اربعین
ای خفته زیر خاک بلا خواهر آمده
موی سپید، قامت خم، مضطر آمده
بیسر بزیر خاکی ویک اربعین گذشت
برخیز، بهر وصلِ به پیکر سر آمده
سردار فتح کوفه وشام آمد از سفر
از بهر دیدن شه بی لشگر آمده
برگو به اصغرت که برای عیادتش
با سینه پر زشیر کنون مادر آمده
چل روز هجرتم به اسارت گذر شده
بار دگر به کرببلا هاجر آمده
ریزد سکینه خاک مزار تو برسرش
برخیز ای پدر به برت دختر آمده
مانده سه ساله دختر تو سرزمین شام
شرمنده از تو عمه ی غم پرور آمده
باز آمدم به کرببلا وبه قتلگاه
در یاد من گلوی تو و خنجر آمده
دیگر بس است زندگی بی توام حسین
طاقت نمانده دیگر وصبرم سر آمده
ای کاش فتاده روی مزار تو جان دهم
دور فراق زینب وتو آخر آمده
شعر :اسماعیل تقوایی
۱۲
(حضرت رقیه س)
ای نور دل حیدر(کردی تو به من احسان)۲
در گوشه ی ویرانه(بر من شده ای مهمان)۲
ای که در مهربانی چون احمدی
در گوشه ی خرابه خوش آمدی
یا ابتا حسین ای گل زهرا۲
بابا به کجا بودی(ای بود و نبود من)۲
جانم به فدای تو(ای یاس کبود من)۲
بوسه ها مزد قاری قرآن است
لب هایت جای چوب خیزران است
یا ابتا حسین ای گل زهرا۲
افتاده ام از ناقه(از قافله جا ماندم)۲
در غربت و تنهایی(آیات خدا خواندم)۲
تا دیدم بی یاور و بی مجیبم
شد بلند نوای امن یجیبم
یا ابتا حسین ای گل زهرا۲
زجر آمد و زجرم داد(روزم شده شب بابا)۲
از آن همه آزارش(در تابم و تب بابا)۲
بی دین بی مروت بی بهانه
بر سر و رویم زد با تازیانه
یا ابتا حسین ای گل زهرا۲
آتش زده داغ تو(بر حاصل من بابا)۲
تا که سر تو دیدم(خون شد دل من بابا)۲
از لب خونی ات بوسه بگیرم
آن قدر می سوزم تا که بمیرم
یا ابتا حسین ای گل زهرا۲
در گوشه ی ویرانه(بوسه ز لبت گیرم)۲
با این دل بشکسته(در راه تو می میرم)۲
سیرم ای بابا از این زندگانی
گوشه ی خرابه گشتم زندانی
یا ابتا حسین ای گل زهرا۲
از زندگی بی تو(گردیده دلم خسته)۲
آیم به سویت بابا(با این دل بشکسته)۲
می سوزم می گریم بابا برایت
تا جان من گردد بابا فدایت
یا ابتا حسین ای گل زهرا۲
#رضا_یعقوبیان
#سبک_زینب_زینب_زینب
#حضرت_رقیه_س
#زنجیرزنی #زنجیر_زنی
۱۴
(حضرت رقیه س)
بابای من
خوش آمدی به محفلم بابا
داغ تو گشته مشکلم بابا
با تو کنم راز دلم بابا
بر خرابه نشین تو سر زدی
در محفل من با سر آمدی
ای مهربان بابای خوب من
گوشه ی خرابه خوش آمدی
مولاتی یا رقیه الحسین۴
بابای من
دیدم که بشکسته جبین تو
ناله و سوز پر طنین تو
گریه ی خواهر حزین تو
دیدم که دشمن سوی تو دوید
شمر بی دین را خنجرش کشید
از ظلم و کینه بین قتلگه
رأس پاک تو از قفا برید
مولاتی یا رقیه الحسین۴
بابای من
نبودی از رو ناقه افتادم
کس نرسید آن جا به فریادم
دیدم که من در دام صیادم
بابا زجر دون سویم آمده
نگفت این از تبار احمده
از کینه و ظلم و ستمگری
بر دخترت تازیانه زده
مولاتی یا رقیه الحسین۴
بابای من
نبودی بابا دل من خون شد
ظلم و ستم ز دشمن افزون شد
صورت من ز کینه گلگون شد
خسته ام دیگر من از این سفر
داغ تو بر جانم زده شرر
خسته ام از خود جان زینبت
بابا به همراهت مرا ببر
مولاتی یا رقیه الحسین۴
#رضا_یعقوبیان
#سبک_تسبیحات_حضرت_زهرا
#حضرت_رقیه_س
زینب(ع) وشام
دیده ام در عمر خود باران، ولی از سنگ نه
دیده ام دشمن ولی چون شامیان، یکرنگ نه
ماعزاداریم واینان شادمان کف می زنند
بوده ام دلتنگ اما اینچنین دلتنگ نه
روز عاشورا وبعدش هلهله بشنیده ام
لیک بانگ هلهله اینطور بد آهنگ، نه
می برندم کوچه گردی وسوی بازار شام
رفته ام بازار اما چون اسیر جنگ، نه
خطبه میخوانم به شام ومرگ را آماده ام
چون تو میخواهم شهادت، زندگی با ننگ نه
شعر:اسماعیل تقوایی
زینب(س) وشام
سنگ می بارد ودستان همه روی سر است
بر سر نی سر پاک شهدا بی سپر است
ازدحام است به دروازه ی ساعات ای وای
به تماشای حرم دیده ی هر رهگذر است
ریسمان بسته وما را همه جا چرخاندند
شامیان خنده کنان، روی من از اشک تر است
زینبم دختر پیغمبر(ص) وزهرا(س) وعلی(ع)
هرچه فریاد زنم بر سرشان بی اثر است
شجر کینه زحیدر همه جا کاشته اند
سب ودشنام، کنون آل علی را ثمر است
مجلس بزم یزید است وسر پاک حسین
مردکی در طمع ودخترکی در خطر است
خیزران برلب ودندان حسینم مزنید
آن لبان بوسه گه حضرت خیرالبشر است
در مدینه همگی صحن وسرا داشته ایم
لیک در شام بلا بین خرابه مقر است
دختری کنج خرابه ز حسین جامانده
همچو گنجی به دل خاک نهان این گهر است
شعر:اسماعیل تقوایی
شام را بنگر که آذین بسته اند
شامیان بر بامها بنشته اند
شادمانی کرده ودف می زنند
مرد وزن،پیر وجوان کف می زنند
جملگی جمعند دور کاروان
کاروانی از زنان وکودکان
کاروانی که رسولان غمند
چند روزی است غرق ماتمند
ماتم کرببلا،قتل حسین(ع)
ماتم جانسوز شاه عالمین
کاروان اهل بیت مصطفی(ص
چون اسیرانند در شام بلا
حضرت سجاد میر کاروان
در غل وزنجیر گشته نیمه جان
زخم، دوش او ززنجیر ستم
می رود خون جراحت دمبدم
عمه سادات در این کاروان
گشته مضطر از جفای شامیان
پیش چشمانش بود راس حسین
اشک ریزان است بر آن نور عین
سنگها می بارد از هر کوی وبام
از سوی این شامیان بی مرام
سنگ بر راس شهیدان می خورد
زین اصابت قلب زینب می درد
می کندسوزان دل اهل ولا
خاطرات سختی شام بلا
شاعر : اسماعیل تقوایی
۱۵
(حضرت رقیه س)
