🏴#شب_دوم_محرم
🏴#ورود_کاروان_به_کربلا
🏴#سینه_زنی
✍شاعر:اسماعیل تقوایی
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
این زمین کربلایی... می دهد بوی جدایی٢
ای برادر.. نظر نما به حال حیران من٢
ای برادر.. مرا از اینجا تو ببر جان من٢
واغریبا... واغریبا٢
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
زینب ای جان برادر.... باشد این منزل آخر٢
اعوذباا... زکربلا ورنج آن، خواهرم٢
اعوذباا..، شوی غمین وقد کمان، خواهرم٢
واغریبا.. واغریبا٢
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
کن قبولِ این حقیقت... می شوی ام مصیبت٢
ببینی تو... سر عزیزان خود از تن جدا٢
برای تو... صبر طلب، می کنم، از خدا٢
واغریبا.... واغریبا٢
🏴#شب_دوم_محرم
🏴#ورود_کاروان_به_کربلا
🏴#سینه_زنی
✍شاعر:اسماعیل تقوایی
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
ای زینب من، این کرببلاست
این جای گه مردان خداست
بگذشته زجان، دور از وطنم
باید که درش، خیمه بزنم
مظلومم حسین، مظلوم حسین، مظلوم حسین، مظلوم حسین ٢
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
افتاده کنون، بر جانم حسین
دلشوره چرا، بر جانم حسین
آیا بشود، مولا برویم
جای دگری، زینجا برویم
مظلومم حسین....
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
منزلگه ما، این خاک بلاست
مقصود منو، تقدیر خداست
در راه خدا، من جان بدهم
جان را بره، جانان بدهم
مظلومیم حسین...
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
صبرت طلبم، ای خواهر من
آندم که جدا، گردد سر من
بینی تو بسی، داغ شهدا
ای صابره ام، ای ام بلا
مظلومیم حسین...
🏴#شب_دوم_محرم
🏴#ورود_کاروان_به_کربلا
🏴#سینه_زنی
✍شاعر:اسماعیل تقوایی
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
آمده قافله ی آل خدا، کرببلا۲
بر لب پاک حسین فاطمه، گشته نوا۲
اعوذ بالله من الکرببلا۴
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
گفت زینب به حسینش، که این خاک کجاست
شور وغوغای بدی در دل زینب بر پاست
اعوذ با....
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
زینب تو نگران است، بیا برگردیم
بین که اشکم روانست، بیا برگردیم
روبرو دشمن غدار، فراوان باشد
اکبره تازه جوانست، بیا برگردیم
اعوذبا...
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
زینبم کرببلا، منزل آخر باشد
جنگ در راه خدا، سهم برادر باشد
خواهرم صبر نما پیشه در این خاک بلا
که برایم شهادت، مقدر باشد
اعوذ با...
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
ارباًاربا بشود اکبر من، تازه جوان
شود عباس فدا در ره دین وقرآن
حلق اصغر بشود پاره به تیر دشمن
قتلگاه آید وناله بزند مادرمان
اعوذ با...
شعر:اسماعیل تقوایی
🏴#شب_دوم_محرم
🏴#ورود_کاروان_به_کربلا
🏴#سینه_زنی
✍شاعر:اسماعیل تقوایی
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
کجا باشد اینجا، حسین ای برادر
که دلشوره دارم، بسی جان خواهر
حسین جان حسین جان، حسین جان حسین جان ۴
___________________
چرا خاک اینجا، دهد بوی هجران
ببر ای برادر، مرا جای دیگر
رسیدیم زینب، به کرببلایم
همانجا که روزی، مراگفته حیدر
از اینجا گریزی برایم نباشد
در این دشت ما را، سفر آید آخر
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
صبوری نماتو، بباید تحمل
شود بر تو جانا، مصایب مقدر
به جنگم بیاید، سپاه یزیدی
زخون شهیدان، شود این زمین تر
__________________
به یک روز گردی، تو ام المصایب
زداغ عزیزان، شوی زار ومضطر
چه گلها که گردد،زگلزار پرپر
علی اکبر ازمن،زتوعون وجعفر
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
گلوی صغیرم،شود غرق درخون
علمدار خوبم، شود پاره پیکر
ببینی تنم را، که افتاده عریان
شوی بی معین ای، معین برادر
______________________
امان از غریبی،امان از اسیری
اسیری کجاو، عیالات حیدر
صبوری نما ای،عزیز دل من
که صبرت نماید جهانی مسخر