1_34690322_6012814460459156756.mp3
1.19M
🎙زیارت #امام_حسن_عسکری(ع)
🌹السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ الْهَادِيَ الْمُهْتَدِيَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
#ویژه_نامه_ولادت_حضرت_امام_حسن_عسکری_صلوات_الله_علیهما
امام حسن عسکری علیه السلام
ابومحمد حسن بن علی عسکري علیهما السّلام (231 یا 232 - 260 ه.ق) یازدهمین امام شیعیان است. ایشان فرزند امام هادی علیه السلام است و پس از شهادت پدر بزرگوارشان در سال 2544 به امامت رسیدند. سالهای امامت ایشان در شهر سامرا و غالبا تحت کنترل شدید خلفای عباسی سپری شد. به نحوی که ارتباط آن حضرت با شیعیان بسیار محدود و تنها به وسله وکیلان خاص آن حضرت بود.
آن حضرت در سال 260 هجری به وسیله زهری که به دستور معتمد عباسی به ایشان خورانده شد به شهادت رسیدند. ایشان پدر حجت خدا بر زمین، امام زمان عجل الله فرجه الشریف می باشند
مادر بزرگوار حضرت پاکترین، پارساترین، پاکدامن ترین و والاترین بانوی زمان خود بودند و راویان، ایشان را از بانوان عارفه و صالحه برشمرده اند. نام مادر امام را حُدَیث یا حدیثه گفته اند. برخی منابع مهم نام وی را حدیث یا سلیل که ممکن است لقب او باشد، ذکر کرده اند. در تعلیقه کتاب «کمال الدین» شیخ صدوق چنین آمده است: المشهور اسمها حُدَیث مصغراً أو سلیل.
کنیه امام
امام هادی فرزند بزرگوار خود را به «أبومحمد» که نام امام منتظر، "م ح م د"المهدی،بزرگ مصلح بشریت و موعود امت های روی زمین و مستضعفان جهان است مکنی ساختند.
برخی القاب امام حسن عسکری علیه السلام
القاب حضرت آینه ی صفات برجسته و گرایشهای والای ایشان است، این القاب عبارتند از:
خالص :ایشان از هر آلایش و پلیدی پاک بودند.
هادی:ایشان نماد هدایت و نشانه ی راهیابی و حرکت در صراط مستقیم برای عالمیان بودند.
عسکری: سامرا یک منطقه ی نظامی به شمار می رفت و امام را به خاطر اقامت در آنجا (یا محله ای از آنجا) «عسکری» لقب دادند. لازم به ذکر است همانطور که مورخان تصریح کرده اند اگر در جایی لقب «عسکری» به تنهایی بکار رود مراد امام حسن عسکری است نه پدرشان.
زکی:ایشان شریف ترین و پاک نهادترین انسان روزگار خود بودند جان و دل خود را پاک کرده در راه اعمال نیک پرورش داده بودند.
خاص:خداوند ایشان را با فضائل و اجابت دعا، ویژه و خاص خود گردانیده بود.
صامت:ایشان خاموش بودند و جز به یاد خدا، تعلیم و حکمت گویی، لب نمی گشودند.
سراج:ایشان چراغی بودند در تیرگی ها و مردم را به صلاح و تقوا راهنمایی می کردند.
تقی:ایشان پرهیزگارترین انسان زمان خود بودند و بیش از هر کس پاسدار احکام دین و متکی به پروردگار به شمار می رفتند.
ابن الرضا عنوانی است که امام جواد و امام عسکری علیهما السّلام هر دو به آن شهرت یافته اند.
هنگامی که امام حسن عسگری علیه السلام در دوران طفولیت به سر می برد متوکل پدرش امام هادی علیه السلام را به شهر سامراء منتقل نمود و لذا آن حضرت از کودکی در سامرا بودند.
از داستانی که از دوران کودکی ان حضرت نقل شده است مشخص می گردد که آن حضرت از همان ابتدا از علمی الهی برخوردار بوده اند:
روزي شخصي امام حسن عسکري عليه السلام را در آن هنگام که کودک بود مشاهده کرد که در کنار عده اي از کودکان که بازي مي کردند ايستاده است و گريه مي کند. او پنداشت که امام بخاطر نداشتن بازیچه ای که در دست کودکان دیگر است می گرید، از اين رو نزد حضرت رفت و گفت: «ناراحت نباش، اي پسر رسول خدا! من برايت یک اسباب بازي مي خرم!»
آن حضرت ناراحت شده و گفت:ما را برای بازی نیافریده اند
آن مرد حیرت کرد و گفت: پس برای چه آفریده اند؟
فرمود: برای دانش و پرستش.
مرد با تعجب پرسید: از کجا این را می گویی؟
فرمود: «زيرا خداوند فرموده:
«افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الينا لا ترجعون»
«آيا گمان ميکنيد که شما را بيهوده (و براي بازي) آفريده ايم و شما به ما بازگشت نمي کنيد؟»
... او گفت: «با آنکه کودک هستي و گناهي بر تو نيست چرا اينگونه منقلب هستي و از خدا ميترسي؟»
حضرت فرمود: مادرم را دیدم که می خواست با چند قطعه هیزم ضخیم آتشی بر پا کند. پس برای روشن کردن آن هیزم های بزرگ، هیزمهای کوچکی را روشن کرد گریه من از این جهت است که مبادا ما جزئی از آن هیزم های ریز و کوچک دوزخیان قرار گیریم!»
امام هادی (علیه السلام) در وصف فرزند خویش می فرمایند: «فرزندم ابومحمد اصیل ترین چهره ی خاندان نبوی و استوارترین حجت است. او بزرگ فرزندانم و جانشین من است و امامت و احکام آن به سوی او بازمی گردد»[۲۵]از برخی روایات فهمیده می شود که در زندگی امام حد اقل دورانی وجود داشته که امکان دیدار مستقیم با آن بزرگوار در خانه اش نبوده است و شیعیان معمولاً در مسیری که امام به مرکز حکومت رفت و آمد می کرد، توفیق زیارت چهره آن حضرت را داشته اند. در کتاب الغیبه آمده است که در یوم النـوبه (روز مـراجعه امـام بـه مرکز حکومت) شـور و شـعفی در میان مردم پدید می آمد و خیابانها مملو از جمعیت می شد. آن گاه که امام در خیابان حضور می یافت، هیاهو خاموش می شد و امـام از مـیان مـردم عبور می کرد.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸 #میلاد_امام_حسن_عسکری(ع)
🎥 #پادکست | از #امام_حسن_عسکری علیهالسلام چه میدانیم؟
🔹این امام با همهی ائمه فرق دارد...
🎤حجتالاسلام #رفیعی
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
4_5924924371427656597.mp3
1.56M
🍂🍁*مدح و ذکر توسل جانسوز _ ویژۀ شهادت اُختُ الرضا حضرت فاطمۀ معصومه سلام الله علیها _ حاج محمود کریمی *🍁🍂
┄┅═══•••✾❀✾•••═══┅┄
____
↶توجه↷:
جهت استفاده ، متون حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
____
صحن و سرايت حرم مرتضاست
مسجدِ بالایِ سرت کربلاست
آیینه هايت همه الماسی است
رنگ و لعاب حرم عباسی است
نور فشانِ شبِ دیجور تو
نور تویی شور تویی طور تو
کوثر و یاسین توُو اَعراف تو
عین تویی ، شین تویی ، قاف تو
مکه تو ، زمزم تو ، صفا مروه تو
مثنویِ دل ، غزل و شَروهِ تو
ای که صلاتی و صيامی علیک
حضرتِ معصومه سَلامی علیک
بی هوایش پری نمی ماند
چشم های تری نمی ماند
واژۀ عاشقی وسط باشد
واژۀ بهتری نمی ماند ...
تا که قم هست و هست معصومه
بی حرم مادری نمی ماند
بانویِ ما اگر اشاره کند
به اباالفضل به تنِ ما سری نمی ماند
با وجود تو و امام رضا
صحبتِ از محشری نمی ماند
یا بدونِ مقام خواهریت
عزتِ خواهری نمی ماند
ای کریمه همه فدایِ توییم
گریه کن هایِ غصه هایِ توییم
#حاج_محمود_کریمی
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
@majmaozakerine
🍂🍁ذکر توسل جانسوز _ ویژۀ شهادت اُختُ الرضا حضرت فاطمۀ معصمومه سلام الله علیها _ حاج محمد کمیل 🍁🍂
┄┅═══•••✾❀✾•••═══┅┄
____
↶توجه↷:
جهت استفاده ، متون حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
____
ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز
*به امام رضا ميگه حضرت معصومه:*
ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز
یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز
یك بار ِ دیگر بر سرم سایه بیانداز
بر خواهرانش سایه دارد هر برادر
چیزی به غیر از چشم تر دارم ، ندارم
از گوشۀ زندان خبر دارم؟ ندارم
اصلاً نمی دانم پدر دارم ، ندارم
دیدم كمالاتِ پدر را در برادر
*علي بن موسی ...*
از جانب زُلفت صبایی می فرستی؟
با التماسِ من دعایی می فرستی؟
دارالشِفایِ من دوایی می فرستی؟
افتاده ام در گوشۀ بستر ، برادر !
این جا مسیرِ كوچه ها خوب است خوب است
اينجا نگاهِ مردها خوب است خوب است
حالا كه احوالِ رضا خوب است خوب است
از بس فنا گردیده ام من در برادر
در كوچه ها با حالِ بیمارم نبردند
وقتی رسیدم ، سمتِ بازارم نبردند
این معجری را كه سرم دارم نبردند
این جا چه شأنی دارد این معجر،برادر !
*بزرگان و علماشون جمع شدند از حضرت پذيرايی كردند ...*
ای كاش مرغی را كسی بی پَر نبیند
جسمِ برادر را كسی بی سر نبیند
هر كس ببیند كاش كه خواهر نبیند
افتاده روی تلِّ خاكستر برادر
حسين....
نه تو جسارت دیده ای نه من جسارت
نه تو اسارت دیده ای نه من اسارت
نه تو به غارت رفته ای نه من به غارت
پس ما دو تا قربانِ آن خواهر-برادر
با نیزه ای تا شاه را از حال بردند
یك یك تماماً رو سوی اموال بردند
هر آن چه را كه بود در گودال بردند
تسبیح، عبا، عمامه، انگشتر، برادر!
شاعر : علی اكبر لطیفیان
@majmaozakerine
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
4_5920194822160777530.mp3
2.03M
یازهرا🌺:
🍂🍁سینه زنی زمینه زیبا _ ویژۀ شهادت اُختُ الرضا حضرت فاطمۀ معصمومه سلام الله علیها _ حاج میثم مطیعی 🍁🍂
┄┅═══•••✾❀✾•••═══┅┄
____
↶توجه↷:
جهت استفاده ، متون حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
____
تو رفتی و شد ، دلم کمطاقت
شده سهمِ من ، فراق و حسرت
الهی آخر فدات شه خواهر
چقدر تنهایی تُو شهرِ غربت
موندم من با غروبای مدينه
آخه خواهر چطور آروم بشينه
وقتی داره غريبيتُ میبينه،ای جانم
جانم جانم ، رضا رضا یا رضا ...
شدم راهی تا ، کنارت باشم
قرارم باشی ، قرارت باشم
نشد دیدارت نصیبم اما
اميدم اين بود که يارت باشم
عمر یاسِت با اینکه خیلی کمه
اما جونم فدای رهبرمه
اشک چشمام ميخونه يا فاطمه،یا زهرا
زهرا زهرا، یا زهرا یا فاطمه ...
امون از غربت ، امون از غمها
غریبه شیعه ، تویِ این دنیا
هنوزم خونها ، میریزه ناحق
به جرم عشق علی و زهرا
شده شورِ حق ، تو دلها برپا
برامون هر روز ، شده عاشورا
تو رگهاست خونِ بُریر و عابس
فدایی میشیم برای مولا
چل روز، رفته، ولی هنوز زاریا
داره، حال و هوای کرب و بلا
ذکر، لبهاست، عزیز زهرا بیا،یا مولا
مولا مولا، عزیز زهرا بیا ...
شاعر : یوسف رحیمی
@majmaozakerine
#حاج_میثم_مطیعی
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
متن روضه مجمع الذاکرین(ع):
#حضرت_معصومه
عطر خوشبویی که در سر تا سرِ ایران گم است
از گلاب نابِ قمصر نیست! از شهر قم است
مهربانویی که با لبخند مهمان می کند
باز دل راهی شد و اینبار بارِ چندم است
می نشیند پای حرفِ زائران خسته دل
فکر و ذکرش غصه های بیشمار مردم است
در حریمش می شود همسایهٔ خوب خدا
هر کسی که راه را گم کرده و سردرگم است
در مسیرِ چادرش خورشید زانو می زند
بسکه محجوب است و ماهِ آسمانِ هفتم است
از ضریحش گریه می بارد! نه اینکه معجزه ست
روضهٔ داغ برادر در رواق هشتم است
صحنِ آیینه یقیناً بعدِ ایوانِ نجف
در مقامِ دلربایی در مقامِ دوم است!
مرضیه عاطفی
.
#حضرت_معصومه سلاماللهعلیها
#توسل
#زیارت
#حسین_عباسپور
نگاهم مملو از آیینه شد، لبریز باور شد
دو چشم محو در آیینههایت،ناگهان تر شد
سقوط اشکهایم بار بغضم را سبکتر کرد
دلم بر سنگفرش صحن تو افتاد و پرپر شد
درخشیدی تو در آیینۀ اشکم، دلم لرزید
نگاهم کردی و روح زمینگیرم کبوتر شد
بهیُمن چندقطره اشکعشقت در دلم گل کرد
مشامم پر شد از بویت،نفسهایم معطر شد
دلم بینور تو تاریک،چون زندانهارون بود
ولی حالا حریم دختر موسی بن جعفر شد
مجالخواستن را هم گرفته لطفت از سائل
زبان شکوه را نگشوده حالم با تو بهتر شد
چهازشأنتوگویمایکهسرتاپایتو زهراست
همانا وصف تو تفسیری از آیات کوثر شد
پدر،جان را فدایت کرد دیگر من چه بنویسم
چه در شأنتو گویم مادحت وقتیبرادر شد
بهاشکچشمتواینخاکشوریدهنمکگیراست
و از شبزندهداریهای تو قم بندهپرور شد
به اعجاز نگاهت از محبانت بلا برگشت
به دستان کریمت روزی عالم مُقَدّر شد
ضریحتالتیام زخمبیتسکینهر شیعهست
پناهشمیشوی هرعاشقی دلتنگمادر شد
چه رؤیاییست طوف آخرم دور ضریح تو
خدا را شکر عمرمدر صفای اینحرم سر شد
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
.
.
#حضرت_معصومه سلاماللهعلیها
#مدح_و_منقبت
#توسل
#عباس_شاه_زیدی
غریب شهر قمی... نه، که آشنا هستی
تو مثل فاطمه، معصومۀ خدا هستی
هزار فخر تو را هست در جهان امّا
همین بساستشرف، خواهر رضا هستی
نوشتهاند به تقدیر تو که زائر باش
هنوز زائر آن مشهدالرضا هستی...
به بارگاه تو دل از یقین شود لبریز
تویی که معنی «یَهدی لِمَن یَشا» هستی...
شکسته پشت من از این همه گناه، اما
چه غم مرا که توأم شافع جزا هستی...
چه خوانمت که زبان، عاجز است از وصفت
چه گویمت که تو مستغنی از ثنا هستی
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
📚 به کسی دل باختهام
.
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
هر زمان دلتنگِ زهرا می شوم، قم می روم
*سادات بهتر می فهمند،آخه كجا میری وقتی دلتنگِ مادرت میشی؟اونایی كه مدینه رفتن بهتر می فهمن...*
هر زمان دلتنگِ زهرا می شوم، قم می روم
میلِ مشهد می کنم، پا می شوم قم می روم
چند روزی هست تب دارد نگاهش بر در است
آنقدر غم خورده و غم خورده، خیلی لاغر است
دردِ دوری از تمامِ درد و غم ها بدتر است
باز هم یک فاطمه از دردِ بینِ بستر است
*چه مقایسه ای كردم،این فاطمه كجا و بی بیِ دوعالم فاطمه كجا؟ اولاً این خانم اگر تو بستر هم بوده دیگه بچه نداشته،همسر نداشته،آخه امیرالمؤمنین هر وقتی می اومد خونه یه نگاهی به بستر می كرد آه می كشید،خجالت زده می شد،سرش رو پایین می انداخت،علی رو حلال كن...*
این چه غوغایی ست یا رب که میان قم به پاست
این دم آخر به لب هایش رضا جانم رضاست
رفته بین هر بیابان در هوای دلبرش
روی ناقه بینِ محمل سایبان دارد سرش
شکر ! نامحرم ندیده هیچ کس دور و برش
یا نخندیده کسی بر خاکِ رویِ معجرش
دردِ پا دارد ولی دردش فراوان نیست نیست
پایِ بی بی، زخمی از خار مغیلان نیست نیست
در مسیرش غیر تکریم و ادب دیگر ندید
با لبِ تشنه رضایِ خویش را بی سر ندید
دُور تا دُور خودش چشمِ بدِ لشگر ندید
غارتِ چادر ندید و غارتِ معجر ندید
عمه اش زینب ولی زیر لگدها مانده بود
بین آن نامردهایِ پَست، تنها مانده بود
#شاعر سید پوریا هاشمی
*از مدینه تا خراسان خیلی راه طولانیِ،اما به عشقِ امامش،به عشقِ ولایتش راه افتاد این مسیر رو،اما خدا رو شكر نرسید خراسان،چرا؟ خدا رو شكر جون دادنِ امام رضا رو ندید...اون لحظه ای كه امام رضا فرش های حجره رو جمع كرد، این صورتش رو روی خاك میذاشت...خدا رو شكر این خانم نبوده،ندیده...اما دلها بسوزه برای اون خانومی كه....بگم از كجا تا كجا...چه فاصله كوچكی رو اومد؟...*
از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد:حسین!
دست و پا می زد حسین،زینب صدا می زد:حسین!
*حالا نهایتاً اگر بی بی معصومه سلام الله علیها از مدینه می رفت خراسان، چه صحنه ای رو میدید؟ نهایتاً امام رضا رو در حال جون دادن می دید،سر امام رضا رو بغل می كرد،نوازش می كرد اون لحظه های آخر...اما قربون خانومی برم كه داره از بالای تل نگاه می كنه: یه عده دارن با نیزه میزنن،یه عده دارن با شمشیر میزنن...بزار برم جلوتر...همچین كه اومد،داره از بالای تل میدَوه...دست رو سر میذاره...یا جداه! صَلَّى عَلَیْكَ مَلِیكُ اَلسَّمَاءِ هَذَا حُسَیْنٌ بِالْعَرَاءِ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ،مُقَطَّعُ اَلْأَعْضَاءِ ...*
فَبکِ عَلَی الحسین
یعنی برات گریه کنم
واسه غمات گریه کنم
یعنی كه هر شب واسه ی
مصیبتات گریه کنم...
مثل مادرِ جوان مُرده آقا
میشینم تو روضه هات زار میزنم
تا بفهمن تو رو تشنه کُشتنت
همه جا این روضه رو جار میزنم
ای بی کفن! با نیزه رو پهلوت زدند
دور از وطن! با پا رو سینه ات اومدن@majmaozakerine