2024_01_10_20_23_40.mp3
2.31M
#امام_زمان
خیلی خجالت میکشم
بس که همیشه روسیام
من از خودم خسته شدم چرا به سمتت نمیام؟
دست من و دامن تو
یه فکری کن به حال من
نفس نفس تباهی و تموم میشه مجال من
پناه آوردم به تو / از دست نفس سرکش
میتونی آقا بکنی با یک اشاره رامش
به تو نگم دردمو/ به کی بگم آقاجون
تو مونس درد دلامی همیشه، مهربون
ابـــــــــا صالح/ اغثنی آقام آقام
#زمزمه
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
#امام_زمان
آه ارباب خیلی دلم گرفته
روزا و شبامو غم گرفته
قلب من نورت و کم گرفته
هر لحظه توی دوراهی موندم
من واسه کار الهی موندم
گاهی هم واسه گناهی موندم
چرا درست نمیشه بمونم پات همیشه
یه بار دیگه ببخشم این توبه، آخریشه
(اباصالح، ادرکنی)
الحق که خورشید بی غروبی
تو با من همیشه خوب خوبی
سنگم رو به سینتم میکوبی
اما من بی چشم و رو ترینم
پیش تو بی آبرو ترینم
یارم، نه! انگار عدو ترینم
شدم وبال گردن نبوده این ها عمدا
بازم به من بتاب که بشه سیاهی روشن
(اباصالح، ادرکنی)
انصافا برا دل تو دردم
حقت رو اصلا ادا نکردم
اما تو بازم نکردی طردم
شرمندم چه قدر تو مهربونی
باز من رو به روضه میکشونی
میخوای که بشم من آسمونی
الهی من فدات شم اسیر اون نگات شم
یا ایها العزیزم الهی مبتلات شم
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
#امام_زمان
گریه زیاد کردم ندبه زیاد خوندم
تو جمکران آقا جمعه زیاد موندم
فراق ما شده عجب حکایتی /عنایتی / که مضطرم
پی تو ام در به درم خودت بگو/ ای آرزو/ کجا برم
****
کی میشه دیدارت سهم منم باشه
دلخوریات از من همیشه کم باشه
به دست نیاوردم آقا دل تو رو / بگی برو/ حق با توئه
کاری نکردم برای رضای تو / بگی برو / حق با توئه
****
توبه زیاد کردم دل به تو برگشته
روتو نگیر از من امیر گمگشته
سلامنا علیک فارس الحجاز/ با من بساز/ خرابتم
جونم فدای حجت ثانی عشر/ نوکر و در/ رکابتم
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
#امام_زمان
اَلا خلیفه ی رحمن چرا نمی آیی
ببین رسیده به لب جان چرا نمی آیی
به ذره ذره ی این خاک بی نم دنیا
ببار حضرت باران چرا نمی آیی
تلاوتش شود و یک عمل به قرآن نه
شریک خط خط قرآن چرا نمی آیی
پی دوا همه در زرق و برق دنیایند
نمیرسند به درمان چرا نمی آیی
تو رکن اصلی ایمانی و بدون تو
نمانده رنگ ز ایمان چرا نمی آیی
همه زمینی و ناآسمانی اند همه
مطیع و در بر شیطان چرا نمی آیی
جنود شر و فساد و تباهی و غفلت
دهند یکسره جولان چرا نمی آیی
به زندگی محبان تو خوشی هرگز
شدیم بی سر و سامان چرا نمی آیی
پی تو اشک فشان کو به کو دوان هستیم
بس است غصه ی هجران چرا نمی آیی
بیا که بی تو نفس هم برون نمی آید
غم است غصه فراوان چرا نمی آیی
بیا به حق همان دختری که از ناقه
فتاد بین بیابان چرا نمی آیی
🔷
بیابان بود و سرما بود و تنهایی
دمادم ذکر دختر بود بابایی
تو با صورت زمین خوردی و من هم، آه!
رقیه خورد بی تو چه لگدهایی
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین