هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
4_5924924371427656597.mp3
1.56M
🍂🍁*مدح و ذکر توسل جانسوز _ ویژۀ شهادت اُختُ الرضا حضرت فاطمۀ معصومه سلام الله علیها _ حاج محمود کریمی *🍁🍂
┄┅═══•••✾❀✾•••═══┅┄
____
↶توجه↷:
جهت استفاده ، متون حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
____
صحن و سرايت حرم مرتضاست
مسجدِ بالایِ سرت کربلاست
آیینه هايت همه الماسی است
رنگ و لعاب حرم عباسی است
نور فشانِ شبِ دیجور تو
نور تویی شور تویی طور تو
کوثر و یاسین توُو اَعراف تو
عین تویی ، شین تویی ، قاف تو
مکه تو ، زمزم تو ، صفا مروه تو
مثنویِ دل ، غزل و شَروهِ تو
ای که صلاتی و صيامی علیک
حضرتِ معصومه سَلامی علیک
بی هوایش پری نمی ماند
چشم های تری نمی ماند
واژۀ عاشقی وسط باشد
واژۀ بهتری نمی ماند ...
تا که قم هست و هست معصومه
بی حرم مادری نمی ماند
بانویِ ما اگر اشاره کند
به اباالفضل به تنِ ما سری نمی ماند
با وجود تو و امام رضا
صحبتِ از محشری نمی ماند
یا بدونِ مقام خواهریت
عزتِ خواهری نمی ماند
ای کریمه همه فدایِ توییم
گریه کن هایِ غصه هایِ توییم
#حاج_محمود_کریمی
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
@majmaozakerine
🍂🍁ذکر توسل جانسوز _ ویژۀ شهادت اُختُ الرضا حضرت فاطمۀ معصمومه سلام الله علیها _ حاج محمد کمیل 🍁🍂
┄┅═══•••✾❀✾•••═══┅┄
____
↶توجه↷:
جهت استفاده ، متون حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
____
ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز
*به امام رضا ميگه حضرت معصومه:*
ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز
یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز
یك بار ِ دیگر بر سرم سایه بیانداز
بر خواهرانش سایه دارد هر برادر
چیزی به غیر از چشم تر دارم ، ندارم
از گوشۀ زندان خبر دارم؟ ندارم
اصلاً نمی دانم پدر دارم ، ندارم
دیدم كمالاتِ پدر را در برادر
*علي بن موسی ...*
از جانب زُلفت صبایی می فرستی؟
با التماسِ من دعایی می فرستی؟
دارالشِفایِ من دوایی می فرستی؟
افتاده ام در گوشۀ بستر ، برادر !
این جا مسیرِ كوچه ها خوب است خوب است
اينجا نگاهِ مردها خوب است خوب است
حالا كه احوالِ رضا خوب است خوب است
از بس فنا گردیده ام من در برادر
در كوچه ها با حالِ بیمارم نبردند
وقتی رسیدم ، سمتِ بازارم نبردند
این معجری را كه سرم دارم نبردند
این جا چه شأنی دارد این معجر،برادر !
*بزرگان و علماشون جمع شدند از حضرت پذيرايی كردند ...*
ای كاش مرغی را كسی بی پَر نبیند
جسمِ برادر را كسی بی سر نبیند
هر كس ببیند كاش كه خواهر نبیند
افتاده روی تلِّ خاكستر برادر
حسين....
نه تو جسارت دیده ای نه من جسارت
نه تو اسارت دیده ای نه من اسارت
نه تو به غارت رفته ای نه من به غارت
پس ما دو تا قربانِ آن خواهر-برادر
با نیزه ای تا شاه را از حال بردند
یك یك تماماً رو سوی اموال بردند
هر آن چه را كه بود در گودال بردند
تسبیح، عبا، عمامه، انگشتر، برادر!
شاعر : علی اكبر لطیفیان
@majmaozakerine
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
4_5920194822160777530.mp3
2.03M
یازهرا🌺:
🍂🍁سینه زنی زمینه زیبا _ ویژۀ شهادت اُختُ الرضا حضرت فاطمۀ معصمومه سلام الله علیها _ حاج میثم مطیعی 🍁🍂
┄┅═══•••✾❀✾•••═══┅┄
____
↶توجه↷:
جهت استفاده ، متون حتما به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
____
تو رفتی و شد ، دلم کمطاقت
شده سهمِ من ، فراق و حسرت
الهی آخر فدات شه خواهر
چقدر تنهایی تُو شهرِ غربت
موندم من با غروبای مدينه
آخه خواهر چطور آروم بشينه
وقتی داره غريبيتُ میبينه،ای جانم
جانم جانم ، رضا رضا یا رضا ...
شدم راهی تا ، کنارت باشم
قرارم باشی ، قرارت باشم
نشد دیدارت نصیبم اما
اميدم اين بود که يارت باشم
عمر یاسِت با اینکه خیلی کمه
اما جونم فدای رهبرمه
اشک چشمام ميخونه يا فاطمه،یا زهرا
زهرا زهرا، یا زهرا یا فاطمه ...
امون از غربت ، امون از غمها
غریبه شیعه ، تویِ این دنیا
هنوزم خونها ، میریزه ناحق
به جرم عشق علی و زهرا
شده شورِ حق ، تو دلها برپا
برامون هر روز ، شده عاشورا
تو رگهاست خونِ بُریر و عابس
فدایی میشیم برای مولا
چل روز، رفته، ولی هنوز زاریا
داره، حال و هوای کرب و بلا
ذکر، لبهاست، عزیز زهرا بیا،یا مولا
مولا مولا، عزیز زهرا بیا ...
شاعر : یوسف رحیمی
@majmaozakerine
#حاج_میثم_مطیعی
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
متن روضه مجمع الذاکرین(ع):
#حضرت_معصومه
عطر خوشبویی که در سر تا سرِ ایران گم است
از گلاب نابِ قمصر نیست! از شهر قم است
مهربانویی که با لبخند مهمان می کند
باز دل راهی شد و اینبار بارِ چندم است
می نشیند پای حرفِ زائران خسته دل
فکر و ذکرش غصه های بیشمار مردم است
در حریمش می شود همسایهٔ خوب خدا
هر کسی که راه را گم کرده و سردرگم است
در مسیرِ چادرش خورشید زانو می زند
بسکه محجوب است و ماهِ آسمانِ هفتم است
از ضریحش گریه می بارد! نه اینکه معجزه ست
روضهٔ داغ برادر در رواق هشتم است
صحنِ آیینه یقیناً بعدِ ایوانِ نجف
در مقامِ دلربایی در مقامِ دوم است!
مرضیه عاطفی
.
#حضرت_معصومه سلاماللهعلیها
#توسل
#زیارت
#حسین_عباسپور
نگاهم مملو از آیینه شد، لبریز باور شد
دو چشم محو در آیینههایت،ناگهان تر شد
سقوط اشکهایم بار بغضم را سبکتر کرد
دلم بر سنگفرش صحن تو افتاد و پرپر شد
درخشیدی تو در آیینۀ اشکم، دلم لرزید
نگاهم کردی و روح زمینگیرم کبوتر شد
بهیُمن چندقطره اشکعشقت در دلم گل کرد
مشامم پر شد از بویت،نفسهایم معطر شد
دلم بینور تو تاریک،چون زندانهارون بود
ولی حالا حریم دختر موسی بن جعفر شد
مجالخواستن را هم گرفته لطفت از سائل
زبان شکوه را نگشوده حالم با تو بهتر شد
چهازشأنتوگویمایکهسرتاپایتو زهراست
همانا وصف تو تفسیری از آیات کوثر شد
پدر،جان را فدایت کرد دیگر من چه بنویسم
چه در شأنتو گویم مادحت وقتیبرادر شد
بهاشکچشمتواینخاکشوریدهنمکگیراست
و از شبزندهداریهای تو قم بندهپرور شد
به اعجاز نگاهت از محبانت بلا برگشت
به دستان کریمت روزی عالم مُقَدّر شد
ضریحتالتیام زخمبیتسکینهر شیعهست
پناهشمیشوی هرعاشقی دلتنگمادر شد
چه رؤیاییست طوف آخرم دور ضریح تو
خدا را شکر عمرمدر صفای اینحرم سر شد
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
.
.
#حضرت_معصومه سلاماللهعلیها
#مدح_و_منقبت
#توسل
#عباس_شاه_زیدی
غریب شهر قمی... نه، که آشنا هستی
تو مثل فاطمه، معصومۀ خدا هستی
هزار فخر تو را هست در جهان امّا
همین بساستشرف، خواهر رضا هستی
نوشتهاند به تقدیر تو که زائر باش
هنوز زائر آن مشهدالرضا هستی...
به بارگاه تو دل از یقین شود لبریز
تویی که معنی «یَهدی لِمَن یَشا» هستی...
شکسته پشت من از این همه گناه، اما
چه غم مرا که توأم شافع جزا هستی...
چه خوانمت که زبان، عاجز است از وصفت
چه گویمت که تو مستغنی از ثنا هستی
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
📚 به کسی دل باختهام
.
هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
هر زمان دلتنگِ زهرا می شوم، قم می روم
*سادات بهتر می فهمند،آخه كجا میری وقتی دلتنگِ مادرت میشی؟اونایی كه مدینه رفتن بهتر می فهمن...*
هر زمان دلتنگِ زهرا می شوم، قم می روم
میلِ مشهد می کنم، پا می شوم قم می روم
چند روزی هست تب دارد نگاهش بر در است
آنقدر غم خورده و غم خورده، خیلی لاغر است
دردِ دوری از تمامِ درد و غم ها بدتر است
باز هم یک فاطمه از دردِ بینِ بستر است
*چه مقایسه ای كردم،این فاطمه كجا و بی بیِ دوعالم فاطمه كجا؟ اولاً این خانم اگر تو بستر هم بوده دیگه بچه نداشته،همسر نداشته،آخه امیرالمؤمنین هر وقتی می اومد خونه یه نگاهی به بستر می كرد آه می كشید،خجالت زده می شد،سرش رو پایین می انداخت،علی رو حلال كن...*
این چه غوغایی ست یا رب که میان قم به پاست
این دم آخر به لب هایش رضا جانم رضاست
رفته بین هر بیابان در هوای دلبرش
روی ناقه بینِ محمل سایبان دارد سرش
شکر ! نامحرم ندیده هیچ کس دور و برش
یا نخندیده کسی بر خاکِ رویِ معجرش
دردِ پا دارد ولی دردش فراوان نیست نیست
پایِ بی بی، زخمی از خار مغیلان نیست نیست
در مسیرش غیر تکریم و ادب دیگر ندید
با لبِ تشنه رضایِ خویش را بی سر ندید
دُور تا دُور خودش چشمِ بدِ لشگر ندید
غارتِ چادر ندید و غارتِ معجر ندید
عمه اش زینب ولی زیر لگدها مانده بود
بین آن نامردهایِ پَست، تنها مانده بود
#شاعر سید پوریا هاشمی
*از مدینه تا خراسان خیلی راه طولانیِ،اما به عشقِ امامش،به عشقِ ولایتش راه افتاد این مسیر رو،اما خدا رو شكر نرسید خراسان،چرا؟ خدا رو شكر جون دادنِ امام رضا رو ندید...اون لحظه ای كه امام رضا فرش های حجره رو جمع كرد، این صورتش رو روی خاك میذاشت...خدا رو شكر این خانم نبوده،ندیده...اما دلها بسوزه برای اون خانومی كه....بگم از كجا تا كجا...چه فاصله كوچكی رو اومد؟...*
از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد:حسین!
دست و پا می زد حسین،زینب صدا می زد:حسین!
*حالا نهایتاً اگر بی بی معصومه سلام الله علیها از مدینه می رفت خراسان، چه صحنه ای رو میدید؟ نهایتاً امام رضا رو در حال جون دادن می دید،سر امام رضا رو بغل می كرد،نوازش می كرد اون لحظه های آخر...اما قربون خانومی برم كه داره از بالای تل نگاه می كنه: یه عده دارن با نیزه میزنن،یه عده دارن با شمشیر میزنن...بزار برم جلوتر...همچین كه اومد،داره از بالای تل میدَوه...دست رو سر میذاره...یا جداه! صَلَّى عَلَیْكَ مَلِیكُ اَلسَّمَاءِ هَذَا حُسَیْنٌ بِالْعَرَاءِ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ،مُقَطَّعُ اَلْأَعْضَاءِ ...*
فَبکِ عَلَی الحسین
یعنی برات گریه کنم
واسه غمات گریه کنم
یعنی كه هر شب واسه ی
مصیبتات گریه کنم...
مثل مادرِ جوان مُرده آقا
میشینم تو روضه هات زار میزنم
تا بفهمن تو رو تشنه کُشتنت
همه جا این روضه رو جار میزنم
ای بی کفن! با نیزه رو پهلوت زدند
دور از وطن! با پا رو سینه ات اومدن@majmaozakerine
سوگ حضرت معصومه
منزل به منزل رو بسویت رهسپارم
تا بینمت سر را بزانویت گذارم
یکسال شد هجران تو دلتنگ هستم
برده فراقت ای برادر اختیارم
افسوس خیل دشمنت سد رهم شد
کشتند یارانم، مریضی شد دچارم
بیمارم ودیگر توان رفتنم نیست
از دیدن تو ناامیدم ای قرارم
در انتظار دیدنت معصومه جان داد
بی تو رضاجان تلخ باشد روزگارم
ای کاش جانا بهر تدفینم بیایی
ای محرمم،محرم ندارم در کنارم
آمد به یادم کربلا وعمه زینب
خوش حال هستم قبل تو جان می سپارم
شاعر : اسماعیل تقوایی
.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
مثنوی - شهادت #حضرت_معصومه سلام الله علیها
زهرای خاکِ کشورم بانوی شهرِ قم
معصومهیِ موسی تویی اُمّیدِ این مردم
ای حاجتِ بابالحوائج چشمهیِ پاکی
هرگز نشد بال و پرِ مرغِ حرم خاکی
غِبطه به احوالِ کبوترهای قم خوردم
هر جا که افتادم زمین نامِ تو را بردم
نامِ تو را بردم به دادِ من رسیده شاه
در بسترت میسوختی سلطان کشیده آه
در آتشِ هجرانِ دلدارت وجودت سوخت
آیا تو سیلی خوردهای؟! روی کبودت سوخت
آوارهیِ صحرا شدی دنبالِ سلطانی
آیا به روی ناقهیِ عریان پریشانی؟!
تب کردهای بی تابِ وصلِ روی دلداری
آیا اسیرِ طعنههای کوچه بازاری
شوریدهسَر رفتی سفر... دلبر کجا رفته؟!
آیا به سمتِ معجرِ تو چنگها رفته
در آتشِ هجران پرِ پروانه میسوزد
آیا دلت با دیدنِ ویرانه میسوزد؟!
بوی بهاران سهمِ تو رویِ گلت هرگز
آیا نگاهی رفته سوی محمِلت؟! هرگز
حتماً میانِ راه لبهای تو خشکیده
آیا لبِ خشکت رگِ صدپاره بوسیده؟!
در راه... لطفِ تو نصیبِ سائلان میشد
آیا بلای جانتان یک تکّهنان می شد؟!
رفتی سرِ بازار امّا با دو پای خویش
آیا شنیدی طعنه و زخمِ زبان و نیش؟!
در راه... دیدی بارشِ باران و صحرا را
آیا شنیدی نالهیِ گلهای زهرا را؟!
تو ندبهخوانی روضهخوانی شرحِ بارانی
آیا به یادِ خیزرانی که پریشانی؟!
#شهادت #قم #مدینه #کربلا
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#حسین_ایمانی
.
#حضرت_معصومه_س
دوباره آمده ام تا به من بها بدهی
مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی
گره به کار من افتاده، ای کلید بهشت
خدا کند که به من فرصت دعا بدهی
من از زیارت قبلی خراب تر شده ام
خداکند به من بی پناه جا بدهی
#من_از_زبان_رضا_باتو_درد_دل_دارم
مگر که پاسخ این اشفعی لنا بدهی
توآمدی و مقام رضا مشخص شد
تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی
دلم برای محرم چه زود تنگ شده
مگر که باز تو امضای کربلا بدهی
هزار عید فدای دو روز ماتم تو
اگر اشاره کنی٫رخصت عزا بدهی...
تمام سال برای تو روضه می گیریم
هزار مرتبه هم در عزات می میریم
#مجید_تال
.
.
#اشعار_غزلیات_و_مدایح_اهل_بیت_علیهم_السّلام
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
شعر وفات #حضرت_معصومه(س) -( دور تو عالمان فقه و اصول )
ای به قم آفتاب قلب جهان
دخت موسی سلاله ی قرآن
عمه و دخت خواهر سه امام
مادر کل عالم امکان
تو به چشم ائمه زهرایی
بعد زهرا به قدر و عزت و شان
زینب دوم بنی الزهرا
عمه ی چار حجت یزدان
هم وجودت کریمه ی عترت
هم ولایت حقیقت ایمان
فیض فیضیه از کرامت تو است
شهر قم از تو گشته مهد امان
حریم یازده ولی خدا
حرم تو است ای سپهر مکان
مدح تو ای ملیکه ی هستی
وصف تو ای یگانه ای دوران
نه توان با هزار دست نوشت
نه توان گفت با هزار زبان
صحن تو مسجد الرسول همه
حرم امن توانست کعبه ی جان
پدر و مادرم به قربانت
نه، همه جان عالمت قربان
کوثر کوثر رسول خدا
عصمت عصمت الله منان
قم جلال مدینه پیدا کرد
گشت روز ورود تو در قم
روز عید کرامت و احسان
روز عید نزول رحمت ها
روز عفو و عنایت و غفران
اهل قم از برای استقبال
همه با دسته گل شدند روان
مرد و زن دور محملت گشتند
اشک شوق همه ز دیده روان
قم دل از گلشن بهشت گرفت
محملت بسکه گشت گل باران
همه گفتند فاطمه در حشر
پای بنهاده ای گنه کاران
حرمت شیعیان قم ز تو کرد
ستم اهل شام را جبران
کاش زینب به قم سفر می کرد
تا نمی دید آن همه طغیان
اهل قم کی برند مهمان را
گه به بزم شراب و گه زندان
جای تو بیت موسی خزرج
جای زینب به گوشه ی ویران
#دور_تو_عالمان_فقه_و_اصول
دور او ابن سعد و شمر و سنان
دور تو دسته های گل در دست
دور او سنگ بود و زخم زبان
.