دیده گریان موسی بن جعفر
حق ثنا خوان موسی بن جعفر
سر در خانه ی دل نوشته
جان به قربان موسی بن جعفر
ما سائلانت هستیم
دل بر ولایت بستیم
بر خاک تو بنشستیم
یا سیدی یا مظلوم
**
لاله ی گلشن هل اتایی
تو به درد دو عالم دوایی
کنج زندان به دستان بسته
گره از کار خلقت گشایی
باب المراد مایی
آرامش دلهایی
تو یوسف زهرایی
یا سیدی یا مظلوم
**
بسکه دشمن نموده جفایت
تا به گردون رسیده نوایت
بر تو خون گریه کرده دمادم
غل و زنجیر سندی به پایت
از ظلم او افسردی
چون لاله ای پژمردی
بس تازیانه خوردی
یا سیدی یا مظلوم
**
گرچه تو سَروَر عالمینی
بر نبی روشنای دو عینی
گفته ای که تنت را گذارند
در ره زائران حسینی
با نوحه ی عاشورا
شد ذکر تو یا جدّا
با یاد کرببلا
یا سیدی یا مظلوم
شاعر : حاج امیر عباسی
@majmaozakerine کانال نوحه مجمع الذاکرین
18022.mp3
821.5K
دیده گریان موسی بن جعفر
امیر عباسی
@majmaozakerine
4_5823455584376065404.m4a
1.81M
نوحه زمینه موسی بن جعفر
@majmaozakerine
.
#زمینه
#شهادت_امام_کاظم
#السلام_علیک_یا_باب_الحوائج_یا_موسی_بن_جعفر
#سینه_زنی_زمینه
آقای کاظمین! آقامی/ تسبیح روشن لبهامی
باب حاجاتمی تا محشر/ ادرکنی یا موسی بن جعفر ۲
دخیل لطف و جود تو/ خود موسی شد
اسمتو بردم و تویِ/ سینه غوغا شد
پای ضریح باصفات/ گره هام وا شد ۲
"بابُ الحوائج"
یعنی: دعاهایی که میشه مستجاب
رو زدنایی که نمونده بی جواب
گدایی که نمیشه از خجالت آب
"بابُ الحوائج"
یعنی: قسم میدم شما رو به رضا
تموم حاجتای من میشه روا
با کَرَمت، دردامو میکنی دوا
یا کاظم، یاکاظم، یاکاظم، بنفسی انت...
از داغ غربتت میسوزم/ ای اشک هر شب و هر روزم
واسه چی صورت تو زرده/ سر تا پات پُرِ زخم و درده ۲
سجاده ی خاکیِ تو/ سرپناهِ تو
فدای هر نمازت و/ اشک و آه تو
زندون تاریکِت میشه/ قتلگاه تو ۲
"قَعْرِ السُّجُون" یعنی:
برای تو فرقی نداره روز و شب
شدی اسیر یک یهودِ بی ادب
"خَلِّصنی یا رب" داری دائم روی لب
"قَعْرِ السُّجُون" یعنی:
کنجِ سیاه چال و حجت خدا!
میزنه دشمنت تو رو چه بی هوا
نمیشنوه گوش تو غیر ناسزا
یا کاظم، یاکاظم، یاکاظم، بنفسی انت...
کَظمِ غیظ از رُخِت میباره/ گرچه کلّ تنت تب داره؛
اما تو نیستی دیگه تنها/ اومده دیدنِ تو زهرا ۲
مثل علی و فاطمه/ زار و محزونم
انگاری که منم با تو/ کنج زندونم
کنار هر زیارتم/ روضه میخونم ۲
"ذِي السّاقِ الْمَرْضوض"
یعنی: قفس برات ناله میزنه
سایه ی تو فقط به زیر پیرهنه
زنجیرم از پاهات دل نمیکنه
"ذِي السّاقِ الْمَرْضوض"
یعنی: تداعیِ غمای کربلا
تشییع پیکر حسین سرجدا
حرمت قرآن خدا به زیر پا
یا کاظم، یاکاظم، یاکاظم، بنفسی انت...
(ثارالله، ثارالله، ثارالله، بنفسی انت...)
#امام_کاظم_علیه_السلام
#علی_بیرقدار ✍
..کانال نوحه مجمع الذاکرین
┄⊰༻@majmaozakerine༺⊱┄═┅ک
4_5821038917947755959.mp3
5.74M
#سینه_زنی_امام_کاظم_ع
منو غربت بغداد
قفس مانده و صیاد
نه همراز نه همدل
در این شهرِ غریبان
ملاقات ندارم ،
در این گوشه زندان
گرفتار بلایم ،
پریشان رضایم
#بند_دوم
مدینه مدینه ،
منم یوسف زهرا
به زندان حجاج ،
غریبانه و تنها
رضا نور معینم ،
بیا صبح سپیدم
واویلا واویلا ،
واویلا واویلا ...
گرفتار بلایم ،
پریشان رضایم
یا باب الحوائج ،
یا موسی بن جعفر
#ذکر_پایانی
ای علَم دارِ سپاهِ
منو ای میرِ حرم
دیده بگشا و نظر ،
که چه آمد به سرم ؟
دیده بر هم منه ، ای
سروِ به خون غلطیده
تا نگویند حسین
داغ برادر دیده
🎙️ 🎙️
کانال نوحه مجمع الذاکرین }
@majmaozakerine
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
4_5825604816075754114.mp3
2.45M
*🏴 نوحه واحد امام کاظم علیه السلام*
*مداح=جواد مقدم🎤🎤*
*امام دلشکسته ام*
*زندون شده خونه ی من*
*از دست تازیونه ها*
*درد میکنه شونه ی من*
*غم لونه کرده گوشه ی*
*این دل ویرونه ی من*
*به زیر سیلی کتک*
*زخمی شده گونه ی من*
*درسته زخمیم خدا*
*درسته می کشم بلا*
*درسته جون میکنم تو غم ها*
*بدتر از این نیست*
*ناسزا بشنوم از یه بی حیا*
*جبه مادرم حضرت زهرا*
*دلم گرفته از این زمونه*
*به روی صورت اشکام رونه*
*موسی بن جعرفم من*
*هم درد حیدرم من ...*
@majmaozakerine
کانال نوحه مجمع الذاکرین
هدایت شده از کانال مولودی وعروسی مجمع الذاکرین🌸
توجه📣
فعال ترین وپربارترین کانال مولودی درایتا👌😍
#شور
#سرود
#مدح
اشعاروسرودهای جدیدبرای ، مجالس مولودی و عروسی مذهبی با تنوع بالا و سبک های مختلف در #کانال_مولودی_مجمع_الذاکرین_ ع ))شادوسر افراز باشید🌺
بزن روگل هاواردکانال مولودی بشو😍
💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐
💐🍃💐🍃💐🍃💐
💐🍃💐🍃💐
💐🍃💐🍃
💐🍃
@ewwmajmamolodi
هدایت شده از کتیبه و پرچم باب الحرم
🏴 به مناسبت ۲۸ رجب المرجب سالروز
#خروج_کاروان_امام_حسین_ع_از_مدینه_به_سمت_مکه
اجل چون سایه ای دور و برش بود
و شمشیر بلا روی سرش بود
شبانه از مدینه رفت بیرون
شبانه رفتن ارث مادرش بود
#میثم_مؤمنی_نژاد
به مناسبت ۲۸ رجب المرجب سالروز
#خروج_کاروان_امام_حسین_ع_از_مدینه_به_سمت_مکه
✍#غلامرضا_سازگار
ای اشکهـا ببارید از چشمهـا چـو باران
کـز بـاغ وحـی، بـا هـم رفتند گلعـذاران
خون از دو دیده جاریست هنگام سوگواریست
چشم مدینـه گرید چون چشم سوگواران
دیشب عزیز زهرا بگذاشت سر به صحرا
خورشید وحی گردید پنهان به کوهساران
خالــی شـده مدینـه از لالههای توحیـد
پُـرگشتـه کـوه و صحـرا از نالـۀ هزاران
ای دوستان برآریـد آهـی ز سـوز سینـه
این بیت را بخوانیـد همـراه آن سـواران
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
دیشب تو خواب بودی وقت سحر، مدینه!
یک عمـر شـد نصیبت خون جگر، مدینه!
دیدی چگونه از تـو هجده ستاره گم شد؟
دیدی که قرص ماهت رفت از نظر، مدینه؟
روزت سیـاه باشـد چشمـت بـه راه باشد
تــا از مسافــرانت آیــد خبـر، مدینــه!
دستی سوی سماء کن عبـاس را دعا کن
ترسم شود در این ره بیدست و سر، مدینه!
آه از جگــر بــرآرم خــون از بصر ببـارم
ایـن بیـت را بخـوانم بـار دگـر، مدینــه!
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
بگــذار همـره یــار اشکـم بــود روانـه
بگــذار از درونــم آتـش کشــد زبانــه
امشب سرشک سرخ است جاری زچشم زینب
فـردا تنش کبـود اسـت از ضـرب تازیانه
امشب نگاه عباس بر صورت حسین است
فردا شود دوچشمش بـر تیر کیـن نشانه
امشب نهاده بلبل صورت بـه دامن گل
فـردا زننـد او را آتــش بــر آشیــانه
سوزم درون سینه آهم به بـام گردون
خون دلم به دیده اشک غمم به شانه
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
آهـت ز سینـه خیـزد بـر آسمان، مدینه!
پشت سـر مسافـر قـرآن بخـوان مدینه!
آبــی بریـز از اشـک پشـت سـر مسافر
دنبـال ایـن سـواران برگـو اذان مـدینه!
سوغات دخت زهرا از کوه و دشت و صحرا
یک پیرهن بـود از هجـده جوان، مدینه!
بعد از حسن گـرفتی بر چهره گرد غربت
بعد از حسین، دیگـر تنهـا بمان مـدینه!
با سوز دل سحر کن فریاد و ناله سرکن
با من بنال تا صبح با من بخوان مدینه!
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
خورشید روی احمد در کاروان عیان است
یا قرص ماه لیـلا در بین کـاروان است؟
ای چشمهـا بگرییـد ای اشکها ببارید
از چشم ناقهها هم سیلاب خون روان است
ای کودکـان مبــادا از دشمنـان بترسید
در این سفر شما را عباس، پاسبان است
هرجا که تشنـه گشتید عباس را بخوانید
عبـاس از ولادت سقـای تشنـگان است
شـرح وداع خوانـدم خون جگـر فشاندم
گویی مرا هماره این بیت بـر زبان است
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
هدایت شده از کتیبه و پرچم باب الحرم
بسم الله الرحمن الرحيم
به مناسبت ۲۸ رجب المرجب سالروز
#خروج_کاروان_امام_حسین_ع_از_مدینه_به_سمت_مکه
#غلامرضا_سازگار
مدینه حسینت کجا میرود؟
اگر میرود شب چرا میرود؟
غریب وطن نیمهشب از وطن
غریبانه پیش خدا میرود
دلِ شب خدا را صدا میزند
چرا ساکت و بیصدا میرود؟
اجل پیش رو، مادرش فاطمه
به دنبال او از قفا میرود
به تعجیل رو در کجا میبرد؟
مگـر سـر بـرای خدا میبرد؟
صدای جرس آه جان بر لب است
جگرسوز چون ناله زینب است
«طرماح» یک لحظه محمل مران!
خدا را که وقت نماز شب است
نفسها همه نالۀ یا حسین
دعاها همه سوز و تاب و تب است
به هر منزلی مرگ چشم انتظار
به هر محملی نغمۀ «یارب» است
شما هم چو مرغ شب ای ناقهها
بنـالیـد بـا زینـب ای ناقـهها
شب است و بیابان پر از ولوله
مدینه دعا کن به این قافله
همانا به شوق وصال خدا
گرفتند از دیگران فاصله
خدا رحم آرد به حال رباب
که بر کف گرفته کمان حرمله
پدر را ببرّند لب تشنه سر
پسر را ببندند در سلسله
شرار جگر شمع محمل شده
نـوای جـرس آتش دل شده
مدینه دعا کن برای حسین
که خالی بوَد در تو جای حسین
مدینه مدینه دگر نشنوی
دل شب صدای دعای حسین
مدینه به اهل مدینه بگو
که فرداست روز عزای حسین
خدایت دهد صبر امالبنین
که عباس گردد فدای حسین
دلش یاد رخسار پیغمبر است
نگاهش به روی علیاکبر است
مدینه دعا کن که این انجمن
بیایند بار دگر در وطن
از آن بیم دارم که دخت علی
ز شش یوسف آرد یکی پیرهن
از آن بیم دارم که رأس حسین
لب تشنه گردد جدا از بدن
از آن بیم دارم که پرپر شود
چو گل پیکر قاسمبنحسن
الهــی بــه دنبــال ایــن کاروان
بوَد روز و شب اشک «میثم» روان
بسم الله الرحمن الرحيم
به مناسبت ۲۸ رجب المرجب سالروز
#خروج_کاروان_امام_حسین_ع_از_مدینه_به_سمت_مکه
#مهدی_مقیمی
▶️
پنهان ز خواهر می کنی چشم ترت را
شاید ندیدی اشک های خواهرت را
بار سفر بستی مدینه شعله ور شد
در یاد دارم آن نگاه آخرت را
ام البنین روی سرت قرآن گرفته
تا پر کند یکبار جای مادرت را
گریه طبیعی بود هنگامی که بردی
نوزاد چندین روزه ات را همسرت را
اما نفهمیدم چرا آهی کشیدی
وقتی نظر کردی قد آب آورت را
فقدان پیغمبر دوباره می شد احساس
وقتی که می بردی علی اکبرت را
یا که بگو آوردن خلخال ممنوع
یا که درآور گوشوار دخترت را
از چشم های عمهء سادات پیداست
آماده کرده بوسه های حنجرت را
من آرزو دارم فقط زینب نبیند
روزی سر و موی پر از خاکسترت را
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
به مناسبت ۲۸ رجب المرجب سالروز
#خروج_کاروان_امام_حسین_ع_از_مدینه_به_سمت_مکه
#علی_اکبر_لطیفیان
وقتی که می رفتند دنیا گریه می کرد
شهر مدینه مثل زهرا گریه می کرد
وقتی که می رفتند پشت پای آن ها
چشمان جبرائیل حتی گریه می کرد
پائین پای ناقه مریم گریه می کرد
دورِ سر گهواره عیسی گریه می کرد
این است آن داغ عظیمی که برایش
حتّی میان تشت یحیی گریه می کرد
این است زینب بانویی که زیر پایش
زانوی لرزه دار سقا گریه می کرد
بوسید اکبر دست های مادرش را
در زیر چادر، ام لیلا گریه می کرد
بر روی دامن مادری در گوش طفلش
آهسته تا می گفت لالا گریه می کرد
یک کاروانِ گریه شد وقتی رقیه
با گفتن بابا، بابا گریه می کرد
در زیر پای محمل مستوره ی عشق
منزل به منزل ریگ صحرا گریه می کرد
وقتی که می رفتند عالم سینه می زد
وقتی که می رفتند دنیا گریه می کرد
@majmaozakerine
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین