eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
. مادر ای اسوۂ احسان و محبت مادر مادر ای نور خدا معنی عزت مادر رفتی و اشک بصر دیده گریان بر جاست صبر و ایمان و رضا نزد خدایت مادر ...................................... دیدن روی جمالت به قیامت مادر بوسه بر دیدۂ ماهت به قیامت مادر کن دعا بهر من ای معنی ایثار خدا دیدن مهر و وفایت به قیامت مادر .............................................. روی قبرم بنویسید که مادر بودم لطف حق بود اگر عاشق حیدر بودم حب زهرا و علی در رگ و در ریشۂ من سالها نوکر شاهنشه بی سر بودم ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، دیدن عکس تو در قاب برایم سخت است جای خالی تو ای آ ب برایم سخت است سایۂ روی سرم بودی و رفتی در خاک بوسه بر جسم تو مهتاب برایم سخت است ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ بنویسید که چون شمع به پای من سوخت همچو پروانه به قلبم دل خود را می دوخت عمر خود کرد فدا تا که به عزت برسم مادری کرد برایم گهی بود او چون اخت ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: دریغا رفتی و ماتم برایم ارمغان آ مد غم و اندوه عظمایت نویدی بهر جان آ مد دریغا دیدن رویت به روز حشر ممکن شد دل پر خون ز داغ تو به اشک دیدگان آ مد ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ خاک مزارت طوطیای چشم مادر هرگز ندیدم از تو هرگز خشم مادر یار و انیس و مونس جانم تو بودی بودی برای من مثال یشم مادر ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، شاعر و مداح اهل بیت (ع) چهارمحالی(ساقی ) http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
ترحیم نامه |اشعار در مقام مادر | استاد سید رضا موید آبروی اهل دل از خاک پای مادر است هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است آن بهشتی را که قرآن می کند توصیف آن صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است آسمان زندگی شد روشن از نور پدر گلشن هستی مصفا از صفای مادر است قوت شیر از شیره جان می خوراند طقل را وین شگفت آید که خون دل غذای مادر است گرمی آغوش مهرش را ندارد آفتاب مهربان تر دیگر از مادر خدای مادر است از دم روح القدس عیسی پدید آمد اگر باز هم پرورده در ظلّ همای مادر است اوج گیرد قدر فرزند از دعای خیر او چون دم عیسی بن مریم در دعای مادر است قدر و جاهی را که در اسلام دارا شد اُویس از کمال طاعت و خدمت برای مادر است امر او را داد رجحان بر ملاقات نبی چون رضای مصطفی هم در رضای مادر است بسکه محبوب است مادر داشتن بر هر کسی مصطفی را دخترش زهرا، به جای مادر است من که از مهر علی جان و دلم دارد صفا این صفای باطن من از صفای مادر است طبع والایم که منت بر نمی دارد ز کس شرمگین از رحمت بی منتهای مادر است بهترین منظر به چشم و دل مرا سیمای اوست خوش ترین آواز در گوشم صدای مادر است با تضرع چهره بر پایش (موید)سود گفت: آبروی اهل دل از خاک پای مادر است شاعر: استاد سید رضا موید ترحیم نامه |اشعار در مقام مادر | رحیمی ماهدشتی ای خوشا در زندگانی مهر داور داشتن بعد مهر ذات یکتا مهر حیدر داشتن نیست در این عالم هستی برابر نعمتی هم تراز نعمت یک لحظه مادر داشتن لذتی در زندگانی نیست بالاتر از این سایه ی یک مادر محبوب بر سر داشتن بهر فرزندان بسی مشکل بود در این جهان داغ مرگ مادری دلسوز باور داشتن مادری دلسوز تر آیا بود از فاطمه کی سزد طفلانش از غم دل مکدّر داشتن ای فلک از ماتم زهرا کجا شایسته بود بحر چشمان علی را پر ز گوهر داشتن در مدینه روز رفت از این جهان زهرا ولی از چه رو باید تن او را به شب برداشتن جای دارد روز و شب دل را در آذر داشتن شاعر: رحیمی ماهدشت . http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
. درسوگ و فراق قابل اجرا درمراسم ترحیم سبک: علیرضاافتخاری-یارایاراگاهی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ رفتی از بر من،مادر من بی تو من شده ام صید غمها بی تو سرگردانم،نالانم من کسی رو ندارم تو دنیا توکجایی مادر ازما جدایی مادر توآسمونایی مادر مرحم هردردم من به دورتو می گردم مادرم بیابه خونه دل بی شکیبه دخترتو تنهاست خیلی غریبه کاش می شد پیشم بمونی غم و از چشام می خونی بودی تب و تاب من یک بار بیا خواب من مادر همه هست من تورفتی از دست من آرامش جانم هم روح و ریحانم ـــــــــــــــــــــــــــــ به قلم: حسین رعنایی۱۹ شوال۱۴۴۰. . http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
. # چهلم مادر دلم میخواد گل رویت ببینم سرصب تا پسین پیشت بشینم زحسرات از جدایی ها بگوییم دوباره در گلستون گل بچینم تبم میسوزونه دل توی سینه بیابرگرد ک ارزوم همینه چهل روزه دلم هوای تو داره چهل روزه دلم شادی نداره چهل روزه وچهل رو گریه کردم خونه عطر محبتهای تو داره چهل روزه ک چیش درراه دارم چهل روزه ک دایم بی قرارم ب جای خالیت گل مینهم باز بروی عکس تو سر میگذارم چهل روزه دعایم بوده مادر چهل روزه دوچشمم بوده بردر چهل روزه ک من مادر ندارم چهل روزه ک تاج سرندارم دوای دردبی درمون کجا رفت چهل روزه درو گوهر ندارم چهل روزه چهل سال ازم گذشته بروی قلبمون مادر نوشته چهل روزه سیاه روزگارم چهل روزه گواه پروردگارم نمیتونم بمونم بعد تومن دل مو میل برشادی نداره چهل روزه ک سرگرودنم ای وای تو چون لیلی منم مجنونم ای وای چهل روزه ک داغت کرده پیرم چهل روزه ک بهجرونت اسیرم چطو اومد دلت ترکم کنی تو چهل روزه دلم میخواد بمیرم بجونم ریشه کرده ناله ی غم چ سازم ک شده عمرت اقد کم برای تو چهل روزه میبارم بیاد مصیتهای بیشمار م اگ یادم کنی دل میشه اباد تو این چهل روزه ابادی ندارم چهل روزه مرا مادر بسر نیست مرا جزمادرم گو مرهمم کیست محبتهای تو ابری پر از اب تو نوری باوفا نمرت دهم بیست چهل روزه که من مادر ندارم چهل روزه که تاج سر چهل روزه شده کارم بهانه چرا مادرم نمیایی به خانه خدا داند(مادر) که دلم اتش گرفته از ان روزی که تاج سرم رفت.. (مادر..)بگو به من کجایی جون مادر؟ (مادر..)چرا از من جدایی جون مادر؟ زدلم رفته دیگه صبرو قرارم مادر به درد بچه ات دوایی جون مادر (مادر..)خدا خواسته که  من دور از تو باشم؟ همیشه مایل روی تو باشم؟ خداداغی کرده نصیبم که مادر از پس روی تو باشم چهل روزه ک رفتی ازبر من بیا رحمی بکن ب چشم تر من دلت اومد مرا بیمار سازی بیا ازروی محبت مادر من چهل روزه شدم مایل برویت بشینم باز پای گفتگویت بزارم سر بشونه ی مهربانت بخوابم تابد من روبرویت بدنبالت میایم تا دل شب شده نوم قشنگت ذکر این لب نویسم بردل پردرد خستم نمیابم تو را غم شد لبا لب گلی بودی ب پای گلعزارم شدی پر پر نمیدونی چه زارم تو ک هرشو بمو سر میزدی سر گرفتی ازلبم خنده ندارم تو از من دوریومن دورم از گل تو راحت گشتی ورنجورم از گل ترنم ازتو بود عطر بهاری جداگشتن زتو مجبورم از گل چهل روز ک بردی از سرم هوش نمیتونم کنم یادت فراموش چهل روزه ک اهم سینه سوزه چهل روزه مراکردی سیه پوش پرپرواز من بستی ورفتی درامید را بستی ورفتی امیدم بود ک ابادی ببینم در ابادی رابستی ورفتی شبم با نوررویت روز میشه برایم دلخوشیت هروز میشه بسر میشد غم چن ساله ی مو تورفتی زندگیم پرسوز میشه بپایم ریختی سرمایه ات را گرفتی از سر موسایه ات را نمیتونم فراموشت کنم من ▪️▪️▪️ http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
