eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 🏴 ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ معجزات و کرامات امام موسی کاظم علیه السلام * اعجاز امام کاظم علیه السلام در خروج از زندان (1) مسیب، زندانبان امام موسی کاظم علیه السلام می‌گوید: سه روز قبل از شهادت امام مرا طلبید و فرمود: " امشب عازم مدینه هستم تا عهد امامت پس از خود را به فرزندم علی واگذار کنم و او را وصی و خلیفه خود نمایم." گفتم:" آیا توقع دارید با وجود این همه مامور و قفل و زنجیر، امکان خروج شما را فراهم کنم؟!" فرمود: " ای مسیب، تو گمان می‌کنی قدرت و توان الهی ما کم است؟ " گفتم:" نه، ای مولای من. " فرمود: " پس چه؟ " گفتم:" دعا کنید ایمانم قوی‌تر شود " امام چنین دعا کرد: " خدایا او را ثابت‌قدم بدار. " سپس فرمود:" من با همان اسم اعظم الهی که آصف بن برخیا ( وزیر حضرت سلیمان علیه السلام ) تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن از یمن به فلسطین آورد، خدا را می‌خوانم و به مدینه می‌روم." ناگهان دیدم امام دعایی خواند و ناپدید شد. اندکی بعد بازگشت و با دست خود زنجیرهای زندان را به پای مبارک بست. سپس فرمود: " من پس از سه روز از دنیا می‌روم. " من به گریه افتادم. فرمود: " گریه مکن و بدان که پسرم علی ابن موسی الرضا پس از من، امام توست. "   * امام کاظم علیه السلام و خبر از مرگ زندانبان (2) ابویوسف و محمد بن حسن که دو نفر از اصحاب ابوحنیفه بودند، در زندان سندی بن شاهک به ملاقات امام ابی الحسن موسی بن جعفر علیه السلام رفتند. در بین راه با هم می گفتند: ما چیزی از موسی بن جعفر کم نمی آوریم. یا مساوی او هستیم، یا مشابه او. وقتی به خدمت حضرت رسیدند و مقداری نشستند، یکی از مأمورین زندان وارد شد و گفت: نوبت کاری من تمام شده و از خدمت شما می روم. اگر بیرون زندان کاری دارید بفرمائید، تا مرتبه دیگر که نوبت خدمت من می شود و مجدداً باز خواهم گشت، نتیجه اش را تقدیم کنم.   حضرت فرمودند: کاری ندارم. وقتی آن مرد رفت، حضرت به ابو یوسف رو کرد و فرمود: عجیب است، او امشب می میرد. آن وقت به من میگوید اگر کاری داری بگو انجام دهم. ابویوسف و محمد بن حسن بهتزده پس از خداحافظی از زندان بیرون آمدند، در حالی که به یکدیگر می گفتند: ما آمده بودیم بحث حلال و حرام کنیم. او از امور غیبی خبر داد. زمان مرگ امری است نهانی. از کجا می دانست؟! سپس فردی را مأموریت دادند تا آن مأمور زندان را تا فردا تعقیب کند و آنها را از وضع او مطّلع نماید. آن مرد نیز وی را زیر نظر گرفت و شب را در مسجد محله که نزدیک خانه آن مأمور بود، خوابید. صبحگاهان دید فریاد عزا بلند است و مردم به داخل خانه وی آمد و شد میکنند. پرسید: چه خبر است؟ گفتند: فلانی دیشب از دنیا رفت. این مرد پیش ابو یوسف و محمد بن حسن آمد خبر مرگ آن مأمور را آورد.   مجدداً این دو به ملاقات حضرت آمدند و گفتند: " معلوم شد شما به حلال و حرام دین خدا آگاهید. ولی زمان مرگ او را که از اسرار غیبی الهی است از کجا دانستید؟ حضرت فرمود: از دروازه های علم رسول الله است که به روی حضرت امیرالمؤمنین گشودند و سپس آن علم الهی از هر امام به امام بعدی منتقل شده است. " .  پی نوشت ----------------------------------- 1- بحار الانوار، ج 48، ص 224، ح 26 از عیون. 2- بحار الانوار، ج 48، ص 64 از خرائج. 3- حار الانوار، ج 48، ص 55، از بصائر الدرجات. 4- بحار الانوار، ج 48، ص 47 از قرب الاسناد. منبع : daneshnameh.roshd.ir @manbarmajma
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴 🏴 🎤مداح :کربلایی امیر برومند ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ ‌‌‌● کنج زندان غم، اسیر شدم زیر این تازیانه پیر شدم بس که دشنام، خوردم از دشمن به‌خدا از، زمانه سیر شدم۲ ■رفته از دست من قراره من نیست معصومه‌ام کنارِ من... ●من که عمریست بیقرار غمم کنج زندان‌‌مو دچار غمم با غم دوری از رضا هرشب راهیِ خستهٔ دیار غمم ■کاش از این مِحن جدا باشم زائر چهرهٔ رضا باشم... ♢یا باب‌الحوائج یا موسی بن جعفر ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ ●ای خداوندگار بی‌همتا خسته‌ام از مصیبت دنیا حاجتم این شده در این زندان کن خلاصم از این غم عظما ■کنج زندان، نمانده روز و شبم روزه‌ام، یاد جدِ، تشنه لبم... ●این دم آخری که گریانم بی‌رمق تشنه کنج زندانم نیست یک تن به من رساند آب با لبِ تشنه روضه می‌خوانم ■یاد سرهای بی‌بدن هستم یاد تنهای بی‌کفن هستم ●میکنم یادِ روضهٔ گودال یاد پروانه‌های خونین بال یاد تنهای مونده روی خاک یاد اجسام خونی و پامال ■بر روی خاک، خفته پیکر او بر روی نیزه، میرود سر او... ♢یا اباعبدالله، یا اباعبدالله... @majmazakerinee
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نماهنگ مدیونتم.mp3
2.79M
عمری توی غصه ها اسمتو زدم صدا صحن کاظمینته سرپناه هر گدا پای سفره تو شد حاجت دلم روا مدیونتم من تا ابد قلبم برات خورده سند یا حضرت کاظم مدد توی سختیا راهی که از همه بهتره کلید حل هر مشکلی سفره موسی بن جعفره اغثنی یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر .. 🎤کربلایی محمد فصولی ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴 🏴 ✍شاعر و مداح :طاها تحقیقی (یا حسین) ابوذر رييس میرزایی، علیرضا پناهیان ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ کنجِ زندانِ بلا شد اسیر اَبَ الرِضا سِندیِ نامردِ پست میزد او را بی هوا میزد او را بی حیا با تازیانه و لگد روز و شب او میشِنید زخمِ زبان و حرفِ بد آه و واویلا از جسارت ها قلبِ او میسوخت از اهانت ها آه و واویلا حضرت کاظم ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ بند دوم: غصه و ماتم کشید از غم و مِحنت خمید همچو زهرا مادرش از زمانه دل برید درغل و زنجیرِ زندان، یاد داغ کربلا گریه میکرد بر غم زینب، بر آن شامِ بلا از اسارت شد عاقبت آزاد کربلا گشته وادیِ بغداد آه و واویلا حضرت کاظم ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ بند سوم: (زبان حال) زخمیه بال و پرم غرق خون، پا تا سرم صبح و شب گریه کنِ شاه عریان پیکرم میزند آتش به جانم آن دمی که بی پناه دست و پا میزد به روی خاک داغ قتلگاه نامرتب شد پیکرش ای وای ناله سر میداد مادرش ای وای آه و واویلا حضرت کاظم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
|⇦•تو‌موسایی.... و توسل ویژه شهادت باب الحوائج امام‌موسی بن جعفر علیه السلام علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج محمد رضا طاهری •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ تو موسایی اگر حتی نیندازی عصا را هم به زندان رفتی و گردن گرفتی جرم ما را هم تو، در بندی ولیکن اختیار دهر را داری به دست بسته ات داده خدا ارض و سما را هم تو که دست جوان مست را در کوچه می‌گیری *تا آقا رو دید روشو برگردوند به سمت دیگه خجالت کشید..حضرت فرمود: در هر حالی روتو از ما بر نگردون..* تو که دست جوان مست را در کوچه می گیری توقع می رود آقا بگیری دست ما را در این دنیا که تشخیص مسیر زندگی سخت است خدا را شکر افتاده به دست آشنا راهم بابا مگه هر کسی میتونه تو مسیر این خانواده باشه اصلاً مگر دلی می‌تونه عاشق موسی بن جعفر باشه باید مادر خوب تربیتت کرده باشه.. باید یه عمر سفره‌های موسی بن جعفر و تو خونت دیده باشی هر موقع گرفتار میشد میگفت سریع سفره موسی بن جعفر بنداز آقا زود گره مو باز کن* دعاهایی که بالا رفته از دست شما رفته و این یعنی که می‌گیری شما دست دعا را هم شفا را غالباً از سفره ات بردن مادرها که تحت الامر نان سفره ات کردی شفا را *چه خبره امشب تو حرم موسی بن جعفر آی اونایی که گرفتاری‌های خودتون رو دارین حتی روتون نمیشه به عزیزترین کستون هم بگید امشب به آقاتون موسی بن جعفر بگید..* زن بدکاره را صبوح و قدوس تو عابد کرد مسلمان می‌کنی با دست بسته بی حیا را هم *گفت برم سر بزنم، ببینم این زن بد کاره تونسته حضرتو آزار روحی بده. اومد نگاه کرد دید آقا رو به قبله رو خاکا افتاده هی صدا میزنه "صبوح قدوس رب الملائکة و الروح" دیدم این زن بدکاره هم پشت سر حضرت رو خاکا افتاده هی می گه العفو العفو العفو.. برا شما کار نشد نداره آقا جان درسته آلوده‌ام درسته خطاکارم اما یه عمری سر سفره ی جد شما بودم آقاجون* غریبه چهارده سال است که کت بسته می‌خوانی نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب را عشا را هم *نه فقط تو غل و زنجیر نماز می‌خوند نانجیب گاهی وقتا با تازیانه سر نمازم آقارو‌ میزد.. آقای شجاعی رحمت الله علیه می‌گفت: اومد هارون الرشیده ملعون در عالم رویا ظاهراً رسول خدا رو دید حضرت فرمود: چرا انقدر داری پسر ما را اذیت وآزار می‌کنی؟ زندان بان و گفت اومد سندی بن شاهک یهودی لعنت خدا بر اینها که نسلشون الان دارن ظلم می‌کنند. گفت چیکار داری می‌کنی؟ خیلی داری پسر فاطمه رو اذیت و آزار می‌کنه.. این فکر کرد حضرت از تو زندان یکیو فرستاده رفته شکایت کرده تو راه که میومد گفت می دونم باهات چیکار بکنم. شکایت منو می‌کنی.. ایشون می‌گفت حضرت مشغول نماز بود اینقدر براتون بگم نماز آقا بدون رکوع بود ..* چه بی‌رحمانه زندانبان شکسته در دل زندان به مانند غرورم استخوان پا را هم "السّلامُ علی الْمُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِيرِ ذِي السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُودِ" این واژه ی مرضوض و کلمه مرضوض رو دو جای دیگه هم به کار بردن یکی برای مادر سادات اون موقعی که نانجیب با افتخار نوشت وقتی صدا نفس کشیدناشو می شنیدم چنان با لگد به در زدم صدای شکسته شدن استخوان‌های پهلو میومد..یه جای دیگه هم نوشتن یه عده با افتخار اومدن تو مجلس عبیدالله ملعون با افتخار گفتن"نَحنُ رَضَضنَا الصَّدرَ" ما بودیم اسبامونو نعل تازه زدیم استخوان‌های سینه ی حسین کوبیده شد.. ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
و توسل ویژه شهادت باب الحوائج امام‌موسی بن جعفر علیه السلام علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج محمد رضا طاهری •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ آقا تو را با تازیانه می‌زنند با اینکه می‌دانند شفاعت می‌کنی فردای محشر انبیا را هم چنان با ساق پای تو غل و زنجیر ممزوجن که با سختی جدا کردن از زخمت عبا را هم عبا گفتیم و یاد جد عریان تو افتادیم *آخ بمیرم قربون اون آقایی که غارتگرا ریختن تو گودال نه تنها عبا رو بردن پیراهن از تن بیرون آوردن..* عبا گفتیمو جد عریان تو افتادیم غم عریانش سوزاند حتی بوریا را هم تمام حجم تنت زیر یک عبا مانده به روی پهلوی تو چند جای پا مانده آقا کمی اگر غل و زنجیرها امان بدهند صدا هنوز در این اشک بی صدا مانده دوباره روضه ی جانسوز پنج تن داری بخوان که روضه ی مکشوفه کربلا مانده صلی الله علیک یا اباعبدالله بخوان که شمر نشسته به سینه ای خسته اگر چه سینه شکسته ولی صدا مانده * آخرین صداش داره التماس می‌کنه به التماس صدای حسین یا زینب برو حرم که غم گوشواره ها *شنیدید بدن حضرت رو با بی احترامی چهار تا غلام روی تخته ی پاره گذاشتن یا زهرا نوشتن از یه طرف پاهای حضرت آویزانه سادات منو ببخشید..از یه طرف سر حضرت ازروی زمین یه نفر داد میزنه "هذا امام الرفضه"...اما شیعیان باخبر شدن خودشونو رسوندن نوشتن هفت تا کفن قیمتی آوردن به یه روایتی میگن بدن حضرت آوردن میان بازار.. الانم بری سراغ بگیری کنار حرم آقامون جواد الائمه علیه السلام و کنار حرم آقامون موسی بن جعفر بگو صبح الریاحین با دست نشونت میدن این اسم از اون موقعی بر این بازار گذاشته شد که اومدن دسته دسته اینقدر گل روی بدن ریختن بدنو می‌خواستن بیرون بیارن هی گل ها رو کنار زدن.. من یه بدنی رو می‌شناسم وقتی عمه ی سادات اومد کنارش نشست هی سنگا رو کنار می زد هی نیزه شکسته ها رو کنار می زد هی شمشیر شکسته ها رو کنار می زد حسین حسین حسین* *کار داری با حضرت؟ دست گداییتو بالا بیار حسین حسین حسین..* یافت آن گل را ولی بی سر شده پاره پاره پیکری، پرپر شده گفت آیا یوسف زهرا تویی آنکه من گم کرده‌ام، آیا تویی "یوم علی صدر المصطفی و یوم علی وجه الثری" ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....