#ورود_کاروان_به_کربلا
#واحد
🔹دشت پر غصه🔹
داره میرسه کاروونی
کاروونی همه آسمونی
داره عطر عشق و محبت
داره عطر خوش مهربونی
یه مادر لالایی میخونه، واسه طفلش
برا یه سهساله شده وقت شیرینزبونی
دارن به همراه، سردار و لشکر
دارن علمدار و سپاه
دارن عمویی مرد و دلاور
دارن پناه و تکیهگاه
الحمدلله
«شده کاروان، کربلایی»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رسیدن به دشت عجیبی
دشتی لبریز بوی غریبی
تو این دشت پرغصه داره
هر دل از حزن و ماتم نصیبی
خدا میدونه که چی دیده، زینب اینجا
همهش زیر لب داره میخونه أمَّن یُجیبی
شاید میبینه، ده روز دیگه
مونده غریب و بیپناه
شاید میبینه که یاس و لالهش
پرپر میشن تو قتلگاه
أعُوذُ بِالله
«امان از فراق و جدایی»
شاعر: #جمعی_از_شاعران
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
〰〰〰〰〰〰〰〰
#حضرت_رقیه علیهاالسلام
#واحد
🔹بابای عزیز رقیه🔹
خرابه چراغونه امشب
چشم من خیس بارونه امشب
دیگه نوبتی هم که باشه
بابا پیش ما مهمونه امشب
میاد و میمونه کنارم، تا خود صبح
واسه دخترش، بابا لالایی میخونه امشب
بابا یه ماهه، که چشم به راهم
تا که بیایی از سفر
طاقت ندارم، دوریتو دیگه
امشب منم همرات ببر
بابای خوبم
«بابای عزیز رقیه»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بیا و ببین دختر تو
شد باباجون مثه مادر تو
گل یاستو دیده بودی
من شدم حالا نیلوفر تو
تویی کعبۀ آرزوهام، بابا میخوام
بگردم تا صبح مثل پروانه دور سر تو
صورت گذاشتم، رو صورت تو
تا که دلم آروم بشه
شُستم با اشکام، از صورتت خون
تا غربتت معلوم بشه
بابای مظلوم
«بابای عزیز رقیه»
شاعر: #جمعی_از_شاعران
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
〰〰〰〰〰〰〰
#جوانان_حضرت_زینب علیهاالسلام
#واحد
🔹عزیزتر از جون🔹
تویی با خبر از دل من
با نگات حل میشه مشکل من
تو بودی توی موج غمها
تکیهگاه من و ساحل من
حالا وقتشه ای برادر، جان خواهر
بشه مرهم غربتت جونِ ناقابل من
از تو عزیزتر، من که ندارم
که جونمو بدم براش
از جون عزیزتر، این بچههامَن
میخوان فدات بشن داداش
عزیزبرادر
«عزیز دلم ای حسینم»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قربون تو خواهر تو
آتیشم زد غم اکبر تو
الهی که باشن دو ماهِ
من بلاگردون اصغر تو
الهی نبینم غمی رو، تو نگاهت
همه هستی من برادر فدای سر تو
دیدم پریشون، از سمت میدون
میای به سمت خیمهگاه
عُوْن و محمد، جون میدن آقا
تا تو نری به قتلگاه
عزیزبرادر
«عزیز دلم ای حسینم»
شاعر: #جمعی_از_شاعران
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
〰〰〰〰〰〰〰
6630e198b5104155b1e62995d3465ea2.opus
219.7K
#واحد
#زنجیرزنی
#شب_چهارم_محرم
🎤کربلایی محمد علی رضایی
@majmaozakerine
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
#حضرت_عبدالله علیهالسلام
#واحد
🔹تنگه دل من🔹
خدایا شنیدم که فردا
کربلا محشری میشه برپا
شنیدم که با تیر دشمن
غرق خون میشه ششماهه حتی
یه کاری برام کن خدایا، عصر فردا
بشم مثل قاسم منم روسفید پیش بابا
این روزا خیلی، تنگه دل من
میشم به یادش بیقرار
وقتی شهید شد، کوچیک بودم من
میخوام ببینمش یه بار
تنگه دل من
«بابای عزیزم حسن جان»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدایا چطوری میتونم
تو دل خیمه آروم بمونم
چطور آخه طاقت بیارم
وقتی رو خاکه آروم جونم
نداره عمو یار و یاور، بین لشکر
دیگه هر جوری هست خودم رو بهش میرسونم
من زنده باشم، تنها بمونه
عمو میون دشمنا؟
فردا چهجوری نگاه کنم من
آخه تو چشمای بابا؟
آه و واویلا
«عموی عزیزم حسین جان»
شاعر: #جمعی_از_شاعران
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
〰〰〰〰〰〰〰〰