ای داد، آی ندیدم مهربانی مثل مادر / آی عزیز و هم زبانی مثل مادر / آی مادر، خوشا آنکس که در این خانه دارد / بهشت آسمانی مثل مادر / آره والله، خونه ای که مادر داره بهشتِ / خونه ای که سایه مادر داره جنتِ / عزیز دل مادر ،خونه ای که مادر داره ، صفا داره/خونه ای که مادر داره برکت داره / مادر حتی مریضش توی خونه باز مایه رحمت و برکته / ای برکت آسمانی من مادر / ندیدم یک فرشته در زمین که / بود قامت کمانی مثل مادر / کی بوده این مادر، کیه؛کیه این مادر / که غیر از او به پای زندگانی / فدا کرده جوانی مثل مادر / ز سختیها بر سختی گذر کرد / ندیدم پهلوانی مثل مادر / آی.............. به کیسویش قسم حقش ادا نیست / کجا کی میتوانی مثل مادر / بپوشی چشم بر هستی دنیا / که چون مادر بمانی مثل مادر / آی................ مادر / به دنیا گشتم و دیگر ندیدم / رفیق و یار جانی مثل مادر / به دنیا گشتم و هرگز ندیدم / رفیق و یار جانی مثل مادر / ندیدم مهربانی مثل مادر... . 👇👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
/ی دلم گرفته زخانه کجایی ای مادر که خانه بی تو ندارد صفایی ای مادر . چنان به دیدن روی تو آرزو مندم خدا کند که بخوابم بیایی ای مادر . هنوز چشم به راه توام که بازآیی گره ز کار دل من گشایی ای مادر . مرا که طفل نحیف توام بیاد آور که تو فرشته مهر و وفایی ای مادر . بیا بیا به تو گویم حدیث غم ها را به قصه دل من آشنایی ای مادر . بخوابم آمده ای من ز شوق می خواهم بپایت افتم و ترسم نپایی ای مادر . کنار پنجره هر روز چشم می دوزم از آن رهی که برفتی بیایی ای مادر . به جای خالی تو خیره می شود هر روز چه می کشد دل از این جابجایی ای مادر . تو زنده ای و نمیری که درسرای وجود تو آن بنای بلند بقایی ای مادر . پس از خدا که جهانی رهین منت اوست امید من تو به روز جزایی ای مادر . نیازمند دعای تو ام که بنمایی برای این دل زارم دعایی ای مادر . بزرگی تو در این مختصر نمی گنجد که جلوه ای زجلال خدایی ای مادر . به گریه بود دلم خوش که دیگر آنهم نیست نمانده نای دلم را نوایی ای مادر . بهشت زیر قدمهای تست می بخشی بدون آنکه ستانی بهایی ای مادر . خوشا که این قفس تنگ بشکندروزی که سردهم چوتوشعر رهایی ای مادر . شاعر: علی شهودی . چهارم برای روضه مادر اهای مردم همه ی شما شاهد بودید که توی تشییع جنازه مادرشون این فرزندان مادر از دست داده چطور با صدای بلند ناله و ضجه می زدند مادر مادر می گفتند، دوستان این فرزندان هر کدام از بچه های مادر از دست داده رو مراقبت می کردند، همه سرسلامتی می دادند، ولی مدینه توی تشییع جنازه مادر سادات امیر المؤمنین به فرزندان خودش می گفت: فرزندان من؛ مبادا بلند بلند گریه کنید که این مردم مدینه از خواب بیدار شوند و از تشییع جنازه مادرتون خبردار شوند. چقدر سخته کسی مادر از دست بده و نتونه بلند بلند گریه کنه، ای نانجیب مردم مدینه چکار کرده بودید که زهرا به علی وصیت کرد که یا علی: مرا شبانه غسل بده و کفن کن و به خاک بسپار... من نمی دونم دیگه فاطمه اذیتی برای مردم مدینه نداشت آی نانجیب مردم مدینه مگه چه هیزم تری فاطمه یا باباش رسول خدا به شما فروخته بودند که حتی نذاشتید توی عزای باباش هم گریه کنه؛ که رفتید به امیر المؤمنین گفتید : به فاطمه بگو یا شب گریه کنه یا روز، خدا لعنتتون کنه آی نانجیب مردم... فضه کنیز حضرت زهرا می گوید: پس از چند روزی که رسول خدا از دنیا رفته بود، حضرت زهرا شبانه روز گریه می کردند، بزرگان و پیرمردان مدینه نزد امیرالمؤمنین آمدند و گفتند: یا اباالحسن! فاطمه شب و روز گریه می کند، هیچ یک از ما نمی تواند شب ها راحت بخوابد و روزها نیز آسایش در کسب و کار و درآد نداریم، از تو می خواهیم از فاطمه درواست کنی که یا شب گریه کند یا روز. حضرت فرمودند: ‌بسیار خوب اقدام خواهم کرد، امیر المؤمنین نزد فاطمه آمدند ،حضرت با دیدن امیرالمؤمنین کمی آرام گرفتند، امیر المؤمنین فرمودند: مردم مدینه از من خواسته-اند که از تو بخواهم یا شب گریه کنی یا روز؛ حضرت فاطمه فرمودند: یا علی؛ من مدت زیادی در بین آن ها نخواهم ماند و به همین زودی از بین آن ها خواهم رفت به خدا سوگند که نه شب آرام می گیرم و نه روز تا به پدرم رسول الله ملحق شوم.    سپس امیر المؤمنین برای فاطمه به دور از شهر مدینه اتاقی به نام بیت الاحزان را بنا کردند و حضرت زهرا همراه با حسن و حسین روز به آن جا می رفتند و به گریه و عزاداری می-پرداختند.   آری این جا در مدینه امیر المؤمنین برای فاطمه سرپناهی بنا کرد تا بتواند برای پدرش رسول الله گریه کند اما کربلا بدن بی سر و قطعه قطعه و غرق به خون حسین سه روز و سه شب روی خاک گرم کربلاروی زمین بود بدون حتی یک سر پناه و هر کس که می خواست بالای سر او گریه و زاری کند با تازیانه از او دلجویی می شد... ترجمه فاطمه الزهرا من المهد الی اللحد ، ص ۵۶۹ ترجمه بیت الاحزان، ص ۲۲۴ http://eitaa.com/joinchat/4240572439Cf0699ea22b
. m.e: شعر در وصف وختم و عزای مادران شهدای معظم ما داغدار ماتم ام الشهیدیم دل خون وگریان از غم ام الشهیدیم او مادر سرباز ثار الله عشق است ما در عزای اعظم ام الشهیدیم ماراشهیدش کرده دعوت تا بیاییم شکر خدا که محرم ام الشهیدیم مارا هراسی از قیامت نیست نیست محشر به زیر پرچم ام الشهیدیم باجان ودل جان را فدایی کرده مادر مبهوت عهد محکم ام الشهیدیم اری دعای اوبه ماهم آبرو داد ماچشمه های زمزم ام الشهیدیم ما غیرتی تر از همه اهل جهانیم ماتا قیامت پای بوس مادرانیم ماراهمه دنیا شناسد با شهیدان این راه ما پیوسته باشد تا شهیدان سرزیر بار ذلت دشمن نبردیم دادند این پیغام را بر ما شهیدان مدیون ایثارو گذشت مادرانیم هستی خود دادند یکجا با شهیدان عطر وگلاب و آینه ارید وقران چون دسته دسته آمدند اینجا شهیدان این مجلس پررونق ام الشهیداست حتما بخوانند روضه ی زهرا شهیدان حتما نظر برمجلس ماهم نمایند با آنکه دل کندنداز دنیا شهیدان اینان گشوده بال واز دنیا بریدند هم سفره اند باشاه عاشورا شهیدان حتما پسر بر مجلس مادر بیاید گریه برای روضه ی مادر نماید بر گرفته از کتاب بهترین نواهای ختم خوانی به تالیف حسین کریمی نیا
. شعر مجلس ختم و ترحیم ،سر خاک و تشییع جنازه شاعر رسول چهارمحالی(ساقی) سبک : -------------------------------- سر خاکت منم با اشک و زاری امان از درد دوری داغ داری سر خاکت سرشک از دیده جاری تو رفتی و منم در سوگواری سر خاکت عزیزان غرق آ ه اند همه در انتظار یک نگاه اند سر خاکت دلم را خاک کردم دلم را از غمت صد چاک کردم سر خاکت شکست بال و پر من بیا بنگر تو چشمان تر من سر خاکت دلم آتشفشان است ببین که مادر تو روضه خوان است دلم با غربت و غم آشنا شد زمانی که دلم از تو جدا شد نوایی جان فزا آ ید ز خاکت فرستم فاتحه بر روح پاکت عزیزان قدر یکدیگر بدانیم بیا یک لحظه دور از هم نمانیم سر خاک تو من منزل گرفتم در این طوفان غم ساحل گرفتم خموش ساقی ز داغ و درد و ماتم دلم را ماتمش بنموده در غم ------------------------------------ شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)
4_5969640422702581133.mp3
5.26M
🎼فاطمیه ها به من نگید روضه بخون 🎤 سیدمجید بنی فاطمه وقتۍنباشۍدنیاتمام‌می شود @majmaozakerine
اندازه ے تمام نَفَـس هاے خسته ات؛ #مادر به من نَفَس بده تا #نوڪــری ڪنم ❣️ #یازهرا
مادر # روضه حضرت زینب س # روضه ی حضرت زینب(س) کاربردی درمجالس ختم مادر و خواهر شاعر رسول چهارمحالی(ساقی) شهپر جبریل را من فرش راهت می کنم از درون قاب عکس هر شب نگاهت می کنم یک شب جمعه حرم ،روضه ،بکاءو عاشقی وقت روضه خویش غرق در قتلگاهت می کنم السلام علیک یا ابا عبداله بذار اول دلتا آماده کنم. چند جمله از علاقه ی زینب و ابی عبداله برات بگم .خانم فضه اومد خدمت امیرالمومنین ، عرضه داشت علی جان زینبت نو عروسه ، رسم مدینه ، وقتی عروس سه روز خونه ی بخت میره مادر بره به نو عروسش سر بزنه ،ها ها ها، زینب که مادر نداره. بایدم نالت بره مدینه بایدم اینگونه ناله بزنی. علی جان میدونی وقت چیه، امیرالمومنین سرشا پائین انداخت چشاش پر اشک شد ، فضه اومدی دل علی را خون کنی. گفت نه علی جان فقط میخوام بگم زینبت چشم به راهه، میخوام بگم لی جان زینبت مادر نداره ، اومدم اجازه بدی برم یه سری به زینب بزنم. . آی مادر مادر مادر. فضه میگه اجازه گرفتم اومدم خونه ی عبداله جعفر(اله اکبر2) من یه چیز میگم تو یه چیز میشنوی ، تو ذهنت مجسم کن این لحظه را ببینم طاقت میاری با نه. میگه خودم دیدم زینب سجاده انداخته ، زار زار داره گریه میکنه. ناله میزنه. عرضه داشتم زینب جان شما نو عروسی اول شادیتونه چرا داری گریه میکنی ، فرمود فضه سه روز حسینما ندیدم(ای حسین). زینب جان اینکه کاری نداره ، الآن میرم به حسینت میگم میاد بهت سر میزنه میگه اومدم خدمت آقا امام حسین ،اما دیدم زانوی غم بغل گرفته چشاش پر اشکه ، حسین جان چته عزیزم چرا داری گریه میکنی فرمود فضه دست رو دلم نذار سه روز زینبما ندیدم. (ای حسین) قضیه را برا حسین گفتم هنوز حرفم تموم نشده دیدم دوید سمت خانه ی زینب اما وقتی رسید ، دید خواهرش توی اتاق خوابیده اما از شکاف در نور داره صورت زینبا اذیت میکنه ، میدونی چه کرد (الهی قربون تو برادر برم) اومد جلوی نور ایستاد زینب راحت بخوابه . (الهی قربون تنت برم حسین) اجازم میدید یه جمله بگم . آیا زینب خبر داره یه روز میاد بالا سر این بدن میبینه تمام این بدن پاره پاره. حسین جان شنا اینجا جلوی یه ذره نورا گرفتی زینب راحت بخوابه ، آیا زینبت خبر داره یه روز میاد تو صحرای گرم کربلا ، میبینه این بدن پاره پاره زیر برق آفتاب کرلات. (ای حسین) . یه وقت زینب حس کرد حسینش اومده ، بوی حسین به مشام زینب خورد بیدار شد چرا وارد نمیشی داداش فرمود زینبم نور آفتاب نمی ذاره بخوابی میدونی چی گفت : داداش خدا سایتا از سرم کم نکنه. اما آیا گذاشتن سایه ی حسین بالا سر زینب باشه. یه روز اومد تو گودی قتلگاه دید این بدن پاره پاره.(اله اکبر2) حسین جان آیا تو برادر منی آیا تو پسر مادر منی معمولا خواهر و برادر موقع ملاقات دست به گردن هم میندازن صورت هما میبوسن . میخوام صورتتا ببوسم سر در بدن نداری. میخوام دستتا ببوسم ساربان جسارت کرده. (ای حسین) چه کرد زینب: اون لحظه ای که مدینه رو کشته ی مادر افتادن هاتفی ندا علی جان ملائکه ها طاقت ندارن این لحظه را ببینن میخوام بگم علی جان آیا ملائکه ها طاقت آووردن این صحنه را ببینن اومد بدن حسینا گذاشت رو زانوهاش لبها را گذاشت رو رگهای بریده .... یه وقت دیدن ؛ سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سر برادر زینب @khatmkhanimajma ترحیم خوانی مجمع الذاکرین