eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
شب هشتم محمود کریمی که عمر خویش را با عشق سر کرد از اوّل عمرش، هوای دردسر کرد   من به کسی از گر‌یه‌ام چیزی نگفتم یک شهر را چشمان سرخم با خبر کرد   حتماً سرم را می‌گذارم زیر پایش از کوچه‌ی ما هم اگر روزی، گذر کرد   هر چند من کمتر برایش کار کردم مزد مرا هر روز امّا بیشتر کرد   این‌بار هم دیر آمدم روضه، ولیکن مثل همیشه چشم من را زود، تر کرد اینجا ادای گریه را هم می‌پذیرند هر کس نشد مهموم در روضه، ضرر کرد   هر چند ما را عشق او دیوانه کرده مهر علی‌اکبرش، دیوانه‌تر کرد   جان داد وقتی باغبان خسته فهمید یک لشکر از روی گل باغش گذر کرد   با اکبر او نیزه کاری کرد مثل کاری که با پهلوی زهرا، میخ در کرد می‌ریخت بیرون از دهانش لخته‌ی خون حال پسر، حال پدر را محتضر کرد أولادُنا اَکبادُنا یعنی پدر را مقراض اهل کوفه، تقطیع جگر کرد   بالای جسم اکبر خود، داد می‌زد زینب که آمد، کار او را سخت‌تر کرد   پیش جوانش داشت، جان می‌داد امّا محض حجاب خواهرش، صرف نظر کرد
|⇦•رسیده دیگه وقت جهاد اکبر.. / و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۰ به نفس حاج میثم مطیعی •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ رسیده دیگه وقت جهاد اکبر برو میدون ای آیینه‌ی پیغمبر خواهرها دورتو می‌گیرن میگن به غربت ما رحم کن *آخه زن‌ها آمدند دورش رو گرفتند... *اِجتَمَعتِ النساء حولَهُ کَالحَلقَه..." همه اومدند دورش رو گرفتند، بچه ها دستش رو گرفتند گوشه لباسش رو گرفتند...همه با هم یه جمله گفتند: "اِرحَم غُربَتَنا .." علی به غربت ما رحم کن ..* خواهرها دورتو می‌گیرن میگن به غربت ما رحم کن میگن بابارو تنها نگذار، به بابا رحم کن تو اولین دلیل لبخندامی فرمانده‌ی سپاهِ فرزندامی خدا به همرات .. با ناامیدی به تو چشم می‌دوزم تو داری دور میشی و من می‌سوزم خدا به همرات .. «علی علی علی علیِ اکبر، عزیزِ بابا» *یه نگاهی انداخت، "ثُمَّ نَظَرَ علیه،نَظرَةَ آیِسٍ مِنه .." یه نگاه از سر ناامیدی به پسر انداخت"و اَرْخا عَینَیه وَ بَکاء" شروع کرد های های گریه کردن .. دلش راضی نشد، دست به آسمان بلند کرد... صدا زد: "اَللّهُمَّ اشْهَدْ فَقَد بَرَز اِلیکَ اَشبَهُ النّاس خَلقاً و خُلقاً و مَنطِقاً بِرَسولِک .." خدا شاهد باش شبیه ترین خلق تو به پیغمبر به میدان میره .. "و کُنّا اِذا اشتَقْنا اِلی نبیِّک نَظَرنا الیک" (من از خودم میگم:خدا هر وقت دلم برا مادرم تنگ میشد حسنم رو نگاه می کردم .. هر وقت دلم برا علی مرتضی تنگ میشه، عباس رو نگاه می کنم ..) هر وقت دلم برای پیغمبر تنگ میشد علی رو نگاه می کردم... "و کُنّا اِذا اشتقنا اِلی نبیِّک نَظَرنا الیه" دلش آروم نشد،شروع کرد نفرین کردن... "یَابنَ سعد قَطَعَ الله رَحِمَک کَما قطعْتَ رَحِمی.." خدا لعنتت کنه .. از پسر دل برید .. پسر وارد میدان شد .. رجز خوند " َانا علیُّ بنُ الحسینُ بنُ علی" "فَتَقَدَّم نَحوَ القَوم" اومد مقابل لشگر .. "َفَقَتَلَ قِتالاََ شدیدا... "وَ هَلَکَ مِنه کثیراََ... ثُمُّ رَجَعَ اِلی ابیه..." برگشت مقابل پدر صدازد : "یا ابَ العطش قَد قَتَلَنی..." پدر! تشنگی من رو کشت... ببین با علی اصغر چه کرد؟ با دخترها چه کرد؟ با عباس چه کرد؟ بابا تشنگی من رو کشت .. سنگینی زره من رو خسته کرد .. یه سوالی پرسید آقا در جوابش چه کرد؟صدا زد "فهل شربتَ ماءٍ مِن س" جرعه آبی اگر هست من بخورم قدرت بگیرم برم جهاد کنم .. "فَبَکَت حسین علیه السلام..." آقای ما شروع کرد گریه کردن... "وا غوثاه یا بُنَیَّ مِن اَین آتی الماء..." پسرم از کجا آب بیارم؟ "قاتِل قلیلا..." یه ذره دیگه بجنگ... " أسرع الملتقى بجدّك محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم..." چیزی نمونده پیغمبر رو زیارت کنی.. "فیسقیك بكأسه الأوفى شربة لا تظمأ بعدها أبدا..." پیغمبر یه آب گوارایی از کاسه های بهشتی به تو بده که دیگه تشنه نشی .. ولی من میدونم خیلی برای تو سخته...* میدونم جنگیدن خیلی بی آب سخته با این جوشن توو گرمای آفتاب سخته اما آبی نمونده دیگه حتی یک قطره واسه اصغر برو میدون که سیراب میشی، از حوض کوثر یه عده گفتن اومده پیغمبر دلهره‌ای افتاد میون لشکر فدات شه بابا اما همین که اسمتو فهمیدن برای کشتن تو نقشه چیدن چه بُغْضی دارن! *پسرم! اینا علی رو دوست نداشتن... علی رو دوست ندارن و دوست نخواهند داشت.. هر چی بهشون گفتم چرا من رو میکشید؟ آخرش گفتند: "بُغضاً لِابیک.." ما بابات رو دوست نداریم...* اگه زخمی برداشتی بیا سمت من *علی از خدمت بابا برگشت میدان...* "خَرَجَ الی مَوضِعِ النِّزاع وَ قاتَلَ اَعظَم القِتال.فَرَماهُ تیری زدند .. علی بیهوش شد روی یال های اسب افتاد .. فقط یک جمله شنیده شد... "یا ابَتا علیکَ منی السلام" بابا خداحافظ... "هذا جدّی یُقرِئکَ السلام" پیغمبر بهت سلام می رسونه... پیغمبر یه پیغامی داره... "وَ یَقولُ لک، عَجّلِ القُدومَ عَلَینا..." حسین زودتر بیا..
|⇦•رسیده دیگه وقت جهاد اکبر.. / و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۰ به نفس حاج میثم مطیعی •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ اینجا کار علی تمام نشد.. " فَاحتَمَلَه الفَرَس الی مُعَسکَرِ الاعداء..." اسب راه رو اشتباه رفت.. خون گلو و پیشانی علی جلوی دید اسب رو گرفت.. به جای اینکه به سمت بنی هاشم برگرده و علی رو بر روی زمین بگذاره .. "فَاحتَمَلَه الفَرَس الی مُعَسکَرِ الاعداء..." اسب راه رو اشتباه رفت... "فَقَطَّعوهُ بِاَسیافِهِم اِرباََ اِرباََ..." دو طرف ایستادند .. کوچه باز کردند .. گفتند زحمتی نداره .. پیغمبر کربلا داره میاد .. شمشیرها رو بالا بردند .. از جلوی هر کی رد میشد یه شمشیر به قلب حسین می زدند... فَقَطَّعوهُ بِاَسیافِهِم اِرباََ اِرباََ..." علی رو ریز ریزش کردند... اگه زخمی برداشتی بیا سمت من چرا داری میری خیمه‌گاه دشمن؟ مراقب خودت باش اینجا کوچه وا میکنن نامردا انگار این کوچه وصل میشه به، مدینه بابا سیلی زدن به گونه‌های مادر لگد زدن به آیه‌های کوثر بمیرم واسه‌ش .. توام قدم قدم تو کوچه بردن با حوصله تنت رو ریز ریز کردن *آی علی بردنت کوچه ریز ریزت کردند .. آی مادرم با هزار زحمت بلند شد .. دنبال حیدر می دوید .. غلاف شمشیر بالا می آمد .. پایین می آمد .. مادرم علی رو رها نمی کرد .. در وسط کوچه تو را می زدند کاش به جای تو مرا می زدند چرا گوشه چشمت شده کبود به من بگو مگر علی مرده بود؟! وای من و وای من و وای من میخ در و سینه زهرای من ..* پاشو ای عمرم، تا جون نداده بابا به پیش چشمام، پاتو نکش رو خاکا صورت به صورتت میذارم، اما آروم نمیشم بابا تازه جوونِ من شد پهلوت، شبیه زهرا‌‌ .. کنارِ پیکر تو سرگردونم؟! چه جور تو رو به خیمه برگردونم؟ عزیزِ جونم... "فَاَقبَل الیه فِتیانِه .." برگشت سمت خیمه ها صدا زد: "یا فتیةَ بنی هاشم! اِحمِلوا اَخاکم..‌" جوانان بنی هاشم بیایید .. کنارِ پیکر تو سرگردونم...؟! چه جور تو رو به خیمه برگردونم؟ عزیزِ جونم .. چه کرده با تو کینه‌ی این لشکر نمونده دیگه چیزی از این پیکر عزیزِ جونم .. «علی علی علی علی اکبر، عزیز بابا» شاعر: سید مهدی سرخان شاعر بند پایانی: محمدرضا رضایی
Shab08Moharram1400[03].mp3
23.47M
|⇦•رسیده دیگه وقت جهاد اکبر.. و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم۱۴۰۰ به نفس حاج میثم مطیعی •✾• ●━━━━━━─────── @majmaozakerine
dary-miry-meidoon.mp3
6.1M
برای دانلود نوحه داری میری میدون محرم ۹۸ به ادامه مطلب بروید … متن نوحه برای اولین بار از روضه نیوز داری میری میدون پسرم شده دل ما خون پسرم همه حرم صف کشیدن با دل پریشون پسرم داری میری میدون پسرم شده دل ما خون پسرم همه حرم صف کشیدن با دل پریشون پسرم علی علی اکبر ولدی علی علی اکبر ولدی علی علی اکبر ولدی علی علی اکبر ولدی شبیه پیمبر خداحافظ خداحافظ آینه ی حیدر خداحافظ خداحافظ یا علی اکبرخداحافظ خداحافظ یاعلی اکبرخداحافظ خداحافظ شبیه پیمبر خداحافظ خداحافظ آینه ی حیدر خداحافظ خداحافظ یا علی اکبرخداحافظ خداحافظ یاعلی اکبرخداحافظ خداحافظ گریه برای پدر سخته پیش یه پسر سخته جلوی همه خیمه سخته سخته گریه برای پدر سخته پیش یه پسر سخته جلوی همه خیمه سخته سخته لذت پدر وقتیه که میشینی با جونش جوونش لحظه ای که میشنوه اون حال خوش اذونش اذونش عصای پیریشه بابا میمیره هی براش دغ میکنه اگه یه روز یه خار بره تو پاش دغ میکنه اگه یه روز یه خار بره تو پاش عصای پیریشه بابا میمیره هی براش دغ میکنه اگه یه روز یه خار بره تو پاش دغ میکنه اگه یه روز یه خار بره تو پاش علی اکبرم گل پرپرم علی اکبرم گل پرپرم علی اکبرم گل پرپرم @majmaozakerine
خیمه چنان شیر نری می آمد با صولت ماه حیدری می آمد در ظاهر علی اکبری می آمد در باطن خود پیمبری می آمد   امان از آن لحظه ای که رود از خیاما با رجز خوانی اش دلبرد از امامان این قیام را کند یک تنه او تمام و تیغ خود را کشد حیدری از میان و   طلعتش رخشان مثل پیغمبر کرده او طوفان همچنان حیدر در دل میدان گوید آن لشکر این پیمبر است یا علی اکبر علی اکبر حسین بند دوم   دشمن به هراس شررش می افتد شمشیر و یا که سپرش می افتد ارباب که رزم علی اکبر را دید ناخواسته یاد پدرش می افتد به دست او ریسه زد تا بود ذوالفقار و لشکری پیش چشمان او در فرار و دشمنان بر دم تیغ او سر سپار و محشری شد به پا در دل کار و زار و   هیبتش مولا سیرتش زهرا قد او رعنا روی او زیبا دل نگو دریا همچنان سقا قبله ی قلبم اکبر لیلا یا علی اکبر   بند سوم   علی سرو رعنای حسین علی ماه زیبای حسین علی ای اذان گوی حرم علی پور لیلای حسین   ز دور دیده به پیغمبر امین افتاد نگاه لشکریان چون به مه جبین افتاد چو تیغ حیدری اش را کشید ماه حسین چه پا و دست و سر و پیکری زمین افتاد فی یوم العاشورا قال ثارالله علیُُ ممسوس فی ذات الله یا علی اکبر حسین @majmaozakerine
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا