eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم شده زائر، دوباره مثل کبوترم نداره راهی جز، به سوی مشهد، سوی حرم شکسته بغضمان، به یادِ تو آآآ …. حرم آرزوی ماست حج فقراست، عرش خداست آهویی دلشو به تو داد، اومده سوی باب الجواد خونه ی کریم داره نشون ، همیشه با گدای زیاد آقا آآآآآ…. وای …. شعر امام رضاست ولی می گیم حسین حسین وای … حسین وای … پشت درِ خونت، دوباره نشسته یک گدا در می زنه سائل، اَاَدخُلُ یا امام رضا آآآ حرم،بوی عطر و عود این اذن ورود، لطفِ تو بود تا حرم دلمو کشیده ، کسی این جور آقا ندیده در نبسته به من همیشه ،آقا آبرومو خریده حسین وای … حسین وای … مولا نوکریامونو قبول کن… آقا دارد چه زود سفره تو جمع می شود .... حجره ی دربسته ، به روی خاکا گذاشته سر مسافری اومد، از مدینه با چشای تر آآآ سرش ، بر پای پسر قلب شعله ور شد، نوحه گر نوحه خوان شد امام غریب ، یادِ روضه ی ابن شبیب خیمه گاه پُر از آتش و ، قتلگاه پُر از بوی سیب حسین وای … حسین وای … بریم کربلا دوباره دلتنگی ، دوباره حسرت دوباره آه دوباره بی تابی ، دوباره فکر دوبارِگاه آآآ حرم ، ای شاه کرم روزیم کن آقا ، بازم برم سینه زن فقط آرزوشه ، تو حرم بشینه یه گوشه از خداشه یه بار ببینه،که ضریحِ تو روبروشه حسین وای … حسین وای ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 رحلت پیامبر اکرم آنکه بر اولاد آدم ارجح و اولاترست یکه تاز عرصه ایمان همان پیغمبرست خاتم پیغمبران و صاحب آداب و فضل جد ارشد از نیاکان عدالت گستر است حضرت احمد که خیرالمرسلین انبیاست رحمت للعالمین و بر خلایق سرتر است رشک میبردند به او جمعیت پیغمبران آنکه او اندر امانت بی نظیر و برتر است سالها کوشید و مردم را ز غفلت وارهاند آشکارا و نهان دعوت به حق مشکل ترست جنگها کردند با او مشرکین دین ستیز در نبرد با کافران پیغامبر محکم ترست غار ثور و شعب طالب امتحانی داد او در احد احزاب ، خیبر، جنگها گویاترست بعد فارغ گشتن ازجنگ و نبرد با مشرکان دید تبیین اصول و نصح قرآن خوشترست یک به یک براهل ایمان اصل دین را شرح داد کرد کامل دین خود را ، دین او بارز ترست بر پیمبر ناکسان بد صفت در آن زمان میزدند طعنه ‌که آن خود از جنایت بد ترست گفت در پاسخ خداوند عظیم الشان والامرتبه غم نخور پیغمبر من دشمن تو ابتر است 🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴 ✍ کربلایی ابوالقاسم غفاری
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از روضه دفتری
4_5873096481375782834.ogg
69.4K
‍ نوحه علیه السلام قبله گاه اهل ایمان ذکر لبها یا رضاجان ای گل یاس خوشبوی زهرا ای جگر گوشه ی آل طاها یا رضا جان رضا جان رضا جان تو غریب غربایی آمدم امشب گدایی آمدم بر درت چشم گریان دست خالی مرا بر مگردان یا رضا جان رضا جان رضا جان پادشاه انس و جانی ای امام مهربانی چشم براه توأم جان مولا در شب اول قبرم آقا یا رضا جان رضا جان رضا جان کنج حجره بی قرارم سر به زانو می‌گذارم زهر آتش افکنده جانم چشم براه جواد جوانم یا رضا جان رضا جان رضا جان لحظه های آخر من روی زانویت سر من جان عالم فدایت حسین جان کشته ی بی کفن شاه عطشان یا حسین جان حسین جان حسین جان حسین کریمی نیا
4_5961068209145648119.mp3
995.6K
یا غریب الغربا... چیشده عبا بروی سرتون کشیدین آقا؟.. یا غریب الغربا... بمیرم من که تو این سفر خوشی ندیدین آقا.. قاتلت شبیـــه دومی چـه نامـــرده مثه مادرت آقا دلت پر از درده... چرا از خدا طلب میکنی مرگت رو؟ مگه مأمون با دل شما چیکار کرده؟ دلت زاره خدا می‌دونه که قلبت از این حرامی بیزاره... دلت زاره شب و روز تو سر کنی با طعنه‌هاش چه دشواره... یا غریب الغربا.. نبینم زهر جفا قلبِ‌تونُ سوزونده آقا یا غریب الغربا.. به تن نحیفتون دیگه رمق نمونده آقا شبیه مــارگزیده بروی خاکا... به خودت می‌پیچی از زهر جفا آقا تا که خاکی شد عبای روی دوش تو ؛ زیر لب صدا زدی با گریه وا أُمّا... زمین خوردی یه لحظه روضه‌‌ی مادرتو به خاطر آوردی... زمین خوردی با یاد کوچه و چادر خاکی شده پژمردی... یا غریب الغربا... روضه‌های آخرت مصیبت شیب الخضیبه... یاغریب الغربا... زیر لب روضه میخوندی با خودت حسین غریبه مونده عریان توی گودال بدنت ای وای لشگر کوفه و شام میزننت ای وای جلو چشم خواهرت تو اون شلوغی ها زیر سم مرکبا مونده تنت ای وای تنت پامال با نیزه مصحفت ورق ورق شد وسط گودال تنت پامال به پا شد سر غارت تنت تو قتلگه جنجال‌...
4_5958816409331963933.mp3
793.7K
ابالحسن     مسموم آقای من رو به قبله است   علی موسی الرضا غریبونه     پیکرش رو خاکا مثل جدش    میزنه دست و پا آقای من آهِش دلِ   عالم رو شکسته قتلگاهش   حجره ی در بسته شد نگاهش رو به در پیوسته آقای من مسافرش    اومد از مدینه چشم گریون   اشکاشو میبینه سرِ  بابا       گرفته بر سینه آقای من روضه میخوند   با چشای گریون جد ما رو     غُسلش دادن با خون کفنش شد    خاکای بیابون ای وای من یابن الشبیب   تنها شد جد ما دست و پا زد     در زیر دست و پا دفنش کردن    آخر دهاتی ها ای وای من تا سرنگون   از روی مرکب شد توی گودال    چه نامرتب شد هر چه که شد   در پیش زینب شد ای وای من یابن الشبیب   جد ما رو کشتن عمه هامو    به اسارت بردن نامحرم ها    دورشون صف بستن ای وای من مظلوم آقا    یا ابا عبدالله
4_5776422840626581386.mp3
3.71M
نگیر از من یه نگاهو بده مزد این دو ماهو چه جوری کنار بذارم اخه این پیرن سیاهو عزاداریامون هرچی بود گذشت شبامون با سینه ی کبود گذشت یاد اربعین کربلام همش می کشم اهُ می گم چه زود گذشت می بینی تو چشام غمو یه دنیا دردُ ماتمو بذار به جون مادرت باز ببینم محرمو تو چشامه اشک نم نم داره باز می زنه قلبم انگاری همین دیشب بود شب هفتمه محرم چه قده واسه رباب داد می زدیم به یاد قحطی اب داد می زدیم یاد لحظه ای که دید شیرخوارشُ توی مجلس شراب داد می زدیم گریه و زاری کارمون مام اینه روزگارمون از روضه دست نمی کشیم فاطمیه قرارمون با لب تشنه رسیدی رو سرت عبا کشیدی مثل مار گزیده اقا به خودت هی می پیچیدی می شینی روی زمین و پا می شی داری می شکنیُ داری تا می شی فرشای حجره رو جمع می کنیُ داری روضه خون کربلا می شی فکر گلو و خنجری به یاد جسم بی سری وقتی که داری جون می دیدی شکر خدا نیست خواهری
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
جوادا بیا سم دگر کارگر شد که جبریل زین حال او محتضر شد بسوزد جگر خون به لبهاش آید که زهرا از این حال او خون جگر شد چه بیداد ها رفته بر آل طاها که انگور بیداد بیدادگر شد خبر را بپوشان اباصلت زیرا که صاحب خبر خویش صاحب خبر شد ز حال دگرگون هستیست روشن که احوال امر ولایت دگر شد چه افتاده در باغ جنت رحیما که غلمان و حور و ملک در به در شد ملائک به شیون ، سرِ عرش دامن دوچشمان حق نیز زین غصه تر شد سر حضرت شمس را در بغل کرد و قربان چشمان ناز پدر شد نه چون کربلا ، روی زانو پدر رفت و مهمان آغوش بابا، پسر شد هر آنچه از این غصه ها بوده و هست از آن قصه ی کوچه و نار و در شد وز این داغ ها روز خوش نیست دیگر همه دور ایام بر غم به سر شد خدایا رسان منتقم را که گویم شب تار ما نیز آخر سحر شد ✍استاد فرخی