eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
روضه و توسل به ابن الکریم حضرتِ عبدالله ابن حسن علیه السلام اجرا شده شبِ پنجم ماهِ محرم به نفسِ حاج حسین سازور •┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈ السلام علیک یا عبدالله بن الحسن نوبتِ عشق است عشقم با حسن (سفرۀ گریه رو امام حسن برات پهن کرد ، اون وقت گریه میکنی برای حضرت زهرا مثل بارون .. بعضی ها حضرت و فکر میکنن فقط سفره ی نان و خرما ، نه ؛ سفره دار در همه ی ابعادِ ، سفره دار غیرت ، سفره دار بکا ، سفره دار مادی ، سفره دار معنوی ...) نوبتِ عشق است ،عشقم باحسن سفره را وا کرده این شب ها حسن صبر او رزم است گرچه بی صداست صلحِ او روحِ قیام کربلاست ساختن با سوختن یک جوهر است خونِ این دل مثلِ خون حنجر است نامه داد و شاه را امداد کرد دو شب ما را حسن ، آباد کرد امشب اما تا مدینه راهی ام آی مردم امشب عبدالهی ام کیست عبدالله عشقِ پنج تن؟! حضرت بابُ الحسین بابُ الحسن یازده ساله ولی شیرِ نر است این نواده مثلِ جدش حیدر است *یازده سالشِ ، انقدر محو در ابی عبد اللهِ ، یه تیکه غیرت امام حسن علیه السلام منتقل شد به بچه های مظلومش ، اصلاً اروم و قرار نداشت بچه ، با حسین تربیت شده بود ، کنارِ حسین رشد کرده بود* یازده ساله ولی شیرِ نر است این نواده مثلِ جدش حیدر است عابد شب زنده دار هر شب است از محافظ هایِ عمه زینب است نوجوانیِ ابالفضل است این یا به بدر آمد امیرالمومنین ظهر شد دلهای عالم در تب است دست عبدالله دستِ زینب است یارب عاشوراست یا که محشر است یا حسن دستش به دستِ مادر است دو نفر بالایِ تل با حال زار بی کسی تشنه میانِ کارزار دید از بالا که بلوا ساختند با سر آقا را زمین انداختند گرگ ها خونِ عمو را میخورند نیزه ها دائم به یک جا میخورند نیزه بر کتفِ عمو میخورد و بعد زخم هایِ تو به تو میخورد و بعد آیه میخوانند و سنگش میزنند به دلش با خنده آتش میزنند پیش خشکیِ لبانِ شاه دین آب ها را شمر میریزد زمین هر چه را دارند به یغما میبرند دزدها پیراهنش را میبرند روحِ قرآن زیر پا افتاده است روی سینه شمر هم آماده است دید عبدالله عمو را ، داد زد زیر لب میگفت یا زهرا مدد ای عمو تنها نمان بین سپاه مجتبی دارد میاید قتله گاه گرچه شمشیری ندارد نوکرت دست دارد میدهم پای سرت کاش زخم من مداوایت کند تیر رویِ سینه ات جایم کند شکر حق دارم فدایت میشوم من بقیع کربلایت میشوم *زینب بالایِ بلندی ، یه وقت دید نیزه ها بالا میره .. عمه ی ساداتِ دو دستش و روی سرش گذاشت .. فریاد زد : وا محمدا .. شیرِ خانوادۀ امام حسن از این فرصت استفاده کرد .. دوان دوان سمتِ مقتل .. عمه یه وقت دید وای ؛ عبدالله داره میره سمت گرگ های کربلا ... دوان دوان خودشُ رسوند جلو عبدالله در آمد . گفت عمه : والله لَا أُفَارِقُ عَمِّي ... به خدا من از حسین جدا نمیشم ... دوان دوان اومد از همون بالا خودشُ انداخت رو بدنِ حسین ..