⚫️#فاطمیه #واحد⚫️
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
➖➖➖➖➖➖
واویلتاه بر پا شده تو عرش اعلا
خیمه غم با چادر خاکی ی زهرا
فصل عزا و ماتمه حال دو عالم درهمه
رو گونه صاحب زمان دریای اشک نم نمه
بارونیه چشمای ماه
مهدی به تن کرده سیاه
بر پا شده توی دلا روضه آه
چشم عاشقا دریایی شده
ناله ها همه زهرایی شده
آه و واویلاه
کاش می شدیم ما زائر مزارت امشب
گریه کنیم مادر برات همراه زینب
گریه کنیم حقت نبود صورت و پلکای کبود
گریه کنیم خوردی زمین تو وسط آتیش و دود
گریه کنیم اشکات چکید
گریه کنیم قدت خمید
وقتی علی رو با دست بسته کشید
گریه کنیم از درد تو بانو
با روضه های بازو و پهلو
آه و واویلاه
(کوچه)
مادر چرا این بی وفا کوچه رو بسته
ترسی نداره از خدا کوچه رو بسته
بیا بریم از این کوچه انگار که می باره بلا
بیا بریم مادر من که راه و بسته بی حیا
ببین که دلشوره دارم
ببین دارم خون می بارم
می خوام سرم رو روی شونت بزارم
بیا برگردیم دستاش سنگینه
وای اگر روی صورت بشینه
وای مادر من
مادر ببین اشکای تو قلبم رو کنده
راه گلومو غم تو داره می بنده
پاشو بریم جونم فدات من چه کنم مادر برات
مادر خوبم چی شده انگار نمی بینه چشات
الهی دستش بشکنه
ببخش که تقصیر منه
پاشو بریم داره هنوز داد میزنه
دارم می میرم خمیده می ری
دستتو روی پهلو میگیری
وای مادر من
(بستر)
طاقت میارم به خدا درد دلی کن
چیزی نمی گم به بابا درد و دلی کن
شده برام مثل یه راز چرا می افتی تو نماز
چرا برای زینبت نمی شه آغوش تو باز
حق داری تو خسته شدی
چند وقته پر بسته شدی
خیلی جوونی ولی شکسته شدی
وا کن دوباره چشماتو مادر
بگو به زینب حرفاتو مادر
مادر خوبم
چشمای خیس و مضطرت زینب رو کشته
خونابه های بسترت زینب رو کشته
پهلو به پهلو که می شی روز من و شب می کنی
چادر خاکیتو چرا بر سر زینب می کنی
نفس تو وقتی میره
نفس زینب میگیره
کاشکی که زینب کنار تو بمیره
می دونم پنهون کردی تو از ما
که صورتت سوخت بین شعله ها
مادر خوبم
(در و دیوار)
پست در خونه شده انبار هیزم
انگار داره از آسمون میباره هیزم
چهل نفر پشت درن می خوان علی رو ببرن
خدا میدونی که اینا غاصب حق حیدرن
مگر که دنیا نباشه
مگر که زهرا نباشه
کسی دیگه یاور مولا نباشه
کی گفته اینجا آخر کاره
به خدا علی فدایی داره
آه و واویلاه
فضه برس به داد من که بی قرارم
ببین در و دیوار و نفس ندارم
فضه گرفتن هستم و این پرو بال خستم و
فضه نگو به مرتضی انگار شکستن دستم و
فضه اگر که مضطرم
دلنگرون حیدرم
دستاشو بستن وای نمیشه باورم
دارم میسوزم از حال حیدر
میخوام برم من دنبال حیدر
آه و واویلاه
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
میون دلم غم دارم-زمینه.mp3
4.6M
🏴#شهادت_حضرت_فاطمه_س
🏴#سبک_زمینه
🎤مداح :حاج عباس طهماسب پور
@majmazakerinee
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
🏴#شهادت_حضرت_فاطمه_س
🏴#سبک_زمینه
🎤مداح :حاج عباس طهماسب پور
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
میون دلم غم دارم
