مست و خراباتی این سینه زنی ام
من حسنیِ حسنیِ حسنی ام
عمریه آقا سینه زنم
حک شده بر روی بدنم
بر سر سفره ی خوان کرم
جیره خوره نان حسنم
مست و خراباتی این سینه زنی ام
من حسنیِ حسنیِ حسنی ام
تا سایه ی تو باشد به سرم
محتاج تو ام سلطان کرم
این نمک سفره ی تو کرده اسیرم
آمده ام مُزد محرم رو بگیرم
نگاهی کن به دستانم
دخیلک یا حسن جانم
****
مثل نبی تو بی مثلی
فاتح میدان جملی
سیرت تو شد فاطمی و
رفته قد و بالات به علی
عاشقم از ازل ای یار قدیمی
جن و مَلَک جیره خورت بسکه کریمی
ای نور دل و چشمان نبی
حیدرمنش و زهرا نَسَبی
حل شده با تربت تو آب و گِل ما
صحن و سرای تو بنا شد به دل ما
منم عبد و تو سلطانم
دخیلک یا حسن جانم
****
نوح و سلیمان خاک درت
گردش هستی دور سرت
روح الامین و جن و مَلَک
خادم دربار پسرت
شاه کَرَم هستی و بی سنگ مزاری
ای به فدای حرمی که تو نداری
آتش زده این غربت جگرم
آقای کریم خاکت به سرم
حسرت دیدار تو افتاده به جانم
فاطمیه کنج بقیع روضه بخوانم
پریشانِ پریشانم
دخیلک یا حسن جانم
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
#حضرت_رقیه__س__شور
بابا
از درد و غمِ تو می نالم
ببین که سوخته پَر و بالم
گریه زاری شده احوالم
ای وای ای وای ای وای ای وای
بابا
میریزه اشکام دونه دونه
نمیشه موهام دیگه شونه
آخه پُر از لخته ی خُونه
ای وای ای وای ای وای ای وای
سوخته موی تو، سَر و رویِ تو
سر تو بابا مگه کجا بوده
چرا زیرِ چشمای تو کبوده
ای وای ای وای ای وای ای وای
بند۲
بابا
بار غم رو دوشم آووردم
نبودی چقد سیلی خوردم
خودمو به عمه سپُردم
ای وای ای وای ای وای ای وای
بابا
ببین چشم ترم میسوزه
بدجور بال و پرم میسوزه
داره موی سرم میسوزه
ای وای ای وای ای وای ای وای
چشم تو دور دید، با لگد کوبید
شبیه مادر پهلومو شکستن
می بینی دست و بازومو شکستن
ای وای ای وای ای وای ای وای
بند۳
بابا
دستامونو بستن با طناب
میگه عمه با حال خراب
ما کجا و مجلس شراب
ای وای ای وای ای وای ای وای
بابا
می دونی که چقد عزیزی
می دیدم اشکِ غم میریزی
وقتی که شد حرفِ کنیزی
ای وای ای وای ای وای ای وای
چشم من گریون، دلِ عمه خون
دیدم با خیزران میزد به لبهات
خودم فهمیدم دردت رو از چشمات
ای وای ای وای ای وای ای وای
روح الله نوروزی
سجاد نوروزی
حضرت رقیه (س)
شور
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
زمزمه حضرت رقیه سلام الله علیها به سبک سلام آقا....من الان روبروتونم -(سلام بابا...بیا بنشین به دامانم )
به سبک سلام آقا....من الان روبروتونم
سلام بابا...بیا بنشین به دامانم
سلام بابا...ببین در کنج ویرانم
سلام بابا
سلام بابا . ببین گیسو سپیدم من
به آغوشم . تورو آخر کشیدم من
پدر جانم
یه ماه میشه...که لبهام و نبوسیدی
چِشِت روشن... لباسِ پارم و دیدی؟
پدرجانم
خبر داری؟..شبا رو خاکا می خوابم
ببین کرده... موهای سوخته بی تابم
پدر جانم
از اون شب که. ..کتک خوردم چشام تاره
منو بد زد... لباسامم پر از خاره
پدر جانم
یه جمله من...میگم با این سرِ پُر درد
بدون جایِ.... بغل کردن .بلندم کرد
پدر جانم
ازون مجلس ... دیگه من با همه قهرم
بهم میگن.... کنیزِ مردمِ شهرم
پدر جانم
یه پیغامم... بابا واسه عمو دارم
بیار چادر... آخه من آبرو دارم
پدر جانم
قاسم نعمتی
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
صبح ست دلم هواییِ کربوبلاست
ازجانب قلبِ من بر آن خاڪ ســلام
السلام علی الحسینــــــ
و علی علی ابن الحسین
و علی اولاد الحسینـــــ
و علی اصحاب الحسین
#صبحتون_کربلایی🥀