مداحی آنلاین - نور میاد شور میاد - محمود کریمی.mp3
4.92M
⏯ #واحد احساسی
🍃نور میاد شور میاد
🍃حسین با ایل و تبار از راه دور میاد
🎤 #محمودکریمی
👌فوق زیبا
💥سبک: #واحد
🎤مداح: #محمود_کریمی
🏴#امام_حسین
🏴#محرم
نور میاد شور میاد
حسین با ایل و تبار از راه دور میاد
مسیح از عرش میاد
کلیم تا کرب و بلا از کوهِ طور میاد
نُه روز بعد، در صحرای کربلا
با ناله زینبش، هی میزنه صدا:
راس تو می رود، بالای نیزه ها
من زار میزنم، در پای نیزه ها
اشک میاد آه میاد
حسین خورشید و با ستاره و ماه میاد
یارِ دلخواه میاد
شکوهِ شاه نجف با لشکر شاه میاد
افتاده زلزله، در عرش کبریا
فی ماتم الحسین، مظلوم کربلا
راس تو می رود بالای نیزه ها
من زار میزنم در پای نیزه ها
سرو میاد یاس میاد
قافله ی خون خدا با کلی احساس میاد
اشجع الناس میاد
شیر نرِ شیرِ خدا حضرت عباس میاد
با آه فاطمه، حی علی العزاء
با اشک مرتضی حی علی البکاء
راس تو می رود، بالای نیزه ها
من زار میزنم، در پای نیزه ها
@rafiei110.mp3
1.47M
🔊فایل صوتی #کوتاه
🔰غدیر ، عید ولایت ... ⁉️ 🔰
#غدیریه
#استاد_مسعود_عالی
🌷حداقل برای یک نفر ارسال کنید
┄┅═✧🌺یازهرا🌺✧═┅┄
4_5890766028371133845.mp3
4.36M
بیتابم از الان ...
اربابم حسین عزیز زهرا ..
#حسینسیبسرخی
🍃👉 @
.
#واحد_شلاقی
#شب_هفتم_محرم
#سبک_همه_کاره
#سبک_یااباعبدالله_الحسین
🌷🌷🌷
صدای ناله ای میاد
ازسمت خیمه ی رباب
ناله داره که اصغرم
چندوقته نخورده اب
یه قطره ابی ندارم
برسونم به اون لباش
بس که تلظی میکنه
درنمیاد دیگه صداش
دیگه امیدی نداریم
میون این صحرا ودشت
امیدمون به سقابود
اونم که دیگه برنگشت
💦💦💦
لالای لالای لالای لالایی
اروم بخواب بابایی
💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦
حسین داره قنداقشو
به سمت لشکرمیاره
گرگا همه درکمینند
حرمله رحمی نداره
💦💦💦
ازسمت دشمن یه دفه
تیرسه شعبه ای رسید
بروی دستای حسین(ع)
حنجراصغرو درید
💦💦💦
لالای لالای لالایی
اروم بخواب بابایی
💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦💦
اخه سه شعبه کجا و
گلوی ناز اصغرم
روم نمیشه قنداقه تو
بسوی خیمه ببرم
دشمن چه خنده میزنه
به ضجه و به ناله ی من
دبیح العطشان بابا
سربازشش ماهه ی من
💠💠💠🔴 313 ❌💠💠💠
وای علیِ اصغرم
👇
📋لالایی امیدم، لالایی بهارم، لالایی گلم
#واحد
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لالایی امیدم، لالایی بهارم، لالایی گلم
الهی بمونی همیشه کنارم لالایی گلم
به گریه که افتادی قصه شروع شد
دلیل همه خندههای عدو شد
چه نقشهای دارن برای گلوت با
سهشعبهای که سهم چشم عمو شد
وای علیاصغر، کاشکی میشد بزرگ شی مثل علیاکبر
همش خیاله، نذار که آرزوبهدل بمونه مادر
وای علیاصغر
همش سرابه، به همه گفتم ساعت مرگ ربابه
گهواره خالی، گلم باید رو سینهی صحرا بخوابه
وای علیاصغر
«وای علی اصغر ، وای علی اصغر»
لالایی قناری، چقدر بیقراری، لالایی علی
چشات شده بارونِ ابر بهاری، لالایی علی
نفس توی سینهت نمونده عزیزم
کی بغض صداتو شکونده عزیزم
داره زیر آفتاب میسوزه لب تو
سه شعبه گلوتو سوزونده عزیزم
شبیه ماهی، تلظی میکنی فدات بشم الهی
آبت ندادن، باید بری پَر بکشی نمونده راهی
نمونده راهی
ای نورِ دیده، سرت به پوست بند شده اِی گلو بریده
بشکنه دستش، حرمله زندگیمو به آتیش کشیده
اِی نور دیده...
«وای علی اصغر ، وای علی اصغر»
تو رفتی و اما با گریه میخونم لالایی علی
تو رفتی و سخته که زنده بمونم لالایی علی
لبات هنوزم رو دستمه مادر
قراره دل زار و خستمه مادر
بابات داره خاک رو تن تو میریزه
چی مرهم قلب شکستهمه مادر
بمیره مادر، چه جوری بوسه از لبات بگیره مادر
سر مزارت، نشسته و تو خیمهها نمیره مادر
بمیره مادر
جدا نمیشه، مادرت از بالای قبرت پا نمیشه
برات بمیرم، سر تو که به روی نیزه جا نمیشه
برات بمیرم
«وای علی اصغر ، وای علی اصغر»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👇
⇦🕊 #قسمت_اول روضه و توسل حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام شب ششم محرم 96_سید مهدی میرداماد↯
┄┅═══••↭••═══┅┄
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┄┅═══••↭••═══┅┄
کریم کاری بجز جود و کرم نداره
آقام تو مدینه اس ولی حرم نداره
*حرم نداره ، ولی زائر که داره ،گریه کن که داره*
غریب اونیِ که همدمِ اشک و آه
*ببخشن سادات شب امام حسن و یتیم امام حسنِ،از همین الان تکلیفم رو روشن کنم
دیشب روضه روضه ی گودال بود و عبدالله بود و خیلی حرف ها که ، بقیه اش موند شب عاشورا،اما امشب حرف حرف امام حسنه و مگه میشه اسم امام حسن بیا یه اسمی کنارش نیاد ؟بارک الله که اینقد مهیایی با یه اشاره *
غریب اونیِ که همدمِ اشک و آه
دیده که مادرش تو کوچه بی پناه
*روضه ی قاسم خیلی شبیه روضه ی مادرش ، بی بی دو عالمه، خیلی حرف داره باید بیای بامن شب شیشم*
غریب اونیِ که همدمِ اشک و آه
دیده که مادرش تو کوچه بی پناه
*فقط یه جمله بگم ، چرا روضه این سیزده ساله ما رو میبره مدینه، یه اشاره کنم و شعرم رو شروع کنم
در خانه اگر کس است یک حرف بس است . دلت گُر گرفته ،سینه ات غرق آتیشه ،اما این اشاره واسه اونایی که الان موندن، روضه قاسم ،روضه مدینه، روضه امام حسن ،روضه مادر شب شیشم یه اشاره کنم :امشب می خوای از استخوانهای شکسته حرف بزنی، سینه ای که زیر سم اسب ها حالا فهمیدی حرف چیه فهمیدی بار روضه چیه . . .
________.
#سید_مهدی_میرداماد
#شب_ششم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
#روضه_حضرت_قاسم_علیه_السلام
╰━═━⊰✾••✾⊱━═━╯
☑️
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
⇦🕊 #قسمت_دوم روضه و توسل حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام شب ششم محرم 96_سید مهدی میرداماد↯
┄┅═══••↭••═══┅┄
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┄┅═══••↭••═══┅┄
ای حیدرِ امام حسن، شیرِ کارزار
سرو قد تو، نیزه و اَبروت ذوالفقار
*هرکاری کرد ابی عبدالله زره اندازه این بچه پیدا نشد، چیکارکرد عمو ؟یه لباس سفید تنش کرد عمامه سرش بست مقتل میگه تحت الحنک عمامه رو باز کرد براش نقاب درست کرد،چرا نقاب می زنی عمو ؟ گفت می خام چشمت نزنن عمو، خیلی مثل بابات می مونی *
ای حیدرِ امام حسن، شیرِ کارزار
سرو قد تو، نیزه و اَبروت ذوالفقار
عباسِ کربلا شده در سیزده بهار
یک کربلا سپاه، ز تیغ تو الفرار
*بعضی نقل ها نوشته 200 نفر، بعضی نوشته تو دو مرحله 80 نفر، یه نوجوان سیزده ساله 80 نفر و کشتن شوخی نیست . این معلومه استاد داشته، کی از عباس بهتر*
در روزِ کارزار علی اکبری دگر
پیداست در جمال تو پیغمبری دگر
در سیزده بهار، بهشت خدا شدی
تسبیحِ دانه دانه ی از هم جدا شدی
در پیش دیدگان عمویت فدا شدی
مثل امام خویش،سراجُ الهُدی شدی
ای رویِ خون گرفته ات، آیینه ی حسن
معراجِ روحِ پاک تو، از سینه ی حسن
*اجازه می خواست، اجازه نداد ابی عبدالله ، یکی از شهدایی که چندین بار رفت و آمد و اجازه نداد . شب هشتم برات بگم اون علی اکبرِ که تا گفت: برم؟ حسین گفت: برو عزیزم . از پسرخودش راحت می تونست بگذره اما از امانت برادرش نمی تونست بگذره . تو یتیمِ امامِ مجتبایی . اون علی اکبرِ که" اِسْتَأْذَنَ فَأَذِنَ اَباه" تا گفت برم؟ گفت: برو عزیزم. اما قاسم و اجازه نداد ، کیفیت اجازه گرفتنش هم بارها شنیدید ، نامه ی پدرش رو داد، اینقد رو پاهای عمو گریه کرد، اینقد التماس کرد، خوشبحال اونایی که برا شهادت التماس می کنن و گریه می کنن، شهید حججی رو دیدید قبل رفتن افتاد رو پاهای پدر و مادرش ، اینا از همین روضه ها این خط و یاد گرفتن . باید بیفتی روپای پدر و مادرت تا بهت اجازه ی پرواز بدن....قاسم،پدر نداشت افتاد رو پای عمو التماس کرد....*
تابیده از جمال تو انوار پنج تن
در خشم یک حسینی و در حِلم یک حسن
*هم خون امام مجتبی تو رگشِ، هم تربیت حسینی داره . ده سال تو دامن حسین تربیت شد.*
زخمت چو حلقه های زره مانده بر بدن
خونِ تو پیرهن شد و پیروهنت کفن
خورشید ذره ذره به میدانِ کربلا
افشانده نور سرخ، به دامانِ کربلا
*رفت میدان ، میدان رفتنش ، رجز خوندنش ، مبارزه اش ، جنگش ، همه رو مات و متحیر کرد، همه رو مستاصل کرد، بعضی از نقل ها نوشتن: برگشت اظهار عطش کرد مثل علی اکبر ،علی اکبر هم برگشت بعضی ها نوشتن ، قاسم هم برگشت ، ابی عبدالله انگشتر عقیق تو دهانش گذاشت ، بعضی ها نوشتن عمو بغلش کرد ، دوباره رفت میدان ، این بار آخر هر کاری کردن دیدن قاسم و حریف نمی شن چه کردن ، همه ی نامرد ها همه ی خباثت ها، همه ی بدی ها یه طرف جمع شد ، یه نانجیبی گفت: اینجوری فایده نداره ، این نوه ی علیِ، این خون حسن تو رگهاشِ ، چه کنیم ؟ گفت دورش حلقه بزنید سنگ بارانش کنید، گرد و خاک کنید، دیدش رو بگیرید .چه کردن؟ من یه سئوال دارم ، سئوال منم با گریه جواب بدی من رد میشم . یه نفر وسط میدون می جنگه زره داره، سپر داره ،کلاه خود داره، نیزه داره میتونه دفاع کنه، اما یه نوجوانی که پاش به رکاب نمی رسه، نه زره داشت، نه سپر داشت . اهل ناله کمک کنن، یتیم نوازی کنن .....*
سربازِ بی زره ،که سراپا سپر شدی
قرآن پاره پاره، چو قلب پدر شدی
در زیر تیغ، بِسملِ بی بال و پر شدی
یک آسمان ستاره هزاران قمر شدی
ای حسین....
_______.
#سید_مهدی_میرداماد
#شب_ششم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
#روضه_حضرت_قاسم_علیه_السلام
╰━═━⊰✾••✾⊱━═━╯