که شاید آخر سیر تکامل حلقت
سه جرعه تیر بریزی درون نای خودت
یکی به جای عمویت که از تو تشنهتر است
یکی به جای رباب و یکی به جای خودت
بده تمام خودت را به نیزهها و بگیر
برای عمه کمی سایه در ازای خودت
و بعد، همسفر کاروان برو بالا
برو به قصد رسیدن به انتهای خودت
و در نهایت معراج خویش میبینی
که تازه آخر عرش است ابتدای خودت
سه روز بعد در افلاک دفن خواهی شد
کنار قلب پدر خاک کربلای خودت
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین