هدایت شده از روضه دفتری
220525_019.MP3
10.95M
7.76M
ای دل گریه کن که ماه محرم است🌑
#امام -حسین -علیه -السلام
#مناجات _ماه _محرم
#غزل
#ارکان _مناجات _و_ روضه
✍شاعر :مداح_ اهل_ بیت_ خانم _بخشی
🎧#مداح جناب استاد پیرزاده🎤
🏴🏴🏴🏴
ای دل گریه کن که ماه محرم است
هنگامه غم و عزا و ماتم است
😭😭◾️
رخت سیه بپوش و غم انگیزی کن
اخر عزای اشرف اولاد آدم است
😭😭◾️
شعله بگیر و بسوز در غم حسین
خون هم بگریی، در این کوه غم، کم است
😭😭◾️
غیرت نداشتن کوفیان بی وفا
آن عهدهایی که بستن ، کو محکم است؟◾️😭😭
وای من از غروب روز عاشورا
روضه بخوان محتشم,در دلم غصه های دو عالم است
😭😭◾️
رسیده فصل جدایی ماه و خورشید
فکر وداع برای خواهرت، داغ دمادم است
😭😭◾️
بوی جدایی میدهد رفتنت حسین
بر زخم دل زینبت، کی مرهم است؟
😭😭◾️
الله اکبر از اینهمه جفای کوفیان
از صدر زین افتاده، این اولاد خاتم است؟
😭😭◾️
می آید از قتلگاه ناله زهرا مادرش
ای واااای ، این جسم حسین من است که درهم است؟؟؟؟!!!!
😭😭😭😭😭😭
ناله بزن( بخشی ) با سوز دل مویه کن
اجرت با سیده زنان عالم است
😭😭😭
🏴🏴🏴🏴🏴
1402/4/29
@majmaozakerine
کانال_ نوحه _مجمع_ الذاکرین
صلی الله علیک یا ابا عبدالله🖤
ولعنت الله علی القوم الظالمین من الاولین والاخرین👊
4_5972271412293932212.mp3
6.84M
#نوحه :یا کریم ابن کریم ای امام مجتبی
#سبک: سنتی
#✍شعرمداح اهل بیت خانم بخشی
🎤#مداح :جناب استاد پیرزاده🎧
@majmaozakerine
4_5972271412293932245.mp3
1.48M
#نوحه :یا کریم ابن کریم ای امام مجتبی
#سبک: شب همه شب دعا کنم
#✍شعرمداح اهل بیت خانم بخشی
🎤#مداح :جناب استاد پیرزاده🎧
@majmaozakerine
4_5972271412293932388.mp3
3.21M
#نوحه :یا کریم ابن کریم ای امام مجتبی
#سبک: تا مشکتو تو اب زدی
#✍شعرمداح اهل بیت خانم بخشی
🎤#مداح :جناب استاد پیرزاده🎧
@majmaozakerine
4_5807536794899581453.mp3
22.23M
#شبجمعسهوایتنکنممیمیرم
شباۍ جمعہ شب وصالہ
چیکار ڪنه نوڪری که
بی پر و بالہ🕊😭
#مداح🎼 #سیدمهدیحسینۍ🎤
#حسینجانم♥️
#اللهم_ارزقنا_کربلا_به_حق_الحسین
بسم الله الرحمن الرحیم👆
#متن روضه حضرت_عباس_علیه_السلام
#روضه یازدهم محرم/۱۳۰۴
#حضرت_عباس_علیه_السلام
#مداح.حاج آرمین غلامی
گشت آوار پس از تو به سرم غم عباس!
ریخت در قلبِ حرم غصّه ی عالم عباس!
می نویسد به اَلعَبّاس* همه روضه ی تو
مو به مو حرف به حرف ابنِ مُقَرَّم عباس!
دو هدف را زده دشمن ز تو که هلهله کرد
چونکه هم دست و هم انداخته پرچم عباس!
ذره ذره به خدا از سرِ صبرت کشتند
سندش نیز جراحاتِ منظّم عباس!
رفت از دست حسین از غمِ اکبر با تو
بهرِ قتلش شده اسباب فراهم عباس!
بر دلِ معرکه زد، نیم نگاهش به حرم
آه!گودال!خدا!وای حسینم عباس!
شرمگینی ز رباب و علی اصغر که نشد_
آب آری به حرم بابتِ مرهم عباس!
وقتی که سیدالشهدا علیه السلام از علقمه به خیمه ها برمیگشت ، نوشته اند:
و رَجَعَ إلىٰ الْخَيمَةِ و هو يُكَفْكِفُ دُمُوعَهُ بِكُمِّهِ.
▪️ او به خیمه بازمیگشت و با آستین لباسش، سيلاب اشک چشمانش را پاک میکرد.
فَلَمَّا رَأوهُ مُقبِلاً، أتَتْ إلَيهِ سَكينَةُ، و لَزِمَتْ عَنانَ جَوادِهِ و قالَتْ: يا أبَتاه، هل لَکَ عِلمٌ بِعَمِّيَ الْعَبّاسِ؟ أراهُ أبطَأ، و قد وَعَدَني بِالْماءِ و لَيسَ لَهُ عادَةً أنْ يَخلِفَ وَعدَهُ، فَهَلْ شَرِبَ ماءً أو بَلَّ غَليلَه و نَسِىَ ما وَرَاءَهُ، أمْ هو يُجاهِدُ الْأعْداءَ؟
▪️وقتی که سیدالشهدا علیه السلام نزدیک خیام رسید، حضرت سکینه علیها السلام به استقبال او آمد و عنان ذوالجناح را گرفت و عرضه داشت:
ای پدرجان! آیا خبری از عمویم داری؟
می بینم که او دیر کرده است؛ او به من وعده آب داده و محال است که خلف وعده کند.
آیا آب نوشیده و عطشش فروکش کرده و ما را فراموش کرده است یا در اینکه دارد با دشمنان می جنگند؟
فَعِندَها بَكَىٰ الْحسينُ عليه السّلامُ و قالَ: يا بِنتَاه! إنَّ عَمَّكِ الْعَبّاسِ قُتِلَ و بَلَغَتْ روحَهُ الْجَنانَ.
▪️در این زمان بود که گریه، امان سیدالشهدا علیه السلام برید و فرمود:
عمویت عباس کشته شد و روحش به جنت خدا پرواز کرده است.
ای قبله ی حاجات و سلطان وفا عباس
دریای کرم سَنسَن، ای روح دعا عباس
ای ماه بنی هاشم ، خورشیدلقا عباس
ای ساقی طفلان شاه شهدا عباس
📚أسرار الشّهادة، /ص۳۳۸
هدایت شده از روضه دفتری
🥀🥀🥀🥀🥀▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
روضه(2)
#روضه امام حسن(ع)
گریز حضرت اباالفضل(ع)
#مداح احمد بهزادی
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن یا رحیم
يَا أَبا مُحَمَّدٍ، يَا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا الْمُجْتَبىٰ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ
🔶صفر تمام شد و طی نشـد عزای حسن
🔶هزار حیف که شد زهر کین جزای حسن
🔶بـه غربتش چـه بگویـم، رسـول اکـرم گفت
🔶که ماهیان همه گرینـد از بـرای حسن
🔶اگرچه آب شد و سوخت بیصدا چون شمع
🔶محیط، پر شده از اشک بیصدای حسن
🔶بـه حشـر بـا گـل لبخنـد میشـود محشور
🔶خوشا کسی که کند گریه در عزای حسن
🔶گمـان نبـود نمـکناشناسهــا بـه ستـم
🔶کنند خنجـر خود را فرو به پای حسن
🔶هنـوز بـر بـدنش زخـم تیرهــا پیــداست
🔶هنوز شهر مدینـه است کربلای حسن
🔶کسی که فاطمـه را کشت قاتل حسن است
🔶به روز حشر شهادت دهد خدای حسن
🔶ز بـس بـه پیکـر پاکش نشست تیـر ستـم
🔶به روی شانه بدن گشت نینوای حسن
🔶غـریبِ شهـر مدینه، غـریب رفت بـه خاک
🔶غریبتر حرم و صحن با صفـای حسن
⬅️نقل میکنند عربی بود تو مدینه ..هر وقت میخواست از مدینه به امام رضا سلام بده..روشو میکرد طرف طوس...میگفت السلام علیک یا غریب الغربا...
یه سال اومد مشهدالرضا...وقتی وارد صحن و سرای امام رضا شد..
شروع کرد گریه کردن..
گفت ای عزیز زهرا ..آقا جان .یا امام رضا ع..
آقا از مدینه بهت سلام میدادم...
میگفتم... السلام علیک یا غریب الغربا..
میگفتن امام رضا غریبه..
غریب الغرباست..
آقا جان... یا امام رضا...آقا با تمام سختی اومدم زیارت ..
(ان شاالله خدا قسمت وروزیت بکنه..)
آقا حالا که اومدم زیارتت..
میبینم، صحن و سرا داری..
گنبد طلا داری..
آقا جان ضریح داری...
این همه زائر داری..
زائرا مثل پروانه دور حرمت میگردند..
شروع کرد ناله زدن..
گفت آقا ...اگه میخوای غریب ببینی پاشو بریم مدینه...
چهار تا قبر غریب نشونت بدم با خاک یکسانه...حتی یه سایبونم ندارن...
🎋(رحمت خدا به این گریه ها..)
🎋(رحمت خدا به این ناله ها...)
🥀الهی بری مدینه..
الهی قسمت و روزیت بشه مدینه...
اگه شب برسی مدینه میبینی همه شهر چراغونه..
اما من بمیرم یه جا تاریکه..اونم بقیعه..
قربان غربت ائمه بقیع..
قربون غربت امام حسن ع..
چقدر مظلومه...چقدر غریبه..
الهی هیچ کس غریب نباشه...
من بمیرم برا اون آقایی که تو خونشم غریب بود محرم نداشت....
پیغمبر ص فرمود به قدری حسنم مظلومه که ملائکه و مرغان آسمان براش گریه میکنند..
فرمود هر کس برا حسنم گریه کنه کور وارد محشر نمیشه
(امان از غربت امام حسن ع)
خوشا بحال اونایی که امروز برا امام حسن ع گریه میکنند..
همه میدونید مادش زهرا خیلی روضه امام حسنو دوست داره...
اما چه کردند با عزیز دل زهرا..
چه کردند با میوه قلب رسول الله ص
⏹آی حاجت دارا..آی ناله دارا..آی جوون دارا..آی مریض دارا...
یه لحظه دلتو ببرم مدینه...
(کدوم لحظه رو یاد کنم)
🔰لحظه ای که امام حسین نشست کنار بدن تیر خورده برادرش امام حسن..
چه صحنه ای دید..
شروع کرد ناله زدن..
(دشتی)
◼️برای تو دلم دارد بهانه
◼️گرفت از آه من آتش زبانه
◼️به زیرلبحسیناینگونه میگفت
◼️الهی دفن می گشتی شبانه
🔆صدا زد داداش..
دیگه به خودم عطر نمیزنم..
دیگه محاسنمو خضاب نمیکنم...
آخ..غارت زده به کسی نمیگن که اموالشو به غارت برده باشن .. غارت زده به منه غریبی میگن... که مثل تو برادر رو باید تو خاک بگذارم..
امان از دل حسین ع..،2
اما آی کربلائیا..آی ناله دارا...آی آبرودارا..
دلتو یه لحظه ببرم کربلا..
(چی میخام بگم..)
میخام بگم..
اینجا امام حسین تیرهارو از بدن برادرش حسن بیرون کشید.. ناله کرد...گریه کرد...
(اما دلت کربلاست..)
تو کربلا هم ناله زد...
لحظه ای که اومد کنار نهر علقمه..
آخ نشست کنار بدن ابالفضل..
صدا زد..
💔"«الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری وَقَلَّتْ حِیلَتی»"
💔کمرم شکست داداش..
⏪ داداش..امیدم نا امید شد..
داداش پاشو رقیه ام تو خیمه منتظره..
پاشو رباب منتظره..
پاشو عباسم...نزار خواهرمون زینب اسیری بره.....
هر چقدر ناله داری به سوز جگر امام حسین کنار بدن برادر.. از سویدای دل ناله بزن بگو.. #یاحسین..
الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
التماس دعا
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
هدایت شده از روضه دفتری
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
#روضه اربعین حسینی(ع)
#روضه جاماندگان
#مداح احمد بهزادی
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن یا رحیم
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ، وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِکَ، عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ، وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
دلها را روانه کنیم کربلا در آستانه اربعین حسینی قرارداریم خوش به حال کسانی که درپیاده روی اربعین حسینی شرکت کردند اربعین کربلا هستند بگیم آقاجان امسال هم اربعین جاماندیم آقاجان
يك سال منتظر بوديم اربعين بشه با زن و بچه هامون بياييم كربلا.ازنزدیک حرم شش گوشه شمارو زیارت کنیم اماقسمت نشد..اقاجان یااباعبدالله اما سلام میدهم از بام خانه سمت حرم. ببخش نوکرتان را، بضاعتش این است ..مي دونم همه ي شماعزیزان بهونه داريد اين شبا، اسمِ كربلا ميآد بي قرار ميشيد دلتنگ کربلا هستید اشکتان ، جاری میشه می دونم دستِ خودتون نيست،اما باید بگم حسين جان
🔶هر زمانی که دلم یاد شما می افتد
🔶گذر زندگی ام سمت خدا می افتد
🔶این چه سری ست که هر گاه مسافر داری
🔶باز هم اسم من گمشده جا می افتد؟
⏪اما عزداران حالا که اشکت جاری شد روضه برایتان بخونم همه اموات فیض ببرند میگن
قافله رسید سر دو راهی. بشیر اومد خدمت امام سجاد( ع) فرمود یابن رسول الله .
یه راه میره مدینه .
یه راه میره کربلا.
کدوم راهُ بریم؟
امام سجاد فرمود بشیرقافله سالار ما عمه ام زینبه، برید از عمه جانم زینب سوال کنید.
⏪بشیر میگه اومدم خدمت دختر علی زینب.
بی بی جان مدینه بریم یا کربلا....
میگه بی بی تا نام کربلا رو شنید، اشک از چشماش جاری شد.
فرمود بشیر ما رو ببر کربلا.
چهل روزه عزیزانمونو ندیدیم.
چهل روزه حسینمو ندیدم.. نگذاشتن ما مجلس عزا براشون بگیریم خواهرا کجای مجلس نشسته آید می دونید خواهر یک لحظه طاقت دوری برادر رو نداره زینبی که یک لحظه از حسین جدا نبود چهل روزه از حسینش دوربود .
آی کربلا زینب داره میاد اون یه عالمه خاطره داره فرصت گریه کردن نداشته.
روز اربعین قافله ای که چهل روزه بود عزیزانشونُ ندیده بودن اومدن کربلا .
آخ کاروان رسید کربلا..
این زن و بچه برا دومین بار از این ناقه ها پایین اومدن .
اما اولین بار روز دوم محرم بود...
وقتی میخواستن از ناقه ها پایین بیان،،
جوونای بنی هاشم اومدن..
هر کدوم این زن و بچه ها رو پیاده کردند.
با احترام وارد زمین کربلا شدن..
وقتی زینب میخواست از ناقه پیاده بشه ،علی اکبر اومد.، ،،
عمه جان دستتو بده به من پیاده شو ..
عباس اومد ، زانو زمین زد .
خواهرم زینب پاتو رو زانوی عباست بزار پیاده شو ..
با چه عزت و احترامی همه رو پیاده کردن
💔اما اما اما آی کربلائیا..
💔 روز اربعین وقتی خواستن از ناقه ها پایین بیان دیگه بچه ها کسی رو ندیدن ..
نه عباسی هست..
نه علی اکبری هست.
از بالای ناقه ها خودشونو زمین می انداختن .
هر کدوم کنار قبری رفتن.
◾️هر یکی سوی مزاری میدوید
▪️هر یکی قبری در آغوش میکشید
◾️ناگهان بانوی قد خمیده ای
▪️قد خمیده مو پریشان خسته ای
◾️گفت یارب چه سازم یا کریم
▪️رو سوی قبر که باشم یا رحیم
◾️ناگهان آمد به خود با شور و شین
▪️دید بنشسته سر قبر حسین
⬅️زینب اومد کنار قبر برادر. حسین نشت.
🔸(شاید درد دلش این بوده باشه)
حسین جان یادته تو کربلا هر کشته ای رو می آوردی من اولین نفر بودم که از خیمه بیرون می اومدم حسین جان.
یه جا نیومدم.
(یادته حسین جان)
اونم اون وقتی بود که دیدم بدن عزیزانم عون و جعفر رو آوردی.
حسین جان میدونی چرا نیومدم.
ترسیدم چشات به چشام بیفته از من خجالت بکشی داداش.
حسین جان حالا بیا تلافی کن
سراغ رقیه تو از من نگیر حسین جان
وقتی سرتو وارد خرابه کردن
داداش که درکنار سرت درخرابه شام جان داده
حسین آرام جانم حسین روح روانم
الا لعنة الله علي القوم الظالمين
التماس دعا
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
1403/5/26
هدایت شده از روضه دفتری
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
#روضه امام حسن(ع)
#مداح احمد بهزادی
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن یا رحیم
يَا أَبا مُحَمَّدٍ، يَا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا الْمُجْتَبىٰ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ
⬅️آه گرفتارها آه مریض دارها حاجت مندان جوون دارها امشب دلها را روانه کنید مدینه منوره کنار تربت بی سایبان امام مجتبی انشاالله به پاره های جگر امام حسن(ع) درهرگوشه ای از این مجلس ومحفل نشسته آید حاجت روابشید شفای همه مریضها انشاالله همه اموات فیض ببرند
یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله
🔸دلی پر زتب و پرازغم
🔸نه طبیب ونه دعوایی
🔸چه کند غریب و بی کس
🔸که ندارد آشنایی
حتی در خونه اش هم غریب بود امام حسن دعا کرد آشناش بیاد میدونی اشنا امام حسن که بود خواهرش زینب بود وقتی که زینب دید حال برادر مقلب شده این جا خواهر نگران شد رفت تمام برادران را صدا زدعباسم
حسین جان بیاید برادر
چه شده خواهر نگرانی زینب فرمود حال برادرمان حسن منقلب شده این جا براداران امدند اما همین که امام حسین دید حال برادر خوب نیست امام حسین نشست کنار برادر آن قدر گریه کرد که امام حسن فرمود حسین جان عزیز مادر
مکن گریه ز مرگم ای برادر
مریز از دیدگان اشکت چه گوهر
یادشهد امام شهدا اموات جمع حاضر فیض ببرند
گفت عزیز مادر مرا باشد پرستاران بسیار امروز کنار بستر من عده ای زیادی نشسته اند برادران و خواهران همه هستند پرستار من امام حسن
اخ مرا باشدپرستاران بسیار
اما حسین جان پرستار یک زینب آن هم گرفتار
پرستار تو روز عاشورا یک زینب وان هم گرفتار
اخ امان از دل زینب که خون شد دل زینب😭
زینبی که یک روزی در مدینه پاره های جگر برادر حسن را می بیند اما یک روزی هم در شهر شام همین زینب ببیند نازنین سر بریده حسین
یا حسین یا حسین یا حسین
درآن مجلس بزم یزیدزینب یک صحنه ای را انشاالله هیچ خواهری به مثل زینب غم نبیند
مگر چه دید زینب دران مجلس بزم یزید زینب دید ملعون به یک دست جام شراب گرفته به یک دست هم چوب خیزران ای داره با چوب برلب ودندان برادر می زنه
🔸یزیدا چوب مزن آخ برلب برادرجان
🔸سر بریده چه کرده است باتو خواهان پرپرمن
🔸سرش بریده ای بادو صد خواری
🔸هنوز دست از سر او بر نمی داری
(یا بقیه الله امام زمان )
🔸سری که درمقابل تو است نور عین من است
🔸خدا نکرده امام تو حسین من است
⏪گفت نانجیب این لب و دندان را با چوب می زنی اما لب و دندان رایک روزی پیمبر خدا بوسید این لب ودهان رابابام علی مادرم زهرا بوسید
🔸مزن ظالم حسین مادر ندارد
🔸آخ مزن ظالم که خواهر دل ندارد
حسین آرام جانم...حسین روح روانم
الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
التماس دعا
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
🏴#شهید_سید_حسن_نصرالله
🏴#روضه
🎤مداح :حاج آرمین غلامی
سال ۱۴۰۳
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز
مردار بود هر آنکه اورا نکشن
بگذار که در معرکه بیسر گردیم
با لشکر آفتاب برمیگردیم
هنگام شهادت است آغاز حیات
«ما را بکشید زندهتر میگردیم»
آسید حسن شهید شد
ناامیدی ممنوع
خستگی ممنوع
نیش و کنایه ممنوع
همه آماده نبرد آخرالزمان باشید
همون نبردی که حاج قاسم گفت : همه شهدا آرزو میکنن که کاش توی این جنگ شهید میشدند
دل هاتون رو محکم کنید
امام جامعه رو دریابید
ما واسه همین روزا تربیت شدیم
الله یصلنا بقوافل الشهدا
بشنو از نی، چون حکایت می کند
شِکوه از ظلم و جنایت می کند
بشنو از دل، آن دلِ سرشارِ خون
صهیونیستِ غاصب و مرگ و جنون
دل حدیثِ زخمی مادر کند
چون ربابه گریه بر اصغر کند
دیدم آندم را که طفلی بیگناه
کرده با خونش عدو را روسیاه
مرگ بر تو، ای عدو، ای بی صفت،
در جوابِ "اَیّ ِ ذَنبِِ قُتِّلَت"،...
گو چه داری در جوابِ این سوال؟
از گذشته، بعد از این و، هم زِ حال؟
حالِ تو از روز هم روشن تر است
قبل تو گویم، از این ننگین تر است
ای مسلمانان، کجا شد مردمی؟..
هم زبانی بهتر از نامردمی
دستِ هم گیریم و بر دشمن زنیم
تیشه ها بر جانِ اهریمن زنیم
بشنویم آوای "هَل مِن ناَصِراً...."
با دل و جان میکنیم امدادها
مرگِ اسرائیل و امریکا وَ هم
انگلیس و دشمنان یکجا بِه هم
تا خزانِ غزّه گلباران شود
دشمنش نابود و سرگردان شود
تا صدای کودکان آید زِ باغ
مادران دیگر نبینند آه و داغ
غزّه گردد هم چو مروارید ناب
کز صدف آید برون از قعرِ آب
بار الها......
دستِ امّیدِ همه رو سوی توست
شادی و غم در یَدِ حق پوی توست
نهضتِ مولا حسینم زنده است
تا همیشه محکم و پاینده است
در فلسطین و عراق و کشورم
هر زمانی هر کجا را از کرم....
گر که مظلومی به ظلمی شد نگون..
خود بساطِ ظلم بنما واژگون
ای خدای "غافِر الذَّنبِ حَبیب"
عیبِ "سلما" پوش یا "نِعمَ الطَّبیب"
إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
💥آسید حسن نصرالله پس از عمری مجاهدت در سن ۶۴ سالگی به خیل عظیم شهدا پیوست.
سید سلام ما را به حاج قاسم عزیز وشهید رئیسی عزیز برسان
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
ببار ای ابر بهار
با دلم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماه دادن به شبهای تار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
با دلم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
ای یل شرزه خراباتی
رشک حکام ماضی و آتی
شهسوار عرب تویی، دگران
همه در عیش و بیمبالاتی
چون حریفان نبردهای در غرب
شرف خویش را به سوغاتی
به تو گویند جانیان: تروریست
جانیان فکل کراواتی
سخنانت پر از حقایق محض
دشمنانت ولی خیالاتی
شد ز سحر کلام تو عاجز
ساحر عبری خرافاتی
عزتت را چگونه برتابند؟
مبتلایان به ذلت ذاتی
ایل غاصب ز تیرت ایمن نیست
چه تلآویوی و چه ایلاتی
پشت لبنان به قامتت گرم است
مثل عون و نبیه و میقاتی
إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون
سید سلام ما را به حاج قاسم عزیز وشهید رئیسی عزیز برسان🖤😭
#هفته_دفاع_مقدس
#نفوذ
#فلسطین
#لبنان
#سید_حسن_نصرالله
#مداح.حاج آرمین غلامی
#۷مهرماه_۱۴۰۳
@majmazakerinee
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
بسم الله الرحمن الرحيم🤞🤞
-متن روضه وفات حضرت رباب(س)
#همسرامام حسین(ع)
#مداح..حاج آرمین غلامی
حوروقلمان وملک گرم پناهت یارباب
عشق بازی حسین اندر نگاهت یارباب
عفّت وحجب وحیا درسایه سارلطف توست
پرچم اسلام از چادر سیاهت یارباب
عزت و آزادگی مدیون صبرت بوده است
عفّت حُجب و حیا مدیون راهت یارباب
روضه ای برپا شده هرجا بنامت تا ابد
عالمی محتاج تسبیح و گواهت یارباب
بهره منداست از همان صوت حزینت عالمی
هرکجا اسباب گریه سوز و آهت یارباب
سوختی ازدوری طفل صغیر وکوچکت
عرش اعلای خداشد پایگاهت یارباب
گشته ویران کاخ ظلم شامیان با همّتت
بود ه پیرو ملتّی پیش سپاهت یارباب
باد آن دستی بریده بست دستان تورا
این اسارت رفتنت شددلبخواهت یارباب
آن گلوی پاره ی اصغرتورا آواره کرد
خاک قبر اصغرت شدسجده گاهت یارباب
👆👆بسم الله الرحمن الرحیم
#متن مدح ولادت حضرت_علی_اصغر_
اگه گرفتاری مشکل داری ناله بزن
((یا باب الحوائج... یا علی اصغر))
بخدا با دستای کوچولوش گره های بزرگی رو باز میکنه...
امروز بند قنداقه علی اصغرو بگیر...
آقا زاده ای که باب الحوائجه...
حالا هر حاجتی داری بسم الله...
((یا باب الحوائج یا علی اصغر))
(همه ناله بزنند)
⬅️میگفت مسافر بودم از شهری به شهر دیگه میرفتم، وسط جاده، وسط راه ، ماشینم خراب شد، با زن و بچه کوچیکم موندم گوشه خیابون...
از ماشین پیاده شدم هر چی دستمو بلند میکردم، بهم اعتنا نمیکردند ماشینا رد میشدند، خدا چه کنم گرماست سوز عطشه،، خدا چه کنم نگام کنند...
میگه یه وقت خانمم صدا زد آی مرد، بیا قنداقه بچمو رو دست بگیر....
(آ گرفتی میخوام چی بگم)....
گفت قنداقه بچمو رو دست گرفتم اومدم وسط خیابون،،،،
میگه یه مرتبه دیدم یکی یکی ماشینها نگه داشتند....ایستادند
آقا چیه..
آقا مشکلت چیه...
آقا چیزی شده...
.....میگه همونجا قنداقه رو بغل گرفتم...
شروع کردم گریه کردن...
هی گقتم حسین حسین حسین....
مگه حسین قنداقه رو دستش نبود کربلا.....
چه کردند با دل ابی عبدالله...
چه کردند با جگر گوشه ابی عبدالله....
امان از دل حسین...3
یا حسین3...
یه لحظه دلتو ببرم کربلا و التماس دعا...آی حاجت دارا، آی گرفتارا، آی جوون دارا،،
⬅️خدا لعنت کنه حرمله رو ..
وقتی مختار قاتلان شهدای کربلا رو گرفت، حرمله رو هم گرفت...
صدا زد حرمله تو که اینقدر سنگدل هستی، اینقدر بیرحم هستی، شد تو کربلا دلت بسوزه...
◀️گفت بله امیر یه جا تو کربلا خیلی دلم سوخت....
(کدوم لحظه بود ای نانجیب)...
گفت اون لحظه ای دیدم حسین قنداقه علی اصغر رو زیر عبا گرفت داره از میدان بر میگرده...
یه قدم سمت خیمه بر میداره ....
دو قدم برمیگرده...
خدا چه کنه حسین..
مادرش رباب چشم انتظاره...
جواب مادر چشم انتظارو چی بده..
✅ #بامداحی حاج آرمین_غلامی
#مجنون_ڪرمانشاهی
🤞🤞 نوحه حضرت رباب
#یکشنبه۸/بهمن
#کرمانشاه
#،حسینیه کرم
مداح.حاج آرمین غلامی👇👇
#_ویژه_ذاکرین وسخنرانان
#برای_دیگران_بفرستید