eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
41هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
⚜🕊 توسل و روضه جانسوز ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها به نفسِ 🎤سیدمجیدبنی فاطمه⚜ ┄┅═══••↭••═══┅┄ 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ┄┅═══••↭••═══┅┄ السلامُ علَی الجوهرةِ القُدسیَّة فی تعیُّنِ الإنسیّة ، صورةِ النَّفسِ الکُلیّةِ ، جوادِ العالمِ العَقلیّةِ ، بِضعَةِ الحَقیقةِ النَّبویّةِ ، مطلع الأنوارِ العلویّةِ ، عینِ عیونِ الأسرارِ الفاطمیّة ، النّاجیةِ المُنجیّةِ لِمُحبّیها عن النّار ، ثمرة شَجَرة الیقین ، سیدة نساء العالمین ، المعروفة بالقَدْر ، المجهولةِ بِالْقَبرِ ، قُرّةِ عین الرَّسولِ ، الزَّهراءِ البتول ، علیها الصّلوة و السّلام. مرا ببین و برای سفر شتاب مکن بیا و بر سر من خانه را خراب مکن تمام حرف دلت را غروب با من گفت و شرح سرخی خود را چه خوب با من گفت هنوز حضور سایه ی احساس عشق بودی تو مدار گردش دستاس عشق بودی تو پس از تو ثانیه هایم به چنگ دستاس است و دانه های دلم زیر سنگ دستاس است غمت چو دانه که فردا جوانه خواهد زد هزار مرتبه ام تازیانه خواهد زد هنوز هم به شفایت امید دارم من میان شام عزا صبح عید دارم من قبول کن که ز تنهایی ام خبرداری دلم به همره تو رفت همسفر داری مگر ز داغ پیمبر چقدر میگذرد که باغ سبز تورا این شب خزان ببرد مگر قرار نشد غمگسار من باشی میان معرکه ها ذوالفقار من باشی مگر نه قبل ورودم قیام میکردی و گاه پیشتر از من سلام میکردی ز جای خیز جواب سلام میخواهم نگاه نیمه تمامت تمام میخواهم *بعد کوچه دیگه یه چشمش باز نمیشه...الهی بشکنه دست مغیره...الهی بشکنه اون دستی که به صورتت زد...به جور سیلی زد گوشواره از گوشش افتاد... * نگاهِ بی رمق و دست بی رمق آری شباهتی چه صمیمانه با شفق داری اگر چه قصه ی فتح علی شنیدنی است شکست تازه ی امروز نیز دیدنی است چه شد که زندگیت را ز سر نمیگیری و مرغکان مرا زیر پر نمیگیری اگر نه فکر دل یار خسته را بکنی ز جا خیز که همسایه را دعا بکنی مرو که چینی این دل، شکسته تر نشود غریب خسته ی این شهر خسته تر نشود هنوز ناله ی جانکاه تو به پشت در است تنت از آتش آنروز خشم شعله ور است سخن اگر چه نگفتم ولی دلم پر بود تنت از آتش آن نگاه من که همیشه به خاک چادر بود *مگه میشه یه مادر بچه های قد و نیم قد داشته باشه...از خدا بخواد از دنیا بره... همه ی مادرا آرزوشون اینه وقتی بچه دارن بچه هاشون بزرگ بشن...پسر دوماد کنن...دختر رو عروس کنن...اما این روزگار یه کاری با زهرا کرد...فرمود علی جان هر مادری نگران بچشه...علی جان بچه هامو به تو میسپُرم...خیلی حواست به بچه های من باشه......فرمود سلام منو تا قیامت به بچه هام برسون...هرکی برا فاطمه امشب اومده زار بزنه بچه ی فاطمه است...مادر جان و علیک السلام...مادر امشب میخوایم بگیم کاش ما تو کوچه بودیم...میگفتیم نامرد سیلی رو تو صورت من بزن...مادرجان ما با روضه ی حسینت بزرگ شدیم...مادرامون مارو با محبت حسین شیر دادن...فرمود: علی جان شبا بالا سر حسینم آب بذار...حسین تو رَحِم من بود هی میگفت یا "اُمٓاه اناالعطشان..."چه خبره...امشب امام زمان کجا گریه میکنه برا مادر...صورت رو قبر گمشده ی مادر...آقا به حق مادرت امشب یه نگاه به ما کن* ╰━═━⊰✾••✾⊱━═━╯ ☑️
@babolharam.ir- Banifateme Shab 5 Fatemie 96-01 (1)- 1.mp3
3.75M
⚜🕊#قسمت_اول توسل و روضه جانسوز ویژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها به نفسِ 🎤سیدمجیدبنی فاطمه⚜ ┄┅═══••↭••═══┅┄ https://t.me/joinchat/FW-Dg1fje4PJoMXTJV93eg
⚫️هفت مصیبتِ شام از زبان امام سجاد علیه السلام... 🌺از امام سجاد علیه السلام پرسیدند: ‌ سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ ▪️در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام... امان از شام ! 🔴در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر ، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود: ▪️1.ستمگران در شام اطراف ما را باشمشیرها احاطه کردند و بر ما حمله می‌نمودند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می‌زدند. ▪️2.سرهای ‌شهداء را در میان هودج‌های زن‌های ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم عباس(علیه السلام) را در برابر چشم عمه‌هایم زینب و ام کلثوم(علیها سلام) نگه‌داشتند و سر برادرم علی اکبر و پسر عمویم قاسم(علیه السلام) را در برابر چشمان خواهرانم سکینه و فاطمه می‌آوردند و با سرها بازی می‌کردند، و گاهی سرها به زمین می‌افتاد و زیر سم سُتوران قرار می‌گرفت. ▪️3.زن‌های ‌شامی از بالای بام‌ها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامه‌ام افتاد و چون دست‌هایم را به گردنم بسته بودند نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامه‌ام سوخت و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند. ▪️4. از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای ‌مردم در کوچه و بازار گردش دادند و می‌گفتند: «ای مردم! بکُشید این‌ها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند؟!» ▪️5.ما را به‌ یک ‌ریسمان ‌بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها می‌گفتند: این‌ها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را (در خیبر و خندق و ...) کشتند و خانه‌های آن‌ها را ویران کردند . امروز شما انتقام آن‌ها را از این‌ها بگیرید. ▪️6.ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت. ▪️7.ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شب‌ها از سرما، آرامش نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر می‌بردیم... ⚫️صلی الله علیک یا سیدالساجدین 📕برگرفته از:‌‌ تذکرة الشهداء ملاحبیب کاشانی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــhttp://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
مادر -(دلم گرفته زخانه کجایی ای مادر ) دلم گرفته زخانه کجایی ای مادر که خانه بی تو ندارد صفایی ای مادر . چنان به دیدن روی تو آرزو مندم خدا کند که بخوابم بیایی ای مادر . هنوز چشم به راه توام که بازآیی گره ز کار دل من گشایی ای مادر . مرا که طفل نحیف توام بیاد آور که تو فرشته مهر و وفایی ای مادر . بیا بیا به تو گویم حدیث غم ها را به قصه دل من آشنایی ای مادر . بخوابم آمده ای من ز شوق می خواهم بپایت افتم و ترسم نپایی ای مادر . کنار پنجره هر روز چشم می دوزم از آن رهی که برفتی بیایی ای مادر . به جای خالی تو خیره می شود هر روز چه می کشد دل از این جابجایی ای مادر . تو زنده ای و نمیری که درسرای وجود تو آن بنای بلند بقایی ای مادر . پس از خدا که جهانی رهین منت اوست امید من تو به روز جزایی ای مادر . نیازمند دعای تو ام که بنمایی برای این دل زارم دعایی ای مادر . بزرگی تو در این مختصر نمی گنجد که جلوه ای زجلال خدایی ای مادر . به گریه بود دلم خوش که دیگر آنهم نیست نمانده نای دلم را نوایی ای مادر . بهشت زیر قدمهای تست می بخشی بدون آنکه ستانی بهایی ای مادر . خوشا که این قفس تنگ بشکندروزی که سردهم چوتوشعر رهایی ای مادر . شاعر: . http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
. مادر ای اسوۂ احسان و محبت مادر مادر ای نور خدا معنی عزت مادر رفتی و اشک بصر دیده گریان بر جاست صبر و ایمان و رضا نزد خدایت مادر ...................................... دیدن روی جمالت به قیامت مادر بوسه بر دیدۂ ماهت به قیامت مادر کن دعا بهر من ای معنی ایثار خدا دیدن مهر و وفایت به قیامت مادر .............................................. روی قبرم بنویسید که مادر بودم لطف حق بود اگر عاشق حیدر بودم حب زهرا و علی در رگ و در ریشۂ من سالها نوکر شاهنشه بی سر بودم ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، دیدن عکس تو در قاب برایم سخت است جای خالی تو ای آ ب برایم سخت است سایۂ روی سرم بودی و رفتی در خاک بوسه بر جسم تو مهتاب برایم سخت است ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ بنویسید که چون شمع به پای من سوخت همچو پروانه به قلبم دل خود را می دوخت عمر خود کرد فدا تا که به عزت برسم مادری کرد برایم گهی بود او چون اخت ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: دریغا رفتی و ماتم برایم ارمغان آ مد غم و اندوه عظمایت نویدی بهر جان آ مد دریغا دیدن رویت به روز حشر ممکن شد دل پر خون ز داغ تو به اشک دیدگان آ مد ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ خاک مزارت طوطیای چشم مادر هرگز ندیدم از تو هرگز خشم مادر یار و انیس و مونس جانم تو بودی بودی برای من مثال یشم مادر ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، شاعر و مداح اهل بیت (ع) چهارمحالی(ساقی ) http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
ترحیم نامه |اشعار در مقام مادر | استاد سید رضا موید آبروی اهل دل از خاک پای مادر است هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است آن بهشتی را که قرآن می کند توصیف آن صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است آسمان زندگی شد روشن از نور پدر گلشن هستی مصفا از صفای مادر است قوت شیر از شیره جان می خوراند طقل را وین شگفت آید که خون دل غذای مادر است گرمی آغوش مهرش را ندارد آفتاب مهربان تر دیگر از مادر خدای مادر است از دم روح القدس عیسی پدید آمد اگر باز هم پرورده در ظلّ همای مادر است اوج گیرد قدر فرزند از دعای خیر او چون دم عیسی بن مریم در دعای مادر است قدر و جاهی را که در اسلام دارا شد اُویس از کمال طاعت و خدمت برای مادر است امر او را داد رجحان بر ملاقات نبی چون رضای مصطفی هم در رضای مادر است بسکه محبوب است مادر داشتن بر هر کسی مصطفی را دخترش زهرا، به جای مادر است من که از مهر علی جان و دلم دارد صفا این صفای باطن من از صفای مادر است طبع والایم که منت بر نمی دارد ز کس شرمگین از رحمت بی منتهای مادر است بهترین منظر به چشم و دل مرا سیمای اوست خوش ترین آواز در گوشم صدای مادر است با تضرع چهره بر پایش (موید)سود گفت: آبروی اهل دل از خاک پای مادر است شاعر: استاد سید رضا موید ترحیم نامه |اشعار در مقام مادر | رحیمی ماهدشتی ای خوشا در زندگانی مهر داور داشتن بعد مهر ذات یکتا مهر حیدر داشتن نیست در این عالم هستی برابر نعمتی هم تراز نعمت یک لحظه مادر داشتن لذتی در زندگانی نیست بالاتر از این سایه ی یک مادر محبوب بر سر داشتن بهر فرزندان بسی مشکل بود در این جهان داغ مرگ مادری دلسوز باور داشتن مادری دلسوز تر آیا بود از فاطمه کی سزد طفلانش از غم دل مکدّر داشتن ای فلک از ماتم زهرا کجا شایسته بود بحر چشمان علی را پر ز گوهر داشتن در مدینه روز رفت از این جهان زهرا ولی از چه رو باید تن او را به شب برداشتن جای دارد روز و شب دل را در آذر داشتن شاعر: رحیمی ماهدشت . http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
. درسوگ و فراق قابل اجرا درمراسم ترحیم سبک: علیرضاافتخاری-یارایاراگاهی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ رفتی از بر من،مادر من بی تو من شده ام صید غمها بی تو سرگردانم،نالانم من کسی رو ندارم تو دنیا توکجایی مادر ازما جدایی مادر توآسمونایی مادر مرحم هردردم من به دورتو می گردم مادرم بیابه خونه دل بی شکیبه دخترتو تنهاست خیلی غریبه کاش می شد پیشم بمونی غم و از چشام می خونی بودی تب و تاب من یک بار بیا خواب من مادر همه هست من تورفتی از دست من آرامش جانم هم روح و ریحانم ـــــــــــــــــــــــــــــ به قلم: حسین رعنایی۱۹ شوال۱۴۴۰. . http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
. # چهلم مادر دلم میخواد گل رویت ببینم سرصب تا پسین پیشت بشینم زحسرات از جدایی ها بگوییم دوباره در گلستون گل بچینم تبم میسوزونه دل توی سینه بیابرگرد ک ارزوم همینه چهل روزه دلم هوای تو داره چهل روزه دلم شادی نداره چهل روزه وچهل رو گریه کردم خونه عطر محبتهای تو داره چهل روزه ک چیش درراه دارم چهل روزه ک دایم بی قرارم ب جای خالیت گل مینهم باز بروی عکس تو سر میگذارم چهل روزه دعایم بوده مادر چهل روزه دوچشمم بوده بردر چهل روزه ک من مادر ندارم چهل روزه ک تاج سرندارم دوای دردبی درمون کجا رفت چهل روزه درو گوهر ندارم چهل روزه چهل سال ازم گذشته بروی قلبمون مادر نوشته چهل روزه سیاه روزگارم چهل روزه گواه پروردگارم نمیتونم بمونم بعد تومن دل مو میل برشادی نداره چهل روزه ک سرگرودنم ای وای تو چون لیلی منم مجنونم ای وای چهل روزه ک داغت کرده پیرم چهل روزه ک بهجرونت اسیرم چطو اومد دلت ترکم کنی تو چهل روزه دلم میخواد بمیرم بجونم ریشه کرده ناله ی غم چ سازم ک شده عمرت اقد کم برای تو چهل روزه میبارم بیاد مصیتهای بیشمار م اگ یادم کنی دل میشه اباد تو این چهل روزه ابادی ندارم چهل روزه مرا مادر بسر نیست مرا جزمادرم گو مرهمم کیست محبتهای تو ابری پر از اب تو نوری باوفا نمرت دهم بیست چهل روزه که من مادر ندارم چهل روزه که تاج سر چهل روزه شده کارم بهانه چرا مادرم نمیایی به خانه خدا داند(مادر) که دلم اتش گرفته از ان روزی که تاج سرم رفت.. (مادر..)بگو به من کجایی جون مادر؟ (مادر..)چرا از من جدایی جون مادر؟ زدلم رفته دیگه صبرو قرارم مادر به درد بچه ات دوایی جون مادر (مادر..)خدا خواسته که  من دور از تو باشم؟ همیشه مایل روی تو باشم؟ خداداغی کرده نصیبم که مادر از پس روی تو باشم چهل روزه ک رفتی ازبر من بیا رحمی بکن ب چشم تر من دلت اومد مرا بیمار سازی بیا ازروی محبت مادر من چهل روزه شدم مایل برویت بشینم باز پای گفتگویت بزارم سر بشونه ی مهربانت بخوابم تابد من روبرویت بدنبالت میایم تا دل شب شده نوم قشنگت ذکر این لب نویسم بردل پردرد خستم نمیابم تو را غم شد لبا لب گلی بودی ب پای گلعزارم شدی پر پر نمیدونی چه زارم تو ک هرشو بمو سر میزدی سر گرفتی ازلبم خنده ندارم تو از من دوریومن دورم از گل تو راحت گشتی ورنجورم از گل ترنم ازتو بود عطر بهاری جداگشتن زتو مجبورم از گل چهل روز ک بردی از سرم هوش نمیتونم کنم یادت فراموش چهل روزه ک اهم سینه سوزه چهل روزه مراکردی سیه پوش پرپرواز من بستی ورفتی درامید را بستی ورفتی امیدم بود ک ابادی ببینم در ابادی رابستی ورفتی شبم با نوررویت روز میشه برایم دلخوشیت هروز میشه بسر میشد غم چن ساله ی مو تورفتی زندگیم پرسوز میشه بپایم ریختی سرمایه ات را گرفتی از سر موسایه ات را نمیتونم فراموشت کنم من ▪️▪️▪️ http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
ای داد، آی ندیدم مهربانی مثل مادر / آی عزیز و هم زبانی مثل مادر / آی مادر، خوشا آنکس که در این خانه دارد / بهشت آسمانی مثل مادر / آره والله، خونه ای که مادر داره بهشتِ / خونه ای که سایه مادر داره جنتِ / عزیز دل مادر ،خونه ای که مادر داره ، صفا داره/خونه ای که مادر داره برکت داره / مادر حتی مریضش توی خونه باز مایه رحمت و برکته / ای برکت آسمانی من مادر / ندیدم یک فرشته در زمین که / بود قامت کمانی مثل مادر / کی بوده این مادر، کیه؛کیه این مادر / که غیر از او به پای زندگانی / فدا کرده جوانی مثل مادر / ز سختیها بر سختی گذر کرد / ندیدم پهلوانی مثل مادر / آی.............. به کیسویش قسم حقش ادا نیست / کجا کی میتوانی مثل مادر / بپوشی چشم بر هستی دنیا / که چون مادر بمانی مثل مادر / آی................ مادر / به دنیا گشتم و دیگر ندیدم / رفیق و یار جانی مثل مادر / به دنیا گشتم و هرگز ندیدم / رفیق و یار جانی مثل مادر / ندیدم مهربانی مثل مادر... . 👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
/ی دلم گرفته زخانه کجایی ای مادر که خانه بی تو ندارد صفایی ای مادر . چنان به دیدن روی تو آرزو مندم خدا کند که بخوابم بیایی ای مادر . هنوز چشم به راه توام که بازآیی گره ز کار دل من گشایی ای مادر . مرا که طفل نحیف توام بیاد آور که تو فرشته مهر و وفایی ای مادر . بیا بیا به تو گویم حدیث غم ها را به قصه دل من آشنایی ای مادر . بخوابم آمده ای من ز شوق می خواهم بپایت افتم و ترسم نپایی ای مادر . کنار پنجره هر روز چشم می دوزم از آن رهی که برفتی بیایی ای مادر . به جای خالی تو خیره می شود هر روز چه می کشد دل از این جابجایی ای مادر . تو زنده ای و نمیری که درسرای وجود تو آن بنای بلند بقایی ای مادر . پس از خدا که جهانی رهین منت اوست امید من تو به روز جزایی ای مادر . نیازمند دعای تو ام که بنمایی برای این دل زارم دعایی ای مادر . بزرگی تو در این مختصر نمی گنجد که جلوه ای زجلال خدایی ای مادر . به گریه بود دلم خوش که دیگر آنهم نیست نمانده نای دلم را نوایی ای مادر . بهشت زیر قدمهای تست می بخشی بدون آنکه ستانی بهایی ای مادر . خوشا که این قفس تنگ بشکندروزی که سردهم چوتوشعر رهایی ای مادر . شاعر: علی شهودی . چهارم برای روضه مادر اهای مردم همه ی شما شاهد بودید که توی تشییع جنازه مادرشون این فرزندان مادر از دست داده چطور با صدای بلند ناله و ضجه می زدند مادر مادر می گفتند، دوستان این فرزندان هر کدام از بچه های مادر از دست داده رو مراقبت می کردند، همه سرسلامتی می دادند، ولی مدینه توی تشییع جنازه مادر سادات امیر المؤمنین به فرزندان خودش می گفت: فرزندان من؛ مبادا بلند بلند گریه کنید که این مردم مدینه از خواب بیدار شوند و از تشییع جنازه مادرتون خبردار شوند. چقدر سخته کسی مادر از دست بده و نتونه بلند بلند گریه کنه، ای نانجیب مردم مدینه چکار کرده بودید که زهرا به علی وصیت کرد که یا علی: مرا شبانه غسل بده و کفن کن و به خاک بسپار... من نمی دونم دیگه فاطمه اذیتی برای مردم مدینه نداشت آی نانجیب مردم مدینه مگه چه هیزم تری فاطمه یا باباش رسول خدا به شما فروخته بودند که حتی نذاشتید توی عزای باباش هم گریه کنه؛ که رفتید به امیر المؤمنین گفتید : به فاطمه بگو یا شب گریه کنه یا روز، خدا لعنتتون کنه آی نانجیب مردم... فضه کنیز حضرت زهرا می گوید: پس از چند روزی که رسول خدا از دنیا رفته بود، حضرت زهرا شبانه روز گریه می کردند، بزرگان و پیرمردان مدینه نزد امیرالمؤمنین آمدند و گفتند: یا اباالحسن! فاطمه شب و روز گریه می کند، هیچ یک از ما نمی تواند شب ها راحت بخوابد و روزها نیز آسایش در کسب و کار و درآد نداریم، از تو می خواهیم از فاطمه درواست کنی که یا شب گریه کند یا روز. حضرت فرمودند: ‌بسیار خوب اقدام خواهم کرد، امیر المؤمنین نزد فاطمه آمدند ،حضرت با دیدن امیرالمؤمنین کمی آرام گرفتند، امیر المؤمنین فرمودند: مردم مدینه از من خواسته-اند که از تو بخواهم یا شب گریه کنی یا روز؛ حضرت فاطمه فرمودند: یا علی؛ من مدت زیادی در بین آن ها نخواهم ماند و به همین زودی از بین آن ها خواهم رفت به خدا سوگند که نه شب آرام می گیرم و نه روز تا به پدرم رسول الله ملحق شوم.    سپس امیر المؤمنین برای فاطمه به دور از شهر مدینه اتاقی به نام بیت الاحزان را بنا کردند و حضرت زهرا همراه با حسن و حسین روز به آن جا می رفتند و به گریه و عزاداری می-پرداختند.   آری این جا در مدینه امیر المؤمنین برای فاطمه سرپناهی بنا کرد تا بتواند برای پدرش رسول الله گریه کند اما کربلا بدن بی سر و قطعه قطعه و غرق به خون حسین سه روز و سه شب روی خاک گرم کربلاروی زمین بود بدون حتی یک سر پناه و هر کس که می خواست بالای سر او گریه و زاری کند با تازیانه از او دلجویی می شد... ترجمه فاطمه الزهرا من المهد الی اللحد ، ص ۵۶۹ ترجمه بیت الاحزان، ص ۲۲۴ http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها سبک واحد سبک حاج حسین سیب سرخی🎤🎤 من روضه خوان یاس قد کمانم رفته ز دستم مادر جوانم (گریه شده کارم از دیده خون بارم زینب منم دائم عزادارم) 🔃🔃 ای پدر دل خسته‌ام بال و پر بشکسته‌ام پای بستر دل غمین من روز و شب بنشسته‌ام شد شروع محنتم ابتدای غرببتم من به اشک حسرتم هر زخم مادر شسته‌ام می‌کشد آه از درون شد نفس‌ها غرق خون آه مادر لاله گون از ناله‌های خسته ام من روضه خوان یاس قد کمانم رفته ز دستم مادر جوانم (گریه شده کارم از دیده خون بارم زینب منم دائم عزادارم) 🔃🔃🔃 دریای خون گردیده چشمم امشب بابا بگو از بی‌کسیه زینب شد رفتنی مادر با ضربهی آن در زینب منم دائم عزادارم (گریه شده کارم از دیده خون بارم زینب منم دائم عزادارم) 🔃🔃 پیشم بمان ای بانوی مدینه چه کرده با تو زخم روی سینه اشکم شده جاری با ناله و زاری گرچه جوانی دست به دیواری (گریه شده کارم از دیده خون بارم زینب منم دائم عزادارم) 🔃🔃 دیدن روی کبود شعله زد بر تار و پود مادرم جرمش چه بود اینگونه شد نقش زمین بشکند دستی که زد غُربت ما را سند مادر ما شِکوِه کرد پس کو امیرالمومنین من روضه خوان یاس قد کمانم رفته ز دستم مادر جوانم (گریه شده کارم از دیده خون بارم زینب منم دائم عزادارم) 🔃🔃🔃 کنج خانه بسترت ناله‌های آخرت ای فدای پیکرت خورده به در بال و پرت لرزش زانوی تو گشته نیلی روی تو زخمِ بر بازوی تو گیسو پریشان دخترت ای امان از میخِ در روی تو افتاده در دست‌هایم بسته بود شرمنده‌ی تو حیدرم من روضه خوان یاس قد کمانم رفته ز دستم مادر جوانم (گریه شده کارم از دیده خون بارم زینب منم دائم عزادارم) 🔃 🔃 🔃 ◽️◽️▪️▪️◽️◽️ ◽️◽️◾️◾️◽️◽️ http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b