* آمد و انداخت خود را بر عمو گفت من عبداللهم حرفی بگو آمدم تا که سپر باشم تو را بین آغوشت پسر باشم تو را آمدم تا عاشقی را طی کنم آمدم تا گرگ ها را هی کنم قامتم را پیش تو در خون کشم نیزه از پهلویِ تو بیرون کشم تا ببوسم من لبت را دلبرم از دهانت نیزه بیرون آورم بود گرم عشق بازی با عمو چشم او افتاد بر تیغِ عدو تیغ دشمن استخوانش را شکست باز گویا بازویِ زهرا شکست حرمله یک تیغ از نزدیک زد با سه شعبه حنجری باریک زد خون دو چشمان عمویش را گرفت یک نفر از پشت مویش گرفت صورت نازش زِخون آکنده شد چون کبوتر ها سر او کنده شد روی سینه شد مزاحم جسم او با نوکِ نیزه جدا شد از عمو *افتاد رو بدنِ عمو ، شروع کرد با عمو حرف زدن ‌.. عزیز دلم پاشو بریم خیمه عمه زخم هات و مرهم بزاره .. حسین به پشت افتاده .. عبدالله رو سینۀ عمو .. چنان خودش و باز کرده نزاره یه تیر به عمو بخوره .. سرشُ برگردوند دید یه نا نجیبی شمشیر بالا آورده ، گفت ای پسر زن زنا کار میخوای عموی منو بکشی ؟! تیغ پایین آمد ، عبدالله دستش رو سپر قرار داد ، دست قطع شد ، به پوست آویزان شد .. صدا زد وا اماه ... نانجیب داد زد این مزاحمُ از رو بدن بردارید .. سنان اومد .. أخنس اومد .. شمر آمد .. خولی آمد .. همه با نیزه آمدند .. امام حسن ببخشِ .. وقتی نیزه بالارفت دیدند یه بدن رو نیزه .... ____
Shab05.Moharram97.Karimi.07_YasDL.com.mp3
16.44M
🌺 شب پنجم ۱۳۹۷ 🌺 زمینه ( دیگه واسه چی بمونم ) 🎤🎤 حاج محمود کریمی ◾️ @majmaozakerine
📋 دیگه واسه چی بمونم ✔️ | ✔️ ۱۳۹۷ ✔️ "ع" ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دیگه واسه چی بمونم حالا که تو بی سپاهی تو رگام میجوشه خونم حالا که تو قتلگاهی من عازم میدونم نمیتونم که بمونم خودم و تو گودال به عمو جونم برسونم ضربان قلب من یا حسن یا حسین آسمونا هم میگن یا حسن یا حسین عمو حسین ببین بریده نفسم عمو حسین زنده بمون تا برسم تو همه ی دنیامی همه ی آرزوهامی تو دوای دردامی نفسامی بابامی یتیم برادرت اومده یا حسین فدایی آخرت اومده یا حسین @majmaozakerine چه کنم برای زخمات حالا که سپر ندارم بمیرم برای زخمات کجا برم آب بیارم محاسنت گل گونه، پر خاکه پره خونه تن تو رو سرنیزه رو به قبله می کشونه اومده به قتلگات فاطمه یاحسین ناله می زنه برات فاطمه یاحسین غریب مادر حسین، یا حسین قاسم و اکبر و عباس کجایند، کجا؟؟؟ عشق، کی این همه را بردی و غارت کردی 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 🎤🎤 سبک حاج محمود کریمی @majmaozakerine
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
Shab05.Moharram97.Karimi.11_YasDL.com.mp3
9.12M
🌺 شب پنجم ۱۳۹۷ 🌺 جفت ( دست من قطع شده ) 🎤🎤 حاج محمود کریمی ◾️
📋 دست من قطع شده ✔️ | ✔️ ۱۳۹۷ ✔️ "ع" ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دست من قطع شده ببین عمو بی دستم این تنو این جانم این سر و این دستم ای عمو دست به شمشیر بلا دادم من کمکم کن که ز قاسم عقب افتادم من ادرک عبدالله یا اباعبدالله تو حسین ابن علی من علی اصغر تو آمدم کشته شوم پیش چشم تر تو آمدم تا روی قلبت، هدف تیر شوم مثل اکبر، سپر نیزه و شمشیر شوم ادرک عبدالله یا اباعبدالله دست من قطع شد و آمدم سر بدهم جان به زیر سم اسب چون برادر بدهم آمدم با تن بی دست تو را یار شوم پیرو مکتب عباس علمدار شوم ادرک عبدالله یا اباعبدالله تن بی تاب مرا ای عمو تاب بده میدهم بهر تو خون تو به من آب بده تشنه ام لیک به فکر لب عطشان تو ام پسر فاطمه میگریم و گریان تو ام اباعبدالله حسین
🌺 🌺 🔰✨مردی نزد امیرالمومنین (ع) آمده و گفت: 🌸✨از هفتاد فرسنگ دور به اینجا آمده ام تا هفت سوال از شما بپرسم: ➊چه چیز از آسمان عظیم تر است؟ ➋چه چیز از زمین پهناورتر است؟ ➌چه چیز از کودک یتیم ناتوان تر است؟ ➍چه چیز از آتش داغ تر است؟ ➎چه چیز از زمهریر سردتر است؟ ➏چه چیز از دریا بی نیازتر است؟ ➐ چه چیز از سنگ سخت تر است؟ 💠علے(ع )فرمود: ➊تهمت به ناحق از آسمان عظیم ترست. ➋حق از زمین وسیع تر است. ➌سخن چینی شخص تمام ازکودک یتیم ضعیف تر است. ➍آز و طمع از آتش داغ تر است. ➎حاجت بردن به نزد بخیل از زمهریر سردتر است. ➏بدن شخص با قناعت از دریا بی نیازتر است. ➐ قلب کافر از سنگ سخت تر است. 📚جامع الاخبار، فصل 5، فضائل امیرالمومنین (ع)
‍ 🏴 هشتم) 🍁حاج سید مجید بنےفاطمہ🍁 بگویید مادرش لیلا بیاید تماشای قد اکبر نماید *آخه با بدن علی اکبر یه کاری کردن ، امام حسین تنهایی نتونست بدن رو برگردونه سمت خیمه .... "میخوام آی جوونا! برا باباهاتون دعا کنم، خداهرکی بابا داره براش نگه داره ،ان شاءالله هیچ وقت گریه ی باباتونو نبینید، برم جلوتر حالا برا باباها دعا میکنم، ان شاءالله هیچ بابایی زمین خوردن بچه شو نبینه؛ ان شاءالله هیچ بابایی کتک خوردن بچه شو نبینه، الهی هیچ بابایی شرمنده ی بچه اش نشه، ان شاءالله همه ی باباها ، خوب قد و بالای بچه هاشونو نگاه کنن... همچین که گفت: بابا اجازه بده برم میدان، ابی عبدالله فرمود: علی جان برو، رفت تو خیمه، سکینه اومد داداش جان.... عمه زینب به چشماش سرمه کشید، رقیه جلو اومد داداش! مواظب خودت باش، اینا از بابامون کینه.... همچین که گفت برو ،داشت می رفت، یه مرتبه حسین قلبش شکست، صدازد" علی جان! اول جلوی من چند قدم راه برو، میخوام نگاه به قد و بالات کنم،.....* تا کفن بر قد و بالای رسایت کردم سوختم وَ ز دل پُر درد دعایت کردم آخرین توشه ام از عمر تو این بود علی من غم انگیز نگاهی ز قفایت کردم تو ز من آب طلب کردی و من می سوزم که چرا تشنه لب از خویش جدایت کردم *وارد میدان ، جنگ نمایانی کرد، همه تو خیمه ،صدای تکبیرشو می شنون . مثل علی شمشیر می زد ، مات و مبهوت مونده بودن، تاوارد شد، بعضی ها گفتن: خدایا! پیغمبر وارد شده "خَلقاًو خُلقاً ومنطقاً" به رسول رفته، همه جوره مثل پیغمبره. همچین که صدا زد: من نوه ی علی ام، پسر حسین.. گفت: الان داغشو به دل مادرش میزارم.... شمشیر زدن رو از عمو عباس یاد گرفته ، پسرحسینِ، نوه ی حیدرِ، میدونه مقابل دشمن چه جور باید بجنگِ، جنگاورِ، رزم آورِ، اسب جنگیش تربیت شده ست، بلده باید چکار کنه ،وقتی کسی سوارشه شمشیر میزنه چطور حرکت کنه ، اگر سوارش دست انداخت گردنش ،یعنی دیگه طاقت نداره باید برگردونه سمت خیمه ها. علی داره می جنگه یه وقت دیدن علی اکبر رو دوره کردن، یکی نیزه به پهلوش می زد، شمشیر به فرقش زد، دستشو انداخت گردن اسب ، خون سرش آروم آروم جلو صورت حیوونو گرفت، اسب میدونه باید برگرده سمت خیمه، اما جلوی چشماشو خون گرفته ،عوض اینکه سمت خیمه ها بره، خودت قضاوت کن یه راهی باز شده همه شمشیرا بالان، عوض اینکه سمت خیمه بره، رفت وسط دل دشمن ، شیخ جعفر شوشتری میگه: یه وقت دیدن حسین وسط میدان هی می خوره زمین، هی بلند میشه هی میگه "وَلَدی علی!...!