eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
اشعار حضرت معصومه(س)-شهادت -( هرشب میان بستر خود گریه می کنی ) هرشب میان بستر خود گریه می کنی با حال گریه آور خود گریه می کنی اصلا تمام اهل جهان گریه می کنند تا بانگاه مضطر خود گریه می کنی 'سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است' باهر اشاره ی سر خود گریه می کنی هرلحظه خواهرانه رضا را صدا زدی از دوری برادر خود گریه می کنی کشتی عمر ناب تو پهلو گرفته است در لحظه های آخر خود گریه می کنی وقتی که خیره بر در و دیوار می شوی داری به یاد مادر خود گریه می کنی آتش میان ساحت گلخانه پا گرفت در بین کوچه ها نفس مرتضی گرفت شاعر : اسماعیل شبرنگ
«زبانحال حضرت معصومه(س) باامام هشتم درحال احتضار» به سبک : تا مشکتو تو آب زدی ... حسین دوشوبدی مقتله ... حاج افشین بابک اردبیلی بو غربت ئولکه ده دوشوب باشیم بلایه یا رضا چخور جانیم آدامسیزام یتیش هرایه یا رضا بو غربت یرده انیسیم آه و فغاندی هایاندا قالدون رضا جان صبریم تالاندی گوزوم یوللاردا قالوب قارداش باغریقانم باجون معصومه وئرور جان تئز گل اماندی غریبم هارام وار اؤرکده یارام وار رضا جان ... باشی بلالی باجیام کمند عشقه بسته ام ئولوب آتام عزالیام غمین و دلشکسته ام الون قربانی گوزومی گل باغلا قارداش اؤرگیوی غم اوتوندا سن داغلا قارداش اجل گلدی ، باشیم اوسته بیر آغلیان یوخ منه گل ایندی عزا ساخلا آغلا قارداش غریبم هارام وار اؤرکده یارام وار رضا جان ... قرا گونه بو باجوی سالوب زمانه هارداسان بهار عمرومی فلک وئروب خزانه هارداسان وصالوندن ای گل زهرا بی نصیبم مریض عشق اولموشام امّا بی طبیبم فراقون سالدی منی چوخ درد و بلایه غریبانون ضامنی گل منده غریبم غریبم هارام وار اؤرکده یارام وار رضا جان ... اگر چه باشیمی فلک سالوبدی غصّه و غمه بلالریم هاچان چاتار بلایِ زینب عمّه مه وئروردی جان شامیده یورقون هم عزالی بدن خسته اللری یاره باش یارالی اؤرک غملی قانلی بیر کوینک سینه سینده دیوردی گل هارداسان ای زهرا مارالی غریبم هارام وار اؤرکده یارام وار حسین جان ... رشیده قدّی دوندروب داخی کمانه آیریلیق منی ئوز عشقیم ئولدورور اولوب بهانه آیریلیق باجون سندن آیریلاندان یانموش بلاده قوجالتدی دردون منی دشت نینواده باجون ئولسون قالدی گل جسمون قوملار اوسته چخور جانیم گوزلریم قالدی کربلاده غریبم هارام وار اؤرکده یارام وار حسین جان ... @majmaozakerine
منزلت حضرت معصومه سلام الله علیها از آیت الله بهجت پرسیدن : آیا حضرت فاطمه معصومه دارای عصمت هستند؟🌷 آقا فرمودند چطور میشود امام علیه السلام در باره شخصیتی فرموده باشند 🌱مَن زارَها،وَجَبَت لَهُ الجَنَّه🌱 (هر کس اورا زیارت کند،بهشت براو واجب میگردد) واو معصوم نباشد؟! بحارالانوارج۴۸ص۳۱۷ نکته های ناب.ص.۱۵۱ @majmaozakerine
‍ ⚫️روضه و توسل بسیار جانسوز ویژه فاطمیه شام شهادت حضرت معصومه(س) ◾️▪️🔲▪️◾️ جوری بستری شده که حتی صورتشم نمی تونه از این رو به اون رو کنه"(الله اکبر)سادات من از شما می پرسم مگه مادرتون چه بیماری داشت؟؟مگه مادرتونو چه جوری زدن که حتی صورتشم نمی تونست تو بستر برگردونه؟صدا زد فضه تو بیا صورتموبرگردون ..." حال بیمار بستری شده خانه ی علی رو من از زبان امام صادق بگم : لَزمَتِ الفَراش یعنی جوری مادرما تو بستر افتاد که حتی دست به دیوارم نمی تونست راه بره ... نَحِلَ جِسمُها و ذاب لَحمُها ...گوشت و پوست مادرم به استخوان چسبیده بود ... حَتی صارَت كالخَیال" یعنی از مادر ما فقط یه شبهی باقی مانده بود ..."الله اکبر ... ◾️ دو نفر آمدن عیادت" ای کاش نمی آمدن"چون دیدن دیگه فاطمه داره نفس نفس می زنه ... اومده بودن جون دادن زهرا رو تماشا کنن ..."(آماده ای یا نه؟) این یه فاطمه اما فاطمه ی دوم دختر موسی ابن جعفر همین که مردم فهمیدن این بی بی مریضه است ،حتی بعضی ها گفتن مصمومش کردن،هر کی هر جه قدر در توانش بود در اختیار بی بی گذاشت اجازه ندادن یه نامحرم از کنار مرکبش عبور کنه ..." با چه عزت و احترامی آوردن بی بی رو تشیع کردن ،دفن کردن" اخ لایوم کیومک یااباعبدالله .... ◾️ یه اشاره و نشستم؛آوردن بی بی دوعالم رو دفن کردن" نه تو بیابون،تو باغ بابلان دفنش کردن "درستشم همینه؛این گل فاطمه است باید تو بوستان دفنش کنن ... لحد رو چیدن خاک ریختن ،اما دیدن اجازه نمی دن حتی تربتش زیر آفتاب بماند" بلافاصله سایبان درست کردن .... مبادا آفتاب به قبرش بتابه ... ای کاش این مردم گودال قتلگاه بودن ...." پیغمبر فرمود فاطمه جان همه ی چشما قیامت گریانه،غیر از اون چشمی که بر حسین تو گریه کنه ..." کربلام سایه بان برا گودال بود ..." دخترش سکینه آمد سایه کرد... بین آفاب و بدن پدر ..." اما دیدن “فقد اجتمعت عده من الاعراب” انقده دختر حسین رو زدن .... ناله بزن یا حسین ...."
4_6021859880627865216.mp3
10.5M
‍ به روی بستر مرگم رضا رضا گویم رسیده ام به نفس های آخرم دیگر که دست های خزان کرده پرپرم دیگر میان سینه ی خود قلب پرپری دارم نه سایه ی پدری نه برادری دارم دو چشم من به در اما کسی نمی آید برای دیدنم آیا کسی نمی آید ؟ نشد که حرف دلم را به آشنا گویم به روی بستر مرگم رضا رضا گویم اگر فراق برادر شکست خواهر را ولی به نیزه ندیدم سر برادر را تمام زمزمه ام زینب است در دم مرگ که دوخت سوی عزیزش نگاه آخر را دوباره روضه به پا کرده ام در این خانه دوباره می شنوم گریه های مادر را سر پدر به نی و عمه در هجوم سنگ کسی نبود بگیرد دو چشم دختر را میان بزم شراب و کنار نامحرم چو دید چشم ستمگر لبان پرپر را به پیشِ چشم یتیمان شرر به جان می زد بر آن لبان ترک خورده خیزران می زد شاعر: حسن لطفی @majmaozakerine
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
4_5949357096049836891.mp3
4.44M
اولِ هفتمون ؛مزیّن به نامِ نامیِ حضرتِ مادر (سلام الله علیها)..... مادر محتاجِ نگاهِ مادرانتونیم😭💔 سرمایه یِ محبتِ زهراست دینِ من......
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
ناحِلَه الجِسم یعنی نحیف و دلشکسته میری جوونی اما مادر پیری😭😭 بهونه یِ سفر میگیری..... باکِیَه العَین یعنی بارونِ غصه ها میباره چشایِ مادرِ ما تاره😭😭😭 دیگه علی شده بیچاره...... مُنهَدَتَ الرُّکن یعنی توون برات نمونده بانو.... کی قلبتو سوزونده بانو..... کی بالتو شکونده بانو.... 😭😭😭😭 مُعَصَبَه الرَّاس یعنی بستی سری رو که پر درده رنگِ رخِ تو مادر زرده تو کوچه کی جسارت کرده😭😭😭😭 جوری لگد خوردی که😭😭 نمیتونی بلند شی از جات جایِ غلافِ رو بازوهات😭😭 داری میری کنارِ بابات هیچکسی ای وایِ من نگفت تو کوچه به اون کافر نزن زنو جلویِ شوهر😭😭 بمیره زینبت ای مادر..... واااااااای مادرم😭😭😭😭 وااااای مادر واااای مادر...... ِ
260.8K
رسیده فاطمیه دلها همه غمینه شیعه در انتظاره کی آقاشو ببینه کی میای آقا عالم بوددر انتظار بی شما آقا به رنج و غم همه دچار یابن فاطمه رویت شود کی آشکار یابن فاطمه یابن الحسن مهدی بیا(۲) رسیده فاطمیه علی و دست بسته مادردر انتظار است با پهلوی شکسته گشته است بپا بزم عزای فاطمه میرسد بگوش شور و نوای فاطمه شیعه ی علی گرید برای فاطمه یابن فاطمه یابن الحسن مهدی بیا رسیده فاطمیه بیادپشت آن در گریه و سوز زینب ناله و اشک مادر جای تسلیت آتش به خانه میزدند مادر تو را چه بی بهانه می زدند بر دو بازویش با تازیانه می زدند یابن فاطمه یابن الحسن مهدی بیا رسیده فاطمیه چهاکشیده حیدر چه ظلم‌ها رسیده بر دختر پیمبر دشمنان دین زخم علی نمک زدند پیش چشم او فاطمه رو کتک زدند جان عالمی به خاطر فدک زدند یابن فاطمه یابن الحسن مهدی بیا رسیده فاطمیه دست علی رو بستند پهلوی مادرت را زکینه ها شکستند پشت در زکین غنچه زشاخه شد جدا فاطمه فتاد ششماهه محسن شد فدا جای همسرش زد فضه را زهرا صدا یابن فاطمه یابن الحسن مهدی بیا رسیده فاطمیه ای یادگار حیدر آقا توکی میایی با ذوالفقار حیدر حق نهاده است عالم در اختیار تو مهدیا بود جهان در انتظار تو نام فاطمه مهدی بود شعار تو یابن فاطمه یابن الحسن مهدی بیا رسیده فاطمیه یابن الحسن کجایی صفای هردوعالم منتظرم بیایی ای گل علی تنها حبیب من بیا نورمنجلی یار غریب من ب
. ‍ ⚫️*روضه و توسل بسیار جانسوز_ویژه فاطمیه _ شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها _استاد حاج محمد نوروزی*⚫️ ◾️▪️🔲▪️◾️ اسماء بنت عميس ميگه:ديدم با تمام عجله اي كه علي براي غسل دادن داشت، زود آب بريز. غسل رو از كجا شروع مي كنند؟ از سر. سر و گردن رو غسل بده؟! همچين كه چادر ِ زهرا رو باز كرد، اسماء بيا ببين صورتش سياهه، ببين چشمش كبوده،"امشب يه غسل دادني برات بخونم كه خودت حظ كني." غسل مي دهم ميت ِ ي حاضر را به نيابت ِ سمت ِراست، اسماء ميگه همچين كه آب ريختم روي ِ كتفش ديدم غسل رو تعطيل كرد،سر به ديوار گذاشت،آقا چرا كارو تموم نمي كنيد؟گفت:اسماء بيا ببين اين استخوان نابجا جوش خورده. آقا بيا كارو تموم كن، با هم بشينيم گريه كنيم،همچين كه اومد سمت چپ رو غسل بده،اينجا ديگه همه طاقت ِ علي رو تاب شده ديدند،آخه پهلو سوراخ ِ،وقتي اومدن دنبال ِ سلمان،سلمان ميگه: من وقتي اومدم از خونه بيرون،سلمان قريب به 300 سال سن داره،يه پير مرد وقتي از خونه بياد بيرون يواش يواش راه مياد، اما بچه مي دوه، ديد حسن و حسين دارن با عجله مي دون، سلمان صدا زد آقا زاده ها صبر كنيد من پا به پاتون نمي تونم بيام،آهسته بريد منم بيام، حسن برگشت گفت: سلمان بابام داره مي ميره، سلمان،سلمان،"مي خوام اين روضه رو برات در بسته بخونم، سر بسته نمي دونم چه جور مي خونن" تا كنار ِ قبر هم اگر جنازه اي رو بيارن، ببينند خون از كفن بيرون زده بايد برگردونند، كفن عوض كنند، گفت: سلمان تا حالا دو بار كفن عوض كردم،بيا،بيا. شايد بگي من دارم زبانحال ميگم، اما وقتي اون نامرد دومي تو صورت مقداد زد،مقداد رو خاك ها افتاد، مقداد گفت: به من زدي طوري نيست، ولي ديشت خون از پهلوش مي اومد، تو چه با فاطمه كردي؟...اصبغ بن نُباته ميگه: نيمه شب صدام زد ، گفت:اصبغ پاشو، گفتم: خانم چه وقت ِ از شب ِ؟ گفت:شب از نيمه گذشته،گفتم:چي ميگي؟ گفت:پاشو دارن گريه مي كنند. گفتم: زن بگير بخواب مادر مرده اند، علي زن مرده است،بگير بخواب آروم باش، همسايه ي ما هستند، حالا دو شب دارن گريه مي كنند طوري نيست تموم ميشه. گفت: اصبغ تو مادر نيستي، من مادرم، من طاقت ندارم صداي ِ بچه ي بي مادر بشنوم،پاشو. اصبغ بن نباته همسايه ي ديوار به ديوار علي ميگه بلند شدم، اومدم در ِ خونه ي علي رو در زدم، تا در زدم در ِ خونه رو ديدم آرام شد صدا"بذار يه دعايي بكنم اينجا:الهي هيچ آبرو مندي رو بي آبرو نكن،الهي هر كسي يه آبرويي رو پيش مردم حفظ كرده،آبروش رو نريز" آرام شد، در و كه باز كرد، يه نگاه كرد،اصبغ ببخشيد،خيلي اذيتت كردم، تا فاطمه كه زنده بود كه خودش، حالا هم كه رفته بچه هاش، مارو ببخش. دستم رو گذاشتم روي شونه هاش ، گفتم:علي چي شده؟ بغض كرده بود علي، گفتم:بلند گريه كن، من همسايه شما هستم اومدم ببينم چي شده؟ علي نشت در آستانه در،گفت: يه شب حسن گريه ميكنه، من وزينب و حسين آرومش مي كنيم، يه شب زينب گريه ميكنه، من و حسين و حسن آرومش مي كنيم، يه شب من گريه مي كنم اونها من و آروم مي كنند. گفتم :امشب چي شده طولاني شده؟ زنم نخوابيد، گفت: امشب حسين بهانه گرفته، هر وقت حسين گريه مي كنه همه ي ما بي طاقت ميشيم"امشب مي خوام روضه ي زنونه بخونم، مردونه گريه كنيم"مادر، امشب حسين مادر مادر ميكنه، همه ي ما بهم ريختيم،گفتم:آقا بچه است، چرا نمي بريش كنار قبر مادرش، ببرش آروم ميشه،گفت:قول دادم ببرمش، صداش كرد: حسين، حسين جان. مي آيي بريم كنار قبر مادرت؟ بلند شد، گفت:شرط داره نبايد بلند بلند گريه كني، آروم.چشم. روي چشمم، ببين علي چه طوري روضه مي خونه، علي ميگه دست ِ كوچكش رو گرفتم، آمديم، همچين كه نزديك ِ قبر رسيديم گفت:بابا دستم رو رها كن، علي ميگه: من گفتم الان ميره رو قبر مادر، شيون مي كنه، ناله مي زنه، اما همچين كه دستش رو رها كردم،قربون ِ ادبت برم حسين، دستش رو گذاشت رو سينه اش، السلام عليك ِ يا اُماه ، مادر سلام، زهرا....علي ميگه:به اون خدايي كه جان علي در يد قدرت اوست،تا حسين سلام داد،شنيدم از دل ِ قبر فاطمه صدا اومد: وعليك السلام يا ولدي يا حسين... مادر سلام، مادر سلام.... . @majmaozakerine