eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
❣﷽❣ 🕯 🕯 زبانحال عبدالله جعفر به زینب سلام الله علیها (زینب من که چنین پیر نبود زینب من که زمین گیر نبود ) زینبم دیده به راهت بودم آرزو مند نگاهت بودم رفته بودی زبرم سوی سفر ای مسافر ز سفر گو چه خبر ؟ قامتت از چه کمانی شده است گل باغ تو خزانی شده است ؟! بگشا لب تو بگو یارت کو پاسخم ده که علمدارت کو زینبم نور دو عینت به کجاست باز کن لب که حسینت به کجاست جان من آمده است برلب من بی برادر شده ای زینب من ؟ بی حسین آمده ای با ناله شده پرپر ز تو هجده لاله سر او را به روی نی دیدی حنجر خونی او بوسیدی وا حسینا شده ورد لب من تسلیت زینب من زینب من بچه هایم به فدای یارت فانی کرب وبلای یارت جان عابد به فدای زینب شده مرثیه سرای زینب (حاج اکبر عابدی) @majmaozakerine ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
❣﷽❣ 🌾 من که بر گشته ام از کرب و بلا هست در صحن دلم روضه به پا منکه بی یار و حبیب آمده ام به مدینه چه غریب آمده ام دیده ام داغ همه همسفران شده ام همسفر خونجگران دیدگانم که زغم گریانند روضه خوان بدنی عریانند بدنی که سر او بر نی بود پای آن سر شده چهره کبود بدنی که موی من کرد سپید زخم و داغ از سم مرکب ها دید آنکه شد پیر غم این دوران اشک او کرد عدو را خندان بیشتر از همه من رنجیدم داغ یک غافله یوسف دیدم گر قد و قامت من خم گشته داغ بر دوش محرم گشته من که پیغمبر عاشورایم خجل از مادر خود زهرایم چونکه از یوسف خونین بدنش درکفم هست فقط پیرهنش دلم از غصه یارم تنگ است آه سوغات سفر خونرنگ است منکه از داغ حسین افسردم کاش در کرب و بلا می مردم (جواد حیدری) @majmaozakerine ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
❣﷽❣ 🏴 🏴 سوگواری ام البنین(س) برای فرزندان پس از واقعه کربلا بشیر به فرمان امام سجاد(علیه السلام) وارد مدینه شد تا خبر بازگشت اسرای آل الله(ع) را بدهد، در راه ام البنین(س) به بشیر برخورد فرمود: ای بشیر از امام حسین(ع) چه خبر داری؟ بشیر گفت: ای ام البنین خدا تو را صبر دهد که عباست کشته شد. ام البنین(س) فرمود: از حسین مرا خبر ده. بدین گونه بشیر خبر شهادت یک یک فرزندانش را به او داد اما ام البنین(س) پیاپی از امام حسین(ع) خبر می گرفت و می گفت فرزندان من و آن چه در زیر آسمان است فدای حسینم باد و چون بشیر خبر قتل آن حضرت را به او داد صیحه ای کشید و گفت: ای بشیر رگ قلبم را پاره کردی! و صدا به ناله و شیون بلند کرد... معاویه بن عمار از امام صادق (ع) روایت کرده که ام البنین به بقیع می رفت و بر پسران خویش شیون می کرد، ناله ای غم انگیز و جانگداز که مردم بر گرد او جمع می شدند و گوش می دادند و گریه می کردند. حتی مروان هم که از بزرگ ترین دشمنان خاندان رسالت بود می آمد و زاری او را می شنید با آن سنگدلی گریه می کرد. 📚منبع: اصفهانی؛ مقاتل الطالبیین؛ ص ۸۵ https://eitaa.com/manbarmajma ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
هدایت شده از روضه دفتری
4_5951703148920834346.mp3
1.85M
❣﷽❣ ➖ @roze_daftari ندارد چشم من سویی ندارد پای من قدرت بیا مادر سر راهم که بر می گردم از غربت گلم از من جدا مانده دلم در نینوا مانده وجودم مبتلا مانده حسینم کربلا مانده ➖حسین جانم(۲) ➖حسین ای جان جانانم(۲) چه سوغات سفر مادر ز فرزندت من آوردم ببین خونین ببین گلگون همان پیراهن آوردم به فرزندت جفا گشته لبِ تشنه فدا گشته اسیر کینه ها گشته جدا سر از قفا گشته ➖حسین جانم(۲) ➖حسین ای جان جانانم(۲) چهل منزل اسیری و چهل منزل کتک خوردن چهل منزل به پای سر به روی نیزه ها مُردن تمامی یه طرف مادر امان بزم و طشت زر امان از خواهری مضطر لب و چوب و شراب و سر ➖حسین جانم(۲) ➖حسین ای جان جانانم(۲) (حسن ثابت جو) 🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹 @roze_daftari ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
هدایت شده از روضه دفتری
4_5951703148920834346.mp3
1.85M
❣﷽❣ ➖ @roze_daftari ندارد چشم من سویی ندارد پای من قدرت بیا مادر سر راهم که بر می گردم از غربت گلم از من جدا مانده دلم در نینوا مانده وجودم مبتلا مانده حسینم کربلا مانده ➖حسین جانم(۲) ➖حسین ای جان جانانم(۲) چه سوغات سفر مادر ز فرزندت من آوردم ببین خونین ببین گلگون همان پیراهن آوردم به فرزندت جفا گشته لبِ تشنه فدا گشته اسیر کینه ها گشته جدا سر از قفا گشته ➖حسین جانم(۲) ➖حسین ای جان جانانم(۲) چهل منزل اسیری و چهل منزل کتک خوردن چهل منزل به پای سر به روی نیزه ها مُردن تمامی یه طرف مادر امان بزم و طشت زر امان از خواهری مضطر لب و چوب و شراب و سر ➖حسین جانم(۲) ➖حسین ای جان جانانم(۲) (حسن ثابت جو) 🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹 @roze_daftari ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
۲۰ (بازگشت اهلبیت به مدینه) یا محمد زینب تو ز کربلا آمد سوی دیار آشنا آمد با دل خون غرق عزا آمد یا رسول الله خون شده دلم یا رسول الله از تو خجلم یا رسول الله زینب توام داغ حسینت گشته قاتلم یا رسول الله وا محمدا۴ یا محمد از سفر آمده سویت زینب روزم در این سفر شده چون شب از این مصیبت شده جان بر لب یا رسول الله گویم این خبر یا رسول الله گشته خونجگر یا رسول الله جد اطهرم زد داغ حسین بر دلم شرر یا رسول الله وا محمدا۴ یا محمد رنج و محن به کربلا دیدم گل های پرپر از جفا دیدم سر بریده از قفا دیدم یا رسول الله شمر دون رسید یا رسول الله خنجرش کشید یا رسول الله از ظلم و ستم سر حسینت از قفا برید یا رسول الله وا محمدا۴ یا محمد ظلم و ستم شام بلا دیدم سرها به روی نیزه ها دیدم من گریه های بی صدا دیدم یا رسول الله مردمان شام یا رسول الله بهر انتقام یا رسول الله سنگ کین زدند بر سر و روی ما ز روی بام یا رسول الله وا محمدا۴
مدینه کاروان از ره رسیده غریب و بیکس و مِحنت کشیده تماشا کن که زینب بی حسین است رسیده از سفر قامت خمیده دم پیری بی یاور شد – عزادار برادر شد دو چشمانش از غم تر شد زدم ناله – خودم دیدم – غم دلبر زدم بوسه – به قدی خم – بر آن حنجر وای حسین وای ۳ برای جد خود روضه بخوانم نما گریه بر آن قد کمانم کنار قتله گه کردم صدایت تماشا کرده ای اشک روانت دمی که سینه سنگین شد – محاسن از خون رنگین شد جسارت بر همه دین شد نمی گویم – چه شد از آن – همه غوغا همین پیراهن از او مانده یا جدا وای حسین وای ۳ انیس سینه ام آهی حزین است به یاد علقمه قلبم غمین است دگر سوغاتیم یک مشک پاره / برای مادرم ام البنین است کجا بودی ام البنین – که با عمود آهنین شده سقا نقش زمین ز بعد او – عدو رویش – به ما وا شد شبیه خارجی ها با – حرم تا شد شعر ✍ نغمه پردازی:
🏴 🏴 🎤مداح :حجت الاسلام میرزایی ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم ْ * تا دم مرگ اینو دائما هر وقت مشرف میشی به زیارت میگی "آقاجان نکنه این زیارت آخرین زیارت ما باشه ..." به خدا اربعین که اومدن آخرین زیارتشون شد" دیگه نتونستن کربلا برگردن ..." انقده کنار این قبور مطهر ناله زدن،سه روز اونقده ضجه زدن که امام سجاد فرمود: دیدم عمه ها و خواهرام دارن جون میدن" دستور دادم سوار شن به سمت مدینه حرکت کنیم " همه سوار شدن" اما دیدن سکینه هنوز از کنار قبر بابا جدا نشده ...." الله اکبر ، روز یازدهمم آخرین نفری که از گودال جدا کردن همین دختر بود ..."چی جوری جداش کردن؟؟ من از شما می پرسم ، مگه یه بچه ی 13 ساله چقدر نیرو لازم داره که او رو از کنار بدن بابا جدا کنن؟؟؟ اما نوشتن :*فَجتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الأعراب،فجروها عن جسد ابیها ....* ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ به خدا نمی شه بعضی عبارات رو ترجمه کرد،اما خیلی ساده بگم،یعنی این نازدانه رو کشون کشون از کنار گودال بردن ....." اربعینم که وقتی آخرین نفر،خواست با تربت بابا خداحافظی کنه،دید دیگه کسی نمونده باهاش حرف بزنه رو کرد به خاک گرم کربلا،فرمود: اَلا یا کربلا نُودِعکِ جِسماً بَلا کَفَنٍ وَ غُسلٍ دَفِینا ....." قافله رسید به مدینه،روز جمعه بود وارد مدینه نشدن" بشیر آمد وارد مدینه شدهی صدا زد "یا اَهْلَ یَثْربَ لامُقامَ لَکْمْ بِها" تو خونه هاتون دیگه نمونید ...." چرا ؟؟؟ آخه:*قُتِلَ الْحُسَیْن فَاَدْمُعی مِدْرارٌ .....*فقط یه جلوش رو اشاره کرد" چه جوری کشتنش؟؟ اَلجِسْمُ مِنْهُ بِکَرْبَلاءمُضَرَّجٌ ، وَالرَّأسُ عَلَی الْقَناهِ یُدارُ ...." قافله به استقبال آمدن به دنبال بشیر آمدن بیرون مدینه به استقبال قافله ی ابی عبدالله ...." چی جوری وارد مدینه شدن بماند، هر کی رفت سراغ یه بانویی" زن ها اومدن نزد سکینه . همه کنار قبر پیغمبر جمع شدن دیدن دختر علی زینب سلام الله علیها ؛یه پیراهن پاره پاره،یه پیراهن غرق به خون،سوراخ سوراخ رو، رو قبر پیغمبر پهن کرد" سفره ی روضه رو پهن کرد ... دیدن دیگه نمی شه با زینب حرف زد ... اومدن سراغ سکینه ... گفتن آی بانو از کربلا تا مدینه کجا به شما بیشتر سخت گذشت؟ فرمود هیچ جا برا ما مجلس یزدید نمی شد .... سر بریده ی بابای غریبم میان تشت ... همه مشغول لهو و لعب،خوشگذرانی و می گساری بودن،ما رو به طنابی بسته بودن ...... ای حسین @majmazakerinee
❃﷽❃ ─‌┅‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ بگــو بشیـــر ! بگــو از حســین زهـرایم بگــو برای مــن از آن امـــام تنهــــایم نگو چگــــونه اباالفضــــل بر زمین افتاد فــــدای زادهٔ زهــــرا ، همـــه پســرهایم بگـــو از آن ســـرِ خورشـــید بر سرِ نیزه بگـــو از آیــهٔ کهـــــف از زبــان مـــولایم نگو ز تیر سه شعبه ، عمود و خنجر کین به چشم و رأس و دو دستِ مَه دل آرایم بگو چگـــونه به هم ریخت پیکــر اکبــر؟ بگــو بشیــــر بگــو از جـــوان لیـــلایــم بگو از آن بـــدنِ قـــد کشیـــدهٔ قاســـم چگــونه بر ســرِ نِی رفت مـــاهْ سیمایم؟ چگونه پر شد از اَحلیٰ مِنَ العسل جامش؟ چه عارفی شد از آن مِی ، جوان نوپایم ! بگو از اشک حــــرم از خــجالت عبــاس ز خشـــکی لب اصـــغر ز قــول سقّـایم بگو چگونه به دست سه شعبه پرپر شد؟ گلــــوی نـــازک طفــــل رضیــــع زیبایم رباب ! من خجــــلم از تو جای عبـــاسم از این بـه بعــــد برای علیـــست لالایم به خاطر لب خشـــک حسیــن تا به ابد گلایه مند ز هر آب و خاک و صـحرایم زبان به تســلیت زینبــم نمی چــرخــد نمـــانده طاقتـم از این عزای عظــمایم بگو که نوبت اشـــک من است با زینــب پــر از تلاطــــم موجـــم شبـــیه دریایم بگو ز کــوفه و شـــام و خــرابه و بازار بگو ز دفن شـــبانه ، سه ساله زهرایم گلویم از تب بغض ســه سـاله می سوزد ز سوز روضـه به آتش کشیــده شد نایم چگــونه از تو بپرســم میان آن گودال؟ چــه ها گذشت به زهــــرا کنـــار آقایم نگو بشیر ! فقط یک اشـــاره کن ، کوتاه بگـــو ز غـــربت عبــاس اِربـــاً اِربــــایم شنـــیده ام شـده کوچک مـــزار عباسم چه شد که جا شده در آن، جوان رعنایم؟ ✍رقیه سعیدی(کیمیا) ۱۴۰۲/۱۰/۶ ─‌┅‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌═‎═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