دیگه تو رو از دست میدم
خدا میدونه از این مردم خیلی رنجیدم
بی تو خونمون تاریکه
حسن و حسین، گریونن
به زیر لباشون ذکر وا اُمّا میخونن
فاطمه… داری میری با قد کمونی
فاطمه… چی میشه یه شب پیشم بمونی
فاطمه… آخه تو هنوز خیلی جوونی
♥️#فاطمه_نرو_زهرا_امید_حیدر
♥️#فاطمه_نرو_زهرا_امید_حیدر
♥️#فاطمه_نرو_زهرا_امید_حیدر
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
مگه میره از یاد من
به روی زمین افتادی
ذره ذره پیش چشمامون جون میدادی
پُرِ خونِ دستای تو
تموم تنت شد نیلی
توی کوچه بین مردم زهرا خوردی سیلی
فاطمه… داغ تو به روی دل میمونه
فاطمه… غم تو فقط حسن میدونه
فاطمه… برا تو حسین روضه میخونه
فاطمه… داری میری با قد کمونی
فاطمه… چی میشه یه شب پیشم بمونی
فاطمه… آخه تو هنوز خیلی جوونی
♥️#فاطمه_نرو_زهرا_امید_حیدر
♥️#فاطمه_نرو_زهرا_امید_حیدر
♥️#فاطمه_نرو_زهرا_امید_حیدر
@majmazakerinee
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
4_5866295052770215923.mp3
6.45M
🏴#شهادت_حضرت_فاطمه_س
🏴#سبک_واحد
🎤مداح :کربلایی علی پور کاوه
✍شاعر:کربلایی مجید مراد زاده
@majmazakerinee
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
🏴#شهادت_حضرت_فاطمه_س
🏴#سبک_واحد
🎤مداح :کربلایی علی پور کاوه
✍شاعر:کربلایی مجید مراد زاده
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
☑️بند اول
از سر نوشتم
با دست لرزان و دو چشم تر نوشتم
از در نوشتم
ازخاطرات تلخ یک مادر نوشتم
از هیزم و از
سیلی و از آن آتش و آذرنوشتم
از در نوشتم
از میخ و درب خانه ی حیدرنوشتم
از ازدحام و
از خون یک مظلومه پشت درنوشتم
از بی گناهی
ازمحسن از آن لاله ی پرپرنوشتم
از قوم نامرد
از دست بسته ی یل خیبر نوشتم
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
☑️بند دوم
مادر فداشد
در آن زمان که حامی شیرخدا شد
مادر فدا
آری بلاگردان دین مصطفی شد
وای مادرمن وای مادرم
مادر فدا شد
پای حرامی تا میان خانه وا شد
نذرش ادا شد
سهمش به کوچه ضربه های بی هوا شد
وای مادرمن
آن قوم کافر
وقتی علی را میکشیدند بی بهانه
مادر زمین خورد
دربین آن نامردمان بیرون ز خانه
آن بی حیاها
مابین کوچه میزدندش وحشیانه
میزد به زهرا
قنفذ غلاف و گه مغیره تازیانه
شد پرنشانه
پهلو و دست مادرم تا روی شانه
وای مادرمن
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
☑️بند سوم مقتل
باور ندارد
خون خدا در کربلا یاور ندارد
یاور ندارد
جسمی که افتاده به مقتل سر ندارد
یاور ندارد
وقتی علی اصغر و اکبر ندارد
یاور ندارد
وقتی علمدارو نه آب آورندارد
حنجر ندارد
زیر گلو جای نوک خنجر ندارد
ای وای حسینم
یک تن نیازی
بر آن سپاه و اینهمه لشکر ندارد
پرپر زده او
اما برای پر کشیدن پر ندارد
زینب به سرزد
گفتا حسین در کربلا مادرندارد
خواهرندارد
یک پیرهن یا یک عبا در بر ندارد
مادر ندارد
دستش چرا انگشت و انگشتر ندارد
ای وای حسینم
@majmazakerinee
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین