▪بســــم ربَّ الحسیــــــن(ع)▪
______________
# زمینه/ شهادت حضرت رقیه(س) #
#زاویه ی دید:درد و دل و گفتگوی خیالی خانم حضرت رقیه س با اباعبدالله ع درباره ی اتفاقات مسیر کوفه تا شام#
______________
بند اول:
باباجون عمو کجاست رفته بود برگرده
بگو اعضای تنم شد کبود برگرده
دیگه آبی نمیخام ولی زود برگرده
بگو که رقیه با حرمله همراهه
روی خارا میبره منو از بیراهه
میگه از تیری که زده به شش ماهه
همنشین لحظه هام شب و ماه تاره
عمو نیست ببینه که شده ام بیچاره
هر کسی در صدد اذیت آزاره
عمو که رفت از کنارم دخترت تنها شد
پای دشمن ها به خیمه هامون وا شد
قامت زینب رو ندیدی پیدا شد
(باباجونم برگرد)۴بار
بند دوم:
تار می بینه چشممو کبوده بازوهام
میون خاکسترا سوخته تار موهام
نداره دیگه بابا قوتی زانوهام
می بینی جاموندم از همراهی کاروون
تو بیابونا گرفت دخترت لکنت زبون
زیر لب میگم بیا باباجون مهربون
دست زجر بی حیا باباجون سنگینه
وقتی روی صورت دخترت میشینه
آره چند روزی میشه دیگه کم می بینه
یادته برام خریدی بابایی گوشواره
حالا بعد تو شدم بی کس و آواره
بسکه خوردم سیلی شده گوشم پاره
(باباجونم برگرد)
بند سوم:
پر شده از آبله کف پاهام بابا
بین این نامحرما خیلی تنهام بابا
لخته لخته خون شده روی لبهام بابا
خیلی میسوزه بابا جای زخمای تنم
شمر نانجیب زده با لگد بر دهنم
جای تازیونه ها مونده روی بدنم
شامیا می زدنم بی حد و اندازه
نمیگم چیا دیدم پشت اون دروازه
آخه بین عمه و بین من یک رازه
بعد رفتنت باباجون همه جا گوداله
زیر دست و پاشون دخترت پاماله
کمترین کار اینجا غارت خلخاله
(باباجونم برگرد)
______________
📓شعر و سبک:
علی علی ببگی👆👆👆👆👆