یا رقیه تویی گل گلستان دین
شیعیان علی را تویی حبل المتین
همه بر تو پناه
مستمند نگاه
یا رقیه۲
یا رقیه تویی آینه ی فاطمه
تویی از لطف حق گره گشای همه
گل باغ ولا
حاجتم کن روا
یا رقیه۲
ما همه ذره و تویی چنان آفتاب
به حق عمه جانت تو به دل ها بتاب
تویی خیر کثیر
دست ما را بگیر
یا رقیه۲
مونس و همدم حضرت زینب تویی
مرهم و محرم حضرت زینب تویی
تویی بنت الحسین
بر همه نور عین
یا رقیه۲
کربلا و کوفه رنج و محن دیده ای
پدرت سر بریده بی کفن دیده ای
بر حسین دختری
تالی کوثری
یا رقیه۲
چه ستم ها که در شام بلا دیده ای
سر پاک پدر به نیزه ها دیده ای
با دل پر شرر
شده ای خونجگر
یا رقیه۲
در خرابه ی شام سر پدر دیده ای
گل بوسه ز لب های پدر چیده ای
بر غم تو فزود
لب بابا کبود
یا رقیه۲
این سخن گفته ای رقیه با چشم تر
پدر مهربان مرا به همره ببر
تو فتادی ز پا
جان تو شد فدا
یا رقیه۲
#رضا_یعقوبیان
#زنجیرزنی
#سبک_به_تماشا_بیا_ای_پسرفاطمه
#حضرت_رقیه_س
۱۶
(حضرت رقیه س)
گل ولا رقیه،شمس هدی رقیه
هستی تو روز محشر،امید ما رقیه
رقیه جان رقیه۲
مایه ی افتخاری،بر شیعه اعتباری
باشد به قلب عالم،ولایت تو جاری
رقیه جان رقیه۲
صحن و سرات بهشتم،مهر تو در سرشتم
نام تو یا رقیه،بر قلب خود نوشتم
رقیه جان رقیه۲
مهر امام خود را،با نقد جان خریدی
فردا به نزد زهرا،رقیه روسپیدی
رقیه جان رقیه۲
بی بی چه ها کشیدی،زخم زبان شنیدی
در گوشه ی خرابه،رقیه آرمیدی
رقیه جان رقیه۲
امشب تمام دل ها،رفته سوی خرابه
از داغ تو رقیه،دل ها همه کبابه
رقیه جان رقیه۲
ای نور قلب و دیده،کس مثل تو ندیده
پیکر غرقه در خون،بر نی سر بریده
رقیه جان رقیه۲
تو گل بوستان،محمدی پدرجان
امشب تو در خرابه،خوش آمدی پدرجان
یا ابتا حسین جان۲
عدو پس از تو بابا،آتش به خیمه ها زد
رأس مقدس تو،بر روی نیزه ها زد
یا ابتا حسین جان۲
بابا به زخم عمه،دشمن تو نمک زد
کنار جسم پاکت،سکینه را کتک زد
یا ابتا حسین جان۲
ندیدی چه کشیدم،از داغ تو خمیدم
پس از تو از عدویت،زخم زبان شنیدم
یا ابتا حسین جان۲
بنگر به روی زردم،زین همه رنج و دردم
از ناقه تا فتادم،یاد مدینه کردم
یا ابتا حسین جان۲
از بس که زجر مرا زد،درد می کند سر من
کبوده ای پدرجان،تمام پیکر من
یا ابتا حسین جان۲
مظلوم مهربان ارث،از مادر تو بردم
بابا به کوفه و شام،من تازیانه خوردم
یا ابتا حسین جان۲
چون مرغ پر شکسته،بابا دلم شکسته
از زندگی پس از تو،رقیه گشته خسته
یا ابتا حسین جان۲
از داغ جانگدازت،بابا کشم ز دل آه
سیرم ز زندگانی،من را ببر به همراه
یا ابتا حسین جان۲
#رضا_یعقوبیان
#سبک_دوباره_مرغ_روحم
#حضرت_رقیه_س