🏴#شهادت_حضرت_حمزه_علیه_السلام
🏴#مناجات_با_خدا
🏴#روضه
🎤مداح :کربلایی مسعود پیرایش
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ .. (سوره الأنبياء/ ۸۳) ... يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ (سوره يوسف/ ۸۸)
آمدم باز درِ میکده ات
گریه کنان
تشنه ام تشنه ی دیدار،
سبویی برسان
این طرف آن طرفم
جانِ رقیه مکِشان
بنده ات را به سرِ
سفره زهرا بنشان
خواهشاً اشک دو چشمانِ مرا
جاری کن
کار از کار گذشته
تو فقط کاری کن
سینه ام وادی طور است
پُر از نورِ جلی ست
تازه فهمیده ام این گریه
چه خیرُ العملی ست
دامن رحمت تو
هم ابدی ، هم اَزلیست
بنده ی سینه زنت
دست به دامان علیست
به سرم سایه ی ایوان و
امانِ نجف است
دل من ، تنگِ علی
تنگِ اذان نجف است
من بهم ریخته ام
کاش که درهم بخری
گذری هم که بیایم
تو ز من میگذری
در شب اول قبرم
ز تو دارم اثری
آمدم تا که مرا
پیش حسینت ببری
من خجالت زده ی تو شدم
آبم نکنی
جلویِ چشم علمدار
خرابم نکنی
آمدم تا که فقط
دل بسپارم به حسین
بگذارید بیفتد
سر و کارم به حسین
باز افتاده همه کوله و بارم
« به حسین ... »
تک و تنها کس و کاری ندارم
« به حسین ... »
شب جمعه است
دلم دور و برِ کربُبلاست
حسرت سینه زنت
یک سفر کرببلاست ...
#شاعر_رضا_دین_پرور
#روضه_امام_حسین
( علیه السلام )
آن لبِ تشنه که می خواند دعا
ریخت به هم
ته گودال ، سری با نوک پا
ریخت به هم
مادری گفت حسین و
همه جا ریخت به هم
خیمه ها ریخت به هم
کرببلا ریخت به هم
کهنه ی پیرهنی داشت و
صیاد کِشید
سر ناموسِ حسین بن علی
داد کشید ..
#شاعر_رضا_دین_پرور
#روضه_حضرت_حمزه
( علیه السلام )
تا اومد بدن حمزۀ سیدالشهدا رو دید عبا رو درآورد رو بدنِ حمزه انداخت .. اینجای روضه ، روضه خوان متحیره بره کربلا یا مدینه .. آخه این صحنه یه جای دیگه ام تکرار شد .. تا دید فاطمه رو زمین افتاده .. خونه پُر از اراذل و اوباشِ .. عبا رو ، رو فاطمه انداخت ..
#یک_اشاره_کوتاه
شام رحلت محدث بزرگ حضرت عبدالعظیمِ .. ان شالله به جایی برسیم آقا و مولامون بهمون بگه «أنتَ وَلِيُّنا حَقّاً ..» امام هادی علیه السلام در مقام حضرت عبدالعظیم فرمود که تو دوستِ حقیقی ما هستی .. ان شالله ما هم به اونجا برسیم ..
#بازگشت_به_روضه
نگاه کرد دید خواهرش داره گریون میاد .. اما بدن ، بدنِ یه علمدارِ رشیدِ هنوز دست و پاهای مُثله شده ، بیرون مونده .. فرمود خار و خاشاک بیارید بدن رو بپوشانید ، آخه خواهرش طاقت نداره ، نمی تونه تحمل کنه .. صلی الله علیکَ یا اباعبدالله ..
#روضه_امام_حسین
#علیه_السلام
اذون گفتن اما ،
هنوز زیرِ پایی ..
سه ساعتِ تمومه
که تویِ قتلگاهی
هنوز توی گودال ،
شلوغه عزیزم
خودت بهم بگو
اینا دروغ عزیزم ...
@majmaozakerine
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین